عزیز اللّه فراهی کاشانی (۱۲۹۳ ه.ش- ۱۳۶۲ ه.ش) قاری قرآن و شاعر معاصر است.
| عزیزالله فراهی
|
| زمینهٔ کاری |
قاری قرآن و شاعر اهل بیت (ع)
|
| زادروز
|
۱۲۹۳ ه.ش کاشان
|
| مرگ
|
۱۳۶۲ ه.ش
|
| ملیت
|
ایرانی
|
| کتابها
|
چاووش عزای حسین (ع) ، خوشهای از خرمن ادب
|
عزیزالله فراهی کاشانی فرزند نصراللّه در سال ۱۲۹۳ ه.ش در کاشان متولد شد و در مهرماه ۱۳۶۲ شمسی درگذشت.
اولین اثر عزیزالله فراهی «چاووش عزای حسین(ع)» نام داشت و پس از آن ۱۰ جلد کتاب به نام «خوشهای از خرمن ادب» را به چاپ رساند.
| قرعهی آزادگی به نام حسین است |
|
دین نبی قائم از قیام حسین است |
| مسجد و محراب تا به روز قیامت |
|
محترم از پاس احترام حسین است |
| پرچم قرآن در اهتزاز به عالم |
|
در اثر سعی و اهتمام حسین است |
| آمر معروف باش و ناهی منکر |
|
ز آنکه چنین شیوه و مرام حسین است |
| مرگ، نکوتر ز زندگانی ننگین |
|
این سخن جاودان پیام حسین است |
| حفظ نوامیس دین، به رغم اجانب |
|
تا به قیامت خود از قوام حسین است |
| خصم ورا شد به باد، حشمت و شاهی |
|
تا به ابد باقی احتشام حسین است |
| چند صباحی یزید کامروا بود |
|
لیک جهان تا ابد به کام حسین است |
| پیرو او را سپید صورت و سیرت |
|
از رخ پر نور سرخ فام حسین است |
| هر که زند دست و دامنش به کف آرد |
|
زیر لوای علی الدوام حسین است |
| چون ز خودی در ره خدای بری بود |
|
در همه جا صحبت از مرام حسین است [۱] |
| با خبر باش ای زمین کربلا جانت رسید |
|
بر سر کوی وفا امروز مهمانت رسید |
| ای زمین کربلا خاک تو میگردد دوای دردها |
|
چون طبیب عالم امکان به سامانت رسید |
| ای زمین کربلا خوش در تو گردد مستجاب |
|
هر دعا، چون مظهر الطاف رحمانت رسید |
| ای زمین کربلا از درد نالیدن، چرا؟ |
|
اینک از دار الشفای عشق درمانت رسید |
| ای زمین کربلا شاهنشه ملک حجاز |
|
باشکوه و فر به خاک عنبر افشانت رسید |
| ای زمین کربلا خوش با صفا شد گلشنت |
|
ز آنکه گلهای بنی هاشم به بستانت رسید |
| ای زمین کربلا عباس پرچمدار دین |
|
تا لوای حق برافرازد به میدانت رسید |
| ای زمین کربلا شبه جمال مصطفی |
|
اکبر آن عطر بهشت عنبر افشانت رسید |
| ای زمین کربلا قاسم گل باغ حسن (ع) |
|
همره یاس و شقایق در گلستانت رسید |
| ای زمین کربلا گهوارهای آماده کن |
|
چون علی اصغر آن مرغ خوش الحانت رسید |
| ای زمین کربلا نامحرمان را دور کن |
|
ز آنکه ناموس خدا اکنون به دامانت رسید |
| ای زمین کربلا فکر دوا کن چون ز راه |
|
سیّد سجاد آن بیمار نالانت رسید [۲] |
اساس شرع:
| صفای باغ ایمان است از خون علی اصغر |
|
بقای دین یزدان است از خون علی اصغر |
| بود زو احترام مسجد و محراب در عالم |
|
بیان حکم قران است از خون علی اصغر |
| ز جانبازیش باشد رونق دین مسلمانی |
|
مسلمان، هر مسلمان است از خون علی اصغر |
| حسین را مکتب علم و عمل از او بود دایر |
|
که درد جهل درمان است از خون علی اصغر |
| اساس شرع محکم گشت از خون گلوی او |
|
خود این پاینده بنیان است از خون علی اصغر |
| اگر حلق ز گل نازکترش آماج پیکان شد |
|
سپهر دین درخشان است از خون علی اصغر |
| یزید شوم از او برکنده شد از بیخ بنیادش |
|
به جا نام شهیدان است از خون علی اصغر |
| چو بر دست پدر کردی تبسّم بلبل بیدل |
|
به شاخ گل در افغان است از خون علی اصغر |
| نبود او را اگر بهر جهاد راه حق دستی |
|
به عالم حق نمایان است از خون علی اصغر |
| از آن مظلوم، مظلومیت بابش بود ثابت |
|
عدویش خوار دوران است از خون علی اصغر |
| پی اثبات ظلم ظالمان بُردش سوی میدان |
|
عیان این عزم شایان است از خون علی اصغر |
| برای این پذیرفت آسمان خون گلویش را |
|
که دانی زیب کیوان است از خون علی اصغر |
| بخوان در موقع حاجات ایزد را بخون او |
|
که یادت لطف یزدان است از خون علی اصغر [۳] |
- ↑ همان؛ ص ۳۴.
- ↑ همان؛ ص ۱۱۷ و ۱۱۸.
- ↑ هدیه عشق؛ ص ۱۶۹ و ۱۷۰.
شاعران |
|---|
| قرن اول | |
|---|
| قرن دوم | |
|---|
| قرن سوم | |
|---|
| قرن چهارم | |
|---|
| قرن پنجم | |
|---|
| قرن ششم | |
|---|
| قرن هفتم | |
|---|
| قرن هشتم | |
|---|
| قرن نهم | |
|---|
| قرن دهم | |
|---|
| قرن یازدهم | |
|---|
| قرن دوازدهم | |
|---|
| قرن سیزدهم | |
|---|
| قرن چهاردهم | |
|---|
| قرن پانزدهم | |
|---|