زید بن‌ رقاد جنبی

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

زید بن رقاد، یکی از سربازان و نیروهای تحت امر عمر بن سعد بود که در کربلا حضور داشت. او از جنایتکاران حادثه کربلا است. در کربلا او از تک ‏تیراندازان لشکر عمر بن سعد بود.


مشخصات فردی
نام کامل زید بن رقاد
نقش در واقعه کربلا
نقش‌های برجسته از تک ‏تیراندازان لشکر عمر بن سعد در کربلا

نقش در واقعه کربلا

زید بن رقاد در روز عاشورا در قتل عباس‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌ طالب (ع)، عبدالله‏ بن مسلم‏ بن عقیل و سُوَیدِ بن‌ عَمرو بن‌ اَبی ‏مَطاع دست داشت. بنا به نقل بلاذری، عبدالله‏ بن مسلم دلاورانه جنگید، سرانجام عمرو بن‌ صُبَیح‌ صیداوی‌، تیری‌ به‌ طرف‌ او افکند و عبدالله دستش‌ را سپر پیشانی خود قرار داد.‌ دست‌ و پیشانی‌اش‌ به‌ هم‌ دوخته‌ شد، چنان‌ که‌ نتوانست‌ حرکت‌ دهد. سپس سپاه کوفه به‌طور گروهی و یا شخص زید بن رقاد او را به شهادت رساند و گفته شده شخص‌ دیگری‌ نیزه‌ای‌ بر قلب‌ او وارد آورد و آن‌ بزرگوار به‌ شهادت‌ رسید. گفته شده زید بن رقاد که در قتل او بسیار مؤثر بود، به دست مختار ثقفی کشته شد. زید گوید وقتی نزد وی آمدم، او از دنیا رفته بود. تیری را که بر شکمش زده بودم، بیرون کشیدم. آن تیری که بر پیشانی‌اش بود، حرکت دادم که بیرون آید، چوب تیر بیرون آمد، اما پیکان آن در پیشانیش ماند.[۱] زید بن رقاد همچنین یکی از قاتلین عباس‌ بن‌ علی‌ بن‌ ابی‌ طالب (ع) بود.[۲] در زیارت ناحیه مقدسه با نام یزید بن رقّاد حیتی لعنت شده است که همان زید بن رقاد است. سُوَیدِ بن‌ عَمرو بن‌ اَبی ‏مَطاع انماری از شیوخ شیعه و مردی وارسته، عابد و زاهد بود.[۳] او آخرین اصحاب امام حسین (ع) بود که تا آخرین لحظات باقی مانده و بعد از شهادت امام به شهادت رسید.[۴] سوید که در جنگ از فزونی‌ زخم‌ها در بین‌ کشتگان ‌به‌ روی‌ زمین‌ افتاده و حرکتی‌ از او دیده‌ نمی‌شد، وقتی‌ شنید سپاهیان‌ عمر بن‌ سعد فریاد می‌زنند که‌ حسین‌ کشته‌ شد، از شنیدن‌ خبر، بی‌تاب‌ شده و با اندک توانی که داشت، از کفش‌ خود خنجری را که مخفی کرده بود، بیرون‌ آورد و به‌ جنگ‌ با دشمنان‌ مشغول‌ شد تا اینکه به‌ دست عزرة بن بطان تغلبی و زید بن رقاد جنبی به شهادت رسید.[۵]

مرگ

در زمان قیام مختار ثقفی، زید بن رقاد هنگام دستگیری در مقابل مأموران مختار، به فرماندهی عبدالله‏ بن ‏کامل، مقاومت می‏‌کرد. عبدالله‏ بن کامل به افرادش دستور داد او را با شمشیر و نیزه نزنید، لیکن او را تیرباران و سنگ‏باران کنید. آنان دستور را انجام دادند تا نقش بر زمین شد. آنگاه عبدالله‏ بن ‏کامل دستور داد او را زنده زنده در آتش افکندند.[۶]

منبع

مرضیه محمدزاده، دوزخیان جاوید، نشر بصیرت، ص 199-200.

پی نوشت

  1. - لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، بیهقی، ابوالحسن علی بن زید (ابن فندق)، به تصحیح سید مهدی رجایی اصفهانی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی، 1410 قمری.، ج6، ص407-408.
  2. - الطبقات الکبری، ابن سعد کاتب واقدی، محمد، چاپ احسان عباس، بیروت: دار صادر، 1405 قمری.، ج5، ص475؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص468؛ مقاتل الطالبین، اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، چاپ احمد صفر، قاهره: 1368 قمری/ 1941 میلادی.، ص90؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: 1385-1386 قمری.، ج4، ص92.
  3. -بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار (ع)، علامه مجلسی، ملامحمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1362 شمسی.، ج45، ص24.
  4. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص444.
  5. - لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، بیهقی، ابوالحسن علی بن زید (ابن فندق)، به تصحیح سید مهدی رجایی اصفهانی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی، 1410 قمری.، ج3، ص402-403. قس طبری، تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص453 عروة بن بطار تغلبی.
  6. - لباب الانساب و الالقاب و الاعقاب، بیهقی، ابوالحسن علی بن زید (ابن فندق)، به تصحیح سید مهدی رجایی اصفهانی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی، 1410 قمری.، ج3، ص408؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج6، ص64.