ابوثمامه صائدی

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوثمامه صائدی با نام کامل عمرو بن عبدالله بن کعب صائد بن شرحبیل بن شراحیل بن عمرو بن جشم بن حاشد بن جشم بن حیزون بن عوف بن همدان صائدی منسوب به صائد تیره‌ای از قبیله همدان است.[۱] شیخ طوسی نسب او را انصاری آورده است.[۲] دینوری[۳] نام او را ابو ثمامه صیداوی ضبط کرده که درست نمی‌نماید.

در زیارت ناحیه مقدسه، ابو ثمامه، عمر بن عبدالله صائدی آمده است.[۴] نسبت صائدی از نام یا لقب یکی از نیاکان او گرفته شده است.[۵]

او از اهل کوفه و از یاران امیرالمؤمنین علی (ع) بود و در جنگ‌ها با آن حضرت شرکت می‌کرد.

مشخصات فردی
نام کامل عمرو بن عبدالله بن کعب صائد بن شرحبیل بن شراحیل بن عمرو بن جشم بن حاشد بن جشم بن حیزون بن عوف بن همدان صائدی
محل زندگی کوفه
نحوه درگذشت هنگام نماز برای دفاع از امام حسین (ع)
نقش در واقعه کربلا
نقش‌های برجسته از شهدای کربلا در روز عاشورا

پس از آن حضرت از یاران امام حسن مجتبی (ع) شد.

او پس از مرگ معاویه، از جمله دعوت کنندگان امام حسین (ع) به کوفه بود.

زمانی که مسلم بن عقیل وارد کوفه شد او به دلیل آنکه در شناخت سلاح خبره بود، مسئول خرید و جمع آوری اسلحه شد.

هنگام دستگیری هانی بن عروة، او با سپاه تحت فرمانش، دارالاماره را محاصره کرد.

پس از تسلط ابن زیاد بر اوضاع و شهادت مسلم بن عقیل وی مدتی مخفی شد و سرانجام به اتفاق «نافع بن هلال» در اثنای راه به امام حسین (ع) ملحق شد.

نقش در واقعه کربلا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابوثمامه در ظهر عاشورا خدمت امام عرض کرد:

«ای اباعبدالله! جانم به فدایت، می‌بینم این گروه به تو نزدیک شده‌اند. به خدا سوگند! پیش از تو، من باید کشته شوم! ولی دوست دارم چون خداوند را ملاقات می‌کنم، این آخرین نماز را -که وقتش رسیده‌است- با تو خوانده باشم».

امام حسین (ع) سر به سوی آسمان آسمان برداشت و فرمود: «ذکرتَ الصلاةَ، جَعَلَکَ اللهُ من المصلّینَ الذاکرینَ، نعم هذا أوّلُ وقتِها» «نماز را به یاد آوردی، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد. آری، اکنون وقت فضیلت نماز است».

سپس فرمود: «سَلُواهم أنْ یَکُفُّوا عنّا حتَّى نصلّی» «از این گروه بخواهید از ما دست بشویند تا نماز گزاریم».

حصین بن تمیم (یکی از فرماندهان سپاه یزید) فریاد برآورد: «نماز شما پذیرفته نیست!» حبیب بن مظاهر» در پاسخش گفت: «ای حمار! می‌پنداری که نماز از آل رسول خدا پذیرفته نیست و نماز تو پذیرفته است؟!»[۶]

وقایع هنگام نماز[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در روایتی دیگر از ابومخنف می‌خوانیم: امام حسین (ع) (به جای حجاج بن مسروق، مؤذن رسمی خود) اذان گفت و چون از آن فارغ شد، فریاد برآورد:

«یا وَیلَکَ یا عُمرِ بن سَعد أنسیتَ شرایعَ الإسلامِ، ألا تَقِفُ عَن الحربِ حتى نُصَلّی و تُصَلّونَ و نَعودُ إلى الحَربِ؛ وای بر تو! ای ابن سعد؛ آیا احکام و دستورات اسلامی را فراموش کرده‌ای؟ چرا در این هنگام دست از جنگ نمی‌کشی تا نماز به‌ پا داریم و شما نیز نماز بخوانید و آنگاه به نبرد ادامه دهیم؟»

ابن سعد پاسخی نداد و امام ندا داد: «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِ الشَّیْطَانُ؛ شیطان بر او چیره شده است!»[۷]

و در روایتی آمده است: بعضی از یاران جلو امام ایستادند و سینه را سپر کردند و امام آخرین نماز خود را در زیر تیرهای دشمن خواند!

شهادت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

ابو ثمامه صائدی آخرین نمازش را پشت سر امام شهیدان (ع) به جا آورد، به آن حضرت عرض کرد: «یا اباعبدالله! من تصمیم گرفته‌ام که به یارانم ملحق شوم و خوش ندارم که زنده باشم و شما را تنها و کشته ببینم».

امام اجازه داد و فرمود: «ما نیز به زودی به شما ملحق خواهیم شد».

رجزخوانی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

عَزاءً لِآلِ المُصطَفی وَ بَناتِهِ
عَزاءً لِزَهراء النَّبی وَ زَوجِها
عَزاءً لِاَهلِ الشَّرقِ وَ الغَربِ کُلَّهُم
فَمَن مُبَلِّغٌ عَنّی النَّبی وَ بِنتَهُ
عَلی حَبسِ خَیرِ النّاسِ سِبطِ مُحَمَّدٍ
خَزانَة عِلم اللهِ مِن بَعدِ اَحمَدَ
وَ حُزناً عَلَی الحَبس الحُسَین المُسَدّد
بِاَنَّ اِبنَکُم فی مَجهَدٍ اَی مَجهَدٍ [۸]

تعزیت می‌گویم به آل پیامبر و دخترانش به خاطر گرفتاری پیامبر اکرم (ص) که بهترین انسان‌ها هستند.

تعزیت بر حضرت زهرا (س) و همسرش که خزانه علم الهی بعد از پیامبر اکرم (ص) بود. تعزیت بر همه مردمان مشرق و مغرب زمین، محزونم برای گرفتاری امام حسین راستگو و درست‌کردار. کیست رساننده این پیام از من به حضرت نبی (ص) و دخترش که فرزندتان در رنج و سختی است و چه رنج و سختی بزرگی!

او پس از این به میدان شتافت و سخت به کارزار مشغول شد تا آنکه در اثر جراحات زیاد به زمین افتاد و پسر عمویش «قیس بن عبدالله صائدی» -که با او دشمنی دیرینه داشت-، و در سپاه ابن سعد بود، او را به شهادت رساند.[۹]

جستارهای وابسته[ویرایش | ویرایش مبدأ]

منبع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. انصار الحسین (ع)، محمد مهدی شمس الدین، ترجمه سید ناصر هاشم زاده، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1387 ش.، محمد مهدی شمس الدین، ترجمه سید ناصر هاشم زاده، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1387 ش.، ص117-118.
  2. رجال ابن داوود، ابن داوود حلی، تقی الدین حسن بن علی، نجف: المطبعه الحیدریه، 1392 ﻫ ق. طوسی، شیخ طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، به کوشش محمد صادق آل بحر العلوم، نجف: 1381 ﻫ ق.، ص77؛ تنقیح المقال فی احوال الرجال ابن داوود، ابن داوود حلی، تقی الدین حسن بن علی، نجف: المطبعه الحیدریه، 1392 ﻫ ق.، مامقانی، شیخ عبدالله، نجف: المطبعه الحیریه، 1352 ﻫ ق.، ج2، ص333.
  3. الاخبار الطول، دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره : 1960 م. الطوال، ص238.
  4. بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار (ع)، مجلسی، ملا محمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1362 ش.، ج45، ص73.
  5. تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 ﻫ ق / 1962 – 1967 م.، ج5، ص364؛ 5. ابصار العین فی انصار الحسین (ع)، محمد مهدی شمس الدین، ترجمه سید ناصر هاشم زاده، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1387 ش.، سماوی، محمد بن طاهر، تحقیق محمد جعفر طبنسی، مرکز الدراسات الاسلامیه لحرس الثوره.، محمد مهدی شمس الدین، ترجمه سید ناصر هاشم زاده، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1387 ش.، ص69.
  6. تاریخ طبری، ج 4، ص 334 و بحارالانوار ج 5، ص 21 (با مختصر تفاوت).
  7. معالی السبطین، ج 1، ص 361.
  8. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب مازندرانی، ابوجعفر رشیدالدین محمدبن علی، قم: انتشارات علامه. آل ابی‌طالب، ج4، ص113.
  9. ابصار العین، ص 69-70 و رجوع شود به تاریخ طبری، ج 4، ص 336 و کامل بن اثیر، ج 4، ص 70.