ایوب پرندآور

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

ایوب پرندآور، در خرداد ماه 1351 شمسی در دامنه کوه نمک شاه علمدار [۱]‏‌‏‏‏‏‏‏ از توابع دبیران داراب، در سیاه چادرهای عشایر ایل دره‏شوری متولد شد. او از شاعران معاصر فارسی زبان است که در وصف امام حسین (ع)، اشعاری را سروده است.

ایوب پرندآور
ایوب پرندآور.jpg
زادروز خرداد ماه 1351 ه.ش
دامنه کوه نمک شاه علمدار ‏‌‏‏‏‏‏‏از توابع دبیران داراب، در سیاه چادرهای عشایر ایل دره‏شوری
ملیت ایرانی
کتاب‌ها «کاکاعلی»، «غبار عطش»، «تیغ و ترانه» و «دو بیتی‌‏های نیلی رباعی‏‌های کبود»







زندگینامه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کودکی را در دامان طبیعت، در کنار پدربزرگی سپری کرد که به او محبت اهل بیت (ع) را آموخت. با تصمیم پدر، برای ادامه زندگی راهی دبیران شده و دوران ابتدایی و راهنمایی را در آن‏جا گذراند. آغاز شاعرانگی پرندآور همان دوره راهنمایی بود که به همت معلمان دلسوزش پی به این هدیه خداوندی برد و دل به شعر و شاعری سپرد.

فوت پدربزرگ، اسارت و شهادت عبدالمهدی نیک‌منش و هم‌ولایتی‌‏ها و هم‌‏کلاسی‌‏ها، او را در سرودن شعر مصمّم‏‌تر کرد به‏ طوری ‏که وقتی دبیرستان را به جهرم آمد، همان سال اول راهی جبهه شد. فضای معنوی متأثر از جهاد و شهادت، کلمات او را به سمت و سوی دفاع مقدس سوق داده و شهادت پسر عمویش شهید مرتضی پرندآور و دوستی و هم‏‌نشینی با عبدالحمید رحمانیان از او شاعر ادبیات پایداری ساخت.

پرندآور در روزهای واپسین سال 1369 به سبزپوشان تیپ 33 هوابرد المهدی (عج) پیوست و در آنجا انجمن شعری راه انداخته و شاعران سرباز و پاسدار یگان را شناسایی و به آن‌ها پر و بال داد به ‏طوری‏ که می‌‏توان گفت این تیپ، تنها یگان سپاه است که دارای انجمن شعر و جلسه هفتگی شاعران است.

انجمن ادبی «نخل و نارنج» انجمنی است که پرندآور و دوستانش با هدف گسترش شعر آیینی آن را بنا گذاشته‌‏اند. شاعران این انجمن از اعضای فعال کنگره‌‏های شعر آیینی به ‏خصوص شب شعر عاشورای شیراز هستند. بزرگ‏ترین جریان شعر آیینی جهرم یعنی شب شعر فاطمی نتیجه تلاش‏‌های پرندآور و شاعران آیینی این شهر است که به علت فضاسازی سنتی در بین شاعران کشور مشهور است و علاقه‏‌مندان زیادی دارد به طوری که ادیبان کشور، جهرم را به عنوان یکی از قطب‌‏های آیینی شعر در جنوب کشور معرفی کرده‌‏اند.

آثار ایوب پرندآور[ویرایش | ویرایش مبدأ]

حوزه فعالیت ایوب پرندآور علاوه بر ادبیات آیینی در ادبیات دفاع مقدس نیز است و او در زمینه تاریخ شفاهی فعالیت زیادی داشته و کتاب «کاکاعلی» از این مجموعه در دست چاپ است. از ایوب پرندآور تاکنون کتاب‏‌های «غبار عطش»، «تیغ و ترانه» و «دو بیتی‌‏های نیلی رباعی‏‌های کبود» به چاپ رسیده است. این کتاب حاوی شعرهای او در مورد زندگی و شخصیت حضرت فاطمه (س) است:

اشعار[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از برکت عشق یک دو بیتم دادند احساس فرزدق و کمیتم دادند
این جرعه آبرو اگر می‌‏بینید در خانه سبز اهل ‏بیتم دادند [۲]‏‌‏‏‏‏‏‏


کعبه تا کربلا

می‌‏چکد از حنجری خون پیمبر سرخ‌‏تر جاری از شش گوشه گودال، خنجر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
آمده روی زمین خورشید خون آلوده‌‏ای می‏‌کشد هر لحظه او را خاک در بر، سرخ‌‏تر‏‌‏‏‏‏‏‏
عهد سبزی با علی دیروز امضا کرده است هر کسی امروز شد از پای تا سر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
تیرهای نهروانی، تیغ‌‏های کوفیان می‌‏رسند از راه مهمان‏‌های دیگر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
فرق گل، عمامه گل، گهواره گل، قنداقه گل گاه اکبر سرخ‏‌تر، گه‌‏گاه اصغر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
آی! دقت کن... ببین در چشم می‌‏آید چقدر مثل سیبی روی شاخه، روی نی سر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
خواهر است این که لب گودال زانو می‌‎‏زند یا شکسته آمده این بار مادر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
بر بلندی‏‌های کوفه شقشقیه‌خوانی است یا نشسته مرتضی بالای منبر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
از سر گلدسته‌‏های نیزه دارد می‌‏وزد هر سه نوبت آیه الله اکبر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏
کعبه را تا کربلا تا هر کجا و نا کجا جلوه کرده یکصد و ده بار حیدر سرخ‏‌تر‏‌‏‏‏‏‏‏ [۳]


عرش خاکی

گودال قتلگاه است، یا این‏که باغ سیب است؟ این بوی آشنایی از تربت حبیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
هر ظهر تشنه اینجا، در حیرت اولوالعزم قرآن به روی خاک و انجیل بر صلیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
نهج‌الفصاحه در خون، نهج‌البلاغه در اشک جبریل پر شکسته، بر خاک‌‏ها عجیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
قصد نماز دارد خورشید خون گرفته وقتی رسول اکرم بر نیزه‌‏ها خطیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
قد قامت الصلاتش صد اوج در فراز است حی علی‌‏الفلاحش صد موج در نشیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
در این حرای زخمی، پیچیده سوره کهف لحنش چه دلنشین و صوتش چه دلفریب است‏‌‏‏‏‏‏‏
از بس‏ که خیزران‌‏ها خط بر لبش کشیدند سرمشق اهل عالم، خط‌‏های این کتیبه است‏‌‏‏‏‏‏‏
شَیبُ ‏الخضیب دارد، خَدُ التریب دارد با السلام رد شو، منظورِ هر غریب است‏‌‏‏‏‏‏‏
آهسته پای بگذار، بال فرشته پهن است با احتیاط بگذر، این خاک بی‌رقیب است ‏‌‏‏‏‏‏‏
اینجا غریبه‌‏ها هم، یک جور آشنایند هر کس غریب‌‏تر شد او بیشتر حبیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
شش گوشه مراد است این عرش خاک خورده هر کس نیامد اینجا، از عشق بی‌نصیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
احساس استجابت، در این حریم جاری‌ست این‌ جا یکی مجاب و آن دیگری مجیب است‏‌‏‏‏‏‏‏
در این محیط زخمی در این فضای مجروح هر کس نفس کشیده عمریست بی‌شکیب است [۴]‏‌‏‏‏‏‏‏‏‌‏‏‏‏‏‏

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

طرحی نو در دانشنامه شعر عاشورایی، مرضیه محمدزاده، ج 2، ص: 1000-1002.

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. شاه علمدار، امامزاده‌‏ای از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است که مزارش زیارتگاه اهالی منطقه است.‏
  2. گفت‏‌وگوی مؤلف با شاعر.‏
  3. بوریای شعر 90، ص 51.‏‏
  4. غزل مرثیه عاشورایی، ص22.‏