صفائى جندقى: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
۳٬۰۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ اوت ۲۰۱۹
خط ۴۷: خط ۴۷:
|امضا                  =
|امضا                  =
}}
}}
'''صفائی جندقی''' (زاده 1236 در جندق- درگذشته 1314 در جندق) از شعراى آیینى مطرح در سدۀ سیزدهم و اوایل سدۀ چهاردهم هجرى بود.


==زندگینامه==
==زندگینامه==


احمد <ref>صفائى.</ref> جندقى دومین فرزند یغماى جندقى <ref>1276-1196.</ref> است که در سال 1236 ه.ق درخور مرکز منطقۀ جندق و بیابانک به دنیا آمده است.مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى-مجتهد جلیل القدر و پرآوازۀ شیعى-دومین همسر یغماى جندقى است.
میرزا احمد <ref>صفائى.</ref> جندقى دومین فرزند یغماى جندقى <ref>1276-1196.</ref> است که در سال 1236 ه.ق درخور مرکز منطقۀ جندق و بیابانک به دنیا آمده است.مادر او هما سلطان از اهالى کاشان و از بستگان حاج ملا احمد نراقى -مجتهد جلیل القدر و پرآوازۀ شیعى- دومین همسر یغماى جندقى است. پدرش یغما، وی را به نام و تخلّص ملّا احمد نراقی که تخلّص «صفایی» داشت نامید. میرزا احمد تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش فراگرفت و سپس در محضر پدر ادیب و برادر دانشمندش -میرزا اسماعیل هنر- به تکمیل معلومات خود پرداخت. صفائى جندقى پس از سفرهایى به سمنان و تهران، روستاى جندق را براى اقامت برگزید و تا پایان عمر در همان جا از راه کشاورزى و دامدارى به امرار معاش پرداخت. صفائى جندقى در مدت حیات خود چهار همسر برگزید و از آنان داراى 20 فرزند شد که برخى از آنان اهل ادب و هنر بودند: محمد حسن کیوان ملقب به عماد الشعراء<ref>1260-1325.</ref>، میرزا محمد حسین متخلص به «فرهنگ» و متولد 1269 ه.ق، میرزا ابو القاسم وفائى<ref>متولد 1283 ه.ق.</ref> ادیب و خوشنویس و میرزا عبد الکریم<ref>متولد 1296 ه.ق.</ref> که داراى ذوق ادبى و خط نسبتا خوش و خوانایى بوده و اغلب نسخه‌هاى دیوان صفائى جندقى به خط اوست. محمد حسن کیوان، فرزند ارشد صفائى جندقى از جانب ظل‌السلطان -حاکم اصفهان- به «عماد الشعراء» ملقب شده و در شعر از تخلص «خرد» استفاده مى‌کرده و منظومۀ هزار و یکشب او حاوى داستان‌هاى نو و ابتکارى است و همو در شمار نخستین شاعرانى است که براى کودکان نیز شعر مى‌سروده است. فرزند او میرزا فتح الله مشهور به «کیوان ثانى»<ref>متوفاى 1332 ه.ق.</ref> از شاعران منطقۀ بیابانک بوده و در شعر «پرویز» تخلص مى‌کرده است. <ref>دیوان اشعار صفائى جندقى،با تصحیح و مقدمۀ سید على آل داود، چاپ و انتشارات آفرینش،تهران 1370.</ref>


چون در زندگینامۀ یغماى جندقى از فرزندان او-برادران صفائى جندقى-و هنرهایى که داشته‌اند یاد کرده‌ایم،در اینجا براى پرهیز از دامنه‌دار شدن سخن از نقل آن پرهیز مى‌کنیم.
==آثار==


وى تحصیلات مقدماتى را در زادگاهش فراگرفت و سپس در محضر پدر ادیب و برادر دانشمندش-میرزا اسماعیل هنر-به تکمیل معلومات خود پرداخت.
صفائى جندقى از شعراى آیینى مطرح در سدۀ سیزدهم و اوایل سدۀ چهاردهم هجرى بود و دیوان چاپى او شامل غزلیات، انابت‌نامه، رباعیات انابیّه، رباعیات عاشقانه، مادّه تاریخ‌ها، مراثى عاشورایى در 114 بند، مثنوى «رقیه‌نامه» حاوى 315 بیت، نوحه‌ها و ترجیع‌بند است که با تصحیح آقاى سید على آل داود توسط چاپ و انتشارات آفرینش در سال 1370 چاپ و منتشر شده است. همچنین مجموعه‌ای از مراثی وی که در حدود 128 بند می‌باشد و به اقتفای محتشم کاشانی سروده در سال 1315 هجری در تهران چاپ شده است. او در سبک عراقى طبع‌آزمایى کرده و اشعارش ساده و دلنشین و عارى از پیچیدگى‌هاى لفظى و معنوى است. در میان آثار منظوم وى ترکیب‌بند عاشورایى او که در 114 بند به تعداد سوره‌هاى قرآن کریم سامان یافته، مشهور است و باقى اشعار او چندان اوج و منزلتى ندارد. «انابت‌نامۀ»او که حاوى نثر و نظم است حال و هواى نیایشى دارد و خواندنى است و برخى از غزلیات عاشورایى وى نیز شور و حال خاصى دارد. جندقى شهرت ادبى خود را مرهون ترکیب 114 بندى خود -در مراثى سالار شهیدان- است. ترکیب‌بند عاشورایى صفائى جندقى على‌رغم جاذبه‌هایى که دارد، یکدست نیست؛ ولى داراى بندهاى ممتازى است که از دیرباز مورد عنایت شیفتگان ادب عاشورا قرار داشته است. خصوصا اولین و بیست و نهمین بند آن‌که از آثار فخیم و ماندگار شعر عاشورا در زبان فارسى به شمار مى‌رود و الهام‌بخش شاعران آیینى در سرودن اشعار ماتمى است، و نوحه‌هاى عاشورایى او نیز رهگشاى نوحه‌سرایان حسینى بوده و هست.  
 
صفائى جندقى پس از سفرهایى به سمنان و تهران،روستاى جندق را براى اقامت برگزید و تا پایان عمر در همان جا از راه کشاورزى و دامدارى به امرار معاش پرداخت.جندق از منطقۀ خور و بیابانک تقریبا صد کیلومتر فاصله دارد و در شمال غربى خور-مرکز بخش- قرار گرفته است.
 
صفائى جندقى در مدت حیات خود چهار همسر برگزید و از آنان داراى 20 فرزند شد که برخى از آنان اهل ادب و هنر بودند:محمد حسن کیوان ملقب به عماد الشعراء <ref>1260-1325.</ref>، میرزا محمد حسین متخلص به«فرهنگ»و متولد 1269 ه.ق،میرزا ابو القاسم وفائى <ref>متولد 1283 ه.ق.</ref>ادیب و خوشنویس و میرزا عبد الکریم <ref>متولد 1296 ه.ق.</ref>که داراى ذوق ادبى و خط نسبتا خوش و خوانایى بوده و اغلب نسخه‌هاى دیوان صفائى جندقى به خط اوست.
 
محمد حسن کیوان،فرزند ارشد صفائى جندقى از جانب ظل السلطان-حاکم اصفهان-به عماد الشعراء ملقب شده و در شعر از تخلص«خرد»استفاده مى‌کرده و منظومۀ هزار و یکشب او حاوى داستان‌هاى نو و ابتکارى است و همو در شمار نخستین شاعرانى است که براى کودکان نیز شعر مى‌سروده است.فرزند او میرزا فتح الله مشهور به کیوان ثانى <ref>متوفاى 1332 ه.ق.</ref>از شاعران منطقۀ بیابانک بوده و در شعر«پرویز»تخلص مى‌کرده است. <ref>دیوان اشعار صفائى جندقى،با تصحیح و مقدمۀ سید على آل داود، چاپ و انتشارات آفرینش،تهران 1370.</ref>
 
صفائى جندقى از شعراى آیینى مطرح در سدۀ سیزدهم و اوایل سدۀ چهاردهم هجرى است و دیوان چاپى او شامل غزلیات،انابت‌نامه،رباعیات انابیّه،رباعیات عاشقانه،مادّه تاریخها،مراثى عاشورایى در 14 بند،مثنوى رقیه‌نامه حاوى 315 بیت،نوحه‌ها و ترجیع‌بند است که با تصحیح آقاى سید على آل داود توسط چاپ و انتشارات آفرینش در سال 1370 چاپ و منتشر شده است.
 
==سبک شعرى==
 
صفایى جندقى در سبک عراقى طبع‌آزمایى کرده و اشعارش ساده و دلنشین و عارى از پیچیدگى‌هاى لفظى و معنوى است.در میان آثار منظوم وى ترکیب‌بند عاشورایى او که در 114 بند به تعداد سوره‌هاى قرآن کریم سامان یافته،مشهور است و باقى اشعار او چندان اوج و منزلتى ندارد.«انابت‌نامۀ»او که حاوى نثر و نظم است حال و هواى نیایشى دارد و خواندنى است و برخى از غزلیات عاشورایى وى نیز شور و حال خاصى دارد.
 
===دامنۀ تأثیر آثار عاشورایى===
 
صفائى جندقى شهرت ادبى خود را مرهون ترکیب 114 بندى خود است که در مراثى سالار شهیدان سروده است.ترکیب‌بند عاشورایى صفائى جندقى على‌رغم جاذبه‌هایى که دارد، یکدست نیست،ولى داراى بندهاى ممتازى است که از دیرباز مورد عنایت شیفتگان ادب عاشورا قرار داشته است.خصوصا اولین و بیست و نهمین بند آن‌که از آثار فخیم و ماندگار شعر عاشورا در زبان فارسى به شمار مى‌رود و الهام بخش شاعران آیینى در سرودن اشعار ماتمى است،و نوحه‌هاى عاشورایى او نیز رهگشاى نوحه‌سرایان حسینى بوده و هست.
 
===برگزیدۀ آثار عاشورایى===
 
در این قسمت برگزیده‌هایى از اشعار ماتمى صفائى جندقى را ارایه مى‌کنیم و مشتاقان دیگر آثار عاشورایى او را به مطالعۀ دیوان اشعارش فرا مى‌خوانیم:


===برگزیدۀ اشعار===


{{شعر}}
{{شعر}}
خط ۱۰۲: خط ۸۴:
{{ب| وز یک قطار اشک چرا خاک را نشست‌|گر آستین به دیده‌ی گوهرفشان نداشت؟ <ref> برگرفته از مجموعه مراثی صفایی جندقی که به سال 1315 ه. ش به وسیله‌ی اسداله محبون جندقی چاپ شده است.</ref> }}
{{ب| وز یک قطار اشک چرا خاک را نشست‌|گر آستین به دیده‌ی گوهرفشان نداشت؟ <ref> برگرفته از مجموعه مراثی صفایی جندقی که به سال 1315 ه. ش به وسیله‌ی اسداله محبون جندقی چاپ شده است.</ref> }}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
 
{| class="" style="margin: 0 auto; "
| class="b" |<span class="beyt"> بیمار کربلا به تن از تب، توان نداشت‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">تاب تن از کجا؟ که توان بر فغان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> گر تشنگی ز پا نفکندش غریب نیست‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">آب آن‌قدر که دست بشوید ز جان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> در کربلا کشید بلایی که پیش وهم‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">عرش عظیم طاقت نیمی از آن نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> ز آمد شدِ غم اسرا در سرای دل‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">جایی برای حسرت آن کشتگان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> در دشت فتنه‌خیز که زان سروران، تنی‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">جز زیر تیغ و سایه‌ی خنجر امان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> این صید هم که ماند نه از باب رحم بود</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">دیگر سپهر، تیر جفا در کمان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> یا کور شد جهان که نشانی ازو ندید</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">یا کاست او چنان که ز هستی نشان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> از دوستانش آن همه یاری یقین نبود</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">وز دشمنان هم این همه خواری گمان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> از بهر دوستان وطن غیر داغ و درد</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">می‌رفت سوی یثرب و هیچ ارمغان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> تا شام هم ز کوفه در آن آفتاب گرم‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">جز سایه‌ی سر شهدا سایبان نداشت </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> از یک شرار آه، چرا چرخ را نسوخت‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">در سینه آتش غم خود گر نهان نداشت؟ </span>
|-
| class="b" |<span class="beyt"> وز یک قطار اشک چرا خاک را نشست‌</span>
| style="width:2em;" |
| class="b" |<span class="beyt">گر آستین به دیده‌ی گوهرفشان نداشت؟ <ref> برگرفته از مجموعه مراثی صفایی جندقی که به سال 1315 ه. ش به وسیله‌ی اسداله محبون جندقی چاپ شده است.</ref> </span>
|}
<br />
===اولین بند از ترکیب 114 بندى===
===اولین بند از ترکیب 114 بندى===
{{شعر}}
{{شعر}}
خط ۴۸۷: خط ۵۱۸:




==منابع==


==منابع==
* [[دانشنامه‌ شعر عاشورایی‌ انقلاب‌ حسینی‌ در شعر شاعران‌ عرب‌ و عجم‌|دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌ 2، ص: 973-979.]]
محمد علی مجاهدی، کاروان شعر عاشورا،زمزم هدایت، ج1، ص 410-421.
* [[کاروان شعر عاشورا|محمد علی مجاهدی، کاروان شعر عاشورا، زمزم هدایت، ج1، ص 410-421.]]


==پی نوشت==
==پی نوشت==
[[رده:افراد]]
[[رده:در سده‌های نخستین]]
[[رده:مؤلفین]]
[[رده:شاعران]]
[[رده:شاعران]]
<references />
[[رده:شاعران قرن سیزدهم]]
[[رده:شاعران فارسی زبان]]
[[رده:شاعران ایرانی]]
۳٬۴۸۸

ویرایش

منوی ناوبری