زیارت اربعین

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

اربعین چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) است که جان خود و یارانش را فدای دین کرد. از آنجا که گرامیداشت خاطره شهید و احیاء اربعین وی، زنده نگهداشتن نام و یاد و راه اوست و زیارت، یکی از راههای یاد و احیاء خاطره است، زیارت امام حسین(ع) بویژه در روز بیستم ماه صفر که اربعین آن حضرت است، فضیلت بسیار دارد.

فضیلت زیارت اربعین[ویرایش | ویرایش مبدأ]

امام حسن عسکری(ع) در حدیثی علامتهای مومن را پنج چیز شمرده است، نماز پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین، انگشتر کردن در دست راست، پیشانی بر خاک نهادن و بسم الله را در نماز آشکارا گفتن.

اولین زائر اربعین[ویرایش | ویرایش مبدأ]

مورخان نوشته اند که جابر بن عبدالله انصاری به همراه عطیه عوفی موفق شدند که در همان اولین اربعین پس از عاشورا به زیارت امام حسین(ع) نائل شوند. او که آن هنگام نابینا شده بود در فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهای کوچک برداشت تا سر قبر حسین بن علی(ع) آمد و با راهنمایی عطیه دست روی قبر نهاد و بیهوش شد. وقتی بهوش آمد سه بار گفت «یا حسین» و سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه» آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر شهدا کرد و آنان را نیز زیارت کرد.

متن زیارت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

متن این زیارت از طریق صفان جمال از امام صادق(ع) نقل شده است.

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا

وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ

و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده‌اش سلام بر حسین

الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاری‌ها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ

خدایا من به‌راستی گواهى دهم که آن حضرت ولىّ (و نماینده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده‌ات و فرزند برگزیده‌ات بود که کامیاب شد.

بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَهِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَهِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ

به بزرگداشت تو، گرامی‌اش کردى به‌وسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاکزادى

الْوِلادَهِ وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَهِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَهِ وَذآئِداً مِنْ

و قرارش دادى یکى از آقایان (بزرگ ) و از رهروان پیشرو و یکى از کسانى که از حق دفاع کردند

الْذادَهِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الانْبِیاَّءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّهً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاْوْصِیاَّءِ

و میراث‌های پیمبران را به او دادى و از اوصیائى که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى او نیز

فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ

در دعوت مردم جاى عذر و بهانه‌ای (براى کسى ) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهى کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَهِ وَحَیْرَهِ الضَّلالَهِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب ) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى ) گمراهى و چنان شد که بر علیه آن حضرت همدست شدند

غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالارْذَلِ الاّدْنى وَشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ

کسانى که دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهایی

الاَوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ

اندک و بی‌مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند، و تو و پیامبرت را به خشم آوردند

وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَهَ الاّوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ

از میان بندگانت آنانى پیروى کردند را که اهل دو دستگى و نفاق بودند و کسانى را که بارهاى سنگین گناه بدوش می‌کشیدند و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند

فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ

آن حضرت (که چنان دید) با شکیبایی و پاداش جویی با آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد

اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً

خدایا آنان را لعنت کن به لعنتى وبال دار وعذابشان کن به عذابى دردناک

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ سَیِّدِ الاَوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللَّهِ وَابْنُ اَمینِهِ

سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء گواهى دهم که به‌راستی تو امانت‌دار خدا و فرزند امانت دار اویی

عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ

سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا رفتى و گم‌گشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم که خدا به‌راستی وفا کند بدان وعده‌ای که به تو داده

وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ

و به هلاکت رساند هرکه را که دست از یاری‌ات برداشت و عذاب کند کسى که تو را کشت و گواهم دهم که تو به‌خوبی وفا کردى

وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ

به عهد خدا و جهاد کردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسى که تو را کشت و خدا لعنت کند

مَنْ ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى

کسى که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمى که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند خدایا من تو را

اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَا بْنَ

گواه می‌گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم به فدایت اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِالاصْلابِ الشّامِخَهِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَهِ

رسول خدا گواهى دهم که تو به‌راستی نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحم‌هایی

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّهُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها

پاکیزه که آلوده‌ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگی‌هایش و در برت نکرد از لباس‌های چرکینش

وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ

و گواهى دهم که به‌راستی تو از پایه‌های دین و ستون‌های محکم مسلمانان و پناهگاه مردمان با ایمانى

وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاّمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ

و گواهى دهم که تو به‌راستی پیشواى نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنماى راه یافته اى

وَاَشْهَدُ اَنَّ الاّئِمَّهَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَهُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى

و گواهى دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوى و نشانه هاى هدایت

وَالْعُرْوَهُ الْوُثْقى وَالْحُجَّهُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته هاى محکم (حق و فضیلت ) و حجت‌هایی بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم که من به شما ایمان دارم

وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَاَمْرى لاِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّهٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ

و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آنکه خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَعلى اَرْواحِکُمْ

پس با شمایم نه با دشمنان شما درودهاى خدا بر شما و بر روان‌هاى شما

وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ

و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان آمین اى پروردگار جهانیان

منبع[ویرایش | ویرایش مبدأ]