بیدل دهلوی‌

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

ابو المعالی، میرزا عبد القادر بن عبد الخالق جغتایی لاهوری یا عظیم آبادی، متخلص به «بیدل»، بزرگترین گوینده و عارف بلند اندیش سده‌ی دوازدهم هجری در سرزمین پهناور هند به شمار می‌آید. او از ترکان جغتایی بوده که در سال 1054 ه ق. در عظیم آباد هند متولد شد و از ترکان «جغتایی برلاس» بود اما در هندوستان متولد و رشد و نمو و تربیت یافت و بیشتر عمرش در دهلی بود و به این جهت به دهلوی مشهور شد. او بیشتر عمر خود را در شاه جهان آباد به عزلت و آزادی می‌گذراند و سرگرم تفکّرات عارفانه و ایجاد آثار منظوم و منثور خود بود.

در نظم و نثر سبکی خاص داشت و از بهترین نمونه‌های سبک هندی به شمار می‌آید و در آثارش افکار عرفانی با مضامین پیچیده و استعارات و کنایات در هم آمیخته است. در خیال‌پردازی و ابداع مضامین دقیق بود. او در سال 1079 ه ق. به خدمت محمّد اعظم بن اورنگ زیپ پیوست. سپس به سیاحت پرداخت و سرانجام در 1096 ه ق. در دهلی سکنی گزید و نزد آصف جاه اول (نظام حیدرآباد) تقرب داشت. بیدل در افغانستان و قسمتی از ترکستان چین و تاجیکستان و ازبکستان محبوبیّت بسیار دارد. هم اکنون در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل کرسی «بیدل شناسی» دایر است.

بیدل در نظم و نثر تواناست و در شبه قاره‌ی هند از اقبال و قبول تمام برخوردار است و معتقدان زیادی دارد.

شعر بیدل نه تنها مشرب عرفانی و فلسفی وی را می‌نمایاند بلکه به گونه‌ای چشمگیر پله معنا بر پله لفظ می‌چربد. نثر بیدل نیز همانند اشعارش دارای اهمیت بسیاری است.

آثار بیدل: بیدل دارای 90 هزار بیت شامل قصاید، غزلیات، ترجیعات، مخمّسها، ترکیب‌بندها و غیره می‌باشد کلیّات او در سال 1287 ه ق. در لکنهو به طبع سنگی رسید. چهار منظومه بلند با نامهای «مثنوی عرفان»، «طور معرفت»، «طلسم حیرت» و «محیط اعظم» دارد. هم چنین 3861 رباعی دارد که همگی دارای مفاهیم بلند عرفانی، فلسفی و اخلاقی است. رقعات که بالغ بر سیصد نامه و از مکاتیب بیدل به شمار می‌آید که بیشتر آن خطاب به ممدوح خود شکر اللّه و دو فرزند اوست. کتاب «چهار عنصر» که از آثار منثور اوست و ترجمه حال و شرح آراء وی به شمار می‌آید و از بهترین و روانترین نثرهای اوست. «نکات» شامل عبارات حکمت‌آمیز و کلمات و تعبیرات دل‌انگیز اوست.

بیدل پس از 79 سال در 1133 هجری در خانه‌ی خود واقع در شاه جهان آباد زمانی که امپراطوری مغولان در هند رو به زوال می‌رفت درگذشت. [۱]


از هجوم اشک در گرد ستم خوابیده‌ام‌ جیب و دامانم ز جوش این شهیدان کربلاست [۲]


منابع

دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌ 2، ص: 833.

پی نوشت

  1. دیوان مولانا بیدل دهلوی، مقدمه با تلخیص.
  2. همان؛ ص 307.