شیرینعلی گلمرادی
(تغییرمسیر از شیرینعلی گلمرادی)
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
شیرینعلی گلمرادی (1317 ه.ش) یکی از شاعران معاصر است.
| شیرینعلی گلمرادی | |
|---|---|
| زادروز | 1317 ه. ش، خلخال |
| سبک نوشتاری | غزل |
| کتابها | «دهستانی» |
زندگینامه[ویرایش | ویرایش مبدأ]
شیرینعلی گلمرادی فرزند اسماعیل در سال 1317 ه. ش، در شهر خلخال دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا سال دوم دبیرستان در زادگاهش به انجام رسانید، از آن پس به استخدام ژاندارمری درآمد و تا سال 1361 به خدمت اشتغال داشت و سرانجام بازنشسته گردید.
گلمرادی از آغاز جوانی به شعر و شاعری پرداخت و از سال 1339 آثارش در بعضی مجلهها و روزنامهها منتشر میشد.
گل مرادی از انواع شعر تنها به سرودن غزل علاقه بیشتری نشان داده است و مجموعه شعری بنام «دهستانی» از وی توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی طبع و نشر یافته است. [۱]
«آینه در کربلاست: گزیده اشعار عاشورایی» از دیگر آثار اوست.
اشعار[ویرایش | ویرایش مبدأ]
عصر عاشورا[ویرایش | ویرایش مبدأ]
| قتلگاهیست پر از داغ، نظرها نگران | ظهر مجروح، از این داغ مهیّا نگران | |
| عطش آویخته از ابر شناور در کوه | در پی رفتن هفتاد و دو دریا نگران | |
| بر زمینی که از آن خون و خطر میروید | میشود خیره بر آن دیدهی عیسی نگران | |
| زیر رگبار شقاوت، که فرو میبارد | ایستادهست تن تشنهی صحرا نگران | |
| در غم سوختن این همه باغ گل سرخ | خاطر مضطرب مریم عذرا نگران | |
| ایستادهست صبورانه، ولی میموید | قامت حیدری حضرت زهرا نگران | |
| سایه افکنده شب فاجعه بر دامن دشت | جادهی نور، از این ظلمت یلدا نگران | |
| آب، سر میکشد از پشت سر شعلهی خاک | در دلش آتشی از آه و دریغا نگران | |
| ذو الجناح است که بازین نگون آمده است | - بیسوار- از طرف مقتل مولا نگران | |
| موج صد سلسله اندوه گره خورده به هم | در خم حیرت یک مرکب تنها نگران | |
| میتوان نقش کشید از تب صحرای فرات | میتوان گرم شد از سوختن، امّا نگران |
در منای عشق[ویرایش | ویرایش مبدأ]
| ای در منای عشق خدا جان فدا حسین | در پیکر مبارزه خون خدا حسین | |
| ای پاکتر ز پاکی گلبرگهای یاس | روی زمین ز چهرهی تو دلگشا حسین | |
| ای معنی تکامل ایمان به فیض عشق | ای عاری از تعارف چون و چرا حسین | |
| عریانترین حقیقت معلوم آفتاب | تابانترین حقیقت صدق و صفا حسین | |
| فارغ ز کام خواهی دلی در هوای نفس | غالب به سلطهجویی دیو هوا حسین | |
| انسان ولی فراتر از انسان خاکزاد | با آیههای نور الهی نما حسین | |
| مطلوب دل، موافق خاطر، انیس جان | زنگار غم گرفتهی دل را جلا حسین | |
| پاینده در خیال زمانها و قرنها | در معبر گذشت زمان دیر پا حسین | |
| در کندوکاو یافتن جایگاه عشق | تا مسلخ شهادت پر اعتلا حسین | |
| در شورهزار تشنه به گلبانگ عاطفت | آواز آب و عاطفه، گلگون قبا حسین | |
| سردار بیمبالغه در عرصهی نبرد | سرباز بیمضایقه در کربلا حسین | |
| در جنگ عاشقانه پذیرای مرگ سرخ | با ظلم در نبرد به شمشیر «لا» حسین | |
| نام تو عطر سینهی خونین لالههاست | بویت در آستین بهاران رها حسین | |
| در انتظار بوسه بر آن آستانهات | خون میچکد ز چشمهی چشمان ما حسین |
منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]
پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]
- ↑ سخنوران نامی معاصر ایران؛ ج 5، ص 3079.