سید حسن حسینى

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو
سید حسن حسینى
سید حسن حسینی.jpg
زادروز 1335 ه.ش
تهران
مرگ 1383 ه.ش
دیوان سروده‌ها «همصدا با حلق اسماعیل»، «براده‌ها»، «گنجشک و جبرئیل»، «بیدل،سپهرى و سبک هندى» و چند ترجمه از عربى به فارسى.
مدرک تحصیلی دکترا رشته زبان و ادبیات فارسى

سید حسن حسینی (زاده 1335 تهران - درگذشت 9 فروردین 1383) شاعر، مترجم، نویسنده و پژوهشگر معاصر ایرانی بود.

زندگی

در سال 1335 در تهران به دنیا آمد و به سال 1383 در 48 سالگى درگذشت. او تحصیلات خود را در زادگاهش به پایان برد و به مدرک دکترا در رشته زبان و ادبیات فارسى دست یافت. از مرحوم حسینی تاکنون آثار ارزشمندى در دو زمینه نثر و نظم منتشر شده که از آن جمله است:

«همصدا با حلق اسماعیل»، «براده‌ها»، «گنجشک و جبرئیل»، «بیدل، سپهرى و سبک هندى» و چند ترجمه از عربى به فارسى. دکتر سید حسن حسینى ضمن تدریس در دانشگاه به کار تحقیق و ترجمه مى‌پرداخت. وى از چهره‌هاى نام‌آشنا و مطرح در شعر معاصر است و در شعر عاشورایى زمانۀ ما تأثیرگذار بوده است.

آثار عاشورایی

سفرنامۀ خیزران

پرچینى از صدف ناب دیوارى از سپیده آن سوى دیوار -از مکّه تا مدینه- آهنگ دلنشین قافله مى‌آمد بانگ دراى قافله:

هیهاى جبرئیل در انتهاى راه رحلى شکسته بود از لحن سوگوارش خون مُبینِ حنجره‌اى تازه مى‌چکید آن رحل خون‌چکان گویا به شکل خاتم انگشت وحى...

نایم بریده باد! تا بامداد حشر -هنگام نشر تازۀ این داغ بندْ بند- اندوهِ خیزرانى من بى‌کرانه باد! «حدیث متواتر باران» سلسلۀ این صدا تکرار این تبلور روشن در طنین کدام حنجره تاریخى شد؟ ***

تنِ رود در برهوت بسترى بود طبیب سنّتىِ ابر نبض زمین را به بازى تازه‌اى نمى‌گرفت و تراخم تبخیر چشم اقیانوسها را از تباهى مى‌انباشت کسى به تفسیر کویر برنمى‌خاست تقصیر از کدام گلو بود؟ وقتى کنار شریعۀ پولاد -خطاب تاریخ- گلویى تازه‌تر مى‌شد و خیمه‌گاهى بلند در حریق دامنه‌دار سکوت به غارت مى‌رفت...

سلسلۀ این صدا به کجا مى‌رسد سلسلۀ این تکاور فریاد -که در وسعتى شگفت- حدیث یال باران را بر گردۀ باغ متواتر کرد...

سلسلۀ این صدا به کجا مى‌رسد؟

اى شطّ شرحهْ شرحه تمام دریا از توست و تو از تمامیت دریایى!

خونبها

از این‌گونه مى‌گذرید با لبانى در شُرُف لبخند:

براقى سرخ با برگستوان فاخرى از خون و بادى ملایم رو به دروازه‌هاى عروج:

خروج از خویش و دست ردى به سینۀ تشویش...

با من بگویید

تکلیف لفظ ناتوان «حماسه» غیر از سکوت در قبال ملکوت نام شما چیست؟ امّا من دل به شما سپرده‌ام به آفتابى که از خاکتان برگرفت و به صولت صدایى صاف که پیشانى شما را در جبهه‌ها طواف کرد دل به شما سپرده‌ام به آفتابى که از خاکتان برگرفت و به غزلى ازلى که به جانتان جلاى جاودانه عطا کرد ***

دریا کرانهْ کرانه میزبان شماست و آسمان خونبهاى لبخندى که مرگ از لبانتان چید!

جستارهای وابسته

منابع

  • محمد علی مجاهدی، کاروان شعر عاشورا، زمزم هدایت، ج 1، ص 570-574.