زیارت ناحیه مقدسه

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

زیارت ناحیه مقدسه، از زیارتنامه‌های امام حسین (ع) است که در روز عاشورا و غیر آن خوانده می‌شود. دو زیارت به این نام وجود دارد که یکی زیارت ناحیه مشهور است و دیگری زیارت شهدا نام دارد و در آن نام یاران امام و قاتلان آن‌ها آمده است.

زیارت مشهور، با سلام بر پیامبران الهی و ائمه اطهار (ع) آغاز می‌شود و سپس با سلام بر امام حسین (ع) و یاران ایشان ادامه می‌یابد. پس از آن، به شرحی از اوصاف و کردار امام، زمینه‌های قیام، شرح شهادت و مصائب ایشان و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینی و آسمانی می‌پردازد. این زیارت با توسل به ائمه و دعا به درگاه خداوند پایان می‌یابد.

در انتساب این دو زیارت به امام زمان (عج) نظرات مختلفی وجود دارد.

ناحیه مقدسه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ناحیه مقدسه، اصطلاحی است که شیعیان امامیه از نیمه اول قرن سوم هجری و به خاطر شرایط سخت سیاسی-اجتماعی در نقل مطالب از امامان: هادی (ع) و عسکری (ع) و مهدی (ع) یا گفتگو درباره ایشان، آن را به جای نام امام به کار می‌برده‌اند. این اصطلاح بیشتر برای امام مهدی (ع) به کار می‌رود.[۱]

زیارت ناحیه مشهور و غیر مشهور[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در میان زیارتنامه‌های امام حسین (ع)، دو زیارت منسوب به ناحیه مقدسه است:

  1. زیارت مشهور، که توسط یکی از نائبان خاص امام زمان (عج) به دست ما رسیده است. این زیارت در منابع زیر آمده است: شیخ مفید (مزار، مخطوط)، المزار الکبیر، بحار الانوار، کتاب الدعا و الزیاره، رمز المصیبه، الصحیفه الهادیه، الصحیفه المهدویه، کلمة الامام المهدی علیه‌السلام.
  2. زیارت دیگر که به زیارت شهدا معروف است زیارتی است که توسط شیخ محمد بن غالب اصفهانی در سال 252ق به دست ابو منصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی رسیده است و در آن اسامی هشتاد نفر از یاران امام حسین و نام قاتلاشان آمده است. این زیارتنامه با توجه به تاریخ صدورش مربوط به امام هادی (ع) (شهادت 254) یا امام حسن عسکری (ع) است و در آن تاریخ امام مهدی به دنیا نیامده بود، مگر اینکه در نقل تاریخ صدور روایت تصحیف صورت گرفته باشد. متن این زیارت در کتابهای: اقبال الاعمال، بحار الانوار،[۲] عوالم، ناسخ التواریخ، کتاب الدعا والزیاره، رمز المصیبه، انصار الحسین آمده است.

متن و محتوای زیارت ناحیۀ مشهور[ویرایش | ویرایش مبدأ]

|اَلسّلامُ عَلَی الشَّیبِ الخَضیبِ
سلام بر محاسن به خون خضاب شده
|اَلسّلامُ عَلَی الخَدِّ التَّریبِ
سلام بر گونه خاک‌آلود
|اَلسّلامُ عَلَی الثَّغرِ المَقروعِ بِالقَضیبِ
سلام بر لبی که با نی زده شد
|اَلسّلامُ عَلَی الرَّأسِ المَرفوعِ
سلام بر سری که بالای نیزه شد
|اَلسّلامُ عَلَی الاَجسادِ العارِیةِ فِی الفَلَواتِ
سلام بر اجسادی که برهنه در بیابان رها شد

زیارت ناحیه مقدسه با درود بر پیامبران و اهل بیت، امام حسین (ع) و یارانش درکربلا آغاز می‌شود: «السلام علی آدم صفوة الله من خلیفته...» پس از آن، به شرح اوصاف و کردار امام حسین پیش از جنگ، زمینه‌های جنگ او، شرح کشته شدن و سختی‌های او و یارانش، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینی و آسمانی می‌پردازد. در پایان، با توسل به اهل بیت و دعا پایان می‌پذیرد.(دانلود صوت متن زیارت)

سلام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در ابتدای این زیارت نام ۲۲ تن از انبیای الهی ذکر شده است و پس از آن بر تک‌تک اصحاب کساء (ع) با ذکر برخی از خصوصیاتشان سلام داده شده و در این زیارت سلام بر امام حسین (ع) گاهی با ذکر نام و فضائل و عملکرد ایشان و گاهی بر اعضا و جوارح با بیان مصیبت وارده بر آنها آمده است.

در بخش بعد به یاران و همراهان امام سلام داده می‌شود.

اشاره به جایگاه دینی و اجتماعی امام[ویرایش | ویرایش مبدأ]

|اَلسّلامُ عَلَی النُّفوسِ المُصطَلماتِ
سلام بر بدنهای به زنجیر کشیده‌شده
|اَلسّلامُ عَلَی الاَرواحِ المُختَلساتِ
سلام بر جانهای به ستم گرفته‌شده
|اَلسّلامُ عَلَی الاَجسادِ العاریاتِ
سلام بر پیکرهای عریان
|اَلسّلامُ عَلَی الجُسومِ الشاحِباتِ
سلام بر جسمهای نحیف و رنگ‌باخته
|اَلسّلامُ عَلَی الاَبدانِ السَّلیبَةِ
سلام بر بدنهای جامه‌ربوده
|اَلسّلامُ عَلَی المُجَدِّلینَ فِی الفَلَواتِ
سلام بر به خاک‌افتادگان در بیابان‌ها
|اَلسّلامُ عَلَی النّازِحینَ عَنِ الاَوطانِ
سلام بر دورافتادگان از وطن

در بخش بعد اوصافی از امام حسین و جایگاه او بیان شده و به بخشی از علتهای قیام عاشورا اشاره می‌شود: «آنگاه که موقعیت مقتضی گردید، پرچم مخالفت برداشته و با مخالفان کارزار کردی، با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستان به راه افتادی و با حکمت و پند و اندرزهای نیکو به سوی خداوند خواندی، و به بر پا داشتن حدود و فرمانبری از معبود امر نمودی و از پلیدی و سرکشی بازداشتی و با ظلم و ستم مقابله کردی».[۳]

توصیف واقعه عاشورا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در این قسمت در توضیح برخی از حوادث روز عاشورا چنین آمده است:

پس از آنکه آنان را از کار خود بازداشتی و حجت و دلیل را برایشان تأکید نمودی؛ بیعتت را شکستند و بر پروردگار و جدّت خشم گرفته و با تو جنگیدند. و آن شخص ملعون به لشکریانش دستور حمله داد، تو را از آب و وارد شدن به آن بازدارند... تیرها و سنگها را به سوی تو پرتاب کردند و دستهای جنایتکارشان را برای نابودی‌ات گشودند... از هر سو تو را محاصره کردند و زخمهای عمیق بر تو وارد ساختند... تا اینکه از اسب مجروح بر زمین افتادی، اسبها با سمهایشان بر تو تازیدند و ستمگران شمشیرهای بُرّانشان را بر تو فرود آوردند...وَ الشِّمرُ جالِسٌ عَلی صَدرِکَ، وَ مولغٌ سَیفَهُ عَلی نَحرِکَ، قابِضٌ عَلی شَیبِکَ بِیدِهِ، ذابِحٌ لَکَ بِمُهنَدِهِ: در حالی که شمر بر روی سینه‌ات نشسته و شمشیرش را بر گودی زیر گلوی تو فرو برده و محاسنت را با دستش گرفته بود، سرت را با شمشیر خود برید!

توصیف مصیبت بعد از عاشورا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

این بخش زیارت به حوادث پس از شهادت امام حسین(ع) می‌پردازد: «سرت بر فراز نیزه قرار داشت و خانواده‌ات همچون بندگان اسیر و در غل و زنجیر قرار گرفتند. چهره‌شان از گرما می‌سوخت و در بیابانها و دشتهای پهناور پیش برده می‌شدند، دستهایشان به گردن آویخته و در بازارها آنان را می‌گرداندند».[۴]

امام زمان(عج) این ضایعه را مساوی با کشتن اسلام و... بیان می‌فرماید: «وای بر سرکشان گنهکار! به کشتنت اسلام را کشتند و نماز و روزه را بیهوده و مهمل گذاشتند. سنتها و احکام را شکستند و پایه‌های ایمان را نابود کردند. آیات قرآن را تحریف و در فساد و دشمنی سخت تلاش نمودند... کتاب خدا رها شد و به حق خیانت گردید». «با رفتن تو، الله اکبر، لااله الاالله، حرام و حلال، تنزیل و تأویل از میان رفت. پس از تو تغییر، تبدیل، بی‌دینی، کفر، خواهشهای نفسانی، گمراهی‌ها، آشوبها، بیهودگی‌ها و باطلها آشکار شد».[۵]

بازتاب این مصیبت در هستی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عظمت این مصیبت به نحوی است که سرتاسر هستی، عزادار و به ماتم و سوز و گریه نشستند: «پیامبر آشفته‌خاطر شد و دلش گریست و به خاطر تو فرشتگان و پیامبران به او تسلیت گفتند و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصیبت‌زده شد. فرشتگان مقرب برای سوگواری و تسلیت گفتن به پدرت امیر مؤمنان نزد او می‌رفتند و برایت در اعلی علیین مجلس عزا و ماتم بر پا شد... آسمان و ساکنانش، بهشت و خزانه‌دارانش، و کوه‌های گسترده بر روی زمین و کرانه‌هایش، و دریاها و ماهیانش، و جنیان و فرزندانشان و خانه خدا و مقام ابراهیم و مشعر الحرام و حل و حرم برای تو گریستند».

بخش پایانی و دعا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بخش پایانی این زیارت به استغفار و دعا برای زائر و سایر مؤمنین اختصاص داشته و با نماز زیارت به پایان می‌رسد.

متن زیارت ناحیه مقدسه
متن ترجمه
أَلسَّلامُ عَلی ادَمَ صِفْوَةِ اللهِ مِنْ خَلیقَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی شَیث وَلِی اللهِ وَ خِیرَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی إِدْریسَ الْقآئِمِ للهِِ بِحُجَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی نُوح الْمُجابِ فی دَعْوَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی هُود الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی صالِح الَّذی تَوَّجَهُ اللهُ بِکَرامَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی إِبْراهیمَ الَّذی حَباهُ اللهُ بِخُلَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی إِسْمعیلَ الَّذی فَداهُ اللهُ بِذِبْح عَظیم مِنْ جَنَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی إِسْحقَ الَّذی جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ فی ذُرِّیتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی یعْقُوبَ الَّذی رَدَّ اللهُ عَلَیهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی یوسُفَ الَّذی نَجّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مُوسَی الَّذی فَلَقَ اللهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی هارُونَ الَّذی خَصَّهُ اللهُ بِنُبُوَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی شُعَیب الَّذی نَصَرَهُ اللهُ عَلی اُمَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی داوُدَ الَّذی تابَ اللهُ عَلَیهِ مِنْ خَطیئَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی سُلَیمانَ الَّذی ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی أَیوبَ الَّذی شَفاهُ اللهُ مِنْ عِلَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی یونُسَ الَّذی أَنْجَزَ اللهُ لَهُ مَضْمُونَ عِدَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی عُزَیر الَّذی أَحْیاهُ اللهُ بَعْدَ میتَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی زَکَرِیا الصّابِرِ فی مِحْنَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی یحْیی الَّذی أَزْلَفَهُ اللهُ بِشَهادَتِهِ، سلام بر آدم یارِ مخلص خدا از بینِ آفریدگانش، درود بر شیث ولی خدا و بهترینِ بندگانش، سلام بر ادریس که برای خدا حجّتِ او را بپا داشت، درود بر نوح که دعایش قرینِ اجابت بود، سلام بر هود که کمک و یاری خدا مَدَدِ او بود، درود بر صالح که خداوند تاج کرامت بر سرش نهاد، سلام بر ابراهیم که خدا مقامِ خُلّت و رفاقت رابه او عطا نمود، درود بر اسماعیل که خداوند ذبحی عظیم از بهشت را فدای او نمود، سلام بر اسحاق که خداوند پیامبری را در نسل او قرار داد، درود بر یعقوب که خداوند به رحمت خود بینائی چشمش را به او بازگرداند، سلام بر یوسف که خداوند به عظمتِ خود او را از قعر چاه رهائی بخشید، درود بر موسی که خداوند به قدرتِ خود دریا را برایش شکافت، سلام بر هارون که خداوند پیامبری خود را به وی اختصاص داد، درود بر شعیب که خدا او را بر اُمّتش پیروز نمود، سلام بر داوود که خداوند از لغزش او درگذشت، درود بر سلیمان که بخاطر شوکتش جنّ به فرمان او درآمد، سلام بر ایوب که خداوند او را از بیماریش شفا بخشید، درود بر یونس که خداوند به وعده خود برایش وفا نمود، سلام بر عُزَیر که خداوند او را پس از مرگش به حیات بازگردانید، درود بر زکریا که در رنج و بَلا شکیبا بود، سلام بر یحیی که خداوند به سبب شهادت مقام و منزلتِ او را بالا برد،
أَلسَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ اللهِ وَ کَلِمَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مُحَمَّد حَبیبِ اللهِ وَ صِفْوَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِی بْنِ أَبی طالِب الْمَخْصُوصِ بِاُخُوَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ ابْنَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی أَبی مُحَمَّد الْحَسَنِ وَصِی أَبیهِ وَ خَلیفَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ الَّذی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ أَطاعَ اللهَ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ جَعَلَ اللهُ الشّفآءَ فی تُرْبَتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنِ الاِْ جابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنِ الاَْ ئِمَّةُ مِنْ ذُرِّیتِهِ، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ خاتَِمِ الاَْ نْبِیآءِ، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ سَیدِ الاَْوْصِیآءِ، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ فاطِمَةَِ الزَّهْرآءِ، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ خَدیجَةَ الْکُبْری، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ جَنَّةِ الْمَأْوی، أَلسَّلامُ عَلَی ابْنِ زَمْزَمَ وَ الصَّفا، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ، أَلسَّلامُ عَلی خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ، أَلسَّلامُ عَلی غَریبِ الْغُرَبآءِ، أَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَدآءِ، أَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الاَْدْعِیآءِ، أَلسَّلامُ عَلی ساکِنِ کَرْبَلآءَ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ ذُرِّیتُهُ الاَْزْکِیآءُ، أَلسَّلامُ عَلی یعْسُوبِ الدّینِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنازِلِ الْبَراهینِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْئِمَّةِ السّاداتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْجُیوبِ الْمُضَرَّجاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الشِّفاهِ الذّابِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْجْسادِ الْعارِیاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْجُسُومِ الشّاحِباتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الدِّمآءِ السّآئِلاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، أَلسَّلامُ عَلَی النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ، أَلسَّلامُ عَلی حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمینَ، درود بر عیسی روح خدا و کلمه او، سلام بر محمّد محبوبِ خدا و یار مخلص او، درود بر فرمانروای مؤمنان علی بن ابیطالب، که برادری رسول خدا به وی اختصاص یافت، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله، درود بر حسن بن علی وصی و جانشین پدرش، سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود، سلام بر آن کسی که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود، سلام بر آن کسی که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد، سلام بر آن کسی که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست، سلام بر آن کسی که امامان از نسل اویند، سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران، سلام بر فرزند سرور جانشینان، سلام بر فرزند فاطمه زهراء، سلام بر فرزند خدیجه کبری، سلام بر فرزند سدرة المنتهی، سلام بر فرزند جنّة المأوی، سلام بر فرزند زمزم و صفا، سلام بر آن آغشته به خون، سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد، سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء، سلام بر غریبِ غریبان، سلام بر شهیدِ شهیدان، سلام بر مقتولِ دشمنان، سلام بر ساکنِ کربلاء، سلام بر آن کسی که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند، سلام بر آن کسی که خاندانش پاک و مطهّرند، سلام بر پیشوای دین، سلام بر آن جایگاههای براهین و حُجَجِ الهی، درود بر آن پیشوایانِ سَروَر، سلام بر آن گریبان‌های چاک شده، سلام بر آن لب‌های خشکیده، سلام بر آن جان‌های مُستأصل و ناچار، سلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده، سلام بر آن جسدهای عریان و برهنه، سلام بر آن بدن‌های لاغر و نحیف، سلام بر آن خون‌های جاری، سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده، سلام بر آن سرهای بالا رفته (بر نیزه ها)، سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان،
أَلسَّلامُ عَلَیک َ وَ عَلی ابآئِک َ الطّاهِرینَ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ وَ عَلی أَبْنآئِکَ الْمُسْتَشْهَدینَ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ وَ عَلی ذُرِّیتک َ النّاصِرینَ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ وَ عَلَی الْمَلآئِکَةِ الْمُضاجِعینَ، أَلسَّلامُ عَلَی الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ، أَلسَّلامُ عَلی أَخیهِ الْمَسْمُومِ، أَلسَّلامُ عَلی عَلِی الْکَبیرِ، أَلسَّلامُ عَلَی الرَّضیعِ الصَّغیرِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْعِتْرَةِ الْقَریبَةِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُجَدَّلینَ فِی الْفَلَواتِ، أَلسَّلامُ عَلَی النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمَدْفُونینَ بِلا أَکْفان، أَلسَّلامُ عَلَی الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُحْتَسِبِ الصّابِرِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمَظْلُومِ بِلا ناصِر، أَلسَّلامُ عَلی ساکِنِ التُّرْبَةِ الزّاکِیةِ، أَلسَّلامُ عَلی صاحِبِ الْقُبَّةِ السّامِیةِ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ طَهَّرَهُ الْجَلیلُ، أَلسَّلامُ عَلی مَنِ افْتَخَرَ بِهِ جَبْرَئیلُ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ ناغاهُ فِی الْمَهْدِ میکآئیلُ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّتُهُ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ اُریقَ بِالظُّلْمِ دَمُهُ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُجَرَّعِ بِکَأْساتِ الرِّماحِ أَلسَّلامُ عَلَی الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَری، أَلسَّلامُ عَلی مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُری، أَلسَّلامُ عَلَی الْمَقْطُوعِ الْوَتینِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْمُحامی بِلا مُعین، أَلسَّلامُ عَلَی الشَّیبِ الْخَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْخَدِّ التَّریبِ، أَلسَّلامُ عَلَی الْبَدَنِ السَّلیبِ، أَلسَّلامُ عَلَی الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَی الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ، أَلسَّلامُ عَلَی الاَْجْسامِ الْعارِیةِ فِی الْفَلَواتِ، تَنْهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ، وَ تَخْتَلِفُ إِلَیهَا السِّباعُ الضّارِیاتُ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ یا مَوْلای وَ عَلَی الْمَلآ ئِکَةِ الْمُرَفْرِفینَ حَوْلَ قُبَّتِک َ، الْحافّینَ بِتُرْبَتِک َ، سلام برتو (ای حسین بن علی) و بر پدرانِ پاک و طاهِرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت، سلام بر تو و بر خاندانِ یاری دهنده‌ات (به دین الهی)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن کشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر علی اکبر، سلام بر آن شیر خوارِ کوچک، سلام بر آن بدن‌های برهنه شده، سلام بر آن خانواده‌ای که نزدیک (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگانِ بدون کفن، سلام بر آن سرهای جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش برای خدا) و شکیبا، سلام بر آن مظلومِ بی‌یاور، سلام بر آن جای گرفته در خاکِ پاک، سلام بر صاحبِ آن بارگاهِ عالی رتبه، سلام بر آن کسی که ربّ جلیل او را پاک و مطهّر گردانید، سلام بر آن کسی که جبرئیل به او مباهات می‌نمود، سلام بر آن کسی که میکائیل در گهواره با او تکلّم می‌نمود، سلام بر آن کسی که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسی که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام برآن کسی که خونش به ظلم ریخته شد، سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد، سلام بر آنکه از جام‌های نیزه‌ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومی که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه‌ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آن مدافعِ بی‌یاور، سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام برآن سرِ بالای نیزه رفته، سلام بر آن بدن‌های برهنه و عریانی که در بیابان‌ها (ی کربلاء) گُرگ‌های تجاوزگر به آن دندان می‌آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن می‌گشتند، سلام برتو‌ای مولای من و برفرشتگانی که بر گِردِ بارگاه تو پَر می‌کِشند، و اطرافِ تُربتت اجتماع کرده‌اند،
الطّآئِفینَ بِعَرْصَتِک َ، الْوارِدینَ لِزِیارَتِک َ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ فَإِنّی قَصَدْتُ إِلَیک َ، وَ رَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَیک َ، أَلسَّلامُ عَلَیک َ سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِک َ، الْمُخْلِصِ فی وَِلایتِک َ، الْمُتَقَرِّبِ إِلَی اللهِ بِمَحَبَّتِک َ، الْبَریءِ مِنْ أَعْدآئِک َ، سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِک َ مَقْرُوحٌ، وَ دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِک َ مَسْفُوحٌ، سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ، الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ، سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ، لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیوفِ، وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ، وَ جاهَدَ بَینَ یدَیک َ، وَ نَصَرَک َ عَلی مَنْ بَغی عَلَیک َ، وَ فَداک َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِک َ فِدآءٌ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِک َ وِقآءٌ، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ، وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک َ الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک َ الْعَداوَةَ مُناصِباً، فَلاََ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً، وَ لاََبْکِینَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَیک َ، وَ تَأَسُّفاً عَلی ما دَهاک َ وَ تَلَهُّفاً، حَتّی أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، وَ غُصَّةِ الاِکْتِیابِ، أَشْهَدُ أَ نَّک َ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلوةَ، وَ اتَیتَ الزَّکوةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْعُدْوانِ، وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ ما عَصَیتَهُ، وَ تَمَسَّکْتَ بِهِ وَ بِحَبْلِهِ فَأَرْضَیتَهُ، وَ خَشیتَهُ وَ راقَبْتَهُ وَ اسْتَجَبْتَهُ، وَ سَنَنْتَ السُّنَنَ، وَ أَطْفَأْتَ الْفِتَنَ، وَ دَعَوْتَ إِلَی الرَّشادِ، وَ أَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدادِ، وَ جاهَدْتَ فِی اللهِ حَقَّ الْجِهادِ، وَ کُنْتَ للهِِ طآئِعاً، وَ لِجَدِّک َ مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ تابِعاً، وَ لِقَوْلِ أَبیک َ سامِعاً، وَ إِلی وَصِیةِ أَخیک َ مُسارِعاً، وَ لِعِمادِ الدّینِ رافِعاً، وَ لِلطُّغْیانِ قامِعاً، وَ لِلطُّغاةِ مُقارِعاً، وَ لِلاُْ مَّةِ ناصِحاً، وَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ سابِحاً، وَ لِلْفُسّاقِ مُکافِحاً، وَ بِحُجَجِ اللهِ قآئِماً، وَ لِلاِْسْلامِ وَ الْمُسْلِمینَ راحِماً، و در آستانِ تو طواف می‌کنند، و برای زیارت تو وارد می‌شوند، سلام بر تو من به سوی تو رو آورده ام، و به رستگاری درپیشگاه تو امید بسته ام، سلام بر تو سلامِ آن کسی که به حُرمتِ توآشناست، و درولایت و دوستی تو مُخلص و بی‌ریا است، و به سببِ محبّت و ولای تو به خدا تقرّب جسته، و از دشمنانت بیزار است، سلام کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یاد تو جاری است، سلام کسیکه دردناک و غمگین و شیفته و فروتن است، سلام کسیکه اگر با تو درکربلاء می‌بود، باجانش(دربرابرِ) تیزی شمشیرها از تو محافظت می‌نمود، و نیمه جانش را به خاطر تو بدست مرگ می‌سپرد، و در رکاب تو جهاد میکرد، و تورابرعلیه ستمکاران یاری داده،جان وتن ومال وفرزندش رافدای تو می‌نمود، وجانش فدای جان تو، وخانواده‌اش سپربلای اهل بیت تومی بود، اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مُقدَّرات الهی مرا ازیاری تو بازداشت، و نبودم تا با آنانکه باتو جنگیدند بجنگم، و با کسانیکه با تو اظهاردشمنی کردند خصومت نمایم، (درعوض) صبح و شام بر تو مویه میکنم، وبه جای اشک برای تو خون گریه میکنم، ازروی حسرت و تأسّف و افسوس بر مصیبت هائی که برتو وارد شد، تا جائی که از فرط اندوهِ مصیبت، وغم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم، گواهی میدهم که تو نماز رابپاداشتی، وزکات دادی، وامربه معروف کردی، واز منکر وعداوت نَهی نمودی، و اطاعتِ خداکردی و نافرمانی وی ننمودی، و به خداوریسمان اوچنگ زدی تا وی را راضی نمودی، و از وی درخوف و خشیت بوده نظاره گر ِاو بودی، و او را اجابت نمودی، و سنّتهای نیکو بوجود آوردی، وآتشهای فتنه را خاموش نمودی، و دعوت به هدایت و استقامت کردی، و راههای صواب و حقّ را روشن وواضح گرداندی، ودرراه خدا بحقّ جهاد نمودی، و فرمانبردارِخداوند، و پیرو جدّت محمّدبن عبدالله بودی، و شنوای کلام پدرت علی بودی، و پیشی گیرنده به(انجامِ) سفارش برادرت امام حسن بودی، و رفعت دهنده پایه شرافتِ دین، و خوار و سرکوب کننده طغیان، وکوبنده سرکشان، وخیرخواهو نصیحت گرِاُمّت بودی، در هنگامی که در شدائدِ مرگ دستوپا میزدی، و مبارزه کننده با فاسقان بودی، و قیام کننده باحُجَج و براهین الهی، و ترحُّم کننده بر اسلام و مسلمین بودی،
وَ لِلْحَقِّ ناصِراً، وَ عِنْدَ الْبَلآءِ صابِراً، وَ لِلدّینِ کالِئاً، وَ عَنْ حَوْزَتِهِ مُرامِیاً، تَحُوطُ الْهُدی وَ تَنْصُرُهُ، وَ تَبْسُطُ الْعَدْلَ وَ تَنْشُرُهُ، وَ تَنْصُرُ الدّینَ وَ تُظْهِرُهُ، وَ تَکُفُّ الْعابِثَ وَ تَزْجُرُهُ، وَ تَأْخُذُ لِلدَّنِی مِنَ الشَّریفِ، وَ تُساوی فِی الْحُکْمِ بَینَ الْقَوِی وَ الضَّعیفِ، کُنْتَ رَبیعَ الاَْیتامِ، وَ عِصْمَةَ الاَْ نامِ، وَ عِزَّ الاِْسْلامِ، وَ مَعْدِنَ الاَْحْکامِ، وَ حَلیفَ الاِْنْعامِ، سالِکاً طَرآئِقَ جَدِّک َ وَ أَبیک َ، مُشْبِهاً فِی الْوَصِیةِ لاَِخیک َ، وَفِی الذِّمَمِ، رَضِی الشِّیمِ، ظاهِرَ الْکَرَمِ، مُتَهَجِّداً فِی الظُّلَمِ، قَویمَ الطَّرآئِقِ، کَریمَ الْخَلائِقِ، عَظیمَ السَّوابِقِ، شَریفَ النَّسَبِ، مُنیفَ الْحَسَبِ، رَفیعَ الرُّتَبِ، کَثیرَ الْمَناقِبِ، مَحْمُودَ الضَّرآئِبِ، جَزیلَ الْمَواهِبِ، حَلیمٌ رَشیدٌ مُنیبٌ، جَوادٌ عَلیمٌ شَدیدٌ، إِمامٌ شَهیدٌ، أَوّاهٌ مُنیبٌ، حَبیبٌ مَهیبٌ، کُنْتَ لِلرَّسُولِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَلَداً، وَ لِلْقُرْءانِ سَنَداً [مُنْقِذاً :خل] وَ لِلاُْ مَّةِ عَضُداً، وَ فِی الطّاعَةِ مُجْتَهِداً، حافِظاً لِلْعَهْدِ وَالْمیثاقِ، ناکِباً عَنْ سُبُلِ الْفُسّاقِ [وَ :خل[ باذِلاً لِلْمَجْهُودِ، طَویلَ الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ، زاهِداً فِی الدُّنْیا زُهْدَ الرّاحِلِ عَنْها، ناظِراً إِلَیها بِعَینِ الْمُسْتَوْحِشینَ مِنْها، امالُک َ عَنْها مَکْفُوفَةٌ، وَ هِمَّتُک َ عَنْ زینَتِها مَصْرُوفَةٌ، وَ أَلْحاظُک َ عَنْ بَهْجَتِها مَطْرُوفَةٌ، وَ رَغْبَتُک َ فِی الاْخِرَةِ مَعْرُوفَةٌ، حَتّی إِذَا الْجَوْرُ مَدَّ باعَهُ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِناعَهُ، وَ دَعَا الْغَی أَتْباعَهُ، وَ أَنْتَ فی حَرَمِ جَدِّک َ قاطِنٌ، وَ لِلظّالِمینَ مُباینٌ، جَلیسُ الْبَیتِ وَ الْمِحْرابِ، مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّذّاتِ وَ الشَّهَواتِ، تُنْکِرُ الْمُنْکَرَ بِقَلْبِک َ وَ لِسانِک َ، عَلی حَسَبِ طاقَتِک َ وَ إِمْکانِک َ، ثُمَّ اقْتَضاک َ الْعِلْمُ لِلاِْنْکارِ، وَ لَزِمَک َ [أَلْزَمَک َ :ظ ]أَنْ تُجاهِدَ الْفُجّارَ، فَسِرْتَ فی أَوْلادِکَ وَ أَهالیک َ، یاری گرِ حق بودی، در هنگام بلاء شکیبا و صابر، حافظ و مراقب دین، و مدافع حریم آئین بودی،(طریقِ) هدایت را حفظ نموده یاری مینمودی، عدل و داد را گسترش داده و وسعت می‌بخشیدی، دین و آئینِ الهی رایاری نموده آشکار می‌نمودی، یاوه گویان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگیری میکردی، حقّ ضعیف را از قوی باز میستاندی، در قضاوت و داوری بین ضعیف و قوی برابر حُکم مینمودی، تو بهار ِسر سبز ِیتیمان بودی، نگاهبان و حافظ مردم بودی، مایه عزّت و سرافرازی اسلام، معدنِ احکام الهی، هم پیمان نیکی و احسان بودی، پوینده طریقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصایا همسانِ برادرت بودی، وفادار به پیمانها، دارای سجایای پسندیده، و باجود و کَرَمِ آشکار بودی، شب زنده‌دار (به عبادت) در دلِ شبهای تاریک، معتدل ومیانه رودرروشها،باسجایاواخلاقِ کریمانه،دارای سوابقِ باعظمتوارزشمند، دارای نَسَبِ شریف، وحَسَبِ والا، بادرجات ورتبه‌های رفیع وعالی، مناقب وفضائلِ بسیار، سِرِشتهاو طبیعتهای مورد ستایش، و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودی، حلیم وصبور، هدایت شده، بازگشت کننده بسوی خدا، باجود و سخاوت دانا توانا و قاطع، پیشوای شهید، بسیار نالان و گریان در پیشگاه خداوند، محبوب و باهیبت بودی، تو برای پیامبر که درود خدا بر او و آل او باد فرزند، و برای قرآن پشتوانه{نجات دهنده}،و برای امّتِ اسلام بازوی توانا، و در طاعتِ حقّ کوشا بودی، تو حافظِ عهد و پیمانِ الهی، دوری کننده از طُرُقِ فاسقان بودی، {و} توآنچه در توان داشتی (برای اِعلاءِکلمه حقّ) بذل نمودی، دارای رکوع و سجود طولانی بودی، تو مانند کسیکه از دنیا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودی، و مانند کسانیکه ازدنیادروحشت وهراس بسر میبرند به آن نگاه میکردی، آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا بازداشته شده، و همّت و کوششت از زیوردنیا رو گردانده بود، دیدگانت از بهجت و سرور دنیا بربسته، و اشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنکه جور و ستم دستِ تعدّی دراز نمود، و ظلم وسرکشی نقاب از چهره برکشید، وضلالت و گمراهی پیروان خویش را فرا خواند، با آنکه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودی، و از ستمکاران فاصله گرفته بودی، و مُلازمِ منزل ومحرابِ عبادت بوده، واز لذّتها وشهوات دنیوی کناره گیر بودی، وبرحسب طاقت و تَوانَت مُنکَر راباقلب و زبانت انکارمی نمودی، پس ازآن علم و دانشت اقتضای انکارِ آشکارنمود، و برتو لازم گشت [لازم نمود[ بابدکاران رویاروی جهادکنی، بنابراین درمیان فرزندان و خانواده ات،
وَ شیعَتِک َ وَ مَوالیک َ وَ صَدَعْتَ بِالْحَقِّ وَ الْبَینَةِ، وَ دَعَوْتَ إِلَی اللهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَ أَمَرْتَ بِإِقامَةِ الْحُدُودِ، وَ الطّاعَةِ لِلْمَعْبُودِ، وَ نَهَیتَ عَنِ الْخَبآئِثِ وَ الطُّغْیانِ، وَ واجَهُوک َ بِالظُّلْمِ وَ الْعُدْوانِ، فَجاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الاْیعازِ لَهُمْ [الاْیعادِ إِلَیهِمْ : خل]، وَ تَأْکیدِ الْحُجَّةِ عَلَیهِمْ، فَنَکَثُوا ذِمامَک َ وَ بَیعَتَک َ، وَ أَسْخَطُوا رَبَّک َ وَ جَدَّ ک َ، وَ بَدَؤُوک َ بِالْحَرْبِ، فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ وَالضَّرْبِ، وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُجّارِ، وَاقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبارِ، مُجالِداً بِذِی الْفَقارِ، کَأَنَّک َ عَلِی الْمُخْتارُ، فَلَمّا رَأَوْک َ ثابِتَ الْجاشِ، غَیرَ خآئِف وَ لا خاش، نَصَبُوا لَک َ غَوآئِلَ مَکْرِهِمْ، وَ قاتَلُوکَ بِکَیدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ، وَ أَمَرَ اللَّعینُ جُنُودَهُ، فَمَنَعُوک َ الْمآءَ وَ وُرُودَهُ، وَ ناجَزُوک َ الْقِتالَ، وَ عاجَلُوک َ النِّزالَ، وَ رَشَقُوک َ بِالسِّهامِ وَ النِّبالِ، وَ بَسَطُوا إِلَیک َ أَکُفَّ الاِصْطِلامِ، وَ لَمْ یرْعَوْا لَک َ ذِماماً، وَ لاراقَبُوا فیک َ أَثاماً، فی قَتْلِهِمْ أَوْلِیآءَک َ، وَ نَهْبِهِمْ رِحالَک َ، وَ أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِی الْهَبَواتِ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِیاتِ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِک َ مَلآئِکَةُ السَّماواتِ، فَأَحْدَقُوا بِک َ مِنْ کُلّ ِالْجِهاتِ، وَ أَثْخَنُوک َ بِالْجِراحِ، وَ حالُوا بَینَک َ وَ بَینَ الرَّواحِ، وَ لَمْ یبْقَ لَک َ ناصِرٌ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِک َ وَ أَوْلادِک َ، حَتّی نَکَسُوکَ عَنْ جَوادِک َ، فَهَوَیتَ إِلَی الاَْرْضِ جَریحاً، تَطَؤُک َ الْخُیولُ بِحَوافِرِها، وَ تَعْلُوکَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبینُک َ، وَ اخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِباضِ وَ الاِنْبِساطِ شِمالُک َ وَ یمینُک َ، تُدیرُ طَرْفاً خَفِیاً إِلی رَحْلِک َ وَ بَیتِک َ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِک َ عَنْ وُلْدِک َ وَ أَهالیک َ، وَ أَسْرَعَ فَرَسُک َ شارِداً، إِلی خِیامِک َ قاصِداً، مُحَمْحِماً باکِیاً، فَلَمّا رَأَینَ النِّسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیاً، وپیروان ودوستانت روانه شدی، و حق ّو برهان را آشکار نمودی، و باحکمت و پند و اندرزِ نیکو (مردم را) بسوی خدا فراخواندی، و به برپاداری حدودِ الهی، و طاعتِ معبود امر نمودی، و از پلیدی‌ها و سرکشی نهی فرمودی، ولی آنها به ستم و دشمنی رویاروی تو قرار گرفتند، پس تو نیز با آنان به جهاد برخاستی پس ازآنکه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودی [آنها رابه عذابِ الهی تهدید نمودی]، و حجّت را بر آنها مؤکّد فرمودی، ولی عهد و پیمان وبیعت تو را شکستند،و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند و با تو ستیز آغازیدند، پس توبه جهت زد و خورد و پیکار استوار شدی، ولشکریان فاجر راخورد و آسیا نمودی، ودرگَرد وغُبار ِنبرد فرو رفتی، وچنان با ذوالفقار جنگیدی، که گویا علی مرتضی هستی، پس چون تورابا قلبی مطمئن، بدون ترس و هراس یافتند، شرورِ مکر و حیله شان را بر تو برافراشتند و از در ِنیرنگ و فساد با تو قتال نمودند، وآن ملعون لشکریانش را فرمان داد، تا تو را از آب و استفاده آن منع نمودند، و با تو قتال نمودند، و به جنگو مبارزه با تو شتافتند، و تیرها و خدنگها بسوی تو پرتاب نمودند، و برای استیصال و ناچار نمودن تو دست دراز کردند، و حُرمتی برای تو مراعات نکردند، و از هیچ گناهی در مورد تو خودداری ننمودند، چه درکشتن آنها دوستانت را، و چه درغارت اثاثیه خیمه هایت، (باری)تو در گَرد و غُبارهای جنگ پیش تاختی، و آزار و اذیتهای فراوانی تحمّل نمودی، آنچنانکه فرشتگانِ آسمانها ازصبر و شکیبائی توبه شگفت آمدند، پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تورا به سبب زخم‌ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص و رفتن بر تو بستند، تاآنکه هیچ یاوری برایت نماند، ولی توحسابگر(عمل خویش برای خدا)و صبوربودی، اززنان وفرزندانت دفاع وحمایت مینمودی، تاآنکه تورااز اسبِ سواری ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردی، درحالیکه اسبها تورابا سُم‌های خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهای تیزِشان برفرازت شدند، پیشانی تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود، پس گوشه نظری به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندی، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشغول بودی، اسبِ سواری‌ات با حال نفرت شتافت، شیهه کشان و گریان، بجانبِ خیمه‌ها رو نمود، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پای تو را خوار و زبون بدیدند،
وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیهِ مَلْوِیاً، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَی الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات، وَ بِالْعَویلِ داعِیات، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلی مَصْرَعِک َ مُبادِرات، وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلی صَدْرِکَ، وَ مُولِغٌ سَیفَهُ عَلی نَحْرِک َ، قابِضٌ عَلی شَیبَتِک َ بِیدِهِ، ذابِحٌ لَک َ بِمُهَنَّدِهِ، قَدْ سَکَنَتْ حَوآسُّک َ، وَ خَفِیتْ أَنْفاسُک َ، وَ رُفِعَ عَلَی الْقَناةِ رَأْسُک َ، وَ سُبِی أَهْلُک َ کَالْعَبیدِ، وَ صُفِّدُوا فِی الْحَدیدِ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِیاتِ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ، یساقُونَ فِی الْبَراری وَالْفَلَواتِ، أَیدیهِمْ مَغلُولَةٌ إِلَی الاَْعْناقِ، یطافُ بِهِمْ فِی الاَْسْواقِ، فَالْوَیلُ لِلْعُصاةِ الْفُسّاقِ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِک َ الاِْسْلامَ، وَ عَطَّلُوا الصَّلوةَ وَ الصِّیامَ، وَ نَقَضُوا السُّنَنَ وَ الاَْحْکامَ، وَ هَدَمُوا قَواعِدَ الاْیمانِ، وَ حَرَّفُوا ایاتِ الْقُرْءانِ، وَ هَمْلَجُوا فِی الْبَغْی وَالْعُدْوانِ، لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِوَ الِهِ مَوْتُوراً، وَ عادَ کِتابُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَهْجُوراً، وَ غُودِرَ الْحَقُّ إِذْ قُهِرْتَ مَقْهُوراً، وَ فُقِدَ بِفَقْدِکَ التَّکْبیرُ وَالتَّهْلیلُ، وَالتَّحْریمُ وَالتَّحْلیلُ، وَالتَّنْزیلُ وَالتَّأْویلُ، وَ ظَهَرَ بَعْدَکَ التَّغْییرُ وَالتَّبْدیلُ، وَ الاِْلْحادُ وَالتَّعْطیلُ، وَ الاَْهْوآءُ وَ الاَْضالیلُ، وَ الْفِتَنُ وَ الاَْباطیلُ، فَقامَ ناعیک َ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّک َ الرَّسُولِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ، فَنَعاک َ إِلَیهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ، قآئِلا یا رَسُولَ اللهِ قُتِلَ سِبْطُک َ وَ فَتاک َ، وَ اسْتُبیحَ أَهْلُک َ وَ حِماک َ، وَ سُبِیتْ بَعْدَک َ ذَراریک َ، وَ وَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِک َ وَ ذَویک َ، فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَ بَکی قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَ عَزّاهُ بِک َ الْمَلآئِکَةُ وَ الاَْنْبِیآءُ، وَ فُجِعَتْ بِک َ اُمُّک َ الزَّهْرآءُ، وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلآئِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، تُعَزّی أَباک َ أَمیرَالْمُؤْمِنینَ، وَ اُقیمَتْ لَک َ الْمَاتِمُ فی أَعْلا عِلِّیینَ، و زینِ تو را بر او واژگونه یافتند، از پسِ پرده ها(ی خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت‌ها طپانچه می‌زدند و نقاب ازچهره‌ها افکنده بودند، وبصدای بلندشیون میزدند،و از اوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند، و به سوی قتلگاه تو می‌شتافتند، درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته، و شمشیرخویش رابرگلویت سیراب مینمود، بادستی مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد، (وبادست دیگر) باتیغِ آخته‌اش سر از بدنت جدا می‌کرد، تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهای مبارکت درسینه پنهان شد،و سرِ مقدّست برنیزه بالارفت، اهل و عیالت چون بردِگان به اسیری رفتند، و درغُل و زنجیر آهنین بر فراز جهازِشتران دربند شدند، گرمای (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان می‌سوزاند، درصحراها وبیابانها کشیده میشدند، دستانشان به گَردَنها زنجیر شده، در میان بازارها گردانده میشدند،‌ای وای براین سرکشان گناهکار!، چه اینکه باکُشتنِ تو اسلام را کُشتند، و نماز و روزه (خدا) را بدون یاور رها نمودند، و سُنّتها و احکام(دین) راازبین برده شکستند، و پایه‌های ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کرده، در (وادی)جنایت و عداوت پیش تاختند، براستی رسولِ خدا «که درود خدابر او وآل او باد» (با شهادتِ تو) تنهاماند!(یامظلومواقع شد)، و کتاب خداوندِ عزّوجلّ مَتروک گردید، وآنگاه که تومقهور و مغلوب گشتی، حقّ وحقیقت موردِ خیانت واقع شد، و به فقدانِ تو تکبیرِ خدا و کلمه توحید، حرام وحلالِ دین، و تنزیل و تأویلِ قرآن جملگی ازبین رفت، و پس از تو تغییر و تبدیلِ (احکام)، کفرو اِلحاد و بی‌سرپرستی دین، هویوهوس هاوگمراهیها، فتنه‌ها و باطلها جملگی (برصفحه روزگار) ظاهر شد، پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «که رحمتِ بی‌پایانِ خداوندی بر او و آلِ او باد» ایستاد، وبااشکِ ریزان خبرِ مرگِ تو را یهوی داد، و اینگونه گفت که:‌ای رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان وحَریمَت مُباح گردید، پس از تو فرزندانت به اسیری رفتند، و وقایع ناگواری به عترت و خانواده‌ات وارد شد، پس (از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب و پریشان گردید، و قلبِ هراسناکَش بگریست، و فرشتگان وانبیاء (بخاطر مصیبتِ تو) او راتسلیت وتعزیت گفتند، و مادرت زهراء (ازاندوهِ مصیبتِ تو) دردناک شد، و دسته‌های ملائکه مقرّبین در آمد و شد بودند، پدرت امیرمؤمنان راتعزیت میگفتند، مجالسِ ماتم و سوگواری برای تو در اعلاعلیین برپا شد،
وَ لَطَمَتْ عَلَیک َ الْحُورُ الْعینُ، وَ بَکَتِ السَّمآءُ وَ سُکّانُها، وَ الْجِنانُ وَ خُزّانُها، وَ الْهِضابُ وَ أَقْطارُها، وَ الْبِحارُ وَ حیتانُها، [وَ مَکَّةُ وَ بُنْیانُها، :خل [وَ الْجِنانُ وَ وِلْدانُها، وَ الْبَیتُ وَ الْمَقامُ، وَ الْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَ الْحِلُّ وَ الاِْحْرامُ، أَللّهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هذَا الْمَکانِ الْمُنیفِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَاحْشُرْنی فی زُمْرَتِهِمْ، وَ أَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِمْ، أَللّهُمَّ إِنّی أَتَوَسَّلُ إِلَیک َ یا أَسْرَعَ الْحاسِبینَ، وَ یاأَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ، وَ یاأَحْکَمَ الْحاکِمینَ، بِمُحَمَّدخاتَِمِ النَّبِیینَ، رَسُولِک َ إِلَی الْعالَمینَ أَجْمَعینَ، وَ بِأَخیهِ وَابْنِ عَمِّهِ الاَْنْزَعِ الْبَطینِ، الْعالِمِ الْمَکینِ، عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ، وَ بِفاطِمَةَ سَیدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ، وَ بِالْحَسَنِ الزَّکِی عِصْمَةِ الْمُتَّقینَ، وَ بِأَبی عَبْدِاللهِ الْحُسَینِ أَکْرَمِ الْمُسْتَشْهَدینَ، وَ بِأَوْلادِهِ الْمَقْتُولینَ، وَ بِعِتْرَتِهِ الْمَظْلُومینَ، وَ بِعَلِی بْنِ الْحُسَینِ زَینِ الْعابِدینَ، وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی قِبْلَةِ الاَْوّابینَ، وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد أَصْدَقِ الصّادِقینَ، وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَر مُظْهِرِ الْبَراهینِ، وَ عَلِی بْنِ مُوسی ناصِرِالدّینِ، وَ مُحَمَّدِبْنِ عَلِی قُدْوَةِ الْمُهْتَدینَ، وَ عَلِی بْنِ مُحَمَّد أَزْهَدِ الزّاهِدینَ، وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی وارِثِ الْمُسْتَخْلَفینَ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعینَ، أَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدوَالِ مُحَمَّدالصّادِقینَ الاَْبَرّینَ، الِ طه وَ یس، وَ أَنْ تَجْعَلَنی فِی الْقِیامَةِ مِنَ الاْمِنینَ الْمُطْمَئِنّینَ، الْفآئِزینَ الْفَرِحینَ الْمُسْتَبْشِرینَ، أَللّهُمَّ اکْتُبْنی فِی الْمُسْلِمینَ، وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ، وَاجْعَلْ لی لِسانَ صِدْق فِی الاْخِرینَ، وَانْصُرْنی عَلَی الْباغینَ،وَاکْفِنی کَیدَ الْحاسِدینَ، وَاصْرِفْ عَنّی مَکْرَ الْماکِرینَ، وَاقْبِضْ عَنّی أَیدِی الظّالِمینَ، وَاجْمَعْ بَینی وَ بَینَ السّادَةِ الْمَیامینِ فی أَعْلا عِلِّیینَ، و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند، (در عزای تو) آسمان و ساکنانش، بهشت‌ها و نگهبانانش، کوه‌ها و کوهپایه ها، دریا‌ها و ماهیانش، [شهرمکّه و پایه هایش]، فردوس‌ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام، و حلّ و حَرَم جملگی گریستند، بار خدایا! به حُرمتِ این مکانِ رفیع، بر محمّد و آلِ او رحمت فرست، و مرا در زمره آنان محشور فرما، و به شفاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان، بار خدایا! من به تو توسّل می‌جویم‌ای سریعترینِ حسابگران، و‌ای بخشنده‌ترین کَریمان، و‌ای فرمانروای حاکمان، به (حقِّ) محمّد آخرینِ پیامبران، و فرستاده تو بسوی تمامِ جهان ها، و به (حقِّ) برادرش و پسرعمویش آن بلند پیشانی میان پُر، آن دانشمندِ عالی مرتبه، یعنی علی فرمانروای مؤمنان، و به (حقِّ) فاطمه سروَرِ بانوانِ جهانیان، و به (حقِّ) حسنِ مجتبی که پاک و مبرّا و پناهگاه مُتّقین است، و به (حقِّ) أبی عبدالله الحسین گرامیترینِ شهداء، و به (حقِّ) فرزندانِ مقتولش، و خانواده مظلومش، و به (حقّ) علی بن الحسین زیورِ عابدان، و به محمّد بن علی قبله توبه کنندگان، و جعفر بن محمّد راستگوترینِ صادقان، و موسی بن جعفر آشکار کننده دلائل و براهین، و علی بن موسی یاورِ دین، و محمّد بن علی اُسوه و الگوی هدایت شوندگان، و علی بن محمّد زاهدترینِ پارسایان، و حسن بن علی وارثِ جانشینان، و حُجّتِ خدا بر تمامِ آفریدگان، اینکه درود فرستی بر محمّد و آلِ او، آن راستگویانِ نیکوکار، همان آلِ طه و یس، و اینکه مرا در قیامت از کسانی قرار دهی که (از عذابِ تو) ایمن و با آرامشِ خاطر و رستگار و مسرور و بشارت یافته‌اند، بارخدایا! (نامِ) مرا در زُمره مسلمین نگاشته، و مرا به صالحین ملحق فرما، و نامِ مرا بر زبان اُمّتهای آتیه نیکو قرار ده، و مرا بر علیه ظالمین یاری ده، و از مکرِ حسودان حفظ فرما، و (نیز) حیله حیله گران را از من برگردان، و دست ستمکاران را از من (دور) نگهدار، و بینِ من و آن سرورانِ با میمنت در اعلاعلیین جمع بفرما،
مَعَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدّیقینَ وَالشُّهَدآءِ وَالصّالِحینَ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ، أَللّهُمَّ إِنّی اُقْسِمُ عَلَیک َ بِنَبِیک َ الْمَعْصُومِ، وَ بِحُکْمِک َ الْمَحْتُومِ، وَنَهْیک َ الْمَکْتُومِ، وَ بِهذَا الْقَبْرِ الْمَلْمُومِ، الْمُوَسَّدِ فی کَنَفِهِ الاِْمامُ الْمَعْصُومُ، الْمَقْتُولُ الْمَظْلُومُ، أَنْ تَکْشِفَ ما بی‌مِنَ الْغُمُومِ، وَ تَصْرِفَ عَنّی شَرَّ الْقَدَرِ الْمَحْتُومِ، وَ تُجیرَنی مِنَ النّارِ ذاتِ السَّمُومِ، أَللّهُمَّ جَلِّلْنی بِنِعْمَتِک َ، وَ رَضِّنی بِقَسْمِک َ، وَ تَغَمَّدْنی بِجُودِک َ وَ کَرَمِک َ، وَ باعِدْنی مِنْ مَکْرِک َ وَ نِقْمَتِک َ، أَللّهُمَّ اعْصِمْنی مِنَ الزَّلَلِ، وَ سدِّدْنی فِی الْقَوْلِ وَالْعَمَلِ، وَافْسَحْ لی فی مُدَّةِ الاَْجَلِ، وَ أَعْفِنی مِنَ الاَْوْجاعِ وَالْعِلَلِ، وَ بَلِّغْنی بِمَوالِی وَ بِفَضْلِک َ أَفْضَلَ الاَْمَلِ، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد وَاقْبَلْ تَوْبَتی، وَارْحَمْ عَبْرَتی، وَ أَقِلْنی عَثْرَتی، وَ نَفِّسْ کُرْبَتی، وَاغْفِرْلی خَطیئَتی، وَ أَصْلِحْ لی فی ذُرِّیتی، أَللّهُمَّ لاتَدَعْ لی فی هذَاالْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ، وَالْمَحَلِّ الْمُکَرَّمِ ذَنْباً إِلاّ غَفَرْتَهُ، وَ لاعَیباً إِلاّ سَتَرْتَهُ، وَ لاغَمّاً إِلاّ کَشَفْتَهُ، وَ لارِزْقاً إِلاّ بَسَطْتَهُ، وَ لاجاهاً إلاّ عَمَرْتَهُ، وَ لافَساداً إِلاّ أَصْلَحْتَهُ، وَ لاأَمَلا إِلاّ بَلَّغْتَهُ، وَ لادُعآءً إِلاّ أَجَبْتَهُ، وَ لامَضیقاً إِلاّ فَرَّجْتَهُ، وَ لاشَمْلا إِلاّ جَمَعْتَهُ، وَ لاأَمْراً إِلاّ أَتْمَمْتَهُ، وَ لامالا إِلاّ کَثَّرْتَهُ، وَ لاخُلْقاً إِلاّ حَسَّنْتَهُ، وَ لاإِنْفاقاً إِلاّ أَخْلَفْتَهُ، وَ لاحالا إِلاّ عَمَرْتَهُ، وَ لاحَسُوداً إِلاّ قَمَعْتَهُ، وَ لاعَدُوّاً إِلاّ أَرْدَیتَهُ، وَ لاشَرّاً إِلاّ کَفَیتَهُ، وَ لامَرَضاً إِلاّ شَفَیتَهُ، وَ لابَعیداً إِلاّ أَدْنَیتَهُ، وَ لاشَعَثاً إِلاّ لَمَمْتَهُ، وَ لا سُؤالا [سُؤْلا :ظ [إِلاّ أَعْطَیتَهُ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ خَیرَ الْعاجِلَةِ، وَ ثَوابَ الاْجِلَةِ، أَللّهُمَّ أَغْنِنی بِحَلالِک َ عَنِ الْحَرامِ، وَ بِفَضْلِک َ عَنْ جَمیعِ الاَْنامِ، أَللّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک َ عِلْماً نافِعاً، همراه باکسانیکه برآنها اِنعام فرمودی یعنی پیامبران، و راستگویانِ درعمل و گفتار و شهداء و نیکویان، به رحمتت‌ای مهربانترینِ مهربانان، بارخدایا! تو را سوگند میدهم به حقّ پیامبرِ معصومت، و به حقّ حُکمِ حتمی و قطعی ات، و به حقّ نهی پنهانی ات، و بحقّ این آرامگاهی که (مردم از هرطرف به جهت زیارت) بر او گِرد می‌آیند، و این امامِ معصومِ مقتولِ مظلوم در جانبِ آن تکیه زده، اینکه غم و غصّه‌ها را از من بر طرف فرمائی، و شُرورِ قضا و قَدَرِ حتمی را از من برگردانی، و مرا از آتش(عذابت) که دارای بادهای سوزان است پناه دهی (و نگاهداری)، بارخدایا! مرا با نعمت خود بپوشان (یا بزرگ گردان)، و به عطایای خود راضی وخوشحال فرما، وبه جود و کَرَمَت مرا بپوشان، و از مکر و انتقام خود دورَم ساز، بارخدایا مرا از لغزش و خطا حفظ فرما، و در گفتاروکردار به راه صحیح هدایتم فرما، و در مدّت زندگی ام وسعت ده، و مرا از دردها و بیماریها عافیت بخش، و مرا به مولای و سرورانم برسان و به فضل(وکَرَمِ) خویش مرا به بالاترینِ آرزوها نائل فرما، بارخدایا بر محمّد و آلِ او رحمت فرست و توبه مرا قبول فرما، و بر اشکِ چشمم ترحّم نما، و لغزش مرا چشم پوشی فرما، و حُزن واندوه مرا زائل کن، و گناهم را برمن ببخشای، و خاندان و نسلِ مرا برایم اصلاح فرما، بارخدایا در این مشهدِ والامقام و در این محلّ گرامی، برایم وامَگُذار گناهی را مگرآنکه ببخشی، و نه عیبی را مگر آنکه مستورنمائی، و نه غم وغصّه‌ای را مگربرطرف فرمائی، و نه رزقی را مگر گسترش دهی، ونه قدر و منزلتی را مگر باقی بداری، و نه فسادی را مگر اصلاح فرمائی، و نه آرزوئی را مگر نائل کنی، و نه دعائی را مگر اجابت فرمائی، و نه تنگنائی را مگر بگشائی، و نه امور مُتشتّتی را مگر جمع و برقرار نمائی، ونه امری را مگر تمام فرمائی، و نه مالی را مگر فراوانی بخشی، و نه خُلق و صفتی را مگر نیکوگردانی، و نه انفاقی را مگرجایگزین فرمائی، و نه حالی را مگر آباد فرمائی، و نه حسودی را مگر ذلیل نمائی، ونه دشمنی را مگر هلاک گردانی، ونه شرّی را مگر منع فرمائی، ونه بیماریی رامگرشفابخشی، و نه (امرِ) دوری را مگر نزدیک فرمائی (ودردسترسم قراردهی)، و نه تفرّقواختلالی رامگرجمع (و اصلاح)نمائی، و نه خواهشی [خواسته ای] را مگر عطا فرمائی، بارخدایا! من از تودرخواست میکنم خیرِ دنیا و ثوابِ آخرت را، بارخدایا! مرا به سبب حلالت از حرام مستغنی کن، و به فضل و احسانت از جمیع خلق بی‌نیاز فرما، بارخدایا! از تو درخواست میکنم دانشی مفید،
وَ قَلْباً خاشِعاً، وَ یقیناً شافِیاً، وَ عَمَلا زاکِیاً، وَ صَبْراً جَمیلا، وَ أَجْراً جَزیلا، أَللّهُمَّ ارْزُقْنی شُکْرَ نِعْمَتِک َ عَلَی، وَ زِدْ فی إِحْسانِک َ وَ کَرَمِک َ إِلَی، وَاجْعَلْ قَوْلی فِی النّاسِ مَسْمُوعاً، وَ عَمَلی عِنْدَک َ مَرْفُوعاً، وَ أَثَری فِی الْخَیراتِ مَتْبُوعاً، وَ عَدُوّی مَقْمُوعاً، أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّدالاَْخْیارِ، فی اناءِ اللَّیلِ وَ أَطْرافِ النَّهارِ، وَاکْفِنی شَرَّ الاَْشْرارِ، وَ طَهِّرْنی مِنَ الذُّنُوبِ وَ الاَْوْزارِ، وَ أَجِرْنی مِنَ النّارِ، وَ أَحِلَّنی دارَالْقَرارِ، وَ اغْفِرْلی وَ لِجَمیعِ إِخْوانی فیک َ وَ أَخَواتِی الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، بِرَحْمَتِک َ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.[۶] قلبی خاشع، یقینی سلامت بخش، عملی صالح و پاک، صبری زیبا، و اجری عظیم را، بارالها! شکر نعمتت بر من را روزیم کن، و احسان و کَرَمَت برمن زیاد فرما، و گفته مرا درمیان مردم شنوده نما، و عمل مرا به نزد خویش بالا بَر،و سنّت باقیمانده مرا در امورِ خیر مورد پیروی قرارده، و دشمنم را خوار و ذلیل گردان، بارخدایا! بر محمّدوآلِ او که نیکانند، درتمامی لحظات شبانه روز رحمت فرست، و مرا از شرّ بَدان محفوظ بدار، و از (کثافاتِ) گناهان و سنگینی وِ زر و وَبال پاک و مبرّا گردان، واز آتش (عذابت) پناهم ده، و در سرای جاوید وارد فرما، و (گناهانِ) مرا و تمامی خواهران و برادران مؤمنِ مرا ببخشای، به رحمتت‌ای مهربانترین مهربانان.

سند زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

قدیمی‌ترین منبع موجود این زیارت، کتاب المزار الکبیر ابن المشهدی(م. 595 ق.) است. وی این زیارت را با حذف سند نقل کرده[۷] و در آغاز کتابش تصریح می‌کند که این زیارات با سند متصل به او رسیده ولی برای اختصارِ کتاب و اطمینانی که به صدور زیارات از معصوم داشته، سندها را حذف کرده است.[۸] بیشتر عالمان ابن مشهدی را توثیق و تأیید کرده و اعتبار کتاب المزار الکبیر را پذیرفته‌اند؛ از جمله محدث نوری (در مستدرک الوسائلعلامه مجلسی (در بحارالانوارشیخ عباس قمی،[۹] شیخ حر عاملی،[۱۰] شهید اول[۱۱]، سید محسن امین[۱۲] و آقا بزرگ تهرانی.[۱۳] اما آیت الله خویی، اعتبار کتاب المزار الکبیر ابن المشهدی را نمی‌پذیرد و وی را شخصی مجهول الهویه می‌داند.

منابع قدیمی‌تری نیز برای این زیارت بیان شده است. علامه مجلسی در بحار الانوار در هنگام نقل این زیارت می‌گوید که شیخ مفید(م.413ق.) آن را در کتاب المزار خویش جزء اعمال روز عاشورا ثبت کرده است.[۱۴] ولی در نسخه‌های موجود المزار این متن وجود ندارد.[۱۵] همچنین گفته شده است سید مرتضی (م.436 ق.)، که شاگرد شیخ مفید بود، در کتاب مصباح الزائر از این زیارت یاد کرده است بدون اینکه آن را به ناحیه مقدسه منتسب کند. البته این کتاب اکنون موجود نیست و تنها نشانه‌ای که از آن در دست داریم عبارات سید بن طاووس در مصباح الزائر است.[۱۶] علامه مجلسی نیز در نقل این زیارت به کتاب سید مرتضی اشاره کرده است.[۱۷]

از دیدگاه محمدهادی یوسفی غروی سه نوع زیارت ناحیه متداخل وجود دارد که با هم متناسب نیستند و یکی از نقاط ضعف زیارت ناحیه این است که خلاف مسلّمات تاریخ و خلاف مسلّمات اخبار معتبر مقتل است.[۱۸]

شرح‌های زیارت ناحیه[ویرایش | ویرایش مبدأ]

برای این زیارتنامه شرح‌هایی نوشته شده که از آن جمله است:

  • الذخیرة‌الباقیه، محمدجعفر شاملی شیرازی، (فارسی).
  • الشمس الضاحیه، جمعی از علما، (فارسی).
  • تحفه قائمیه، حاج شیخ محمدباقر فقیه ایمانی (فارسی).
  • کشف داحیه، برخی از علمای هند، (اردو).
  • همره نور، شرح زیارت ناحیه مقدسه، سید هدایت‌الله طالقانی.
  • سلام موعود، (بیان تحلیلی و توصیفی زیارت ناحیه مقدسه)، دکتر محمد رضا سنگری.[۱۹]

زیارت ناحیه غیر مشهور (زیارت الشهداء)[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نوشتار اصلی: زیارت الشهدا

یکی دیگر از زیارات ناحیه، زیارتی است که سید بن طاووس در اقبال، ضمن اعمال روز عاشورا به سند خویش روایت کرده است. این زیارت مشتمل بر نام شهیدان کربلاست و با جمله: «اَلسّلامُ عَلَی اَوّلِ قَتیلٍ مِن نَسلِ خَیرِ سَلیلٍ» آغاز می‌شود.[۲۰] پیش از سید بن طاووس این زیارت در المزار شیخ مفید[۲۱] و مزار کبیر ابن المشهدی[۲۲] آمده است.

پیوند به بیرون[ویرایش | ویرایش مبدأ]

دانشنامه مجازی مکتب اهل بیت (ع)

منابع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  • ابن المشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۳۷۸ ش
  • امین، سید محسن، اعیان الشیعه،‌دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ ه.ق.
  • انصاری قمی، ناصرالدین، مجله موعود، اسفند ۸۲؛ شماره ۴۲.
  • آیتی، بررسی تاریخ عاشورا.
  • تهرانی، آقا بزرگ، الذریعه، چاپ دوم،‌ دار الاضواء، بیروت، بی‌تا.
  • طبسی، نجم الدین، تا ظهور، بنیاد فرهنگی مهدی موعود، تهران، ۱۳۸۸ش.
  • طبسی، نجم الدین، مجله انتظار، بهار ۸۶، شماره ۲۰.
  • قمی، شیخ عباس، الکنی و الالقاب، مکتبة الصدر، تهران، بی‌تا.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعة لدرر الاخبار الائمة الاطهار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق.
  • محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام حسین (ع) بر پایه قرآن حدیث و تاریخ،انتشارات‌ دار الحدیث قم، ۱۳۸۸ش.

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. دانشنامه امام حسین (ع)، ج ۱۲، ص ۲۷۱
  2. ج۴۵،ص۶۴
  3. ثُمَّ اقتِضاکَ العِلْم لِلاِنکارِ، وَ لَزمَکَ اَن تُجاهِدَ الفُجّارَ، فَسِرْتَ فِی اَولادِکَ وَ اَهالیکَ وَ شیعتِکَ وَ مَوالیکَ...
  4. وَ رُفِعَ عَلَی القَناةِ رَأسُکَ وَ سُبِی اَهلُکَ کالعَبیدِ، وَ صُفِّدوا فِی الحَدیدِ، فَوقَ اَقتابِ المَطِیاتِ، تَلفَحُ وُجوهُهُم حَرَّ الهاجِراتِ، یساقونَ فِی البَراری وَ الفَلَواتِ، اَیدیهِم مَغلولَةٌ اِلی الاَعناقِ، یطافُ بِهِم فِی الاَسواقِ
  5. وَ فَقَدَ بِفَقدِکَ التَّکبیرُ وَ التَّهلیلُ و التَّحریمُ وَ التَّحلیلُ و التَّنزیلُ وَ التّأویلُ وَ ظَهَرَ بَعدَکَ التَّغییرُ وَ التّبدیلُ وَ الاِلحادَ و التّعطیلُ وَ الاَهواءُ وَ الاَضالیلُ وَ الفِتَنُ وَ الاَباطیلُ
  6. المزار الکبیر، 496 -519
  7. زیارة أخری فی یوم عاشورا لأبی عبدالله الحسین ممّا خرج من الناحیة إلی أحد الأبواب. قال: تقف علیه و تقول: السلام علی آدم صفوة الله... ابن المشهدی، المزار الکبیر، ۴۹۶-۵۱۹
  8. فإنّی قد جمعت فی کتابی هذا من فنون الزیارات.... ممّا اتصلت به من ثقات الرواة إلی السادات. المزار الکبیر، ۲۷
  9. قمی، شیخ عباس، الکنی و الالقاب، ج ۱،ص۴۰۹، مکتبة الصدر، تهران، بی‌تا.
  10. المزار، مقدمه،ص ۶.
  11. المزار، مقدمه،ص ۶.
  12. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۹،ص۲۰۲،‌دار التعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ه.ق.
  13. تهرانی، آقا بزرگ، الذریعه، ج ۲۰،ص ۳۲۴، چاپ دوم،‌دار الاضواء، بیروت، بی‌تا.
  14. قال الشیخ المفید قدس الله روحه فی کتاب المزار ماهذا الفظه: زیارة أخری فی یوم عاشورا بروایة اخری، إذا أردت زیارته بها فی هذا الیوم فقف علیه(ع) و قل: السلام علی صفوة اللّه... بحارالانوار، ج ۹۸، ۳۱۷
  15. دانشنامه امام حسین(ع)، ج ۱۲، ص ۲۷۲
  16. زیارة ثانیة بألفاظ شافیة یزاربها الحسین صلوات اللّه علیه زاربها المرتضی علم الهدی رضوان الله علیه قال: فإذا أردت الخروج فقل: أللّهمّ إلیک توجهت.... ثم تدخل القبة الشریفة و تقف علی القبر الشریف و قل: السلام علی آدم صفوة الله... مصباح الزائر، ۲۲۱
  17. بحارالانوار، ج ۹۸، ۳۲۸
  18. بررسی تحلیلی سیر مقتل نگاری عاشورا
  19. سایت پژوهه
  20. بحارالانوار، ج ۹۸، ۲۶۹-۲۷۴.
  21. بحارالانوار، ج ۹۸، ۲۷۴
  22. المزار الکبیر،ص ۴۸۵.