محمد رضا صغیر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
محمدرضا صغیر (1305 ه.ش) یکی از شاعران معاصر است.
| محمد رضا صغیر | |
|---|---|
| زادروز | 1305 ه. ش اصفهان |
| تخلص | «سعید» |
زندگینامه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
محمد رضا صغیر متخلص به «سعید» به سال 1305 ه. ش در شهر اصفهان متولد شد. وی از طفولیت با شعر و شاعری مأنوس بود و با شرکت در انجمنهای شعر به سرودن اشعار میپرداخت. وی معتقد است که نام و تخلصش را از طرف امام رضا (ع) در عالم خواب گرفته است.
صغیر، بافندگی را به عنوان کسب و کار انتخاب کرده و از این طریق امرار معاش میکند. [۱]
مجموعه اشعار این شاعر در کتابی به نام «گلبن امید» به چاپ رسیده است.
اشعار[ویرایش | ویرایش مبدأ]
قیام سرخ حسینی[ویرایش | ویرایش مبدأ]
| عشق خونین به احترام حسین | سکه داغ زد به نام حسین | |
| هست خورشید عشق و بهرهورند | اهل عالم ز فیض نام حسین | |
| قامت آسمان خمیده بود | در بر رفعت مقام حسین | |
| کلک قدرت به رنگ سرخ نوشت | خط آزادی از قیام حسین | |
| یار مظلوم و خصم ظالم باش | تا شوی پیرو مرام حسین | |
| زیر بار ستم نباید رفت | این کلامیست از کلام حسین | |
| بایدت زیب گوش جان کردن | گوهر آخرین پیام حسین | |
| لب خود چون نهی بر آب روان | باز کن لب پی سلام حسین | |
| چشمه سار زلال کوثر بود | از عطش تفت گرچه کام حسین | |
| قوم بستند راه آب و زدند | آتش کینه بر خیام حسین | |
| طی شد آن روز و امتی امروز | خاست بر پا به احترام حسین | |
| شد برون ز آستین نهضت ما | این زمان دست انتقام حسین | |
| میگساران بزم عشق زنند | می ایثار جان ز جام حسین | |
| روشن است این قیام سرخ (سعید) | هست فریادی از قیام حسین [۲] |
عشق و ایثار حسین بن علی (ع)[ویرایش | ویرایش مبدأ]
| تا جهان باقیست باقی باشد آثار حسین | عقلها حیران بود پیوسته در کار حسین | |
| داد در راه خدا هستی به بازار وجود | زین سبب حق کرد عالم را خریدار حسین | |
| تا ابد نامش بود باقی میان عاشقان | بود در راه خدا چون عشق و ایثار حسین | |
| شد شهید و در شهادت زندهی جاوید شد | بود چون بهر رضای دوست پیکار حسین | |
| حد تسلیم و رضا بنگر که در یک جا رسید | داغ هفتاد و دو تن بر قلب افگار حسین | |
| دیدهی عالم نخواهد دید تا دامان حشر | عاشقانی در وفا داری چو انصار حسین | |
| در مقام دوستی افراشت بر بام فلک | پرچم آزاد مردی را علمدار حسین | |
| با هجوم صرصر بیداد و طغیان عطش | صد گل شاداب پرپر شد به گلزار حسین | |
| آب را بستند و آتش بر خیام شه زدند | تا بسوزانند با اطفال بییار حسین | |
| همچو شمع بیزوالی هست نور افشان (سعید) | تا قیامت نام عاشورای خونبار حسین [۳] |