سارا حیدری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| سارا حیدری | |
|---|---|
| زادروز | ١٣٥٤ ه.ش تهران |
| سبک نوشتاری | غزل |
سارا حیدری (١٣٥٤ ه. ش) شاعر معاصر ایرانی است.
زندگینامه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
سارا حیدری به سال ١٣٥٤ ه. ش در تهران به دنیا آمد. پس از طی تحصیلات دوران متوسطه، از دانشگاه آزاد تهران در رشتهی علوم سیاسی به اخذ مدرک کارشناسی نائل آمد.
آثار[ویرایش | ویرایش مبدأ]
شعرهای حیدری در چند سال اخیر در بسیاری از نشریات، جنگها و مجموعههای شعری گردآوری شده، انتشار یافته است. شعرهای او بیشتر در قالب غزل است.
اشعار[ویرایش | ویرایش مبدأ]
| از عمق درد غریبانه، کربلا تو بگو | هر آن چه دیدهای آری به چشمها تو بگو | |
| بگو که خاک تو، آکنده، از خدا شده است | بگو که وسعت یک قرن در تو جا شده است | |
| بگو بزرگترینها چه ساده میمیرند | و نخلها، همهشان ایستاده میمیرند | |
| به کربلاست، که شش ماهه طفل، بالغ شد | ز هر چه رنگ تعلق گرفت، فارغ شد | |
| به کربلاست که مردان مرد در تب و تاب | در اوجی از عطش امّا تمامشان سیراب | |
| به کربلاست که غوغا، سکوت میخواند | و بیدو دست، عزیزی، قنوت میخواند | |
| به کربلاست که نخل ایستاده میمیرد | به کربلاست که یک مرد ساده میمیرد | |
| چقدر مثل قیامت عظیمی عاشورا | عظیم نه، که صدای قیامتی به خدا | |
| بکوب بر سر دوشم، بکوب ای زنجیر | بزن به روی سرم دستهای دامن گیر! | |
| نشسته است به کنجی، عزا گرفته دلم | عزا نه، بلکه غمی از خدا گرفته دلم | |
| بهانهای است محرم، که سخت مینالم | چنین به حال دل تیره بخت مینالم | |
| اگر چه کرب و بلا، حزنآور است و غمین | به حال خویش بگریید مردمان زمین!! |