حسین بن على (ع): تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{دادان شیعه
{{جعبه اطلاعات ائمه|نام کامل=حسین بن علی|تصویر=Imam hussain.jpg|نقش=امام سوم شیعیان|کنیه=اباعبدالله|لقب=[[سیدالشهدا (ع)|سیدالشهدا]]، [[ثار اللّه]]، مصباح الهدی و ...|زادگاه=مدینه|زادروز=سوم شعبان سال چهارم قمری|مدت امامت=حدود ۱۰ سال|مدفن=کربلا|محل زندگی=مدینه و کوفه|پدر=حضرت علی(ع)|تاریخ شهادت=دهم [[محرم]] سال ۶۱ قمری|مادر=حضرت زهرا(س)|همسران=[[رباب]]، [[لیلى]]، ام اسحاق ، شهربانو|فرزندان=[[زین العابدین «ع»|امام سجاد(ع)]]، [[علی اکبر (ع)]] ، [[علی اصغر (ع)]]، [[سکینه]]، فاطمه، جعفر}}
|نام = حسین بن علی
|تصویر = Unknown, Turkey, 1572 - Lobed Iznik Tile - Google Art Project.jpg
|نقش = سومین [[امام]] [[شیعه|شیعیان]]
|کنیه = اباعبدالله
| زادروز= 3 شعبان [[4 (قمری)]]  
| درگذشت = 10 محرم [[61 (قمری)]] {{سخ}}20 مهر 59
|محل تولد = [[مدینه]]
|مدفن = [[حرم امام حسین]]، [[کربلا]]، [[عراق]]
|طول عمر = پیش از [[امامت]] 46 سال{{سخ}}(سال 4 تا 50 قمری){{سخ}}
دوران [[امامت]] 11 سال{{سخ}}(سال 50 تا 61 قمری)
|القاب = [[ثارالله]]، سیدالشهداء، سید شبابِ اهلِ الجنه، الرشید، الطیب، السید، السبط
|پدر = [[علی]]
|مادر = [[فاطمه]]
|همسران = [[شهربانو]]، [[رباب دختر امرء القیس]]، [[ام‌الرباب]]، ام لیلا، ام اسحاق بن طلحه
|فرزندان = [[علی بن حسین]]، [[علی‌اکبر پسر حسین|علی‌اکبر]]، [[علی‌اصغر پسر حسین|علی‌اصغر]]، [[رقیه]]، [[فاطمه صغری]]، [[سکینه]]}}


حسین ‌بن على، امام، امام سوم از امامان دوازده‌گانه شیعه امامیه و یکى از چهارده معصوم.  
'''حسین ‌بن على'''، امام سوم از امامان دوازده‌گانه شیعه امامیه و یکى از چهارده معصوم است که در [[کربلا]] در سال ۶۱ هجری به همراه اصحابش در روز [[عاشورا]] به [[شهادت]] رسید.  
==نسب==
==نسب==
به اتفاق همه منابع، نام و نسب او حسین‌ بن علی‌ بن ابی‌طالب‌ بن عبدالمطلب‌ بن هاشم است. جد مادری‌اش پیامبر اکرم صلی‌اللّه علیه‌وآله‌وسلم، پدرش امیرمؤمنان على علیه‌السلام و مادرش فاطمه سلام‌اللّه علیها دختر رسول خداست <ref>ابن‌سعد، ج ص 399؛ ابوالفرج اصفهانى، ص 51؛ مفید، ج ص 27.</ref>. پیامبر او را به نام پسر دوم هارون، شَبیر، حسین نامید <ref>ابن‌سعد، ج ص 356ـ357؛ ابن‌حنبل، ج ص 98، 118؛ دولابى، ص 99؛ کلینى، ج ص 33؛ قس ابن‌سعد، همانجا؛ دولابى، ص 122، که حسین را مشتق از حسن شمرده‌اند.</ref>. بنابر برخى روایات، امام على دوست داشت که او را حرب بنامد، اما در نام‌گذارى بر پیامبر پیشى نگرفت <ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1363ش الف، ج ص 25ـ26؛ فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، ج1، ص427ـ 428؛ قس بلاذرى، 1996ـ2000، ج ص 454.</ref>. بنابر روایات دیگر، نخست امام به نام عمویش، جعفر طیار ــکه در آن زمان هنوز در حبشه بودــ جعفر نامیده شده بود، اما پیامبر نام او را به حسین تغییر داد <ref>ابن‌حنبل، ج ص 159؛ دولابى، ص 99، 121؛ طبرانى، ج3، ص 98.</ref>. اما بنابر روایات شیعى، پیامبر بدواً و پیش از آنکه نامى براى او انتخاب شود نام حسین را به امر خدا بر آن حضرت نهاد <ref>براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ص 33ـ34؛ ابن‌بابویه، 1385ـ 1386، ج1، ص 137ـ138؛ طوسى، 1414، ص 367؛ براى نقد محتوایى روایات دیگر رجوع کنید به قرشى، ج ص 31ـ32.</ref>. در برخى روایات تأکید شده است که نامهاى حسن و حسین از اسامى بهشتى بوده و پیش از اسلام سابقه نداشته‌اند <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ص 357؛ دولابى، ص 100؛ براى اقوال مشابه درباره نام‌گذارى امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>.کنیه امام حسین در تمام منابع ابوعبداللّه ذکر شده <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن ابی‌شیبه، ج ص 65؛ ابن‌قتیبه، 1960، ص 213؛ طبرانى، ج ص 94؛ مفید، همانجا.</ref>، اما خصیبى <ref>ص 201.</ref> کنیه‌اش را نزد خاصه ابوعلى دانسته است. به امام حسین علیه‌السلام القاب فراوانى نسبت داده شده که بسیارى از آنها با القاب برادرش، امام حسن علیه‌السلام، مشترک است <ref>رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. از القاب خاص امام، زکى، طیب، وفىّ، سید، مبارک <ref>ابن ابی‌الثلج، ص 28؛ ابن‌طلحه شافعى، ج ص 374.</ref>، نافع، الدلیل على ذات‌اللّه <ref>ابن ابی‌الثلج، همانجا.</ref>، رشید، و التابع لمرضاةاللّه <ref>ابن‌طلحه شافعى، همانجا.</ref> بوده است <ref>براى فهرستى از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ص 86.</ref>. ابن‌طلحه شافعى <ref>همانجا.</ref> لقب زکى را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سید شباب أهل‌الجنه را مهم‌ترین آنها دانسته است. در پاره‌اى از احادیث امامان شیعه نیز امام حسین علیه‌السلام با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است <ref>براى نمونه رجوع کنید به حِمْیرى، ص99ـ100؛ ابن‌قولویه، ص216ـ219؛ طوسى، 1414، ص49ـ 50؛ مجلسى، ج 37، ص 94ـ95؛ نیز رجوع کنید به سیدالشهداء.</ref>. در برخى متون ادبى و تاریخىِ متعلق به سده‌هاى چهارم به بعد براى امام حسین لقب امیرالمؤمنین نیز یاد شده است <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ترجمه فارسى، ص 802، 846؛ ناصرخسرو، ص 72ـ75، 85؛ سنایى، ص 262، 266؛ مجدخوافى، ص 22، 26، 205، 271؛ جنید شیرازى، ص 251ـ252.</ref>، که با توجه به اینکه آن حضرت هیچگاه خلافت ظاهرى نیافت، در خور توجه است.
به اتفاق همه منابع، نام و نسب او [[حسین بن علی|حسین‌ بن علی]]<nowiki/>‌ بن ابی‌طالب‌ بن عبدالمطلب‌ بن هاشم است. جد مادری‌اش پیامبر اکرم(ص)، پدرش [[على بن ابی طالب(ع)]] و مادرش [[فاطمه زهرا(س)]] دختر [[رسول خدا]]<nowiki/>ست<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۵۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷.</ref>.
 
===نام‌گذاری===
پیامبر او را به نام پسر دوم هارون، شَبیر، [[حسین]] نامید<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۵۶ـ۳۵۷؛ ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۹۸، ۱۱۸؛ دولابى، ص ۹۹؛ کلینى، ج ۶، ص ۳۳؛ قس ابن‌سعد، همانجا؛ دولابى، ص ۱۲۲، که حسین را مشتق از حسن شمرده‌اند.</ref>. بنابر برخى روایات، امام على(ع) دوست داشت که او را حرب بنامد، اما در نام‌گذارى بر پیامبر(ص) پیشى نگرفت<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۲، ص ۲۵ـ۲۶؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۷ـ ۴۲۸؛ قس بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۴.</ref>. بنابر روایات دیگر، نخست امام به نام عمویش، جعفر طیار، که در آن زمان هنوز در حبشه بود، جعفر نامیده شده بود، اما پیامبر نام او را به [[حسین]] تغییر داد<ref>ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۵۹؛ دولابى، ص ۹۹، ۱۲۱؛ طبرانى، ج۳، ص ۹۸.</ref>. اما بنابر روایات شیعى، پیامبر در ابتدا و پیش از آنکه نامى براى او انتخاب شود نام حسین را به امر خدا بر آن حضرت نهاد<ref>براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ۶، ص ۳۳ـ۳۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۲۸۶، ج۱، ص ۱۳۷ـ۱۳۸؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص ۳۶۷؛ براى نقد محتوایى روایات دیگر رجوع کنید به قرشى، ج ۱، ص ۳۱ـ۳۲.</ref>. در برخى روایات تأکید شده است که نام‌هاى حسن و حسین از اسامى بهشتى بوده و پیش از اسلام سابقه نداشته‌اند<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۱، ص ۳۵۷؛ دولابى، ص ۱۰۰؛ براى اقوال مشابه درباره نام‌گذارى امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>.  
 
====کنیه و القاب====
کنیه امام حسین در تمام منابع ابوعبداللّه ذکر شده<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن ابی‌شیبه، ج ۸، ص ۶۵؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ طبرانى، ج ۳، ص ۹۴؛ مفید، همانجا.</ref>، اما خصیبى<ref>ص ۲۰۱.</ref> کنیه‌اش را نزد خاصه ابوعلى دانسته است. به [[امام حسین|امام حسین(ع)]] القاب فراوانى نسبت داده شده که بسیارى از آن‌ها با القاب برادرش، [[امام حسن(ع)]]، مشترک است<ref>رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. از القاب خاص امام، زکى، طیب، وفىّ، سید، مبارک<ref>ابن ابی‌الثلج، ص ۲۸؛ ابن‌طلحه شافعى، ج ۲، ص ۳۷۴.</ref>، نافع، الدلیل على ذات‌اللّه<ref>ابن ابی‌الثلج، همانجا.</ref>، رشید، [[مصباح هدایت]] و التابع لمرضاةاللّه<ref>ابن‌طلحه شافعى، همانجا.</ref> بوده است<ref>براى فهرستى از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۶.</ref>.  
 
ابن‌طلحه شافعى<ref>همانجا.</ref> لقب زکى را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سیدشباب اهل‌الجنه را مهم‌ترین آن‌ها دانسته است. در پاره‌اى از احادیث امامان شیعه نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا [[سید الشهدا (ع)|سیدالشهداء]] خوانده شده است<ref>براى نمونه رجوع کنید به حِمْیرى، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن‌قولویه، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسى، ج ۳۷، ص ۹۴ـ۹۵؛ نیز رجوع کنید به سیدالشهداء.</ref>. در برخى متون ادبى و تاریخىِ متعلق به سده‌هاى چهارم به بعد براى امام [[حسین بن علی|حسین]] لقب امیرالمؤمنین نیز یاد شده است<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ترجمه فارسى، ص ۸۰۲، ۸۴۶؛ ناصرخسرو، ص ۷۲ـ۷۵، ۸۵؛ سنایى، ص ۲۶۲، ۲۶۶؛ مجدخوافى، ص ۲۲، ۲۶، ۲۰۵، ۲۷۱؛ جنید شیرازى، ص ۲۵۱ـ۲۵۲.</ref>، که با توجه به اینکه آن حضرت هیچگاه خلافت ظاهرى نیافت، در خور توجه است.
 
{{خاندان پیامبر}}
 
==ولادت و شهادت==
==ولادت و شهادت==
در اینکه زادگاه امام حسین علیه‌السلام مدینه است، اختلافى نیست <ref>براى نمونه رجوع کنید به مفید، همانجا؛ طوسى، 1401، ج 6، ص 41.</ref>. سال تولد او را نیز سال سوم <ref>رجوع کنید به کلینى، ج 1، ص 463؛ طوسى، 1401، همانجا؛ ابن‌عبدالبرّ، ج 1، ص 392.</ref>، چهارم <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 399؛ یعقوبى، ج 2، ص 246؛ دولابى، ص 102، 121؛ طبرى، ج 2، ص 555؛ ابوالفرج اصفهانى، ص 51؛ مفید، همانجا.</ref>، پنجم <ref>ابن‌عبدالبرّ، ج1، ص393.</ref> و ششم هجرى <ref>حاکم نیشابورى، ج 3، ص177؛ ابن‌عساکر، ج 14، ص 116.</ref> ذکر کرده‌اند. روز ولادت وى، بنابر قول مشهور، سوم شعبان بوده است <ref>مجلسى، ج 44، ص201.</ref>، اما برخى، زادروز امام را آخر ربیع‌الاول <ref>رجوع کنید به طوسى، 1401، همانجا.</ref>، پنجم ماه شعبان <ref>ابوالفرج اصفهانى؛ مفید، همانجاها؛ ابن‌طلحه شافعى، ج 2، ص 372.</ref> یا یکى از نخستین شبهاى ماه شعبان <ref>ابن‌سعد؛ طبرى؛ دولابى، همانجاها.</ref> نوشته‌اند. بنابه روایتى، امام در غروب پنج‌شنبه متولد شد <ref>ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج 1، ص 282؛ براى اقوال مختلف درباره روز و ماه و سال تولد امام رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، ج 1، ص 420؛ مِزّى، 1422، ج 6، ص 398ـ399.</ref>. فاصله تولد امام حسین و امام حسن را شش ماه و ده روز <ref>رجوع کنید به کلینى، ج 1، ص 464؛ ابن ابی‌الثلج، ص 8.</ref>، ده ماه و بیست و دو روز <ref>ابن‌قتیبه، 1960، ص 158.</ref> و یک سال و ده ماه <ref>دولابى، ص 101؛ ابن‌عبدالبرّ؛ ابن‌عساکر، همانجاها.</ref> گزارش کرده‌اند.پس از تولد، پیامبر همان آدابى را براى او به جا آورد که درباره حسن‌بن على انجام داده بود، مانند گفتن اذان و اقامه در گوش نوزاد و عقیقه کردن <ref>براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. به نوشته ابن‌سعد <ref>ج 6، ص 400ـ401.</ref>، امّفضل <ref>همسر عباس‌بن‌ عبدالمطلب.</ref>، به امر پیامبر، دایگى امام را برعهده گرفت و بدین ترتیب امام برادر رضاعى قُثم‌بن عباس، که او نیز شیرخواره بود، گردید <ref>نیز رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج4، ص323؛ قس ابن‌حنبل، ج 6، ص 340؛ دولابى، ص 106؛ بهاءالدین اربلى، ج 2، ص 308،320، 348ـ349، که این موضوع را به امام حسن علیه‌السلام نسبت داده‌اند.</ref>. اما کلینى <ref>ج 1، ص 465.</ref> روایاتى نقل کرده است که بنابر آنها امام حسین علیه‌السلام از هیچ زنى، حتى مادرش فاطمه زهرا علیها السلام، شیر نخورد.امام حسین علیه‌السلام در دهم محرّمِ <ref>روز عاشورا.</ref> سال 61 هجرى در سرزمین نینوا <ref>کربلا.</ref> در عراق به شهادت رسید <ref>ابن‌سعد، ج6، ص441؛ بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص512؛ طبرى، ج 5، ص 394،400؛ طوسى، 1401، ج 6، ص 41ـ42؛ قس طبرى، ج 5، ص 394، که بنابر روایتى شهادت امام را در ماه صفر دانسته است؛ ابن ابی‌الثلج، همانجا، که سال شهادت را شصتم هجرى ذکر کرده است.</ref>.روز شهادت امام را جمعه <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، همانجا؛ طبرى، ج 5، ص 422؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، 1401، همانجاها.</ref>، شنبه <ref>طبرى؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، 1401، همانجاها.</ref>، یکشنبه <ref>دولابى، ص 133.</ref> و دوشنبه <ref>کلینى؛ طوسى، 1401، همانجاها.</ref> گزارش کرده <ref>نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، همانجا.</ref> و در این میان روز جمعه را قول صحیح و مشهور شمرده‌اند <ref>رجوع کنید به مسعودى، تنبیه، ص 303؛ ناطق‌بالحق، ص 11.</ref>. ابوالفرج اصفهانى <ref>همانجا.</ref> قول شهادت امام در روز دوشنبه را قولى شایع میان مردم دانسته و آن را از نظر محاسبات تقویمى مردود شمرده است <ref>نیز رجوع کنید به ناطق‌بالحق، همانجا.</ref>.سن امام را به هنگام شهادت 56 سال و پنج ماه <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد؛ ابوالفرج اصفهانى، همانجاها؛ نیز رجوع کنید به ابن‌قتیبه، 1960، ص 213؛ بلاذرى، 1996ـ2000؛ یعقوبى، همانجاها؛ طبرانى، ج3، ص115، که سن امام را 56 سال نوشته‌اند.</ref>، 57 سال و پنج ماه <ref>فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کلینى، ج1، ص :463 57 سال و چند ماه؛ ابن‌ابی‌الثلج؛ مسعودى، تنبیه، همانجاها: 57 سال.</ref> و 58 سال <ref>ابن‌سعد؛ ابن‌قتیبه، 1960، همانجاها؛ طبرانى، ج3، ص98ـ99، 103، 105؛ طوسى، 1401، همانجا.</ref> ذکر کرده‌اند <ref>براى اقوال گوناگون درباره سن امام به هنگام شهادت ‌و روز و ماه‌ و سال‌آن رجوع کنید به مزّى،1422 ، ج6،ص445ـ446.</ref>.


==سوانح حیات==
===ولادت===
پیش از امامت. ابن‌سعد <ref>ج ص 399.</ref> امام حسین علیه‌السلام را در زمره واپسین طبقه <ref>طبقه پنجم.</ref> از اصحاب رسول خدا صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم ــکه به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگى او را همراهى نکردندــ یاد کرده است. قریب به هفت سال از زندگانى امام در زمان حیات پیامبر گذشت <ref>رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل‌الامامة، ص 177.</ref>. پیامبر او و برادرش را بسیار گرامى می‌داشت، چنان‌که آن دو را بر سینه خود می‌نشاند و در همان حال با مردم سخن می‌گفت <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج 6، ص 401.</ref> و گاهى آن دو را بر دوش خود می‌نهاد <ref>ابن‌ماجه، ج ص 216؛ طبرانى، ج 3، ص 65.</ref>، بنا به نقلى، روزى پیامبر بر بالاى منبر سخنرانى می‌کرد و چون آن دو را دید از منبر پایین آمد و ایشان را در آغوش گرفت <ref>ابن‌حنبل، ج ص 354؛ ابن‌ماجه، ج ص 1190؛ ترمذى، ج ص 324.</ref>. اما مهم‌ترین رخداد دوران کودکى امام، شرکت در مباهله* و معرفى او و برادرش به عنوان مصداق «ابناءَنا» <ref>رجوع کنید به آل‌عمران: 61؛ براى بیان امام رضا علیه‌السلام درباره این آیه رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1363الف، ج 1، ص 231ـ232.</ref> بود <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج 6، ص 406ـ407؛ مسلم‌بن حجاج، ج 7، ص 120ـ121؛ ابن‌بابویه، 1363ش الف، ج 1، ص 85؛ مفید، ج 1، ص 168؛ براى اقوال مشابه درباره امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>.بنابه گزارشى، امام حسین علیه‌السلام در کودکى به خلیفه دوم، که بر منبر پیامبر نشسته بود، اعتراض کرد و خلیفه نیز خطبه خود را نیمه‌کاره رها کرد و از منبر به زیر آمد <ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج ص 798ـ799.</ref>. همچنین روایت شده است که خلیفه دوم سهم بیت‌المال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را، به سبب قرابت آنان با رسول خدا، همانند سهم حضرت على علیه‌السلام و اهل بدر قرار داده بود <ref>ابن‌سعد، ج ص 407.</ref>. در برخى منابع تاریخى از حضور امام حسین علیه‌السلام به اتفاق برادرش در فتح طبرستان به سال 29 هجرى یاد شده است <ref>رجوع کنید به بلاذرى، 1407، ص 467؛ طبرى، ج ص 269؛ درباره این گزارش رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>.در زمان خلافت عثمان، امام حسین به هنگام تبعید ابوذر به ربذه، در کنار پدر و برادرش امام حسن او را مشایعت کرد <ref>مسعودى، مروج، ج ص 84؛ ابن ابی‌الحدید، ج 8، ص 253؛ براى سخن وى خطاب به ابوذر رجوع کنید به مجلسى، ج 22، ص 412ـ413.</ref>. به روایتى، در شورش برضد عثمان، امام حسین، به توصیه امام على، همراه با برادرش کوشید عثمان را از خطر محفوظ دارد <ref>نعیم‌بن حمّاد، ص 84ـ85.</ref> و به نقلى، در این واقعه مجروح شد <ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج ص 1131؛ قس ابن‌قتیبه، 1410، ج 1، ص 58، 62؛ مسعودى، مروج، ج ص 89، که این مجروح شدن را به امام حسن علیه‌السلام نسبت داده‌اند.</ref>. امام حسین در جنگهاى دوره خلافت امام‌على نیز حضور داشت <ref>رجوع کنید به بلاذرى، 1996ـ2000، ج2، ص187، 213، 246، 323؛ مسعودى، مروج، ج ص 104ـ114، 136.</ref> و در جنگ صِفّین خطبه‌اى در تحریض به جهاد خواند <ref>رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص 114ـ115.</ref>. همچنین امام على، امام حسین را پس از امام حسن علیهم‌السلام متولى صدقات <ref>موقوفات.</ref> خود قرار داد <ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج 1، ص 227؛ نهج‌البلاغة، نامه 24.</ref>. به نقلى، امام حسین به هنگام شهادت پدر، براى انجام دادن مأموریتى که على علیه‌السلام به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن علیه‌السلام از موضوع آگاه شد <ref>بلاذرى، 1996ـ2000، ج ص 356، قس ج ص 357.</ref>. امام حسین در مراسم تجهیز و خاک‌سپارى پدر حاضر بود <ref>رجوع کنید به ابن‌قتیبه، 1410، ج ص 181؛ بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 355ـ 356؛ مفید، ج1، ص25؛ مجلسى، ج42، ص235، 294ـ 295.</ref>.در دوره امامت امام حسن‌علیه‌السلام، که حدود ده سال به طول انجامید <ref>رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل الامامة، ص 159، 177.</ref>، امام حسین همراه و همگام برادر بود. با اینکه طبق برخى منابع تاریخى، امام حسین با واگذارى خلافت به معاویه مخالف بود <ref>رجوع کنید به بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 393، 456؛ ابن‌اعثم کوفى، ج 4، ص 289ـ290.</ref> و حتى پس از صلح امام حسن، با معاویه بیعت نکرد <ref>ابن‌اعثم کوفى، ج 4، ص 292.</ref>، پس از وقوع صلح به این مصالحه ملتزم بود. حتى وقتى برخى شیعیان از او تقاضا کردند پیمان را بشکند و با معاویه بجنگد، به آنان امر کرد که تا زمان مرگ معاویه منتظر بمانند <ref>رجوع کنید به بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 457ـ458.</ref>. ابن‌سعد <ref>ج 6، ص 410ـ415.</ref> از امام باقر علیه‌السلام روایت کرده که امام حسن و امام حسین، در نماز به مروان ــکه منصوب از جانب معاویه بودــ اقتدا می‌کردند و حال آنکه حسین‌بن‌على با وى برخوردهاى تند داشت؛ ضمن آنکه، تقیه‌اى هم در کار نبود. اما این روایت با شمار زیادى حدیث در منابع شیعه که از اقتدا به غیر معتقدان به عقاید صحیح و نیز اقتدا به شخص فاسق نهى کرده‌است، سازگار نیست <ref>رجوع کنید به حرّ عاملى، ج8، ص 309ـ318.</ref>. مواجهه قاطع و صریح امام با مروان به هنگام اهانت به مادرش فاطمه سلام‌اللّه‌علیها نیز گزارش شده است <ref>رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج 2، ص 23.</ref>. همچنان که در برابر سبّ امام على علیه‌السلام از سوى امویان، به‌شدت واکنش نشان می‌داد <ref>ابن‌سعد، ج6، ص409ـ410، 415؛ براى گزارش برخورد متفاوت امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به همانجاها؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. در کل، گزارش منابع نشان می‌دهد که امام حسین در زمان امامتِ امام حسن آشکارتر از برادر در برابر بنی‌امیه موضع می‌گرفت و علنآ با آنان مخالفت می‌کرد <ref>براى نمونه رجوع کنید به همان، ج6، ص414ـ415.</ref>. با این حال، به‌رغم برخى اختلافهاى ظاهرى در رفتار امام حسن و امام حسین علیهماالسلام <ref>رجوع کنید به همان، ج 6، ص 413؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ص 174.</ref>، غیر از توضیحى که از منظر عقیده امامتِ منصوص مطرح می‌شود، از نظر تحلیل تاریخى نیز وحدت رویه کلى آن دو قابل اثبات است <ref>نمونه‌اى از این هماهنگى در مراسم خاکسپارى امام حسن گزارش شده است رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. امام حسین پس از شهادت امام حسن علیه‌السلام، با وجود افرادى که به سن از وى بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از خاندان هاشم به شمار می‌رفت <ref>رجوع کنید به یعقوبى، ج 2، ص 226؛ نیز رجوع کنید به ابن‌سعد، ج 6، ص 409، که از احترام خاص ابن‌عباس به وى سخن گفته است.</ref> و در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأى دیگران ترجیح می‌دادند <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ص 414ـ415.</ref>.
در اینکه زادگاه امام حسین(ع) مدینه است، اختلافى نیست<ref>براى نمونه رجوع کنید به مفید، همانجا؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱.</ref>. سال تولد او را نیز سال سوم<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۳؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجا؛ ابن‌عبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۲.</ref>، چهارم<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۴۶؛ دولابى، ص ۱۰۲، ۱۲۱؛ طبرى، ج ۲، ص ۵۵۵؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۵۱؛ مفید، همانجا.</ref>، پنجم<ref>ابن‌عبدالبرّ، ج۱، ص۳۹۳.</ref> و ششم هجرى<ref>حاکم نیشابورى، ج ۳، ص۱۷۷؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۱۶.</ref> ذکر کرده‌اند. روز ولادت وى، بنابر قول مشهور، سوم شعبان بوده است<ref>مجلسى، ج ۴۴، ص۲۰۱.</ref>، اما برخى، زادروز امام را آخر ربیع‌الاول<ref>رجوع کنید به طوسى، ۱۴۰۱، همانجا.</ref>، پنجم ماه شعبان<ref>ابوالفرج اصفهانى؛ مفید، همانجاها؛ ابن‌طلحه شافعى، ج ۲، ص ۳۷۲.</ref> یا یکى از نخستین شب‌هاى ماه شعبان<ref>ابن‌سعد؛ طبرى؛ دولابى، همانجاها.</ref> نوشته‌اند. بنابه روایتى، امام در غروب پنج‌شنبه متولد شد<ref>ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ‍‍۱، ص ۲۸۲؛ براى اقوال مختلف درباره روز و ماه و سال تولد امام رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۰؛ مِزّى، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۸ـ۳۹۹.</ref>. فاصله تولد امام حسین و امام حسن را شش ماه و ده روز<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن ابی‌الثلج، ص ۸.</ref>، ده ماه و بیست و دو روز<ref>ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۱۵۸.</ref> و یک سال و ده ماه<ref>دولابى، ص ۱۰۱؛ ابن‌عبدالبرّ؛ ابن‌عساکر، همانجاها.</ref> گزارش کرده‌اند. پس از تولد، پیامبر همان آدابى را براى او به جا آورد که درباره حسن‌بن على انجام داده بود، مانند: ادای [[اذان]] و اقامه در گوش نوزاد و عقیقه کردن.
 
هنگام ولادت او جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمدند تا ولادتش را به پیامبر تبریک گویند<ref>کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۸۲ـ۲۸۴؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۹۰؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۲.</ref> و آنگاه جبرئیل پیامبر را از شهادت وى به دست امت مسلمان و نیز تداوم امامت در نسل او آگاه کرد<ref>کلینى، همانجا؛ نیز براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۵ـ۲۱۰؛ براى تشبیه تداوم امامت از صلب امام حسین نه برادرش حسن علیهماالسلام به ماجراى هارون و موسى رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۳۰۵؛ براى فهرستى از روایاتى درباره اِخبار پیامبر از شهادت امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج ۱۷، ص ۱۱۳ـ۱۳۳.</ref>. جبرئیل مشتى از خاک کربلا را نیز براى پیامبر آورد و این خاک بعدها نزد [[ام سلمه|امّ سلمه]] بود و او از تغییر رنگ آن در روز [[عاشورا]]، از شهادت نواده پیامبر با خبر شد<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۷ـ۴۱۹؛ ابن‌حنبل، ج۶، ص۲۹۴؛ ابن‌قولویه، ص۱۳۲؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص۶۳.</ref>. 
 
به نوشته ابن‌سعد<ref>ج ۶، ص ۴۰۰ـ۴۰۱.</ref>، امّفضل<ref>همسر عباس‌بن‌ عبدالمطلب.</ref>، به امر پیامبر، دایگى امام را برعهده گرفت و بدین ترتیب امام برادر رضاعى قُثم‌بن عباس، که او نیز شیرخواره بود، گردید<ref>نیز رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج۴، ص۳۲۳؛ قس ابن‌حنبل، ج ۶، ص ۳۴۰؛ دولابى، ص ۱۰۶؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۳۰۸،۳۲۰، ۳۴۸ـ۳۴۹، که این موضوع را به امام حسن (ع) نسبت داده‌اند.</ref>. برخی منابع مادر [[عبدالله بن یقطر]] را نیز دایه امام حسین(ع) دانسته‌اند،<ref>سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۹۳.</ref> اما کلینى<ref>ج ۱، ص ۴۶۵.</ref> روایاتى نقل کرده است که بنابر آن‌ها امام حسین(ع) از هیچ زنى، حتى مادرش فاطمه زهرا(س)، شیر نخورد.
 
{{روزشمار واقعه عاشورا}}
 
===شهادت===
امام حسین(ع) در دهم [[محرم|محرّمِ]]<ref>روز عاشورا.</ref> سال ۶۱ هجرى در سرزمین نینوا<ref>کربلا.</ref> در عراق بعد از [[آخرین دعای امام حسین(ع) در روز عاشورا|آخرین دعا]] به [[شهادت]] رسید<ref>ابن‌سعد، ج۶، ص۴۴۱؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص۵۱۲؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۹۴،۴۰۰؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱ـ۴۲؛ قس طبرى، ج ۵، ص ۳۹۴، که بنابر روایتى شهادت امام را در ماه صفر دانسته است؛ ابن ابی‌الثلج، همانجا، که سال شهادت را شصتم هجرى ذکر کرده است.</ref>.روز شهادت امام را جمعه<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، همانجا؛ طبرى، ج ۵، ص ۴۲۲؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.</ref>، شنبه<ref>طبرى؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.</ref>، یکشنبه<ref>دولابى، ص ۱۳۳.</ref> و دوشنبه<ref>کلینى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.</ref> گزارش کرده<ref>نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، همانجا.</ref> و در این میان روز جمعه را قول صحیح و مشهور شمرده‌اند<ref name=":0">رجوع کنید به مسعودى، تنبیه، ص ۳۰۳؛ ناطق‌بالحق، ص ۱۱.</ref>. ابوالفرج اصفهانى<ref name=":0" /> قول شهادت امام در روز دوشنبه را قولى شایع میان مردم دانسته و آن را از نظر محاسبات تقویمى مردود شمرده است<ref>نیز رجوع کنید به ناطق‌بالحق، همانجا.</ref>. سن امام را به هنگام شهادت ۵۶ سال و پنج ماه<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد؛ ابوالفرج اصفهانى، همانجاها؛ نیز رجوع کنید به ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰؛ یعقوبى، همانجاها؛ طبرانى، ج۳، ص۱۱۵، که سن امام را ۵۶ سال نوشته‌اند.</ref>، ۵۷ سال و پنج ماه<ref>فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کلینى، ج۱، ص :۴۶۳ ۵۷ سال و چند ماه؛ ابن‌ابی‌الثلج؛ مسعودى، تنبیه، همانجاها: ۵۷ سال.</ref> و ۵۸ سال<ref>ابن‌سعد؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، همانجاها؛ طبرانى، ج۳، ص۹۸ـ۹۹، ۱۰۳، ۱۰۵؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجا.</ref> ذکر کرده‌اند<ref>براى اقوال گوناگون درباره سن امام به هنگام شهادت ‌و روز و ماه‌ و سال‌آن رجوع کنید به مزّى،۱۴۲۲، ج۶، ص۴۴۵ـ۴۴۶.</ref>.
 
در روایات فراوانى پیامبر اصحابش را از شهادت فرزندش حسین آگاه کرده بود<ref>براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ۶۸؛ کلینى، ج ۱، ص ۲۰۹؛ ابن‌قولویه، ص ۱۴۳ـ۱۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۸۹.</ref>. به جز پیامبر، امام على(ع) و امام حسن(ع) را نیز از ماجراى شهادت آن حضرت خبر داده بودند<ref>رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۴۲؛ ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۹ـ۴۲۰؛ ابن‌قولویه، ص ۱۴۹ـ۱۵۶؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۷۷ـ۱۷۸، ۱۹۶ـ۱۹۷؛ همان، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۹ـ۲۶۰، ج ۲، ص ۵۳۲ـ۵۳۵؛ مفید، ج ۱، ص ۳۳۰ـ۳۳۱؛ ابن ‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۹۳ـ۹۴؛ براى تفصیل مآخذ روایى در منابع اهل‌سنّت رجوع کنید به امینى، ص ۴۹ـ۱۵۰.</ref>. چنان‌که خداوند انبیاى پیشین را از شهادت امام آگاه ساخته بود<ref>براى فهرستى از این روایات رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج ۱۷، ص ۱۰۱ـ۱۱۲.</ref>. درباره حوادث روز عاشورا و پس از شهادت آن حضرت و نیز عقوبت کسانى که در شهادت امام دست داشتند، نیز امور معجزه‌آسایى نقل شده است<ref>رجوع کنید به کربلا*، واقعه.</ref>. از جمله گفته‌اند خدا در روز عاشورا چهارهزار فرشته‌اى را که در جنگ بدر به یارى پیامبر فرستاده بود، به سوى او فرود آورد و امام مخیر شد که از بین پیروزى و دیدار با پیامبر یکى را برگزیند و او ترجیح داد به لقاى پیامبر نایل شود. این فرشتگان به امر خدا تا روز قیامت بر مزارش گریه می‌کنند و براى زائران دعا و طلب بخشش می‌کنند<ref>رجوع کنید به ابن‌قولویه، ص ۱۷۱ـ۱۷۲، ۳۵۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۶۷۲؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۷۸.</ref>.
 
==پیش از امامت==
 
===کودکی در کنار پیامبر(ص)===
ابن‌سعد<ref>ج ۶، ص ۳۹۹.</ref> امام حسین(ع) را در زمره واپسین طبقه<ref>طبقه پنجم.</ref> از اصحاب رسول خدا(ص) یاد کرده است که به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگى او را همراهى نکردند. قریب به هفت سال از زندگانى امام در زمان حیات پیامبر گذشت<ref>رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۷۷.</ref>. پیامبر او و برادرش را بسیار گرامى می‌داشت، چنان‌که آن دو را بر سینه خود می‌نشاند و در همان حال با مردم سخن می‌گفت<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۱.</ref> و گاهى آن دو را بر دوش خود می‌نهاد<ref>ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۲۱۶؛ طبرانى، ج ۳، ص ۶۵.</ref>، بنا به نقلى، روزى پیامبر بر بالاى منبر سخنرانى می‌کرد و چون آن دو را دید از منبر پایین آمد و ایشان را در آغوش گرفت<ref>ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۳۵۴؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۰؛ ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۴.</ref>. 
 
اما ''مهم‌ترین رخداد دوران کودکى امام، شرکت در [[مباهله]]'' و معرفى او و برادرش به عنوان مصداق «ابناءَنا»<ref>رجوع کنید به آل‌عمران: ۶؛ براى بیان امام رضا علیه‌السلام درباره این آیه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳الف، ج ۱، ص ۲۳۱ـ۲۳۲.</ref> بود<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۶ـ۴۰۷؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۷، ص ۱۲۰ـ۱۲۱؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۸۵؛ مفید، ج ۱، ص ۱۶۸؛ براى اقوال مشابه درباره امام حسن (ع) رجوع کنید به حسن‌بن على، امام.</ref>.
 
===اعتراض به عمر===
امام حسین(ع) حدود نُه ساله داشت که وارد مسجد شد. او عمر را در حال سخنرانی بر منبر پیامبر(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: «از منبر پدرم فرود‌ آی و بر منبر پدرت بنشین!». 
 
عمر گفت: «پدرم منبری نداشت»<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزى، تذکرة الخواص‏، ۱۴۱۸ق، ص۲۱۲.</ref> عمر خطبه خود را نیمه‌کاره رها کرد و از منبر به زیر آمد<ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج ۳، ص ۷۹۸ـ۷۹۹.</ref>. گزارش‌هایی از احترام ویژه عمر به امام حسین در منابع تاریخی دیده می‌شود. مانند اینکه عمر سهم بیت‌المال امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را، به سبب قرابت آنان با رسول خدا، همانند سهم حضرت على(ع) و اهل بدر قرار داده بود<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۷.</ref>.
 
===حضور در جنگ‌ها===
در برخى منابع تاریخى از حضور امام حسین(ع) به اتفاق برادرش در فتح طبرستان به سال ۲۹ هجرى یاد شده است<ref>رجوع کنید به بلاذرى، ۱۴۰۷، ص ۴۶۷؛ طبرى، ج ۴، ص ۲۶۹.</ref>. در دوران عثمان، امام حسین(ع) به هنگام تبعید ابوذر به ربذه، در کنار پدر و برادرش امام حسن(ع) او را مشایعت کرد<ref>مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۸۴؛ ابن ابی‌الحدید، ج ۸، ص ۲۵۳؛ براى سخن وى خطاب به ابوذر رجوع کنید به مجلسى، ج ۲۲، ص۴۱۲ـ۴۱۳.</ref>. به روایتى، در شورش برضد عثمان، امام حسین(ع)، به توصیه امام على(ع)، همراه با برادرش کوشید عثمان را از خطر محفوظ دارد<ref>نعیم‌بن حمّاد، ص ۸۴ـ۸۵.</ref> و به نقلى، در این واقعه مجروح شد<ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج ۳، ص ۱۱۳۱؛ قس ابن‌قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۵۸، ۶۲؛ مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۸۹، که این مجروح شدن را به امام حسن (ع) نسبت داده‌اند.</ref>. امام حسین در جنگ‌هاى دوره خلافت امام‌على نیز حضور داشت<ref>رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج2، ص۱۸۷، ۲۱۳، ۲۴۶، ۳۲۳؛ مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۱۰۴ـ۱۱۴، ۱۳۶.</ref> و در جنگ صِفّین خطبه‌اى در تحریض به جهاد خواند<ref>رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۱۴ـ۱۱۵.</ref>.
 
===دوران امامت پدر===
امام على(ع)، امام حسین(ع) را پس از امام حسن(ع) متولى صدقات<ref>موقوفات.</ref> خود قرار داد<ref>ابن‌شبّه نمیرى، ج ۱، ص ۲۲۷؛ نهج‌البلاغة، نامه ۲۴.</ref>. به نقلى، امام حسین به هنگام شهادت پدر، براى انجام دادن مأموریتى که على(ع) به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد<ref>بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۶، قس ج ۲، ص ۳۵۷.</ref>. امام حسین در مراسم تجهیز و خاک‌سپارى پدر حاضر بود<ref>رجوع کنید به ابن‌قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۱۸۱؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶؛ مفید، ج۱، ص۲۵؛ مجلسى، ج۴۲، ص۲۳۵، ۲۹۴ـ ۲۹۵.</ref>.
 
===دوران امامت برادر===
در دوره امامت امام حسن‌(ع)، که حدود ده سال به طول انجامید<ref>رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل الامامة، ص ۱۵۹، ۱۷۷.</ref>، امام حسین همراه و همگام برادر بود. با اینکه طبق برخى منابع تاریخى، امام حسین با واگذارى خلافت به [[معاویه]] مخالف بود<ref>رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۹۳، ۴۵۶؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۲۸۹ـ۲۹۰.</ref> و حتى پس از صلح امام حسن، با معاویه بیعت نکرد<ref>ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۲۹۲.</ref>، پس از وقوع صلح به این مصالحه ملتزم بود. حتى وقتى برخى شیعیان از او تقاضا کردند پیمان را بشکند و با معاویه بجنگد، به آنان امر کرد که تا زمان مرگ معاویه منتظر بمانند<ref>رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۷ـ۴۵۸.</ref>. ابن‌سعد<ref>ج ۶، ص ۴۱۰ـ۴۱۵.</ref> از امام باقر(ع) روایت کرده که امام حسن و امام حسین، در نماز به [[مروان بن حکم|مروان]]، که منصوب از جانب معاویه بود، اقتدا می‌کردند و حال آنکه حسین‌بن‌على با وى برخوردهاى تند داشت؛ ضمن آنکه، تقیه‌اى هم در کار نبود. اما این روایت با شمار زیادى حدیث در منابع شیعه که از اقتدا به غیر معتقدان به عقاید صحیح و نیز اقتدا به شخص فاسق نهى کرده‌است، سازگار نیست<ref>رجوع کنید به حرّ عاملى، ج۸، ص ۳۰۹ـ۳۱۸.</ref>. مواجهه قاطع و صریح امام با مروان به هنگام اهانت به مادرش فاطمه(س) نیز گزارش شده است<ref>رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ۲۳.</ref>.
 
همچنان که در برابر سبّ امام على(ع) از سوى امویان، به‌شدت واکنش نشان می‌داد<ref>ابن‌سعد، ج۶، ص۴۰۹ـ۴۱۰، ۴۱۵؛ براى گزارش برخورد متفاوت امام حسن(ع) رجوع کنید به همانجاها؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. در کل، گزارش منابع نشان می‌دهد که امام حسین در زمان امامتِ امام حسن آشکارتر از برادر در برابر [[بنى امیه|بنی‌امیه]] موضع می‌گرفت و علنا با آنان مخالفت می‌کرد<ref>براى نمونه رجوع کنید به همان، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵.</ref>. با این حال، به‌رغم برخى اختلاف‌هاى ظاهرى در رفتار امام حسن(ع) و امام حسین(ع)<ref>رجوع کنید به همان، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۲، ص ۱۷۴.</ref>، غیر از توضیحى که از منظر عقیده امامتِ منصوص مطرح می‌شود، از نظر تحلیل تاریخى نیز وحدت رویه کلى آن دو قابل اثبات است<ref>نمونه‌اى از این هماهنگى در مراسم خاکسپارى امام حسن گزارش شده است رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>.
 
امام حسین پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادى که به سن از وى بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از [[بنی‌هاشم|خاندان هاشم]] به شمار می‌رفت<ref>رجوع کنید به یعقوبى، ج ۲، ص ۲۲۶؛ نیز رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۹، که از احترام خاص ابن‌عباس به وى سخن گفته است.</ref> و در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأى دیگران ترجیح می‌دادند<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۴ـ۴۱۵.</ref>.
==امام در دوران خلافت معاویه==
پس از وفات امام حسن(ع)، مردم [[کوفه]] براى قیام برضد معاویه به امام [[حسین]](ع) نامه نوشتند، اما امام ضمن آنکه مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد کرد و بر جهاد با ظالمان تأکید نمود، از قیام دورى گزید و آن را به پس از مرگ معاویه موکول کرد<ref>همان، ج ۶، ص ۴۲۲ـ۴۲۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۸ـ۴۵۹؛ مفید، ج ۲، ص ۳۲.</ref>. معاویه نیز از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) از امام خواست که از قیام بپرهیزد و امام پایبندى خود را به عهدنامه صلح به وى یادآورى کرد<ref>ابن‌سعد، همانجا؛ قس بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۹ـ۴۶۰.</ref>. معاویه نیز به تعهد مالى سالیانه خود ادامه داد<ref>بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۶۰.</ref>. معاویه خود به‌خوبى از میزان نفوذ امام حسین(ع) در مدینه آگاه بود، چنان‌که به فردى از قریش گفته بود هرگاه حلقه‌اى از جمعیت در مسجدالنبى دیدى که سخن هزلى در آن نیست، آن حلقه حسین است<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۴.</ref>. زمانى که معاویه براى [[یزید]] بیعت می‌گرفت، امام از معدود کسانى بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه‌اى قاطع معاویه را محکوم کرد<ref>همان، ج ۶، ص ۴۲۲؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۲۸؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۳۷ـ۳۳۹، ۳۴۲ـ۳۴۳؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۰۳.</ref> و، برخلاف دیگر افراد بنی‌هاشم، هدیه معاویه را نیز قبول نکرد<ref>ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۳۹.</ref>. معاویه نیز، با توجه به جایگاه امام، به یزید توصیه کرده بود که با امام مدارا کند و در صدد بیعت گرفتن از امام نباشد<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۲۳؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۴۹ـ۳۵۰؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۱۵ـ۲۱۶.</ref>.
==ویژگی‌ها و سیره==
 
===ویژگی‌ها===
در بیشتر منابع حدیثى و تاریخى و رجالىِ کهن از شباهت حسین‌بن على به پیامبر اکرم سخن گفته شده<ref>رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۶۶، ۴۵۳؛ دولابى، ص ۱۰۴؛ طبرانى، ج ۳، ص ۹۵؛ ناطق‌بالحق، ص ۱۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷.</ref> و در یک روایت، امام حسین شبیه‌ترین فرد به پیامبر وصف شده است<ref>رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۶۱؛ بخارى، ج ۴، ص ۲۱۶؛ ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۵.</ref>. بنابر روایتى دیگر از امام على، آن حضرت فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۱۲۳.</ref>. امام حسین(ع) سپید چهره بود<ref>ناطق‌بالحق، همانجا.</ref>. گاه عمامه‌اى از خز<ref>طبرانى، ج ۳، ص ۱۰۱.</ref> و گاه عمامه‌اى سیاه بر سر می‌گذاشت<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۵؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۴۶؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۰۰.</ref>. موى سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۳، ۱۵.</ref>.
 
نقش دو انگشترى او یکى «لااله‌الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگرى «ان‌اللّه بالغٌ اَمْرَه» بود<ref>کلینى، ج ۶، ص ۴۷۳ـ۴۷۴؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۹۳، ۱۹۴، ۵۴۳.</ref>. امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۰؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۵؛ ابن عبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۷.</ref>. با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳.</ref>. دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت که حسین همچون پدرش على اهل غدر و حیله نیست<ref>ابن‌اعثم کوفى، ج ۳، ص ۴۰.</ref> و عمروبن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست<ref>ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۸؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۷، ص ۲۶۹.</ref>.


او همواره احترام برادرش، امام حسن(ع)، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت، چنان‌که [[محمد حنفیه|محمدبن حنفیه]] با امام حسین چنین برخورد می‌کرد<ref>رجوع کنید به مجلسى، ج ۴۳، ص ۳۱۹؛ نیز براى روایتى دیگر درباره احترام امام‌حسین به امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۸۱؛ و براى احترام محمدبن حنفیه به امام‌حسین رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۴.</ref>. امام بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود<ref>رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳.</ref>. اگر سائلى از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد<ref>ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۵.</ref>.


====نحوه برخورد با غلامان====
او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش‌رفتاریشان آزاد می‌کرد. به نقلى، کنیزى را که معاویه همراه با اموال و لباس‌هاى فراوانى برایش هدیه فرستاده بود، در ازاى خواندن آیاتى از قرآن و سرودن شعرى درباره فناى دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید<ref>ابن‌عساکر، ج ۷۰، ص ۱۹۶ـ۱۹۷؛ براى موارد مشابه رجوع کنید به ابن‌حزم، ج ۸، ص ۵۱۵؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۶.</ref>. حتى یک‌بار یکى از غلامانش کار ناشایستى کرد که درخور عقاب بود ولى چون غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، او را بخشید، سپس غلام گفت : «واللّه یحب ‌المحسنین»، و امام او را در راه خدا آزاد کرد<ref>بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۸ـ۴۷۹.</ref>.


==امامت در دوران خلافت معاویه==
دَین اسامةبن زید را، که در بستر بیمارى افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت<ref>ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۲ـ۷۳.</ref>. بنابه روایتى، زمین و اشیایى را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید<ref>قاضى نعمان، ج ۲، ص ۳۳۹.</ref>. دیه مردى را در ازاى پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد<ref>مجلسى، ج ۴۴، ص ۱۹۶؛ نیز رجوع کنید به ابن ابی‌الدنیا، ص ۱۴۰؛ کلینى، ج ۴، ص ۴۷؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۱۳۵ـ۱۳۶، درباره بخشش حسنین(ع).</ref>. کرم او به حدى بود که زن و مردى یهودى به سبب این خلق نیکوى او مسلمان شدند<ref>ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۳.</ref>. او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار اعطا کرد و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالى که می‌گفت این جبران‌کننده تعلیم تو نیست<ref>همان، ج ۴، ص ۷۳ـ۷۴.</ref>.  
پس از وفات امام حسن علیه‌السلام، مردم کوفه براى قیام برضد معاویه به امام حسین علیه‌السلام نامه نوشتند، اما امام ضمن آنکه مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد کرد و بر جهاد با ظالمان تأکید نمود، از قیام دورى گزید و آن را به پس از مرگ معاویه موکول کرد <ref>همان، ج 6، ص 422ـ423؛ بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 458ـ459؛ مفید، ج 2، ص 32.</ref>. معاویه نیز از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن از امام خواست که از قیام بپرهیزد و امام پایبندى خود را به عهدنامه صلح به وى یادآورى کرد <ref>ابن‌سعد، همانجا؛ قس بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 459ـ460.</ref>. معاویه نیز به تعهد مالى سالیانه خود ادامه داد <ref>بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 460.</ref>.معاویه خود به‌خوبى از میزان نفوذ امام حسین علیه‌السلام در مدینه آگاه بود، چنان‌که به فردى از قریش گفته بود هرگاه حلقه‌اى از جمعیت در مسجدالنبى دیدى که سخن هزلى در آن نیست، آن حلقه حسین است <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 414.</ref>. زمانى که معاویه براى یزید بیعت می‌گرفت، امام از معدود کسانى بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه‌اى قاطع معاویه را محکوم کرد <ref>همان، ج 6، ص 422؛ یعقوبى، ج 2، ص 228؛ ابن‌اعثم کوفى، ج 4، ص 337ـ339، 342ـ343؛ طبرى، ج 5، ص 303.</ref> و، برخلاف دیگر افراد بنی‌هاشم، هدیه معاویه را نیز قبول نکرد <ref>ابن‌اعثم کوفى، ج 4، ص 339.</ref>. معاویه نیز، با توجه به جایگاه امام، به یزید توصیه کرده بود که با امام مدارا کند و در صدد بیعت گرفتن از امام نباشد <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 423؛ طبرى، ج 5، ص 322؛ ابن‌اعثم کوفى، ج 4، ص 349ـ350؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 215ـ216.</ref>.
 
==شمایل و سیره==
====صبر و بردباری====
در بیشتر منابع حدیثى و تاریخى و رجالىِ کهن از شباهت حسین‌بن على به پیامبر اکرم سخن گفته شده <ref>رجوع کنید به بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 366، 453؛ دولابى، ص 104؛ طبرانى، ج 3، ص 95؛ ناطق‌بالحق، ص 11؛ مفید، ج 2، ص 27.</ref> و در یک روایت، امام حسین شبیه‌ترین فرد به پیامبر وصف شده است <ref>رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 3، ص 261؛ بخارى، ج 4، ص 216؛ ترمذى، ج 5، ص 325.</ref>. بنابر روایتى دیگر از امام على، آن حضرت فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج 6، ص 413؛ بلاذرى، 1996ـ2000، ج 2، ص 123.</ref>.امام حسین علیه‌السلام سپید چهره بود <ref>ناطق‌بالحق، همانجا.</ref>. گاه عمامه‌اى از خز <ref>طبرانى، ج 3، ص 101.</ref> و گاه عمامه‌اى سیاه بر سر می‌گذاشت <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 415؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج 6، ص 46؛ طبرانى، ج 3، ص 100.</ref>. موى سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 413ـ 417؛ ابن ابی‌شیبه، ج 6، ص 3، 15.</ref>. نقش دو انگشترى او یکى «لااله‌الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگرى «ان‌اللّه بالغٌ اَمْرَه» بود <ref>کلینى، ج 6، ص 473ـ474؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 193، 194، 543.</ref>.امام حسین علیه‌السلام 25 بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 410؛ طبرانى، ج 3، ص 115؛ ابن عبدالبرّ، ج 1، ص 397.</ref>. با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 413.</ref>. دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت که حسین همچون پدرش على اهل غدر و حیله نیست <ref>ابن‌اعثم کوفى، ج 3، ص 40.</ref> و عمروبن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 408؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج 7، ص 269.</ref>.او همواره احترام برادرش، امام حسن علیه‌السلام، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت، چنان‌که محمدبن حنفیه با امام حسین چنین برخورد می‌کرد <ref>رجوع کنید به مجلسى، ج 43، ص 319؛ نیز براى روایتى دیگر درباره احترام امام‌حسین به امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به بهاءالدین اربلى، ج 2، ص 481؛ و براى احترام محمدبن حنفیه به امام‌حسین رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 74.</ref>. امام بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود <ref>رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 73.</ref>. اگر سائلى از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد <ref>ابن‌عساکر، ج 14، ص 185.</ref>. او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش‌رفتاریشان آزاد می‌کرد. به نقلى، کنیزى را که معاویه همراه با اموال و لباسهاى فراوانى برایش هدیه فرستاده بود، در ازاى خواندن آیاتى از قرآن و سرودن شعرى درباره فناى دنیا و مرگ انسانها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید <ref>ابن‌عساکر، ج 70، ص 196ـ197؛ براى موارد مشابه رجوع کنید به ابن‌حزم، ج 8، ص 515؛ بهاءالدین اربلى، ج 2، ص 476.</ref>. حتى یک‌بار یکى از غلامانش کار ناشایستى کرد که درخور عقاب بود ولى چون غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، او را بخشید، سپس غلام گفت : «واللّه یحب‌المحسنین»، و امام او را در راه خدا آزاد کرد <ref>بهاءالدین اربلى، ج 2، ص 478ـ479.</ref>. دَین اسامةبن زید را، که در بستر بیمارى افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت <ref>ابن‌شهرآشوب، ج ص 72ـ73.</ref>. بنابه روایتى، زمین و اشیایى را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید <ref>قاضى نعمان، ج ص 339.</ref>. دیه مردى را در ازاى پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد <ref>مجلسى، ج 44، ص 196؛ نیز رجوع کنید به ابن ابی‌الدنیا، ص 140؛ کلینى، ج ص 47؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ج ص 135ـ136، درباره بخشش حسنین علیهماالسلام.</ref>. کرم او به حدى بود که زن و مردى یهودى به سبب این خلق نیکوى او مسلمان شدند <ref>ابن شهرآشوب، ج ص 83.</ref>. او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار اعطا کرد و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالى که می‌گفت این جبران‌کننده تعلیم تو نیست <ref>همان، ج ص 73ـ74.</ref>. درباره حلم امام گفته‌اند که وقتى مردى شامى به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد <ref>رجوع کنید به ابن‌عساکر، ج 43، ص 224ـ225.</ref>. گفته شده است اثر انبان آذوقه‌اى که براى ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود <ref>ابن‌شهرآشوب، ج ص 73.</ref>.
درباره حلم امام گفته‌اند که وقتى مردى شامى به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد<ref>رجوع کنید به ابن‌عساکر، ج ۴۳، ص ۲۲۴ـ۲۲۵.</ref>. گفته شده است اثر انبان آذوقه‌اى که براى ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود<ref>ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳.</ref>.


==امامت==
==امامت==
نص و تعیین الهى، به اعتقاد شیعه، از جمله شروط اساسى و ضرورى براى اثبات امامت هر امامى است. این نص درباه امام حسین علیه‌السلام نیز به طرق مختلف وارد شده است. از آن جمله است حدیث مشهورى از پیامبر که بر امامت حسنین دلالت دارد <ref>رجوع کنید به قاضى نعمان، ج ص 37؛ ابن‌بابویه، 1385ـ1386، ج ص 211؛ خزاز رازى، ص 117؛ مفید، ج ص 30؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. افزون بر این، احادیثى از پیامبر رسیده است که در آنها به تعداد امامان و امامت امام على، امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام و نُه تن از فرزندان حسین‌بن على تصریح شده است <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج ص 257ـ258؛ خزاز رازى، ص 13ـ14، 23، 28ـ29، و جاهاى دیگر؛ نیز براى روایاتى مشابه از امام على و امام حسن علیهماالسلام رجوع کنید به خزاز رازى، ص 217، 221ـ223.</ref>. دلیل دیگر، وصیت امام حسن درباره جانشینى امام حسین پس از وى و سفارش به محمد حنفیه به پیروى از آن حضرت است <ref>رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج ص 319؛ کلینى، ج ص 301ـ302؛ خزاز رازى، ص 229؛ فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، ج ص 421ـ423؛ نیز براى اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به همان، ج ص 423.</ref>. مفید <ref>ج ص 30ـ31.</ref> بر آن است که با توجه به ادله مذکور، امامت امام حسین علیه‌السلام ثابت و قطعى است گرچه آن حضرت، به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه <ref>هُدْنه.</ref>، آشکارا به امامتِ خود دعوت، نکرد؛ اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترک مخاصمه، امامت را علنى کرد <ref>نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، ج ص 423ـ424.</ref>.علم به جمیع شئون و معارف دین به شکل تام و کامل نیز از لوازم امامت است؛ از این‌رو، امام على علیه‌السلام از او، همچنان که از امام حسن، خواست براى مردم سخنرانى کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نکنند <ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1417، ص 425؛ همو، 1357ش، ص 307ـ308.</ref>. شاهد آن اقوالى از صحابه درباره مقام علمى آن حضرت و تقاضاى افتاء از اوست <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1357ش، ص 80؛ ابن‌عساکر، ج 14، ص 174، 180، 183ـ184.</ref>. به برخى سخنان خود امام حسین علیه‌السلام درباره امامت خویش <ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1363ش الف، ج ص 68؛ خزاز رازى، ص 230ـ234.</ref> و نیز پاره‌اى معجزات و کرامات که به دست آن حضرت تحقق یافت نیز در اثبات امامت وى استناد شده است <ref>رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، 1417، ج ص 423؛ براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص 291؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج ص 537؛ طوسى، 1401، ج ص 470؛ قطب‌راوندى، ج ص 245ـ246؛ دلائل الامامة، ص 181ـ183، 186، 188ـ189؛ ابن‌عساکر، ج 14، ص 82؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 57، 59ـ60؛ مجلسى، ج 44، ص 185ـ186؛ هاشم‌بن سلیمان بحرانى، ج ص 83ـ230؛ نیز رجوع کنید به حبابه والبیه*.</ref>. گفتنى است گاه در انتساب پاره‌اى از کرامات یا فضایل یا برخى افعال، بین امام حسن و امام حسین علیهماالسلام خلاصه شده است.
نص و تعیین الهى، به اعتقاد شیعه، از جمله شروط اساسى و ضرورى براى اثبات امامت هر امامى است. این نص درباه امام حسین(ع) نیز به طرق مختلف وارد شده است. از آن جمله است حدیث مشهورى از پیامبر که بر امامت حسنین دلالت دارد<ref>رجوع کنید به قاضى نعمان، ج ۱، ص ۳۷؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۱۱؛ خزاز رازى، ص ۱۱۷؛ مفید، ج ۲، ص ۳۰؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.</ref>. افزون بر این، احادیثى از پیامبر رسیده است که درآن‌ها به تعداد امامان و امامت امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نُه تن از فرزندان حسین‌بن على تصریح شده است<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۷ـ۲۵۸؛ خزاز رازى، ص ۱۳ـ۱۴، ۲۳، ۲۸ـ۲۹، و جاهاى دیگر؛ نیز براى روایاتى مشابه از امام على و امام حسن علیهماالسلام رجوع کنید به خزاز رازى، ص ۲۱۷، ۲۲۱ـ۲۲۳.</ref>.  
 
دلیل دیگر، وصیت امام حسن درباره جانشینى امام حسین پس از وى و سفارش به محمد حنفیه به پیروى از آن حضرت است<ref>رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۱۹؛ کلینى، ج ۱، ص ۳۰۱ـ۳۰۲؛ خزاز رازى، ص ۲۲۹؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۱ـ۴۲۳؛ نیز براى اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۴۲۳.</ref>. مفید<ref>ج ۲، ص ۳۰ـ۳۱.</ref> بر آن است که با توجه به ادله مذکور، امامت امام حسین(ع) ثابت و قطعى است گرچه آن حضرت، به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه<ref>هُدْنه.</ref>، آشکارا به امامتِ خود دعوت، نکرد؛ اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترک مخاصمه، امامت را علنى کرد<ref>نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳ـ۴۲۴.</ref>. علم به جمیع شئون و معارف دین به شکل تام و کامل نیز از لوازم امامت است؛ از این‌رو، امام على(ع) از او، همچنان که از امام حسن، خواست براى مردم سخنرانى کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نکنند<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۴۲۵؛ همان، ۱۳۵۷ش، ص ۳۰۷ـ۳۰۸.</ref>.  
 
شاهد آن اقوالى از صحابه درباره مقام علمى آن حضرت و تقاضاى افتاء از اوست<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۵۷ش، ص ۸۰؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۷۴، ۱۸۰، ۱۸۳ـ۱۸۴.</ref>. به برخى سخنان خود امام حسین(ع) درباره امامت خویش<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۶۸؛ خزاز رازى، ص ۲۳۰ـ۲۳۴.</ref> و نیز پاره‌اى معجزات و کرامات که به دست آن حضرت تحقق یافت نیز در اثبات امامت وى استناد شده است<ref>رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳؛ براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ۲۹۱؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۵۳۷؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۵، ص ۴۷۰؛ قطب‌راوندى، ج ۱، ص ۲۴۵ـ۲۴۶؛ دلائل الامامة، ص ۱۸۱ـ۱۸۳، ۱۸۶، ۱۸۸ـ۱۸۹؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۸۲؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷، ۵۹ـ۶۰؛ مجلسى، ج ۴۴، ص ۱۸۵ـ۱۸۶؛ هاشم‌بن سلیمان بحرانى، ج ۲، ص ۸۳ـ۲۳۰؛ نیز رجوع کنید به حبابه والبیه*.</ref>. گفتنى است گاه در انتساب پاره‌اى از کرامات یا فضایل یا برخى افعال، بین امام حسن و امام حسین(ع) خلاصه شده است.


==فضائل و مناقب==
==فضائل و مناقب==
در منابع حدیثى شیعه و سنّى مناقب و فضائلى خاص درباره امام حسین علیه‌السلام، از زمان ولادت تا شهادت آن حضرت، نقل شده است. از جمله گفته شده است که دوران «حمل» وى شش ماه بود که نظیر آن پیشتر تنها درباره عیسی‌بن مریم یا یحیی‌بن زکریا رخ داده بود <ref>رجوع کنید به کلینى، ج ص 465؛ ابن‌بابویه، 1385ـ1386، ج ص 206؛ دلائل الامامة، ص177؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه،1363ش ب، ج1، ص461؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 92.</ref>. هنگام ولادت او جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمدند تا ولادتش را به پیامبر تبریک گویند <ref>کلینى، ج 1، ص 464؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج 1، ص 282ـ284؛ دلائل‌الامامة، ص 190؛ ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص 82.</ref> و آنگاه جبرئیل پیامبر را از شهادت وى به دست امت مسلمان و نیز تداوم امامت در نسل او آگاه کرد <ref>کلینى، همانجا؛ نیز براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1385ـ 1386، ج 1، ص 205ـ210؛ براى تشبیه تداوم امامت از صلب امام حسین نه برادرش حسن علیهماالسلام به ماجراى هارون و موسى رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1362ش، ج 1، ص 305؛ براى فهرستى از روایاتى درباره اِخبار پیامبر از شهادت امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج 17، ص 113ـ133.</ref>. جبرئیل مشتى از خاک کربلا را نیز براى پیامبر آورد و این خاک بعدها نزد امّسلمه بود و او از تغییر رنگ آن در روز عاشورا، از شهادت نواده پیامبر با خبر شد <ref>ابن‌سعد، ج 6، ص 417ـ419؛ ابن‌حنبل، ج6، ص294؛ ابن‌قولویه، ص132؛ ابن‌شهرآشوب، ج 4، ص63.</ref>.در روایات فراوانى پیامبر اصحابش را از شهادت فرزندش حسین آگاه کرده بود <ref>براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص 68؛ کلینى، ج 1، ص 209؛ ابن‌قولویه، ص 143ـ148؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 89.</ref>. به جز پیامبر، امام على و امام حسن علیهما السلام نیز از ماجراى شهادت آن حضرت خبر داده بودند <ref>رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص 142؛ ابن‌سعد، ج 6، ص 419ـ420؛ ابن‌قولویه، ص 149ـ156؛ ابن‌بابویه، 1417، ص 177ـ178، 196ـ197؛ همو، 1363ش ب، ج 1، ص 259ـ260، ج 2، ص 532ـ535؛ مفید، ج 1، ص 330ـ331؛ ابن ‌شهر آشوب، ج 4، ص 93ـ94؛ براى تفصیل مآخذ روایى در منابع اهل‌سنّت رجوع کنید به امینى، ص 49ـ150.</ref>. چنان‌که خداوند انبیاى پیشین را از شهادت امام آگاه ساخته بود <ref>براى فهرستى از این روایات رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج 17، ص 101ـ112.</ref>.درباره حوادث روز عاشورا و پس از شهادت آن حضرت و نیز عقوبت کسانى که در شهادت امام دست داشتند، نیز امور معجزه‌آسایى نقل شده است <ref>رجوع کنید به کربلا*، واقعه.</ref>. از جمله گفته‌اند خدا در روز عاشورا چهارهزار فرشته‌اى را که در جنگ بدر به یارى پیامبر فرستاده بود، به سوى او فرود آورد و امام مخیر شد که از بین پیروزى و دیدار با پیامبر یکى را برگزیند و او ترجیح داد به لقاى پیامبر نایل شود. این فرشتگان به امر خدا تا روز قیامت بر مزارش گریه می‌کنند و براى زائران دعا و طلب بخشش می‌کنند <ref>رجوع کنید به ابن‌قولویه، ص171ـ172، 354؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج 2، ص 672؛ دلائل‌الامامة، ص 178.</ref>.در منابع حدیث و تفاسیر شیعه نیز آیاتى از قرآن درباره امام حسین علیه‌السلام تأویل یا تطبیق <ref>در این‌باره رجوع کنید به جرى و انطباق*.</ref> شده است. از جمله آیه 15 سوره احقاف که در آن از مادر باردارى سخن گفته شده است که با رنج کودک خویش را حمل می‌کند و با درد او را به دنیا می‌آورد. این آیه ناظر به فاطمه زهرا سلام‌اللّه‌علیها دانسته شده که در دوران حمل فرزندش خبر شهادت او را از پیامبر از طریق جبرئیل شنید و غمگین شد <ref>رجوع کنید به کلینى، ج ص 464؛ ابن‌قولویه، ص 122؛ ابن‌بابویه، 1385ـ 1386، ج ص 206؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 57؛ نیز رجوع کنید به قمى، ج ص 297.</ref>. همچنین حروف مقطعه ابتداى سوره مریم <ref>کهیعص.</ref> در اشاره به واقعه کربلا تأویل شده است که خداوند پس از آنکه اسامى پنج تن را به زکریاى نبى آموخت، رمزش را براى وى آشکار کرد <ref>قمى، ج ص 48؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج ص 461؛ همو، 1361ش، ص22؛ دلائل الامامة، ص 513ـ514؛ احمدبن‌على طبرسى، ج ص 272ـ 273؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 92؛ فضل‌بن حسن طبرسى، 1408، ذیل آیه.</ref>. گفته شده است زکریا وقتى از ماجراى شهادت امام حسین علیه‌السلام آگاه شد از خداوند خواست تا فرزندى به وى عطا کند که سرنوشتى مشابه حسین داشته باشد و خداوند یحیى را به او داد که مدت حملش شش ماه بود و همچون حسین به شهادت رسید <ref>ابن‌بابویه، 1363شب؛ دلائل‌الامامة؛ احمدبن على طبرسى؛ ابن‌شهرآشوب، همانجاها.</ref>. همچنین آیات 6 سوره احزاب <ref>رجوع کنید به کلینى، ج ص 287ـ288؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج ص 323، ج ص 414؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 54؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ص 251، ج ص 72.</ref> و 28 سوره زخرف <ref>ابن‌بابویه، 1385ـ 1386، ج 1، ص 207؛ همو، 1363ش ب، ج ص 323، ج ص 359، 415، 417؛ ابن‌شهرآشوب، ج ص 53ـ54؛ نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، 1408؛ طباطبائى، ذیل آیه.</ref> در اشاره به تداوم امامت از نسل امام حسین علیه‌السلام تفسیر شده‌اند. برخى از آیات قرآن نیز ناظر به قیام و شهادت آن حضرت دانسته شده‌اند، از جمله آیه 77 سوره نساء <ref>رجوع کنید به کلینى، ج ص 330؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ص 258، ج ص 235.</ref>، آیه 33 سوره اسراء <ref>کلینى، ج ص 255؛ ابن ‌قولویه، ص 135؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ص 290؛ کوفى، ص 240.</ref> و آیات 27 تا 30 سوره فجر <ref>قمى، ج ص 422؛ مجلسى، ج 24، ص 93؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1368ش، ص 123؛ فضل‌بن حسن طبرسى، 1408، ج 10، ص 730، که سوره فجر سوره امام حسین علیه‌السلام شمرده شده است.</ref>. براى زیارت امام حسین فضیلتهاى بسیارى ذکر شده و در احادیث منقول از پیامبر و امامان شیعه بر آن تأکید بسیار گردیده است <ref>براى روایات فضیلت زیارت امام حسین و زیارت‌نامه‌هاى آن حضرت رجوع کنید به علوى شجرى، ص 28ـ94؛ ابن‌قولویه، ص 220، 439؛ طوسى، 1401، ج ص 42ـ 69.</ref>، همچنان‌که براى تربت آن حضرت فضائل بسیارى یاد کرده‌اند <ref>رجوع کنید به تربت*.</ref>.
در منابع حدیثى شیعه و سنّى مناقب و فضائلى خاص درباره امام حسین(ع)، از زمان ولادت تا شهادت آن حضرت، نقل شده است. از جمله گفته شده است که دوران «حمل» وى شش ماه بود که نظیر آن پیشتر تنها درباره عیسی‌بن مریم یا یحیی‌بن زکریا رخ داده بود<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۵؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ دلائل الامامة، ص۱۷۷؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه،۱۳۶۳ش ب، ج۱، ص۴۶۱؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲.</ref>.  
 
===آیات منسوب به امام حسین(ع)===
در منابع حدیث و تفاسیر شیعه نیز آیاتى از قرآن درباره امام حسین(ع) تأویل یا تطبیق<ref>در این‌باره رجوع کنید به جرى و انطباق*.</ref> شده است. از جمله آیه ۱۵ سوره احقاف که در آن از مادر باردارى سخن گفته شده است که با رنج کودک خویش را حمل می‌کند و با درد او را به دنیا می‌آورد. این آیه ناظر به فاطمه زهرا(س) دانسته شده که در دوران حمل فرزندش خبر شهادت او را از پیامبر از طریق جبرئیل شنید و غمگین شد<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن‌قولویه، ص ۱۲۲؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷؛ نیز رجوع کنید به قمى، ج ۲، ص ۲۹۷.</ref>.  
 
همچنین حروف مقطعه ابتداى سوره مریم<ref>[[کهیعص]].</ref> در اشاره به واقعه کربلا تأویل شده است که خداوند پس از آنکه اسامى پنج تن را به زکریاى نبى آموخت، رمزش را براى وى آشکار کرد<ref>قمى، ج ۲، ص ۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۴۶۱؛ همان، ۱۳۶۱ش، ص۲۲؛ دلائل الامامة، ص ۵۱۳ـ۵۱۴؛ احمدبن‌على طبرسى، ج ۲، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸، ذیل آیه.</ref>. گفته شده است زکریا وقتى از ماجراى شهادت امام حسین(ع) آگاه شد از خداوند خواست تا فرزندى به وى عطا کند که سرنوشتى مشابه حسین داشته باشد و خداوند یحیى را به او داد که مدت حملش شش ماه بود و همچون حسین به شهادت رسید<ref>ابن‌بابویه، ۱۳۶۳شب؛ دلائل‌الامامة؛ احمدبن على طبرسى؛ ابن‌شهرآشوب، همانجاها.</ref>.  
 
همچنین آیات ۶ سوره احزاب<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۸۷ـ۲۸۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۴۱۴؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۴؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۱، ص ۲۵۱، ج ۲، ص ۷۲.</ref> و ۲۸ سوره زخرف<ref>ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج 1، ص ۲۰۷؛ همان، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۳۵۹، ۴۱۵، ۴۱۷؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۳ـ۵۴؛ نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸؛ طباطبائى، ذیل آیه.</ref> در اشاره به تداوم امامت از نسل امام حسین(ع) تفسیر شده‌اند.
 
برخى از آیات قرآن نیز ناظر به قیام و شهادت آن حضرت دانسته شده‌اند، از جمله:
 
- آیه ۷۷ سوره نساء<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۸، ص ۳۳۰؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۱، ص ۲۵۸، ج ۲، ص ۲۳۵.</ref>
 
- آیه ۳۳ سوره اسراء<ref>کلینى، ج ۸، ص ۲۵۵؛ ابن ‌قولویه، ص ۱۳۵؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۲، ص ۲۹۰؛ کوفى، ص ۲۴۰.</ref>  
 
- و آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر<ref>قمى، ج ۲، ص ۴۲۲؛ مجلسى، ج ۲۴، ص ۹۳؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ص ۱۲۳؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸، ج ۱۰، ص ۷۳۰، که سوره فجر سوره امام حسین علیه‌السلام شمرده شده است.</ref>.  
 
===ثواب زیارت===
براى زیارت امام حسین فضیلت‌هاى بسیارى ذکر شده و در احادیث منقول از پیامبر و امامان شیعه بر آن تأکید بسیار گردیده است<ref>براى روایات فضیلت زیارت امام حسین و زیارت‌نامه‌هاى آن حضرت رجوع کنید به علوى شجرى، ص ۲۸ـ۹۴؛ ابن‌قولویه، ص ۲۲۰، ۴۳۹؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۲ـ ۶۹.</ref>، همچنان‌که براى تربت آن حضرت فضائل بسیارى یاد کرده‌اند<ref>رجوع کنید به تربت*.</ref>.
==سخنان امام==
==سخنان امام==
از امام حسین علیه‌السلام سخنان زیادى بر جاى نمانده، که مهم‌ترین علت آن، وضع خاص جهان اسلام در آن دوره و تنگناهاى شدیدى بوده که نظام حاکم اموى، هم براى عترت پیامبر و هم براى شیعیانشان، ایجاد می‌کرده است. به جز خطبه‌ها و سخنان امام در ماجراى قیام عاشورا <ref>براى مجموعه‌اى از این اقوال رجوع کنید به روائع‌الحکمة، ص 272ـ311؛ نجمى، 1378ش.</ref>، برخى سخنان پراکنده از آن حضرت در متون کهن اهل‌سنّت و شیعه هست، از جمله سخنان حکمت‌آمیزى از امام درباره اصناف خلق <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ص 412؛ براى فهرستى از سخنان حکیمانه و مواعظ منقول از امام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج ص 143ـ152، 262ـ311.</ref>. همچنین است سخن مشهور آن حضرت در تأکید بر آزادگى، خطاب به سپاه اموى هنگامى که قصد حمله به خیام امام را داشتند و آن حضرت توان مقابله نداشت، با این مضمون که اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید <ref>براى نقلهاى گوناگون آن رجوع کنید به دینورى، ص 300؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ص 117؛ طبرى، ج ص 450؛ ابوالفرج اصفهانى، ص 79؛ ابن‌طاووس، 1417، ص 71.</ref>.برخى از دعاهاى امام حسین علیه‌السلام در منابع کهن نقل شده است <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ص 413؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ص 200، ج ص 113؛ حمیرى، ص 157ـ 158.</ref>. از مشهورترین آنها، دعاى عرفه است که متنى طولانى دارد و از ادعیه مشهور شیعه به شمار می‌رود و مضامین عرفانى بلندى در آن دیده می‌شود <ref>رجوع کنید به ابن‌طاووس، 1414ـ1415، ج 2، ص 74ـ87؛ نیز رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج 1، ص 508ـ547؛ براى مجموعه‌اى از دعاهاى مروى از امام حسین رجوع کنید به همان، ج 1، ص 486ـ592.</ref>.روایاتى از امام در موضوعات اعتقادى، غالبآً در منابع شیعى، نقل شده است، از جمله درباره توحید <ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، 1385ـ1386، ج1، ص9؛ ابن‌شعبه، ص 244ـ245؛ ابن‌عساکر، ج 14، ص 183ـ184.</ref>، امامت <ref>صفار قمى، ص 32؛ کلینى، ج ص 398ـ399.</ref>، مناقب اهل‌بیت <ref>برقى، ج ص 61؛ صفار قمى، ص 472؛ طوسى، 1414، ص 253ـ254؛ احمدبن على طبرسى، ج ص 22ـ23.</ref>، غیبت <ref>ابن ابی‌زینب، ص 213؛ ابن‌بابویه، 1363ش ب، ج ص 264ـ269، 316ـ 318؛ طوسى، 1411، ص 190ـ191.</ref>، ویژگیهاى شیعه <ref>برقى، ج ص 147، 163ـ164؛ عیاشى، ج ص 185.</ref> و صفات مؤمن <ref>ابن‌بابویه، 1417، ص 200؛ مجلسى، ج 71، ص 315.</ref>. پاره‌اى مناظرات و احتجاجات نیز از آن حضرت نقل شده که مشتمل بر اثبات حقانیت و فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام است <ref>رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ص 13ـ26.</ref>. روایاتى نیز درباره فضائل قرآن <ref>رجوع کنید به کلینى، ج ص 611ـ613.</ref> و تفسیر پاره‌اى آیات در شأن اهل‌بیت <ref>رجوع کنید به عیاشى، ج ص 337ـ338؛ کلینى، ج ص 244ـ245؛ ابن‌بابویه، 1362ش، ج ص 42ـ 43؛ همو، 1357ش، ص 90ـ91؛ حسکانى، ج 1، ص 560.</ref> از آن حضرت وارد شده است.از امام حسین علیه‌السلام، روایاتى در برخى ابواب فقه نیز نقل شده است <ref>براى نمونه رجوع کنید به صنعانى، ج ص 532ـ533، ج ص 214؛ ابن ابی‌شیبه، ج ص 355، ج ص 200، ج ص 388، 619؛ عطاردی‌قوچانى، ج ص 220ـ260.</ref>. در موضوعات اخلاقى نیز احادیثى از امام حسین علیه‌السلام نقل کرده‌اند <ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ص 81؛ بهاءالدین اربلى، ج ص 474.</ref>.اشعارى نیز به امام منسوب است که معروف‌ترین آنها ابیاتى است که امام درباره محبت خود به دخترش سکینه و مادر سکینه، رباب، سروده است <ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ص 400؛ ابن‌قتیبه، 1960، ص213؛ بلاذرى، 1996ـ2000، ج2، ص140.</ref>. همچنین شعرى است که امام در آخرین روزها در بی‌وفایى روزگار به زبان آورده است <ref>رجوع کنید به طبرى، ج ص 420؛ براى مجموعه اشعار منتسب به امام رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج ص 338ـ 420؛ همچنین براى تحلیل کلى از اشعار امام و مضامین آنها رجوع کنید به همان، ج ص 330ـ336.</ref>.امام حسین از راویان سخنان پیامبر و پدرش امام علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام و مادرش فاطمه زهرا سلام‌اللّه علیها است که در مجموعه‌هاى حدیثى اهل‌سنّت گردآمده است <ref>رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ص 201؛ دولابى، ص 125ـ 133، 137ـ 138؛ طبرانى، ج ص 127ـ136؛ مزّى، 1403، ج ص 65ـ 67؛ براى فهرستى از کسانى که امام از آنها روایت کرده است رجوع کنید به همو، 1422، ج ص 397.</ref>. از راویان امام، فرزندان آن حضرت، امام سجاد علیه‌السلام و دخترش فاطمه، بیشترین روایت را از او نقل کرده‌اند <ref>رجوع کنید به دولابى، ص 125ـ 131؛ نیز براى فهرست روایات این دو از امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج3، ص382ـ383، 392ـ393.</ref>. بر مبناى استقصاى عطاردی‌قوچانى <ref>ج 3، ص 314ـ418.</ref> شمار راویانى که از وى حدیث نقل کرده‌اند، افزون بر دویست و پنجاه تن‌اند <ref>براى اسامى شمارى از راویان امام در منابع کهن رجوع کنید به ابن‌حنبل، همانجا؛ دولابى، ص 131ـ135؛ طبرانى؛ مزّى، 1422؛ همو، 1403، همانجاها.</ref>. طوسى، برپایه مبناى خاص خود در کتاب رجال <ref>ص 99ـ106.</ref>، نام قریب به صد تن را به عنوان اصحاب آن حضرت فهرست کرده است که برخى از آنان در شمار اصحاب رسول خدا، امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب و امام حسن علیهم‌السلام بوده و غالبآ در کربلا وى را همراهى کرده و همانجا به شهادت رسیده‌اند.سخنان امام حسین علیه‌السلام تاکنون در چند مجموعه منتشر شده، که از آن جمله است: موسوعة کلمات الامام الحسین علیه‌السلام <ref>قم 1374ش.</ref>، مسند الامام الشهید ابی‌عبدالله الحسین‌بن على علیهماالسلام <ref>تهران 1376ش.</ref>، و حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام <ref>قم 1385ش.</ref>.
از امام حسین(ع) سخنان زیادى بر جاى نمانده، که مهم‌ترین علت آن، وضع خاص جهان اسلام در آن دوره و تنگناهاى شدیدى بوده که نظام حاکم اموى، هم براى عترت پیامبر و هم براى شیعیانشان، ایجاد می‌کرده است. به جز خطبه‌ اول، [[آخرین خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا|خطبه آخر]] امام در روز عاشورا و سخنان ایشان در ماجراى نهضت عاشورا<ref>براى مجموعه‌اى از این اقوال رجوع کنید به روائع‌الحکمة، ص ۲۷۲ـ۳۱۱؛ نجمى، ۱۳۷۸ش.</ref>، برخى سخنان پراکنده از آن حضرت از جمله سخنان حکمت‌آمیزى از امام درباره انصاف خلق<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۲؛ براى فهرستى از سخنان حکیمانه و مواعظ منقول از امام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج ۳، ص ۱۴۳ـ۱۵۲، ۲۶۲ـ۳۱۱.</ref> در متون کهن اهل‌سنّت و شیعه هست. همچنین است سخن مشهور آن حضرت در تأکید بر آزادگى، خطاب به سپاه اموى هنگامى که قصد حمله به خیام امام را داشتند و آن حضرت توان مقابله نداشت، با این مضمون که ''اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید''<ref>براى نقلهاى گوناگون آن رجوع کنید به دینورى، ص ۳۰۰؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۵، ص ۱۱۷؛ طبرى، ج ۵، ص ۴۵۰؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۷۹؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۷، ص ۷۱.</ref>.برخى از دعاهاى امام حسین(ع) در منابع کهن نقل شده است<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۱۱۳؛ حمیرى، ص ۱۵۷ـ ۱۵۸.</ref>.
 
از راویان امام، فرزندان آن حضرت، امام سجاد(ع) و دخترش فاطمه، بیشترین روایت را از او نقل کرده‌اند<ref>رجوع کنید به دولابى، ص ۱۲۵ـ ۱۳۱؛ نیز براى فهرست روایات این دو از امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج۳، ص۳۸۲ـ۳۸۳، ۳۹۲ـ۳۹۳.</ref>. بر مبناى استقصاى عطاردی‌قوچانى<ref>ج ۳، ص ۳۱۴ـ۴۱۸.</ref> شمار راویانى که از وى حدیث نقل کرده‌اند، افزون بر دویست و پنجاه تن‌اند<ref>براى اسامى شمارى از راویان امام در منابع کهن رجوع کنید به ابن‌حنبل، همانجا؛ دولابى، ص ۱۳۱ـ۱۳۵؛ طبرانى؛ مزّى، ۱۴۲۲؛ همان، ۱۴۰۳، همانجاها.</ref>. طوسى، برپایه مبناى خاص خود در کتاب رجال<ref>ص ۹۹ـ۱۰۶.</ref>، نام قریب به صد تن را به عنوان اصحاب آن حضرت فهرست کرده است که برخى از آنان در شمار اصحاب رسول خدا، امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب و امام حسن علیهم‌السلام بوده و غالبا در کربلا وى را همراهى کرده و همانجا به شهادت رسیده‌اند.
 
===دعای عرفه===
از مشهورترین آن‌ها، [[دعای عرفه امام حسین (ع)|دعاى عرفه]] است که متنى طولانى دارد و از ادعیه مشهور شیعه به شمار می‌رود و مضامین عرفانى بلندى در آن دیده می‌شود <ref>رجوع کنید به ابن‌طاووس، 1414ـ1415، ج 2، ص 74ـ87؛ نیز رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج 1، ص 508ـ547؛ براى مجموعه‌اى از دعاهاى مروى از امام حسین رجوع کنید به همان، ج 1، ص 486ـ592.</ref>.  
 
===روایات اعتقادی===
روایاتى از امام در موضوعات اعتقادى، غالبآً در منابع شیعى مانند توحید<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج۱، ص۹؛ ابن‌شعبه، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۳ـ۱۸۴.</ref>، امامت<ref>صفار قمى، ص ۳۲؛ کلینى، ج ۱، ص ۳۹۸ـ۳۹۹.</ref>، مناقب اهل‌بیت<ref>برقى، ج ۱، ص ۶۱؛ صفار قمى، ص ۴۷۲؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص ۲۵۳ـ۲۵۴؛ احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ۲۲ـ۲۳.</ref>، غیبت<ref>ابن ابی‌زینب، ص ۲۱۳؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ‍، ص ۲۶۴ـ۲۶۹، ۳۱۶ـ ۳۱۸؛ طوسى، ۱۴۱۱، ص ۱۹۰ـ۱۹۱.</ref>، ویژگی‌هاى شیعه<ref>برقى، ج ۱، ص ۱۴۷، ۱۶۳ـ۱۶۴؛ عیاشى، ج ۱، ص ۱۸۵.</ref> و صفات مؤمن<ref>ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۰۰؛ مجلسى، ج ۷۱، ص ۳۱۵.</ref> ، نقل شده است. پاره‌اى مناظرات و احتجاجات نیز از آن حضرت نقل شده که مشتمل بر اثبات حقانیت و فضائل [[اهل بیت (ع)|اهل‌بیت(ع)]] است<ref>رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ‍۱۳ـ۲۶.</ref>. روایاتى نیز درباره فضائل قرآن<ref>رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۶۱۱ـ۶۱۳.</ref> و تفسیر پاره‌اى آیات در شأن اهل‌بیت<ref>رجوع کنید به عیاشى، ج ۲، ص ۳۳۷ـ۳۳۸؛ کلینى، ج ۸، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۴۲ـ ۴۳؛ همان، ۱۳۵۷ش، ص ۹۰ـ۹۱؛ حسکانى، ج ۱، ص۵۶۰.</ref> از آن حضرت وارد شده است.از امام حسین(ع)، روایاتى در برخى ابواب فقه نیز نقل شده است<ref>براى نمونه رجوع کنید به صنعانى، ج ۳، ص ۵۳۲ـ۵۳۳، ج ۴، ص ۲۱۴؛ ابن ابی‌شیبه، ج ۱، ص ۳۵۵، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۳۸۸، ۶۱۹؛ عطاردی‌قوچانى، ج ۳، ص ۲۲۰ـ۲۶۰.</ref>.  
 
===روایات اخلاقی===
در موضوعات اخلاقى نیز احادیثى از امام حسین(ع) نقل کرده‌اند<ref>براى نمونه رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۱؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۴.</ref>. اشعارى نیز به امام منسوب است که معروف‌ترین آن‌ها ابیاتى است که امام درباره محبت خود به دخترش [[سکینه]] و مادر سکینه، رباب، سروده است<ref>رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۰؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص۲۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۲، ص۱۴۰.</ref>. همچنین شعرى است که امام در آخرین روزها در بی‌وفایى روزگار به زبان آورده است<ref>رجوع کنید به طبرى، ج ۵، ص ۴۲۰؛ براى مجموعه اشعار منتسب به امام رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج ۲، ص ۳۳۸ـ ۴۲۰؛ همچنین براى تحلیل کلى از اشعار امام و مضامین آن‌ها رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۳۳۰ـ۳۳۶.</ref>. امام حسین از راویان سخنان پیامبر و پدرش امام علی‌بن ابی‌طالب(ع) و مادرش فاطمه زهرا(س) است که در مجموعه‌هاى حدیثى اهل‌سنّت گردآمده است<ref>رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۲۰۲؛ دولابى، ص ۱۲۵ـ ۱۳۳، ۱۳۷ـ ۱۳۸؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۲۷ـ۱۳۶؛ مزّى، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۶۵ـ ۶۷؛ براى فهرستى از کسانى که امام از آنها روایت کرده است رجوع کنید به همان، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۷.</ref>.  
 
===کتب منتشر شده===
سخنان امام حسین(ع) تاکنون در چند مجموعه منتشر شده، که از آن جمله است: [[موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام|موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)]]<ref>قم ۱۳۷۴ش.</ref>، [[مسند الامام الشهید ابی عبدالله الحسین بن علی علیهما السلام|مسند الامام الشهید ابی‌عبدالله الحسین‌بن على(ع)]]<ref>تهران ۱۳۷۶ش.</ref>، و حکمت‌نامه امام حسین(ع)<ref>قم ۱۳۸۵ش.</ref>.
 
==زیارات و ادعیه ها==
 
*[[زیارت رجبیه امام حسین (ع)]]
*[[زیارت عاشورا غیر معروفه]]
*[[صلوات خاصه امام حسین]]
 
==پیوند به بیرون==
 
*منبع مقاله: [http://rch.ac.ir/article/Details/12313 دانشنامه جهان اسلام]
==منابع==


==منبع==
*ابن ابی‌الثلج، تاریخ الائمة، در مجموعة نفیسة فى تاریخ الائمة، چاپ محمود مرعشى، قم: کتابخانه آیت‌اللّه مرعشى نجفى، ۱۴۰۶؛
[http://rch.ac.ir/article/Details/12313 دانشنامه جهان اسلام]
*ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت [بی‌تا.]؛
*ابن ابی‌الدنیا، مکارم‌الاخلاق، چاپ مجدى سیدابراهیم، بولاق [بی‌تا.]؛
*ابن‌ابی‌زینب، الغیبة، چاپ فارس حسون کریم، قم ۱۴۲۲؛
*ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
*ابن‌اعثم کوفى، کتاب‌الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛
*همان، ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى، چاپ غلامرضا طباطبائی‌مجد، تهران ۱۳۷۲ش؛
*ابن‌بابویه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛
*همان، التوحید، چاپ هاشم حسینى طهرانى، قم [? ۱۳۵۷ش]؛
*همان، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ۱۳۶۸ش؛
*همان، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
*همان، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش الف؛
*همان، کتاب‌الخصال، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛
*همان، کمال‌الدین و تمام النعمة، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش ب؛
*همان، معانى الاخبار، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۱ش؛
*ابن‌حزم، المُحَلّى، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالفکر، [بی‌تا.]؛
*ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، [بی‌تا.]؛
*ابن‌سعد؛ ابن‌شبّه نمیرى، کتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، [جده[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
*ابن‌شعبه، تحف‌العقول عن آل الرسول صلی‌اللّه علیهم، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش؛
*ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ یوسف بقاعى، قم ۱۳۸۵ش؛
*ابن‌طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۵؛
*همان، مقتل‌الحسین(ع)، المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم [ ۱۴۱۷]؛
*ابن طلحه شافعى، مطالب السؤول فى مناقب آل‌الرسول، چاپ ماجدبن احمد عطیه، [بی‌جا، بی‌تا.]؛
*ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علی‌محمد بجاوى، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛
*ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
*همان، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰؛
*ابن‌قولویه، کامل‌الزیارات، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۷؛
*ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، [قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴]، چاپ افست [بیروت، بی‌تا.
*ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۴۰۵؛
*عبدالحسین امینى، سیرتنا و سنتنا: سیرة نبینا صلی‌اللّه علیه وآله و سنته، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
*عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، عوام‌العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال، ج ۱۷، قم ۱۳۸۲ش؛
*هاشم‌بن سلیمان بحرانى، مدینةالمعاجز، او، معاجز اهل‌البیت(ع)، چاپ علاءالدین اعلمى، [قم] ۱۴۲۶/۲۰۰۵؛
*محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح بخارى، [چاپ محمد ذهنی‌افندى]، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت [بی‌تا.
*احمدبن محمد برقى، کتاب‌المحاسن، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، تهران ۱۳۳۰ش؛
*احمدبن یحیى بلاذرى، انساب‌الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ ۲۰۰۰؛
*همان، فتوح‌البلدان، چاپ عبداللّه انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
*علی‌بن عیسى بهاءالدین اربلى، کشف الغمة فى معرفة الائمة علیهم‌السلام، چاپ على فاضلى، [قم] ۱۴۲۶؛
*محمدبن عیسى ترمذى، سنن‌الترمذى، ج ۳ و ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳؛
*جنیدبن محمود جنید شیرازى، شدّ الازار فى حطّ الاوزار عن زوّار المزار، چاپ محمد قزوینى و عباس اقبال آشتیانى، تهران ۱۳۶۶ش؛
*محمدبن عبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک علی‌الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت ۱۴۰۶؛
*حرّ عاملى؛ عبیداللّه‌بن عبداللّه حسکانى، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
*حکمت‌نامه امام حسین(ع)، [گردآورى] محمد محمدی‌ری‌شهرى، [همراه‌با] ترجمه عبدالهادى مسعودى، قم : دارالحدیث، ۱۳۸۵ش؛
*عبداللّه‌بن جعفر حِمْیرى، قریب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛
*علی‌بن محمد خزاز رازى، کفایة الاثر فی‌النص علی‌الائمة الاثنی‌عشر، چاپ عبداللطیف حسینى کوه کمرى خوئى، قم ۱۴۰۱؛
*حسین‌بن حمدان خصیبى، الهدایة الکبرى، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
*دلائل الامامة، [منسوب به] محمدبن جریر طبرى آملى، قم: مؤسسةالبعثة، ۱۴۱۳؛
*محمدبن احمد دولابى، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینى جلالى، قم ۱۴۰۷؛
*احمدبن داوود دینورى، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
*روائع الحکمة : بلاغة الامامین‌الحسن و الحسین(ع)، [اعداد] مصطفى محسن موسوى، محسن شراره عاملى، و مهدى عطبى بصرى، بیروت: دارالصفوة، ۱۴۲۴/۲۰۰۴؛
*مجدودبن آدم سنایى، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، چاپ مدرس رضوى، تهران ۱۳۵۹ش؛
*محمدبن حسن صفار قمى، بصائرالدرجات الکبرى فى فضائل آل محمد(ع)، چاپ محسن کوچه‌باغی‌تبریزى، تهران ۱۳۶۲ ش؛
*عبدالرزاق‌بن همام صنعانى، المصنَّف، چاپ حبیب‌الرحمان اعظمى، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
*طباطبائى؛
*سلیمان‌بن احمد طبرانى، المعجم‌الکبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ۱۴۰؛
*احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ۱۳۸۶/ ۱۹۶۶، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
*فضل‌بن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم ۱۴۱۷؛
*همان، مجمع‌البیان فى تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولى محلاتى و فضل‌اللّه یزدى طباطبائى، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
*طبرى، تاریخ(بیروت)؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ۱۴۱۴؛
*همان، تهذیب ‌الاحکام، چاپ حسن موسوى خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
*همان، رجال‌الطوسى، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۵؛
*همان، کتاب‌الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانى و علی‌احمد ناصح، قم ۱۴۱۱؛
*عزیزاللّه عطاردی‌قوچانى، مسندالامام الشهید ابی‌عبداللّه‌الحسین‌بن على(ع)، [تهران] ۱۳۷۶ش؛
*محمدبن على علوی‌شجرى، فضل زیارة الحسین((ع))، چاپ احمد حسینى، قم ۱۴۰۳؛
*علی‌بن ابی‌طالب(ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ صبحى صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
*محمدبن مسعود عیاشى، کتاب‌التفسیر، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران [بی‌تا.]؛
*نعمان‌بن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام، چاپ آصف‌بن علی‌اصغر فیضى، قاهره [۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵]، چاپ افست [قم، بی‌تا.]؛
*باقر شریف قرشى، حیاةالامام الحسن‌بن على، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛
*سعیدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹؛
*علی‌بن ابراهیم قمى، تفسیرالقمى، چاپ طیب موسوى جزائرى، نجف ۱۳۸۷، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
*کلینى؛
*فرات‌بن ابراهیم کوفى، تفسیر فرات‌الکوفى، چاپ محمدکاظم محمودى، تهران ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
*مجد خوافى، روضه خلد، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۴۵ش؛
*مجلسى؛
*یوسف‌بن عبدالرحمان مِزّى، تحفةّ الاشراف بمعرفة الاطراف، چاپ عبدالصمد شرف‌الدین و زهیر شاویش، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
*همان، تهذیب الکمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛
*مسعودى، تنبیه؛
*همان، مروج(بیروت)؛
*مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح، بیروت : دارالفکر، [بی‌تا.]؛
*محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳؛
*ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانى مروزى، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران ۱۳۷۳ش؛
*یحیی‌بن حسین ناطق ‌بالحق، الافاده فى تاریخ الائمة السادة، چاپ محمدکاظم رحمتى، تهران ۱۳۸۷ش؛
*محمدصادق نجمى، سخنان حسین‌بن على(ع)(از مدینه تا کربلا)، قم ۱۳۷۸ش؛
*نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛
*نعیم‌بن حمّاد، کتاب‌الفتن، چاپ سهیل زکار، [بیروت] ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳؛
*یعقوبى، تاریخ.


==پی نوشت==
==پی نوشت==
<references />{{امام حسین}}{{یاران امام حسین علیه السلام}}
[[رده:افراد]]
[[رده:شهدای بنی‌هاشم]]
[[رده:اهل بیت]]
[[en:Hussain ibn Ali]]
[[رده:شهیدان کربلا]]
[[رده:شهیدان عاشورا]]
[[رده:چهارده معصوم]]
[[رده:اصحاب کسا]]
[[رده:معصومین]]
[[رده:فرزندان حضرت علی(ع)]]
[[fr:Hussain ibn Ali]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ مهٔ ۲۰۲۳، ساعت ۲۳:۴۹

حسین بن على (ع)
Imam hussain.jpg
اطلاعات ائمه
نام کامل حسین بن علی
کنیه اباعبدالله
لقب سیدالشهدا، ثار اللّه، مصباح الهدی و ...
زادروز سوم شعبان سال چهارم قمری
زادگاه مدینه
نقش امام سوم شیعیان
مدت امامت حدود ۱۰ سال
تاریخ شهادت دهم محرم سال ۶۱ قمری
مدفن کربلا
محل زندگی مدینه و کوفه
پدر حضرت علی(ع)
مادر حضرت زهرا(س)
همسران رباب، لیلى، ام اسحاق ، شهربانو
فرزندان امام سجاد(ع)، علی اکبر (ع) ، علی اصغر (ع)، سکینه، فاطمه، جعفر

حسین ‌بن على، امام سوم از امامان دوازده‌گانه شیعه امامیه و یکى از چهارده معصوم است که در کربلا در سال ۶۱ هجری به همراه اصحابش در روز عاشورا به شهادت رسید.

نسب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

به اتفاق همه منابع، نام و نسب او حسین‌ بن علی‌ بن ابی‌طالب‌ بن عبدالمطلب‌ بن هاشم است. جد مادری‌اش پیامبر اکرم(ص)، پدرش على بن ابی طالب(ع) و مادرش فاطمه زهرا(س) دختر رسول خداست[۱].

نام‌گذاری[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پیامبر او را به نام پسر دوم هارون، شَبیر، حسین نامید[۲]. بنابر برخى روایات، امام على(ع) دوست داشت که او را حرب بنامد، اما در نام‌گذارى بر پیامبر(ص) پیشى نگرفت[۳]. بنابر روایات دیگر، نخست امام به نام عمویش، جعفر طیار، که در آن زمان هنوز در حبشه بود، جعفر نامیده شده بود، اما پیامبر نام او را به حسین تغییر داد[۴]. اما بنابر روایات شیعى، پیامبر در ابتدا و پیش از آنکه نامى براى او انتخاب شود نام حسین را به امر خدا بر آن حضرت نهاد[۵]. در برخى روایات تأکید شده است که نام‌هاى حسن و حسین از اسامى بهشتى بوده و پیش از اسلام سابقه نداشته‌اند[۶].

کنیه و القاب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کنیه امام حسین در تمام منابع ابوعبداللّه ذکر شده[۷]، اما خصیبى[۸] کنیه‌اش را نزد خاصه ابوعلى دانسته است. به امام حسین(ع) القاب فراوانى نسبت داده شده که بسیارى از آن‌ها با القاب برادرش، امام حسن(ع)، مشترک است[۹]. از القاب خاص امام، زکى، طیب، وفىّ، سید، مبارک[۱۰]، نافع، الدلیل على ذات‌اللّه[۱۱]، رشید، مصباح هدایت و التابع لمرضاةاللّه[۱۲] بوده است[۱۳].

ابن‌طلحه شافعى[۱۴] لقب زکى را مشهورتر از دیگر القاب و لقب سیدشباب اهل‌الجنه را مهم‌ترین آن‌ها دانسته است. در پاره‌اى از احادیث امامان شیعه نیز امام حسین(ع) با لقب شهید یا سیدالشهداء خوانده شده است[۱۵]. در برخى متون ادبى و تاریخىِ متعلق به سده‌هاى چهارم به بعد براى امام حسین لقب امیرالمؤمنین نیز یاد شده است[۱۶]، که با توجه به اینکه آن حضرت هیچگاه خلافت ظاهرى نیافت، در خور توجه است.

ولادت و شهادت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ولادت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در اینکه زادگاه امام حسین(ع) مدینه است، اختلافى نیست[۱۷]. سال تولد او را نیز سال سوم[۱۸]، چهارم[۱۹]، پنجم[۲۰] و ششم هجرى[۲۱] ذکر کرده‌اند. روز ولادت وى، بنابر قول مشهور، سوم شعبان بوده است[۲۲]، اما برخى، زادروز امام را آخر ربیع‌الاول[۲۳]، پنجم ماه شعبان[۲۴] یا یکى از نخستین شب‌هاى ماه شعبان[۲۵] نوشته‌اند. بنابه روایتى، امام در غروب پنج‌شنبه متولد شد[۲۶]. فاصله تولد امام حسین و امام حسن را شش ماه و ده روز[۲۷]، ده ماه و بیست و دو روز[۲۸] و یک سال و ده ماه[۲۹] گزارش کرده‌اند. پس از تولد، پیامبر همان آدابى را براى او به جا آورد که درباره حسن‌بن على انجام داده بود، مانند: ادای اذان و اقامه در گوش نوزاد و عقیقه کردن.

هنگام ولادت او جبرئیل به همراه هزار فرشته از آسمان فرود آمدند تا ولادتش را به پیامبر تبریک گویند[۳۰] و آنگاه جبرئیل پیامبر را از شهادت وى به دست امت مسلمان و نیز تداوم امامت در نسل او آگاه کرد[۳۱]. جبرئیل مشتى از خاک کربلا را نیز براى پیامبر آورد و این خاک بعدها نزد امّ سلمه بود و او از تغییر رنگ آن در روز عاشورا، از شهادت نواده پیامبر با خبر شد[۳۲].

به نوشته ابن‌سعد[۳۳]، امّفضل[۳۴]، به امر پیامبر، دایگى امام را برعهده گرفت و بدین ترتیب امام برادر رضاعى قُثم‌بن عباس، که او نیز شیرخواره بود، گردید[۳۵]. برخی منابع مادر عبدالله بن یقطر را نیز دایه امام حسین(ع) دانسته‌اند،[۳۶] اما کلینى[۳۷] روایاتى نقل کرده است که بنابر آن‌ها امام حسین(ع) از هیچ زنى، حتى مادرش فاطمه زهرا(س)، شیر نخورد.

روزشمار واقعه عاشورا
سال 60 قمری
15 رجب مرگ معاویه
28 رجب خروج امام حسین (ع) از مدینه.
3 شعبان ورود امام(ع) به مکه.
10 رمضان رسیدن نخستین نامه‌های کوفیان به امام(ع).
12 رمضان رسیدن 150 نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی.
14 رمضان وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی.
15 رمضان خروج مسلم از مکه به سوی کوفه.
5 شوال ورود مسلم بن عقیل به کوفه.
8 ذیحجه خروج امام حسین(ع) از مکه.
8 ذیحجه قیام مسلم بن عقیل در کوفه.
9 ذیحجه شهادت مسلم بن عقیل در کوفه.
سال 61 قمری
1 محرم یاری خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس در قصر بنی مقاتل
2 محرم ورود کاروان امام(ع) به کربلا
3 محرم ورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری.
6 محرم یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنى اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت
7 محرم بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.
7 محرم پیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع) و یارانش.
9 محرم ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا.
9 محرم امان‌نامه شمر به فرزندان ام‌البنین.
9 محرم اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.
10 محرم واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.
11 محرم محرم حرکت اسرا به سوی کوفه
11 محرم دفن شهدا توسط بنى اسد (از اهل غاضریه)
12 محرم دفن تعداد کمی از شهدا
12 محرم ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه.
19 محرم حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام.
1 صفر ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.
20 صفر اربعین حسینی
20 صفر ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا
20 صفر بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال.

شهادت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

امام حسین(ع) در دهم محرّمِ[۳۸] سال ۶۱ هجرى در سرزمین نینوا[۳۹] در عراق بعد از آخرین دعا به شهادت رسید[۴۰].روز شهادت امام را جمعه[۴۱]، شنبه[۴۲]، یکشنبه[۴۳] و دوشنبه[۴۴] گزارش کرده[۴۵] و در این میان روز جمعه را قول صحیح و مشهور شمرده‌اند[۴۶]. ابوالفرج اصفهانى[۴۶] قول شهادت امام در روز دوشنبه را قولى شایع میان مردم دانسته و آن را از نظر محاسبات تقویمى مردود شمرده است[۴۷]. سن امام را به هنگام شهادت ۵۶ سال و پنج ماه[۴۸]، ۵۷ سال و پنج ماه[۴۹] و ۵۸ سال[۵۰] ذکر کرده‌اند[۵۱].

در روایات فراوانى پیامبر اصحابش را از شهادت فرزندش حسین آگاه کرده بود[۵۲]. به جز پیامبر، امام على(ع) و امام حسن(ع) را نیز از ماجراى شهادت آن حضرت خبر داده بودند[۵۳]. چنان‌که خداوند انبیاى پیشین را از شهادت امام آگاه ساخته بود[۵۴]. درباره حوادث روز عاشورا و پس از شهادت آن حضرت و نیز عقوبت کسانى که در شهادت امام دست داشتند، نیز امور معجزه‌آسایى نقل شده است[۵۵]. از جمله گفته‌اند خدا در روز عاشورا چهارهزار فرشته‌اى را که در جنگ بدر به یارى پیامبر فرستاده بود، به سوى او فرود آورد و امام مخیر شد که از بین پیروزى و دیدار با پیامبر یکى را برگزیند و او ترجیح داد به لقاى پیامبر نایل شود. این فرشتگان به امر خدا تا روز قیامت بر مزارش گریه می‌کنند و براى زائران دعا و طلب بخشش می‌کنند[۵۶].

پیش از امامت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کودکی در کنار پیامبر(ص)[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابن‌سعد[۵۷] امام حسین(ع) را در زمره واپسین طبقه[۵۸] از اصحاب رسول خدا(ص) یاد کرده است که به هنگام وفات آن حضرت خردسال بودند و در هیچ جنگى او را همراهى نکردند. قریب به هفت سال از زندگانى امام در زمان حیات پیامبر گذشت[۵۹]. پیامبر او و برادرش را بسیار گرامى می‌داشت، چنان‌که آن دو را بر سینه خود می‌نشاند و در همان حال با مردم سخن می‌گفت[۶۰] و گاهى آن دو را بر دوش خود می‌نهاد[۶۱]، بنا به نقلى، روزى پیامبر بر بالاى منبر سخنرانى می‌کرد و چون آن دو را دید از منبر پایین آمد و ایشان را در آغوش گرفت[۶۲].

اما مهم‌ترین رخداد دوران کودکى امام، شرکت در مباهله و معرفى او و برادرش به عنوان مصداق «ابناءَنا»[۶۳] بود[۶۴].

اعتراض به عمر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

امام حسین(ع) حدود نُه ساله داشت که وارد مسجد شد. او عمر را در حال سخنرانی بر منبر پیامبر(ص) دید، از منبر بالا رفت و به او گفت: «از منبر پدرم فرود‌ آی و بر منبر پدرت بنشین!».

عمر گفت: «پدرم منبری نداشت»[۶۵] عمر خطبه خود را نیمه‌کاره رها کرد و از منبر به زیر آمد[۶۶]. گزارش‌هایی از احترام ویژه عمر به امام حسین در منابع تاریخی دیده می‌شود. مانند اینکه عمر سهم بیت‌المال امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را، به سبب قرابت آنان با رسول خدا، همانند سهم حضرت على(ع) و اهل بدر قرار داده بود[۶۷].

حضور در جنگ‌ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در برخى منابع تاریخى از حضور امام حسین(ع) به اتفاق برادرش در فتح طبرستان به سال ۲۹ هجرى یاد شده است[۶۸]. در دوران عثمان، امام حسین(ع) به هنگام تبعید ابوذر به ربذه، در کنار پدر و برادرش امام حسن(ع) او را مشایعت کرد[۶۹]. به روایتى، در شورش برضد عثمان، امام حسین(ع)، به توصیه امام على(ع)، همراه با برادرش کوشید عثمان را از خطر محفوظ دارد[۷۰] و به نقلى، در این واقعه مجروح شد[۷۱]. امام حسین در جنگ‌هاى دوره خلافت امام‌على نیز حضور داشت[۷۲] و در جنگ صِفّین خطبه‌اى در تحریض به جهاد خواند[۷۳].

دوران امامت پدر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

امام على(ع)، امام حسین(ع) را پس از امام حسن(ع) متولى صدقات[۷۴] خود قرار داد[۷۵]. به نقلى، امام حسین به هنگام شهادت پدر، براى انجام دادن مأموریتى که على(ع) به او داده بود، در مدائن بود و با نامه امام حسن(ع) از موضوع آگاه شد[۷۶]. امام حسین در مراسم تجهیز و خاک‌سپارى پدر حاضر بود[۷۷].

دوران امامت برادر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در دوره امامت امام حسن‌(ع)، که حدود ده سال به طول انجامید[۷۸]، امام حسین همراه و همگام برادر بود. با اینکه طبق برخى منابع تاریخى، امام حسین با واگذارى خلافت به معاویه مخالف بود[۷۹] و حتى پس از صلح امام حسن، با معاویه بیعت نکرد[۸۰]، پس از وقوع صلح به این مصالحه ملتزم بود. حتى وقتى برخى شیعیان از او تقاضا کردند پیمان را بشکند و با معاویه بجنگد، به آنان امر کرد که تا زمان مرگ معاویه منتظر بمانند[۸۱]. ابن‌سعد[۸۲] از امام باقر(ع) روایت کرده که امام حسن و امام حسین، در نماز به مروان، که منصوب از جانب معاویه بود، اقتدا می‌کردند و حال آنکه حسین‌بن‌على با وى برخوردهاى تند داشت؛ ضمن آنکه، تقیه‌اى هم در کار نبود. اما این روایت با شمار زیادى حدیث در منابع شیعه که از اقتدا به غیر معتقدان به عقاید صحیح و نیز اقتدا به شخص فاسق نهى کرده‌است، سازگار نیست[۸۳]. مواجهه قاطع و صریح امام با مروان به هنگام اهانت به مادرش فاطمه(س) نیز گزارش شده است[۸۴].

همچنان که در برابر سبّ امام على(ع) از سوى امویان، به‌شدت واکنش نشان می‌داد[۸۵]. در کل، گزارش منابع نشان می‌دهد که امام حسین در زمان امامتِ امام حسن آشکارتر از برادر در برابر بنی‌امیه موضع می‌گرفت و علنا با آنان مخالفت می‌کرد[۸۶]. با این حال، به‌رغم برخى اختلاف‌هاى ظاهرى در رفتار امام حسن(ع) و امام حسین(ع)[۸۷]، غیر از توضیحى که از منظر عقیده امامتِ منصوص مطرح می‌شود، از نظر تحلیل تاریخى نیز وحدت رویه کلى آن دو قابل اثبات است[۸۸].

امام حسین پس از شهادت امام حسن(ع)، با وجود افرادى که به سن از وى بزرگ‌تر بودند، شریف‌ترین فرد از خاندان هاشم به شمار می‌رفت[۸۹] و در امور خویش با او مشورت می‌کردند و نظر او را بر رأى دیگران ترجیح می‌دادند[۹۰].

امام در دوران خلافت معاویه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پس از وفات امام حسن(ع)، مردم کوفه براى قیام برضد معاویه به امام حسین(ع) نامه نوشتند، اما امام ضمن آنکه مشروعیت حکومت معاویه بر مسلمانان را رد کرد و بر جهاد با ظالمان تأکید نمود، از قیام دورى گزید و آن را به پس از مرگ معاویه موکول کرد[۹۱]. معاویه نیز از قیام امام بیم داشت و پس از شهادت امام حسن(ع) از امام خواست که از قیام بپرهیزد و امام پایبندى خود را به عهدنامه صلح به وى یادآورى کرد[۹۲]. معاویه نیز به تعهد مالى سالیانه خود ادامه داد[۹۳]. معاویه خود به‌خوبى از میزان نفوذ امام حسین(ع) در مدینه آگاه بود، چنان‌که به فردى از قریش گفته بود هرگاه حلقه‌اى از جمعیت در مسجدالنبى دیدى که سخن هزلى در آن نیست، آن حلقه حسین است[۹۴]. زمانى که معاویه براى یزید بیعت می‌گرفت، امام از معدود کسانى بود که بیعت با یزید را نپذیرفت و در خطابه‌اى قاطع معاویه را محکوم کرد[۹۵] و، برخلاف دیگر افراد بنی‌هاشم، هدیه معاویه را نیز قبول نکرد[۹۶]. معاویه نیز، با توجه به جایگاه امام، به یزید توصیه کرده بود که با امام مدارا کند و در صدد بیعت گرفتن از امام نباشد[۹۷].

ویژگی‌ها و سیره[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ویژگی‌ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در بیشتر منابع حدیثى و تاریخى و رجالىِ کهن از شباهت حسین‌بن على به پیامبر اکرم سخن گفته شده[۹۸] و در یک روایت، امام حسین شبیه‌ترین فرد به پیامبر وصف شده است[۹۹]. بنابر روایتى دیگر از امام على، آن حضرت فرزندش حسین را شبیه‌ترین فرد به خود از نظر خُلق و خو و رفتار، دانسته است[۱۰۰]. امام حسین(ع) سپید چهره بود[۱۰۱]. گاه عمامه‌اى از خز[۱۰۲] و گاه عمامه‌اى سیاه بر سر می‌گذاشت[۱۰۳]. موى سر و محاسن خود را خضاب می‌نمود[۱۰۴].

نقش دو انگشترى او یکى «لااله‌الّااللّه، عُدَّةٌ للِقاءاللّه» و دیگرى «ان‌اللّه بالغٌ اَمْرَه» بود[۱۰۵]. امام حسین(ع) ۲۵ بار، همراه با نزدیکانش، پیاده حج گزارد[۱۰۶]. با مسکینان می‌نشست، دعوت آنان را می‌پذیرفت و با آنان غذا می‌خورد و آنان را نیز به خانه خود دعوت می‌کرد و آنچه در منزل داشت از ایشان دریغ نمی‌کرد[۱۰۷]. دشمنان امام نیز به فضائل او معترف بودند، چنان که معاویه می‌گفت که حسین همچون پدرش على اهل غدر و حیله نیست[۱۰۸] و عمروبن عاص او را محبوب‌ترین فرد از زمینیان نزد اهل آسمان می‌دانست[۱۰۹].

او همواره احترام برادرش، امام حسن(ع)، را پاس می‌داشت و در برابرش سخن نمی‌گفت، چنان‌که محمدبن حنفیه با امام حسین چنین برخورد می‌کرد[۱۱۰]. امام بسیار بخشنده بود و در مدینه به جود و کرم شناخته شده بود[۱۱۱]. اگر سائلى از او درخواست می‌کرد و امام در حال نماز بود، نمازش را کوتاه می‌کرد و هر چه در اختیار داشت، به او می‌داد[۱۱۲].

نحوه برخورد با غلامان[ویرایش | ویرایش مبدأ]

او غلامان و کنیزانش را در قبال خوش‌رفتاریشان آزاد می‌کرد. به نقلى، کنیزى را که معاویه همراه با اموال و لباس‌هاى فراوانى برایش هدیه فرستاده بود، در ازاى خواندن آیاتى از قرآن و سرودن شعرى درباره فناى دنیا و مرگ انسان‌ها آزاد کرد و اموال را بدو بخشید[۱۱۳]. حتى یک‌بار یکى از غلامانش کار ناشایستى کرد که درخور عقاب بود ولى چون غلام آیه «والعافین عن‌الناس» را خواند، او را بخشید، سپس غلام گفت : «واللّه یحب ‌المحسنین»، و امام او را در راه خدا آزاد کرد[۱۱۴].

دَین اسامةبن زید را، که در بستر بیمارى افتاده و از پرداختش عاجز مانده بود، از جانب او پرداخت[۱۱۵]. بنابه روایتى، زمین و اشیایى را که به او ارث رسیده بود، پیش از دریافت آن بخشید[۱۱۶]. دیه مردى را در ازاى پاسخ به سه پرسش به طور کامل پرداخت و انگشتری‌اش را نیز بدو عطا کرد[۱۱۷]. کرم او به حدى بود که زن و مردى یهودى به سبب این خلق نیکوى او مسلمان شدند[۱۱۸]. او به آموزگار فرزندانش مال و لباس بسیار اعطا کرد و دهانش را از دُرّ پرکرد، در حالى که می‌گفت این جبران‌کننده تعلیم تو نیست[۱۱۹].

صبر و بردباری[ویرایش | ویرایش مبدأ]

درباره حلم امام گفته‌اند که وقتى مردى شامى به او و پدرش ناسزا گفت، از او درگذشت و او را مورد لطف قرار داد[۱۲۰]. گفته شده است اثر انبان آذوقه‌اى که براى ایتام و مساکین بر پشتش حمل می‌کرد، در روز شهادت آشکار بود[۱۲۱].

امامت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نص و تعیین الهى، به اعتقاد شیعه، از جمله شروط اساسى و ضرورى براى اثبات امامت هر امامى است. این نص درباه امام حسین(ع) نیز به طرق مختلف وارد شده است. از آن جمله است حدیث مشهورى از پیامبر که بر امامت حسنین دلالت دارد[۱۲۲]. افزون بر این، احادیثى از پیامبر رسیده است که درآن‌ها به تعداد امامان و امامت امام على(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و نُه تن از فرزندان حسین‌بن على تصریح شده است[۱۲۳].

دلیل دیگر، وصیت امام حسن درباره جانشینى امام حسین پس از وى و سفارش به محمد حنفیه به پیروى از آن حضرت است[۱۲۴]. مفید[۱۲۵] بر آن است که با توجه به ادله مذکور، امامت امام حسین(ع) ثابت و قطعى است گرچه آن حضرت، به سبب تقیه و التزام به صلح و ترک مخاصمه[۱۲۶]، آشکارا به امامتِ خود دعوت، نکرد؛ اما پس از مرگ معاویه و اتمام دوره ترک مخاصمه، امامت را علنى کرد[۱۲۷]. علم به جمیع شئون و معارف دین به شکل تام و کامل نیز از لوازم امامت است؛ از این‌رو، امام على(ع) از او، همچنان که از امام حسن، خواست براى مردم سخنرانى کند تا بعدها قریشیان او را به نداشتن علم منسوب نکنند[۱۲۸].

شاهد آن اقوالى از صحابه درباره مقام علمى آن حضرت و تقاضاى افتاء از اوست[۱۲۹]. به برخى سخنان خود امام حسین(ع) درباره امامت خویش[۱۳۰] و نیز پاره‌اى معجزات و کرامات که به دست آن حضرت تحقق یافت نیز در اثبات امامت وى استناد شده است[۱۳۱]. گفتنى است گاه در انتساب پاره‌اى از کرامات یا فضایل یا برخى افعال، بین امام حسن و امام حسین(ع) خلاصه شده است.

فضائل و مناقب[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در منابع حدیثى شیعه و سنّى مناقب و فضائلى خاص درباره امام حسین(ع)، از زمان ولادت تا شهادت آن حضرت، نقل شده است. از جمله گفته شده است که دوران «حمل» وى شش ماه بود که نظیر آن پیشتر تنها درباره عیسی‌بن مریم یا یحیی‌بن زکریا رخ داده بود[۱۳۲].

آیات منسوب به امام حسین(ع)[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در منابع حدیث و تفاسیر شیعه نیز آیاتى از قرآن درباره امام حسین(ع) تأویل یا تطبیق[۱۳۳] شده است. از جمله آیه ۱۵ سوره احقاف که در آن از مادر باردارى سخن گفته شده است که با رنج کودک خویش را حمل می‌کند و با درد او را به دنیا می‌آورد. این آیه ناظر به فاطمه زهرا(س) دانسته شده که در دوران حمل فرزندش خبر شهادت او را از پیامبر از طریق جبرئیل شنید و غمگین شد[۱۳۴].

همچنین حروف مقطعه ابتداى سوره مریم[۱۳۵] در اشاره به واقعه کربلا تأویل شده است که خداوند پس از آنکه اسامى پنج تن را به زکریاى نبى آموخت، رمزش را براى وى آشکار کرد[۱۳۶]. گفته شده است زکریا وقتى از ماجراى شهادت امام حسین(ع) آگاه شد از خداوند خواست تا فرزندى به وى عطا کند که سرنوشتى مشابه حسین داشته باشد و خداوند یحیى را به او داد که مدت حملش شش ماه بود و همچون حسین به شهادت رسید[۱۳۷].

همچنین آیات ۶ سوره احزاب[۱۳۸] و ۲۸ سوره زخرف[۱۳۹] در اشاره به تداوم امامت از نسل امام حسین(ع) تفسیر شده‌اند.

برخى از آیات قرآن نیز ناظر به قیام و شهادت آن حضرت دانسته شده‌اند، از جمله:

- آیه ۷۷ سوره نساء[۱۴۰]

- آیه ۳۳ سوره اسراء[۱۴۱]

- و آیات ۲۷ تا ۳۰ سوره فجر[۱۴۲].

ثواب زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

براى زیارت امام حسین فضیلت‌هاى بسیارى ذکر شده و در احادیث منقول از پیامبر و امامان شیعه بر آن تأکید بسیار گردیده است[۱۴۳]، همچنان‌که براى تربت آن حضرت فضائل بسیارى یاد کرده‌اند[۱۴۴].

سخنان امام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از امام حسین(ع) سخنان زیادى بر جاى نمانده، که مهم‌ترین علت آن، وضع خاص جهان اسلام در آن دوره و تنگناهاى شدیدى بوده که نظام حاکم اموى، هم براى عترت پیامبر و هم براى شیعیانشان، ایجاد می‌کرده است. به جز خطبه‌ اول، خطبه آخر امام در روز عاشورا و سخنان ایشان در ماجراى نهضت عاشورا[۱۴۵]، برخى سخنان پراکنده از آن حضرت از جمله سخنان حکمت‌آمیزى از امام درباره انصاف خلق[۱۴۶] در متون کهن اهل‌سنّت و شیعه هست. همچنین است سخن مشهور آن حضرت در تأکید بر آزادگى، خطاب به سپاه اموى هنگامى که قصد حمله به خیام امام را داشتند و آن حضرت توان مقابله نداشت، با این مضمون که اگر دین ندارید، دست کم آزاده باشید[۱۴۷].برخى از دعاهاى امام حسین(ع) در منابع کهن نقل شده است[۱۴۸].

از راویان امام، فرزندان آن حضرت، امام سجاد(ع) و دخترش فاطمه، بیشترین روایت را از او نقل کرده‌اند[۱۴۹]. بر مبناى استقصاى عطاردی‌قوچانى[۱۵۰] شمار راویانى که از وى حدیث نقل کرده‌اند، افزون بر دویست و پنجاه تن‌اند[۱۵۱]. طوسى، برپایه مبناى خاص خود در کتاب رجال[۱۵۲]، نام قریب به صد تن را به عنوان اصحاب آن حضرت فهرست کرده است که برخى از آنان در شمار اصحاب رسول خدا، امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب و امام حسن علیهم‌السلام بوده و غالبا در کربلا وى را همراهى کرده و همانجا به شهادت رسیده‌اند.

دعای عرفه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

از مشهورترین آن‌ها، دعاى عرفه است که متنى طولانى دارد و از ادعیه مشهور شیعه به شمار می‌رود و مضامین عرفانى بلندى در آن دیده می‌شود [۱۵۳].

روایات اعتقادی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

روایاتى از امام در موضوعات اعتقادى، غالبآً در منابع شیعى مانند توحید[۱۵۴]، امامت[۱۵۵]، مناقب اهل‌بیت[۱۵۶]، غیبت[۱۵۷]، ویژگی‌هاى شیعه[۱۵۸] و صفات مؤمن[۱۵۹] ، نقل شده است. پاره‌اى مناظرات و احتجاجات نیز از آن حضرت نقل شده که مشتمل بر اثبات حقانیت و فضائل اهل‌بیت(ع) است[۱۶۰]. روایاتى نیز درباره فضائل قرآن[۱۶۱] و تفسیر پاره‌اى آیات در شأن اهل‌بیت[۱۶۲] از آن حضرت وارد شده است.از امام حسین(ع)، روایاتى در برخى ابواب فقه نیز نقل شده است[۱۶۳].

روایات اخلاقی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در موضوعات اخلاقى نیز احادیثى از امام حسین(ع) نقل کرده‌اند[۱۶۴]. اشعارى نیز به امام منسوب است که معروف‌ترین آن‌ها ابیاتى است که امام درباره محبت خود به دخترش سکینه و مادر سکینه، رباب، سروده است[۱۶۵]. همچنین شعرى است که امام در آخرین روزها در بی‌وفایى روزگار به زبان آورده است[۱۶۶]. امام حسین از راویان سخنان پیامبر و پدرش امام علی‌بن ابی‌طالب(ع) و مادرش فاطمه زهرا(س) است که در مجموعه‌هاى حدیثى اهل‌سنّت گردآمده است[۱۶۷].

کتب منتشر شده[ویرایش | ویرایش مبدأ]

سخنان امام حسین(ع) تاکنون در چند مجموعه منتشر شده، که از آن جمله است: موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)[۱۶۸]، مسند الامام الشهید ابی‌عبدالله الحسین‌بن على(ع)[۱۶۹]، و حکمت‌نامه امام حسین(ع)[۱۷۰].

زیارات و ادعیه ها[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پیوند به بیرون[ویرایش | ویرایش مبدأ]

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • ابن ابی‌الثلج، تاریخ الائمة، در مجموعة نفیسة فى تاریخ الائمة، چاپ محمود مرعشى، قم: کتابخانه آیت‌اللّه مرعشى نجفى، ۱۴۰۶؛
  • ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت [بی‌تا.]؛
  • ابن ابی‌الدنیا، مکارم‌الاخلاق، چاپ مجدى سیدابراهیم، بولاق [بی‌تا.]؛
  • ابن‌ابی‌زینب، الغیبة، چاپ فارس حسون کریم، قم ۱۴۲۲؛
  • ابن ابی‌شیبه، المصنَّف فى الاحادیث و الآثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
  • ابن‌اعثم کوفى، کتاب‌الفتوح، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱؛
  • همان، ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى، چاپ غلامرضا طباطبائی‌مجد، تهران ۱۳۷۲ش؛
  • ابن‌بابویه، الامالى، قم ۱۴۱۷؛
  • همان، التوحید، چاپ هاشم حسینى طهرانى، قم [? ۱۳۵۷ش]؛
  • همان، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ۱۳۶۸ش؛
  • همان، علل‌الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
  • همان، عیون اخبار الرضا، چاپ مهدى لاجوردى، قم ۱۳۶۳ش الف؛
  • همان، کتاب‌الخصال، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۲ش؛
  • همان، کمال‌الدین و تمام النعمة، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش ب؛
  • همان، معانى الاخبار، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۱ش؛
  • ابن‌حزم، المُحَلّى، چاپ احمد محمد شاکر، بیروت: دارالفکر، [بی‌تا.]؛
  • ابن‌حنبل، مسند الامام احمدبن حنبل، بیروت: دارصادر، [بی‌تا.]؛
  • ابن‌سعد؛ ابن‌شبّه نمیرى، کتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینةالنبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، [جده[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
  • ابن‌شعبه، تحف‌العقول عن آل الرسول صلی‌اللّه علیهم، چاپ علی‌اکبر غفارى، قم ۱۳۶۳ش؛
  • ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ یوسف بقاعى، قم ۱۳۸۵ش؛
  • ابن‌طاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۴ـ۱۴۱۵؛
  • همان، مقتل‌الحسین(ع)، المسمى باللهوف فى قتلى الطفوف، قم [ ۱۴۱۷]؛
  • ابن طلحه شافعى، مطالب السؤول فى مناقب آل‌الرسول، چاپ ماجدبن احمد عطیه، [بی‌جا، بی‌تا.]؛
  • ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، چاپ علی‌محمد بجاوى، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛ ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱؛
  • ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ على شیرى، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
  • همان، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰؛
  • ابن‌قولویه، کامل‌الزیارات، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۷؛
  • ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، [قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴]، چاپ افست [بیروت، بی‌تا.]؛
  • ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین، چاپ کاظم مظفر، نجف ۱۳۸۵/۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۴۰۵؛
  • عبدالحسین امینى، سیرتنا و سنتنا: سیرة نبینا صلی‌اللّه علیه وآله و سنته، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
  • عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، عوام‌العلوم و المعارف و الاحوال من الآیات و الاخبار و الاقوال، ج ۱۷، قم ۱۳۸۲ش؛
  • هاشم‌بن سلیمان بحرانى، مدینةالمعاجز، او، معاجز اهل‌البیت(ع)، چاپ علاءالدین اعلمى، [قم] ۱۴۲۶/۲۰۰۵؛
  • محمدبن اسماعیل بخارى، صحیح بخارى، [چاپ محمد ذهنی‌افندى]، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱، چاپ افست بیروت [بی‌تا.]؛
  • احمدبن محمد برقى، کتاب‌المحاسن، چاپ جلال‌الدین محدث ارموى، تهران ۱۳۳۰ش؛
  • احمدبن یحیى بلاذرى، انساب‌الاشراف، چاپ محمود فردوس‌العظم، دمشق ۱۹۹۶ـ ۲۰۰۰؛
  • همان، فتوح‌البلدان، چاپ عبداللّه انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
  • علی‌بن عیسى بهاءالدین اربلى، کشف الغمة فى معرفة الائمة علیهم‌السلام، چاپ على فاضلى، [قم] ۱۴۲۶؛
  • محمدبن عیسى ترمذى، سنن‌الترمذى، ج ۳ و ۵، چاپ عبدالرحمان محمد عثمان، بیروت ۱۴۰۳؛
  • جنیدبن محمود جنید شیرازى، شدّ الازار فى حطّ الاوزار عن زوّار المزار، چاپ محمد قزوینى و عباس اقبال آشتیانى، تهران ۱۳۶۶ش؛
  • محمدبن عبداللّه حاکم نیشابورى، المستدرک علی‌الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلى، بیروت ۱۴۰۶؛
  • حرّ عاملى؛ عبیداللّه‌بن عبداللّه حسکانى، شواهدالتنزیل لقواعد التفضیل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
  • حکمت‌نامه امام حسین(ع)، [گردآورى] محمد محمدی‌ری‌شهرى، [همراه‌با] ترجمه عبدالهادى مسعودى، قم : دارالحدیث، ۱۳۸۵ش؛
  • عبداللّه‌بن جعفر حِمْیرى، قریب الاسناد، قم ۱۴۱۳؛
  • علی‌بن محمد خزاز رازى، کفایة الاثر فی‌النص علی‌الائمة الاثنی‌عشر، چاپ عبداللطیف حسینى کوه کمرى خوئى، قم ۱۴۰۱؛
  • حسین‌بن حمدان خصیبى، الهدایة الکبرى، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
  • دلائل الامامة، [منسوب به] محمدبن جریر طبرى آملى، قم: مؤسسةالبعثة، ۱۴۱۳؛
  • محمدبن احمد دولابى، الذریة الطاهرة، چاپ محمدجواد حسینى جلالى، قم ۱۴۰۷؛
  • احمدبن داوود دینورى، الاخبار الطِّوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
  • روائع الحکمة : بلاغة الامامین‌الحسن و الحسین(ع)، [اعداد] مصطفى محسن موسوى، محسن شراره عاملى، و مهدى عطبى بصرى، بیروت: دارالصفوة، ۱۴۲۴/۲۰۰۴؛
  • مجدودبن آدم سنایى، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، چاپ مدرس رضوى، تهران ۱۳۵۹ش؛
  • محمدبن حسن صفار قمى، بصائرالدرجات الکبرى فى فضائل آل محمد(ع)، چاپ محسن کوچه‌باغی‌تبریزى، تهران ۱۳۶۲ ش؛
  • عبدالرزاق‌بن همام صنعانى، المصنَّف، چاپ حبیب‌الرحمان اعظمى، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • طباطبائى؛
  • سلیمان‌بن احمد طبرانى، المعجم‌الکبیر، چاپ حمدى عبدالمجید سلفى، چاپ افست بیروت ۱۴۰۴ـ۱۴۰؛
  • احمدبن على طبرسى، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوى خرسان، نجف ۱۳۸۶/ ۱۹۶۶، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
  • فضل‌بن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم ۱۴۱۷؛
  • همان، مجمع‌البیان فى تفسیرالقرآن، چاپ هاشم رسولى محلاتى و فضل‌اللّه یزدى طباطبائى، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
  • طبرى، تاریخ(بیروت)؛ محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ۱۴۱۴؛
  • همان، تهذیب ‌الاحکام، چاپ حسن موسوى خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱؛
  • همان، رجال‌الطوسى، چاپ جواد قیومى اصفهانى، قم ۱۴۱۵؛
  • همان، کتاب‌الغیبة، چاپ عباداللّه طهرانى و علی‌احمد ناصح، قم ۱۴۱۱؛
  • عزیزاللّه عطاردی‌قوچانى، مسندالامام الشهید ابی‌عبداللّه‌الحسین‌بن على(ع)، [تهران] ۱۳۷۶ش؛
  • محمدبن على علوی‌شجرى، فضل زیارة الحسین((ع))، چاپ احمد حسینى، قم ۱۴۰۳؛
  • علی‌بن ابی‌طالب(ع)، امام اول، نهج‌البلاغة، چاپ صبحى صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
  • محمدبن مسعود عیاشى، کتاب‌التفسیر، چاپ هاشم رسولى محلاتى، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران [بی‌تا.]؛
  • نعمان‌بن محمد قاضى نعمان، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام والقضایا و الاحکام، چاپ آصف‌بن علی‌اصغر فیضى، قاهره [۱۹۶۳ـ ۱۹۶۵]، چاپ افست [قم، بی‌تا.]؛
  • باقر شریف قرشى، حیاةالامام الحسن‌بن على، بیروت ۱۴۱۳/ ۱۹۹۳؛
  • سعیدبن هبةاللّه قطب راوندى، الخرائج و الجرائح، قم ۱۴۰۹؛
  • علی‌بن ابراهیم قمى، تفسیرالقمى، چاپ طیب موسوى جزائرى، نجف ۱۳۸۷، چاپ افست قم [بی‌تا.]؛
  • کلینى؛
  • فرات‌بن ابراهیم کوفى، تفسیر فرات‌الکوفى، چاپ محمدکاظم محمودى، تهران ۱۴۱۰/۱۹۹۰؛
  • مجد خوافى، روضه خلد، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۴۵ش؛
  • مجلسى؛
  • یوسف‌بن عبدالرحمان مِزّى، تحفةّ الاشراف بمعرفة الاطراف، چاپ عبدالصمد شرف‌الدین و زهیر شاویش، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
  • همان، تهذیب الکمال فى اسماء الرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ۱۴۲۲/۲۰۰۲؛
  • مسعودى، تنبیه؛
  • همان، مروج(بیروت)؛
  • مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحیح، بیروت : دارالفکر، [بی‌تا.]؛
  • محمدبن محمد مفید، الارشاد فى معرفة حجج‌اللّه علی‌العباد، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳؛
  • ناصر خسرو، سفرنامه ناصرخسرو قبادیانى مروزى، چاپ محمد دبیرسیاقى، تهران ۱۳۷۳ش؛
  • یحیی‌بن حسین ناطق ‌بالحق، الافاده فى تاریخ الائمة السادة، چاپ محمدکاظم رحمتى، تهران ۱۳۸۷ش؛
  • محمدصادق نجمى، سخنان حسین‌بن على(ع)(از مدینه تا کربلا)، قم ۱۳۷۸ش؛
  • نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛
  • نعیم‌بن حمّاد، کتاب‌الفتن، چاپ سهیل زکار، [بیروت] ۱۴۱۴/ ۱۹۹۳؛
  • یعقوبى، تاریخ.

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۵۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷.
  2. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۵۶ـ۳۵۷؛ ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۹۸، ۱۱۸؛ دولابى، ص ۹۹؛ کلینى، ج ۶، ص ۳۳؛ قس ابن‌سعد، همانجا؛ دولابى، ص ۱۲۲، که حسین را مشتق از حسن شمرده‌اند.
  3. رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۲، ص ۲۵ـ۲۶؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج۱، ص۴۲۷ـ ۴۲۸؛ قس بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۴.
  4. ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۱۵۹؛ دولابى، ص ۹۹، ۱۲۱؛ طبرانى، ج۳، ص ۹۸.
  5. براى نمونه رجوع کنید به کلینى، ج ۶، ص ۳۳ـ۳۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۲۸۶، ج۱، ص ۱۳۷ـ۱۳۸؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص ۳۶۷؛ براى نقد محتوایى روایات دیگر رجوع کنید به قرشى، ج ۱، ص ۳۱ـ۳۲.
  6. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۱، ص ۳۵۷؛ دولابى، ص ۱۰۰؛ براى اقوال مشابه درباره نام‌گذارى امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.
  7. براى نمونه رجوع کنید به ابن ابی‌شیبه، ج ۸، ص ۶۵؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ طبرانى، ج ۳، ص ۹۴؛ مفید، همانجا.
  8. ص ۲۰۱.
  9. رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.
  10. ابن ابی‌الثلج، ص ۲۸؛ ابن‌طلحه شافعى، ج ۲، ص ۳۷۴.
  11. ابن ابی‌الثلج، همانجا.
  12. ابن‌طلحه شافعى، همانجا.
  13. براى فهرستى از القاب آن حضرت رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۶.
  14. همانجا.
  15. براى نمونه رجوع کنید به حِمْیرى، ص۹۹ـ۱۰۰؛ ابن‌قولویه، ص۲۱۶ـ۲۱۹؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص۴۹ـ ۵۰؛ مجلسى، ج ۳۷، ص ۹۴ـ۹۵؛ نیز رجوع کنید به سیدالشهداء.
  16. براى نمونه رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ترجمه فارسى، ص ۸۰۲، ۸۴۶؛ ناصرخسرو، ص ۷۲ـ۷۵، ۸۵؛ سنایى، ص ۲۶۲، ۲۶۶؛ مجدخوافى، ص ۲۲، ۲۶، ۲۰۵، ۲۷۱؛ جنید شیرازى، ص ۲۵۱ـ۲۵۲.
  17. براى نمونه رجوع کنید به مفید، همانجا؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱.
  18. رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۳؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجا؛ ابن‌عبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۲.
  19. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۳۹۹؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۴۶؛ دولابى، ص ۱۰۲، ۱۲۱؛ طبرى، ج ۲، ص ۵۵۵؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۵۱؛ مفید، همانجا.
  20. ابن‌عبدالبرّ، ج۱، ص۳۹۳.
  21. حاکم نیشابورى، ج ۳، ص۱۷۷؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۱۶.
  22. مجلسى، ج ۴۴، ص۲۰۱.
  23. رجوع کنید به طوسى، ۱۴۰۱، همانجا.
  24. ابوالفرج اصفهانى؛ مفید، همانجاها؛ ابن‌طلحه شافعى، ج ۲، ص ۳۷۲.
  25. ابن‌سعد؛ طبرى؛ دولابى، همانجاها.
  26. ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ‍‍۱، ص ۲۸۲؛ براى اقوال مختلف درباره روز و ماه و سال تولد امام رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۰؛ مِزّى، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۸ـ۳۹۹.
  27. رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن ابی‌الثلج، ص ۸.
  28. ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۱۵۸.
  29. دولابى، ص ۱۰۱؛ ابن‌عبدالبرّ؛ ابن‌عساکر، همانجاها.
  30. کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۸۲ـ۲۸۴؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۹۰؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۲.
  31. کلینى، همانجا؛ نیز براى تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۵ـ۲۱۰؛ براى تشبیه تداوم امامت از صلب امام حسین نه برادرش حسن علیهماالسلام به ماجراى هارون و موسى رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۳۰۵؛ براى فهرستى از روایاتى درباره اِخبار پیامبر از شهادت امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج ۱۷، ص ۱۱۳ـ۱۳۳.
  32. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۷ـ۴۱۹؛ ابن‌حنبل، ج۶، ص۲۹۴؛ ابن‌قولویه، ص۱۳۲؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص۶۳.
  33. ج ۶، ص ۴۰۰ـ۴۰۱.
  34. همسر عباس‌بن‌ عبدالمطلب.
  35. نیز رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج۴، ص۳۲۳؛ قس ابن‌حنبل، ج ۶، ص ۳۴۰؛ دولابى، ص ۱۰۶؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۳۰۸،۳۲۰، ۳۴۸ـ۳۴۹، که این موضوع را به امام حسن (ع) نسبت داده‌اند.
  36. سماوی، ابصار العین، ۱۴۱۹ق، ص۹۳.
  37. ج ۱، ص ۴۶۵.
  38. روز عاشورا.
  39. کربلا.
  40. ابن‌سعد، ج۶، ص۴۴۱؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص۵۱۲؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۹۴،۴۰۰؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۱ـ۴۲؛ قس طبرى، ج ۵، ص ۳۹۴، که بنابر روایتى شهادت امام را در ماه صفر دانسته است؛ ابن ابی‌الثلج، همانجا، که سال شهادت را شصتم هجرى ذکر کرده است.
  41. رجوع کنید به ابن‌سعد، همانجا؛ طبرى، ج ۵، ص ۴۲۲؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.
  42. طبرى؛ ابوالفرج اصفهانى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.
  43. دولابى، ص ۱۳۳.
  44. کلینى؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجاها.
  45. نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، همانجا.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ رجوع کنید به مسعودى، تنبیه، ص ۳۰۳؛ ناطق‌بالحق، ص ۱۱.
  47. نیز رجوع کنید به ناطق‌بالحق، همانجا.
  48. رجوع کنید به ابن‌سعد؛ ابوالفرج اصفهانى، همانجاها؛ نیز رجوع کنید به ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۲۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰؛ یعقوبى، همانجاها؛ طبرانى، ج۳، ص۱۱۵، که سن امام را ۵۶ سال نوشته‌اند.
  49. فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، همانجا؛ نیز رجوع کنید به کلینى، ج۱، ص :۴۶۳ ۵۷ سال و چند ماه؛ ابن‌ابی‌الثلج؛ مسعودى، تنبیه، همانجاها: ۵۷ سال.
  50. ابن‌سعد؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، همانجاها؛ طبرانى، ج۳، ص۹۸ـ۹۹، ۱۰۳، ۱۰۵؛ طوسى، ۱۴۰۱، همانجا.
  51. براى اقوال گوناگون درباره سن امام به هنگام شهادت ‌و روز و ماه‌ و سال‌آن رجوع کنید به مزّى،۱۴۲۲، ج۶، ص۴۴۵ـ۴۴۶.
  52. براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ۶۸؛ کلینى، ج ۱، ص ۲۰۹؛ ابن‌قولویه، ص ۱۴۳ـ۱۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۸۹.
  53. رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۴۲؛ ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۹ـ۴۲۰؛ ابن‌قولویه، ص ۱۴۹ـ۱۵۶؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۷۷ـ۱۷۸، ۱۹۶ـ۱۹۷؛ همان، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۹ـ۲۶۰، ج ۲، ص ۵۳۲ـ۵۳۵؛ مفید، ج ۱، ص ۳۳۰ـ۳۳۱؛ ابن ‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۹۳ـ۹۴؛ براى تفصیل مآخذ روایى در منابع اهل‌سنّت رجوع کنید به امینى، ص ۴۹ـ۱۵۰.
  54. براى فهرستى از این روایات رجوع کنید به عبداللّه‌بن نوراللّه بحرانى، ج ۱۷، ص ۱۰۱ـ۱۱۲.
  55. رجوع کنید به کربلا*، واقعه.
  56. رجوع کنید به ابن‌قولویه، ص ۱۷۱ـ۱۷۲، ۳۵۴؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۶۷۲؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۷۸.
  57. ج ۶، ص ۳۹۹.
  58. طبقه پنجم.
  59. رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل‌الامامة، ص ۱۷۷.
  60. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۱.
  61. ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۲۱۶؛ طبرانى، ج ۳، ص ۶۵.
  62. ابن‌حنبل، ج ۵، ص ۳۵۴؛ ابن‌ماجه، ج ۲، ص ۱۱۹۰؛ ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۴.
  63. رجوع کنید به آل‌عمران: ۶؛ براى بیان امام رضا علیه‌السلام درباره این آیه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳الف، ج ۱، ص ۲۳۱ـ۲۳۲.
  64. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۶ـ۴۰۷؛ مسلم‌بن حجاج، ج ۷، ص ۱۲۰ـ۱۲۱؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۸۵؛ مفید، ج ۱، ص ۱۶۸؛ براى اقوال مشابه درباره امام حسن (ع) رجوع کنید به حسن‌بن على، امام.
  65. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۴، ص۱۷۵؛ سبط بن جوزى، تذکرة الخواص‏، ۱۴۱۸ق، ص۲۱۲.
  66. ابن‌شبّه نمیرى، ج ۳، ص ۷۹۸ـ۷۹۹.
  67. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۷.
  68. رجوع کنید به بلاذرى، ۱۴۰۷، ص ۴۶۷؛ طبرى، ج ۴، ص ۲۶۹.
  69. مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۸۴؛ ابن ابی‌الحدید، ج ۸، ص ۲۵۳؛ براى سخن وى خطاب به ابوذر رجوع کنید به مجلسى، ج ۲۲، ص۴۱۲ـ۴۱۳.
  70. نعیم‌بن حمّاد، ص ۸۴ـ۸۵.
  71. ابن‌شبّه نمیرى، ج ۳، ص ۱۱۳۱؛ قس ابن‌قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۵۸، ۶۲؛ مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۸۹، که این مجروح شدن را به امام حسن (ع) نسبت داده‌اند.
  72. رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج2، ص۱۸۷، ۲۱۳، ۲۴۶، ۳۲۳؛ مسعودى، مروج، ج ۳، ص ۱۰۴ـ۱۱۴، ۱۳۶.
  73. رجوع کنید به نصربن مزاحم، ص ۱۱۴ـ۱۱۵.
  74. موقوفات.
  75. ابن‌شبّه نمیرى، ج ۱، ص ۲۲۷؛ نهج‌البلاغة، نامه ۲۴.
  76. بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۶، قس ج ۲، ص ۳۵۷.
  77. رجوع کنید به ابن‌قتیبه، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۱۸۱؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۵۵ـ ۳۵۶؛ مفید، ج۱، ص۲۵؛ مجلسى، ج۴۲، ص۲۳۵، ۲۹۴ـ ۲۹۵.
  78. رجوع کنید به ابن ابی‌الثلج، همانجا؛ دلائل الامامة، ص ۱۵۹، ۱۷۷.
  79. رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۹۳، ۴۵۶؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۲۸۹ـ۲۹۰.
  80. ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۲۹۲.
  81. رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۷ـ۴۵۸.
  82. ج ۶، ص ۴۱۰ـ۴۱۵.
  83. رجوع کنید به حرّ عاملى، ج۸، ص ۳۰۹ـ۳۱۸.
  84. رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ۲۳.
  85. ابن‌سعد، ج۶، ص۴۰۹ـ۴۱۰، ۴۱۵؛ براى گزارش برخورد متفاوت امام حسن(ع) رجوع کنید به همانجاها؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.
  86. براى نمونه رجوع کنید به همان، ج۶، ص۴۱۴ـ۴۱۵.
  87. رجوع کنید به همان، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۲، ص ۱۷۴.
  88. نمونه‌اى از این هماهنگى در مراسم خاکسپارى امام حسن گزارش شده است رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.
  89. رجوع کنید به یعقوبى، ج ۲، ص ۲۲۶؛ نیز رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۹، که از احترام خاص ابن‌عباس به وى سخن گفته است.
  90. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۴ـ۴۱۵.
  91. همان، ج ۶، ص ۴۲۲ـ۴۲۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۸ـ۴۵۹؛ مفید، ج ۲، ص ۳۲.
  92. ابن‌سعد، همانجا؛ قس بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۵۹ـ۴۶۰.
  93. بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۴۶۰.
  94. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۴.
  95. همان، ج ۶، ص ۴۲۲؛ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۲۸؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۳۷ـ۳۳۹، ۳۴۲ـ۳۴۳؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۰۳.
  96. ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۳۹.
  97. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۲۳؛ طبرى، ج ۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۴۹ـ۳۵۰؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۱۵ـ۲۱۶.
  98. رجوع کنید به بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۳۶۶، ۴۵۳؛ دولابى، ص ۱۰۴؛ طبرانى، ج ۳، ص ۹۵؛ ناطق‌بالحق، ص ۱۱؛ مفید، ج ۲، ص ۲۷.
  99. رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۳، ص ۲۶۱؛ بخارى، ج ۴، ص ۲۱۶؛ ترمذى، ج ۵، ص ۳۲۵.
  100. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج ۲، ص ۱۲۳.
  101. ناطق‌بالحق، همانجا.
  102. طبرانى، ج ۳، ص ۱۰۱.
  103. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۵؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۴۶؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۰۰.
  104. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳ـ ۴۱۷؛ ابن ابی‌شیبه، ج ۶، ص ۳، ۱۵.
  105. کلینى، ج ۶، ص ۴۷۳ـ۴۷۴؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۱۹۳، ۱۹۴، ۵۴۳.
  106. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۰؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۵؛ ابن عبدالبرّ، ج ۱، ص ۳۹۷.
  107. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳.
  108. ابن‌اعثم کوفى، ج ۳، ص ۴۰.
  109. ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۸؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۷، ص ۲۶۹.
  110. رجوع کنید به مجلسى، ج ۴۳، ص ۳۱۹؛ نیز براى روایتى دیگر درباره احترام امام‌حسین به امام حسن علیه‌السلام رجوع کنید به بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۸۱؛ و براى احترام محمدبن حنفیه به امام‌حسین رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۴.
  111. رجوع کنید به ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳.
  112. ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۵.
  113. ابن‌عساکر، ج ۷۰، ص ۱۹۶ـ۱۹۷؛ براى موارد مشابه رجوع کنید به ابن‌حزم، ج ۸، ص ۵۱۵؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۶.
  114. بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۸ـ۴۷۹.
  115. ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۲ـ۷۳.
  116. قاضى نعمان، ج ۲، ص ۳۳۹.
  117. مجلسى، ج ۴۴، ص ۱۹۶؛ نیز رجوع کنید به ابن ابی‌الدنیا، ص ۱۴۰؛ کلینى، ج ۴، ص ۴۷؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۱۳۵ـ۱۳۶، درباره بخشش حسنین(ع).
  118. ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۸۳.
  119. همان، ج ۴، ص ۷۳ـ۷۴.
  120. رجوع کنید به ابن‌عساکر، ج ۴۳، ص ۲۲۴ـ۲۲۵.
  121. ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۷۳.
  122. رجوع کنید به قاضى نعمان، ج ۱، ص ۳۷؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۱۱؛ خزاز رازى، ص ۱۱۷؛ مفید، ج ۲، ص ۳۰؛ نیز رجوع کنید به حسن‌بن على*، امام.
  123. براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۲۵۷ـ۲۵۸؛ خزاز رازى، ص ۱۳ـ۱۴، ۲۳، ۲۸ـ۲۹، و جاهاى دیگر؛ نیز براى روایاتى مشابه از امام على و امام حسن علیهماالسلام رجوع کنید به خزاز رازى، ص ۲۱۷، ۲۲۱ـ۲۲۳.
  124. رجوع کنید به ابن‌اعثم کوفى، ج ۴، ص ۳۱۹؛ کلینى، ج ۱، ص ۳۰۱ـ۳۰۲؛ خزاز رازى، ص ۲۲۹؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۱ـ۴۲۳؛ نیز براى اعتراف محمد حنفیه به امامت آن حضرت رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۴۲۳.
  125. ج ۲، ص ۳۰ـ۳۱.
  126. هُدْنه.
  127. نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳ـ۴۲۴.
  128. رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۴۲۵؛ همان، ۱۳۵۷ش، ص ۳۰۷ـ۳۰۸.
  129. براى نمونه رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۵۷ش، ص ۸۰؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۷۴، ۱۸۰، ۱۸۳ـ۱۸۴.
  130. رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش الف، ج ۱، ص ۶۸؛ خزاز رازى، ص ۲۳۰ـ۲۳۴.
  131. رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۴۲۳؛ براى نمونه رجوع کنید به صفار قمى، ص ۲۹۱؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۵۳۷؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۵، ص ۴۷۰؛ قطب‌راوندى، ج ۱، ص ۲۴۵ـ۲۴۶؛ دلائل الامامة، ص ۱۸۱ـ۱۸۳، ۱۸۶، ۱۸۸ـ۱۸۹؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۸۲؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷، ۵۹ـ۶۰؛ مجلسى، ج ۴۴، ص ۱۸۵ـ۱۸۶؛ هاشم‌بن سلیمان بحرانى، ج ۲، ص ۸۳ـ۲۳۰؛ نیز رجوع کنید به حبابه والبیه*.
  132. رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۵؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ دلائل الامامة، ص۱۷۷؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه،۱۳۶۳ش ب، ج۱، ص۴۶۱؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲.
  133. در این‌باره رجوع کنید به جرى و انطباق*.
  134. رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۴۶۴؛ ابن‌قولویه، ص ۱۲۲؛ ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج ۱، ص ۲۰۶؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۷؛ نیز رجوع کنید به قمى، ج ۲، ص ۲۹۷.
  135. کهیعص.
  136. قمى، ج ۲، ص ۴۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۲، ص ۴۶۱؛ همان، ۱۳۶۱ش، ص۲۲؛ دلائل الامامة، ص ۵۱۳ـ۵۱۴؛ احمدبن‌على طبرسى، ج ۲، ص ۲۷۲ـ ۲۷۳؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۹۲؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸، ذیل آیه.
  137. ابن‌بابویه، ۱۳۶۳شب؛ دلائل‌الامامة؛ احمدبن على طبرسى؛ ابن‌شهرآشوب، همانجاها.
  138. رجوع کنید به کلینى، ج ۱، ص ۲۸۷ـ۲۸۸؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۴۱۴؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۴؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۱، ص ۲۵۱، ج ۲، ص ۷۲.
  139. ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ ۱۳۸۶، ج 1، ص ۲۰۷؛ همان، ۱۳۶۳ش ب، ج ۱، ص ۳۲۳، ج ۲، ص ۳۵۹، ۴۱۵، ۴۱۷؛ ابن‌شهرآشوب، ج ۴، ص ۵۳ـ۵۴؛ نیز رجوع کنید به فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸؛ طباطبائى، ذیل آیه.
  140. رجوع کنید به کلینى، ج ۸، ص ۳۳۰؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۱، ص ۲۵۸، ج ۲، ص ۲۳۵.
  141. کلینى، ج ۸، ص ۲۵۵؛ ابن ‌قولویه، ص ۱۳۵؛ نیز رجوع کنید به عیاشى، ج ۲، ص ۲۹۰؛ کوفى، ص ۲۴۰.
  142. قمى، ج ۲، ص ۴۲۲؛ مجلسى، ج ۲۴، ص ۹۳؛ نیز رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش، ص ۱۲۳؛ فضل‌بن حسن طبرسى، ۱۴۰۸، ج ۱۰، ص ۷۳۰، که سوره فجر سوره امام حسین علیه‌السلام شمرده شده است.
  143. براى روایات فضیلت زیارت امام حسین و زیارت‌نامه‌هاى آن حضرت رجوع کنید به علوى شجرى، ص ۲۸ـ۹۴؛ ابن‌قولویه، ص ۲۲۰، ۴۳۹؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج ۶، ص ۴۲ـ ۶۹.
  144. رجوع کنید به تربت*.
  145. براى مجموعه‌اى از این اقوال رجوع کنید به روائع‌الحکمة، ص ۲۷۲ـ۳۱۱؛ نجمى، ۱۳۷۸ش.
  146. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۲؛ براى فهرستى از سخنان حکیمانه و مواعظ منقول از امام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج ۳، ص ۱۴۳ـ۱۵۲، ۲۶۲ـ۳۱۱.
  147. براى نقلهاى گوناگون آن رجوع کنید به دینورى، ص ۳۰۰؛ ابن‌اعثم کوفى، ج ۵، ص ۱۱۷؛ طبرى، ج ۵، ص ۴۵۰؛ ابوالفرج اصفهانى، ص ۷۹؛ ابن‌طاووس، ۱۴۱۷، ص ۷۱.
  148. براى نمونه رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۱۳؛ ابن‌ابی‌شیبه، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۱۱۳؛ حمیرى، ص ۱۵۷ـ ۱۵۸.
  149. رجوع کنید به دولابى، ص ۱۲۵ـ ۱۳۱؛ نیز براى فهرست روایات این دو از امام حسین علیه‌السلام رجوع کنید به عطاردی‌قوچانى، ج۳، ص۳۸۲ـ۳۸۳، ۳۹۲ـ۳۹۳.
  150. ج ۳، ص ۳۱۴ـ۴۱۸.
  151. براى اسامى شمارى از راویان امام در منابع کهن رجوع کنید به ابن‌حنبل، همانجا؛ دولابى، ص ۱۳۱ـ۱۳۵؛ طبرانى؛ مزّى، ۱۴۲۲؛ همان، ۱۴۰۳، همانجاها.
  152. ص ۹۹ـ۱۰۶.
  153. رجوع کنید به ابن‌طاووس، 1414ـ1415، ج 2، ص 74ـ87؛ نیز رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج 1، ص 508ـ547؛ براى مجموعه‌اى از دعاهاى مروى از امام حسین رجوع کنید به همان، ج 1، ص 486ـ592.
  154. رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، ج۱، ص۹؛ ابن‌شعبه، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابن‌عساکر، ج ۱۴، ص ۱۸۳ـ۱۸۴.
  155. صفار قمى، ص ۳۲؛ کلینى، ج ۱، ص ۳۹۸ـ۳۹۹.
  156. برقى، ج ۱، ص ۶۱؛ صفار قمى، ص ۴۷۲؛ طوسى، ۱۴۱۴، ص ۲۵۳ـ۲۵۴؛ احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ۲۲ـ۲۳.
  157. ابن ابی‌زینب، ص ۲۱۳؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۳ش ب، ج ‍، ص ۲۶۴ـ۲۶۹، ۳۱۶ـ ۳۱۸؛ طوسى، ۱۴۱۱، ص ۱۹۰ـ۱۹۱.
  158. برقى، ج ۱، ص ۱۴۷، ۱۶۳ـ۱۶۴؛ عیاشى، ج ۱، ص ۱۸۵.
  159. ابن‌بابویه، ۱۴۱۷، ص ۲۰۰؛ مجلسى، ج ۷۱، ص ۳۱۵.
  160. رجوع کنید به احمدبن على طبرسى، ج ۲، ص ‍۱۳ـ۲۶.
  161. رجوع کنید به کلینى، ج ۲، ص ۶۱۱ـ۶۱۳.
  162. رجوع کنید به عیاشى، ج ۲، ص ۳۳۷ـ۳۳۸؛ کلینى، ج ۸، ص ۲۴۴ـ۲۴۵؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص ۴۲ـ ۴۳؛ همان، ۱۳۵۷ش، ص ۹۰ـ۹۱؛ حسکانى، ج ۱، ص۵۶۰.
  163. براى نمونه رجوع کنید به صنعانى، ج ۳، ص ۵۳۲ـ۵۳۳، ج ۴، ص ۲۱۴؛ ابن ابی‌شیبه، ج ۱، ص ۳۵۵، ج ۲، ص ۲۰۰، ج ۷، ص ۳۸۸، ۶۱۹؛ عطاردی‌قوچانى، ج ۳، ص ۲۲۰ـ۲۶۰.
  164. براى نمونه رجوع کنید به ابن‌شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۱؛ بهاءالدین اربلى، ج ۲، ص ۴۷۴.
  165. رجوع کنید به ابن‌سعد، ج ۶، ص ۴۰۰؛ ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص۲۱۳؛ بلاذرى، ۱۹۹۶ـ۲۰۰۰، ج۲، ص۱۴۰.
  166. رجوع کنید به طبرى، ج ۵، ص ۴۲۰؛ براى مجموعه اشعار منتسب به امام رجوع کنید به حکمت‌نامه امام حسین علیه‌السلام، ج ۲، ص ۳۳۸ـ ۴۲۰؛ همچنین براى تحلیل کلى از اشعار امام و مضامین آن‌ها رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۳۳۰ـ۳۳۶.
  167. رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج ۱، ص ۲۰۲؛ دولابى، ص ۱۲۵ـ ۱۳۳، ۱۳۷ـ ۱۳۸؛ طبرانى، ج ۳، ص ۱۲۷ـ۱۳۶؛ مزّى، ۱۴۰۳، ج ۳، ص ۶۵ـ ۶۷؛ براى فهرستى از کسانى که امام از آنها روایت کرده است رجوع کنید به همان، ۱۴۲۲، ج ۶، ص ۳۹۷.
  168. قم ۱۳۷۴ش.
  169. تهران ۱۳۷۶ش.
  170. قم ۱۳۸۵ش.