عزیزالله فراهی‌

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

عزیز اللّه فراهی کاشانی (۱۲۹۳ ه.ش- ۱۳۶۲ ه.ش) قاری قرآن و شاعر معاصر است.

عزیزالله فراهی
زمینهٔ کاری قاری قرآن و شاعر اهل بیت (ع)
زادروز ۱۲۹۳ ه.ش
کاشان
مرگ ۱۳۶۲ ه.ش
ملیت ایرانی
کتاب‌ها چاووش عزای حسین (ع) ، خوشه‌ای از خرمن ادب

زندگینامه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عزیزالله فراهی کاشانی فرزند نصراللّه در سال ۱۲۹۳ ه.ش در کاشان متولد شد و در مهرماه ۱۳۶۲ شمسی درگذشت.

آثار[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اولین اثر عزیزالله فراهی «چاووش عزای حسین(ع)» نام داشت و پس از آن ۱۰ جلد کتاب به نام «خوشه‌ای از خرمن ادب» را به چاپ رساند.

اشعار[ویرایش | ویرایش مبدأ]

شعر ۱[ویرایش | ویرایش مبدأ]

قرعه‌ی آزادگی به نام حسین است‌ دین نبی قائم از قیام حسین است
مسجد و محراب تا به روز قیامت‌ محترم از پاس احترام حسین است
پرچم قرآن در اهتزاز به عالم‌ در اثر سعی و اهتمام حسین است
آمر معروف باش و ناهی منکر ز آنکه چنین شیوه و مرام حسین است
مرگ، نکوتر ز زندگانی ننگین‌ این سخن جاودان پیام حسین است
حفظ نوامیس دین، به رغم اجانب‌ تا به قیامت خود از قوام حسین است
خصم ورا شد به باد، حشمت و شاهی‌ تا به ابد باقی احتشام حسین است
چند صباحی یزید کامروا بود لیک جهان تا ابد به کام حسین است
پیرو او را سپید صورت و سیرت‌ از رخ پر نور سرخ فام حسین است
هر که زند دست و دامنش به کف آرد زیر لوای علی الدوام حسین است
چون ز خودی در ره خدای بری بود در همه جا صحبت از مرام حسین است [۱]

شعر ۲[ویرایش | ویرایش مبدأ]

با خبر باش ای زمین کربلا جانت رسید بر سر کوی وفا امروز مهمانت رسید
ای زمین کربلا خاک تو می‌گردد دوای دردها چون طبیب عالم امکان به سامانت رسید
ای زمین کربلا خوش در تو گردد مستجاب‌ هر دعا، چون مظهر الطاف رحمانت رسید
ای زمین کربلا از درد نالیدن، چرا؟ اینک از دار الشفای عشق درمانت رسید
ای زمین کربلا شاهنشه ملک حجاز باشکوه و فر به خاک عنبر افشانت رسید
ای زمین کربلا خوش با صفا شد گلشنت‌ ز آنکه گلهای بنی هاشم به بستانت رسید
ای زمین کربلا عباس پرچمدار دین‌ تا لوای حق برافرازد به میدانت رسید
ای زمین کربلا شبه جمال مصطفی‌ اکبر آن عطر بهشت عنبر افشانت رسید
ای زمین کربلا قاسم گل باغ حسن (ع) همره یاس و شقایق در گلستانت رسید
ای زمین کربلا گهواره‌ای آماده کن‌ چون علی اصغر آن مرغ خوش الحانت رسید
ای زمین کربلا نامحرمان را دور کن‌ ز آنکه ناموس خدا اکنون به دامانت رسید
ای زمین کربلا فکر دوا کن چون ز راه‌ سیّد سجاد آن بیمار نالانت رسید [۲]

شعر ۳[ویرایش | ویرایش مبدأ]

اساس شرع:

صفای باغ ایمان است از خون علی اصغر بقای دین یزدان است از خون علی اصغر
بود زو احترام مسجد و محراب در عالم‌ بیان حکم قران است از خون علی اصغر
ز جانبازیش باشد رونق دین مسلمانی‌ مسلمان، هر مسلمان است از خون علی اصغر
حسین را مکتب علم و عمل از او بود دایر که درد جهل درمان است از خون علی اصغر
اساس شرع محکم گشت از خون گلوی او خود این پاینده بنیان است از خون علی اصغر
اگر حلق ز گل نازکترش آماج پیکان شد سپهر دین درخشان است از خون علی اصغر
یزید شوم از او برکنده شد از بیخ بنیادش‌ به جا نام شهیدان است از خون علی اصغر
چو بر دست پدر کردی تبسّم بلبل بیدل‌ به شاخ گل در افغان است از خون علی اصغر
نبود او را اگر بهر جهاد راه حق دستی‌ به عالم حق نمایان است از خون علی اصغر
از آن مظلوم، مظلومیت بابش بود ثابت‌ عدویش خوار دوران است از خون علی اصغر
پی اثبات ظلم ظالمان بُردش سوی میدان‌ عیان این عزم شایان است از خون علی اصغر
برای این پذیرفت آسمان خون گلویش را که دانی زیب کیوان است از خون علی اصغر
بخوان در موقع حاجات ایزد را بخون او که یادت لطف یزدان است از خون علی اصغر [۳]

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. همان؛ ص ۳۴.
  2. همان؛ ص ۱۱۷ و ۱۱۸.
  3. هدیه عشق؛ ص ۱۶۹ و ۱۷۰.