قاسم همتی مقدم

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

قاسم همتی مقدم، از هنرمندان ایرانی در حوزه پرده خوانی است.

قاسم همتی مقدم.gif
زاده قاسم همتی مقدم
1336 شمسی
کاشمر 
ملیت ایرانی



شیوه اجرای نمایش[ویرایش | ویرایش مبدأ]

بهره‌گیری از حرکات تند و پرتنوع و نشان دادن کلیه حالات مربوط به مضامین داستان از ویژگی‌های اجرای مرشد قاسم همتی است، مانند: ادای احترام، دعا، اشاره به دور و نزدیک و جهات مختلف، سوار شدن بر اسب و اسب‌سواری، تیر انداختن با کمان، تکیه زدن بر عصا، رجوع بی‌شمار به پرده و ارتباط مکرر با مخاطبان. به نظر می‌آید وی در حرکات خود ابداعاتی با طرز تلقی جدید دارد که تلفیقی از فیگورهای پرده‌ خوانان قدیم و تصورات شخصی و ذهنی امروزی است. برخلاف برخی از پرده‌ خوانان و تعزیه‌گردانان که پرده‌ خوانی می‌کنند و به خاطر تمرکز بر اجرای آواز، خصلتی درونی می‌یابند، ‌مرشد همتی گرایش به اجرایی با صفات بیرونی و عینی دارد.

شیوه اجرای آواز[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پرده‌ خوان در ترکیب صوتی پرده‌های شور و با بهره‌گیری از آوازهای ابوعطا، دشتی و لحن دشتستانی، داستان مجلس جاسم عرب را روایت می‌کند. تأکید جملات بر درجات اول و دوم دانگ دوم و فرودها روی شاهد شور است. این پرده‌ خوانی به لحاظ شیوه اجرا، تأکیدهای شعری، گردش ملودی و نسبت فواصل اصوات علی‌رغم شباهت‌ها، مطابقت کامل با موسیقی دستگاهی و ردیف ندارد و بعضاً در آوازهای پرده‌خوان فواصلی شنیده می‌شود که از حوزه موسیقی دستگاهی خارج است، اما به طور کلی در انتخاب فضای آوازی از دستگاه شور الهام گرفته شده است. آواز در حسین جانم بیا ای دل از اینجا پر بگیریم ... اندکی به دشتی و فضا و لحن دشتستانی رجوع دارد، در نادر مرا دردی است اندر دل ... فضای دشتی ادامه می‌یابد و با فرود به شور پایان می‌پذیرد، همچنان فضای دشتی با اشاره به مایه‌های برخی از آوازها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی ادامه می‌یابد تا بر جمله خلایق دنیا سرآمدی ... می‌رسد که فضای فواصل ابوعطا قابل شنیدن است. در برخی از عبارات ممکن است تداعی فواصل بیات ترک به گوش رسد که بسیار ناپایدار و گذراست.

عبور از زمان فیزیکی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در مجلس جاسم عرب دو نوع زمان جریان دارد، ‌اول زمانی است که واقعه در آن روی می‌دهد که اگر همین زمان اصالت یابد و در داستان مؤثر باشد پایان آن مصادف با از دست رفتن نو عروس جاسم خواهد بود. اقتدای جاسم به سردار کربلا حضرت عباس که قادر به گذر از زمان فیزیکی است سبب می‌شود تا نوعی دیگر از زمان ظهور یابد که مناسبات عالم فیزیک در آن نمی‌گنجد. می‌دانیم حضرت عباس صدها سال پیش قبل از وقوع داستان جاسم عرب در کربلا شهید شده است و اساساً جاسم و نوعروسش برای زیارت قبر حضرت عباس به کربلا سفر کرده‌اند. سرانجام حضرت عباس دایره زمان فانی را می‌شکند و در دم ظهور می‌یابد. حضور وی به یاری عبور از زمان فیزیکی سبب می‌شود تا تقاضای جاسم اجابت شود. چنین شیوه‌ای در پرده معمول است، ‌مثال دیگر در پرده‌ خوانی نجات پیر زن نخ‌ ریز نیشابوری به دست حضرت عباس در مجلس متوکل عباسی، نجات سلطان قیس به دست امام حسین از حمله شیر و ... است.

پوشش سر[ویرایش | ویرایش مبدأ]

کلاه، تاج، دستار و عمامه رایج‌ترین پوشش‌های سر پرده‌ خوانان است. در قدیم پوشش سر نماد ادراک معانی و وسیله ارتباط با عالم بوده است. به همین دلیل انواع آن مفاهیم مختلفی را تداعی می‌کند. دراویش تاج، سادات عمامه سبز، حاجیان زرد و سفید یا طلایی، روضه‌ خوانان و مداحان ترکیبی از رنگ با سفید و اقوام ایرانی گاه پوشش مرسوم منطقه خود و پرده‌ خوانان عادی انواع کلاه‌های معمولی را بر سر دارند. هر یک از این پوشش‌ها معانی خاص و شناخته شده‌ای را القاء می‌کنند و مردم از آنها باخبراند. تاج عطیه‌ای از سوی عالم معناست.

روایت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

جاسم عرب با دختر تازه مسلمانی ازدواج می‌کند، تازه عروس قبلاً شرط ازدواج خود را زیارت کربلا و زیارت قبر حضرت عباس قرار داده است. در راه کربلا دختر به دست چند راهزن ربوده می‌شود. جاسم مستأصل بر سر قبر حضرت ابوالفضل می‌رود تا از او یاری بخواهد. همزمان با ورود او به حرم حضرت عباس نادرشاه ایرانی در حال زیارت است، به همین دلیل لشگریان از ورود جاسم به حرم ممانعت می‌کنند. تا اینکه با اصرار جوان عرب و دلسوزی سپاهیان جاسم وارد حرم می‌شود ... شاه به او وعده یافتن همسرش را می‌دهد، اما فرصت می‌خواهد. جاسم نگران از سرنوشت نوعروسش به درگاه حضرت عباس توسل می‌جوید ... حضرت، نوعروس را از دزدان بازپس می‌گیرد و به جاسم بازمی‌گرداند.

منبع[ویرایش | ویرایش مبدأ]