هشیار شیرازى: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۱: خط ۵۱:
==آثار==
==آثار==


(هشیار) شیرازى در قصیده بیشتر به شیوه متقدمین و سبک خراسانى شعر می‌سرود ولى در قالب غزل و نیز دو مرثیه‌اى که از او در دست است، از شیوه بیانى سبک عراقى متاثر بوده‌است. وی دیوانى داشته که از بین رفته‌است.
(هشیار) شیرازى در قصیده بیشتر به شیوه متقدمین و سبک خراسانى شعر می‌سرود ولى در قالب غزل و نیز دو [[مرثیه|مرثیه‌]]<nowiki/>اى که از او در دست است، از شیوه بیانى سبک عراقى متاثر بوده‌است. وی دیوانى داشته که از بین رفته‌است.


==اشعار==
==اشعار==
خط ۶۱: خط ۶۱:
{{ب|آیا ز بهر بی کسى و ابتلاى کیست؟ | هر دیدۀ ندیده نمى، چون یم است باز }}
{{ب|آیا ز بهر بی کسى و ابتلاى کیست؟ | هر دیدۀ ندیده نمى، چون یم است باز }}


{{ب|گویا عزا عزاى حسین است کآسمان | خون جاى اشک بارد و الحق کم است باز }}
{{ب|گویا عزا عزاى [[حسین]] است کآسمان | خون جاى اشک بارد و الحق کم است باز }}


{{ب|گویند: در زمانه غمى نیست بى‌نشاط | غیر از غم حسین که نشاطش غم است باز! }}
{{ب|گویند: در زمانه غمى نیست بى‌نشاط | غیر از غم حسین که نشاطش غم است باز! }}
خط ۶۷: خط ۶۷:
{{ب|سال از هزار بیش که او شد شهید لیک | کم باشد ار به دل غم او هر دم است باز }}
{{ب|سال از هزار بیش که او شد شهید لیک | کم باشد ار به دل غم او هر دم است باز }}


{{ب|وقفِ ولاست گر به جهان هر کجا بلاست | پس هر بلاست خاص سلطان کربلاست }}
{{ب|وقفِ ولاست گر به جهان هر کجا بلاست | پس هر بلاست خاص سلطان [[کربلا]]ست }}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
{{شعر}}
{{شعر}}

نسخهٔ ‏۲۵ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۰۸:۲۲

هشیار شیرازی از شاعران قرن سیزدهم ایرانی است.

هشیار شیرازی
نام اصلی میرزا على ناظر
زمینهٔ کاری شعر و ادبیات
ملیت ایرانی
سبک نوشتاری خراسانى، عراقی
تخلص هشیار

زندگینامه

میرزا على ناظر متخلص به «هشیار»، فرزند میرزا حسن خان هزار جریبى مازندرانى[۱] در زمانه محمدشاه قاجار مى‌زیسته است. وی در شاعرى و تحصیل علوم عروض و قافیه شاگرد وصال شیرازى بوده‌است. میرزا علی در جوانى «سامى» و بعد از آن «هشیار» تخلص مى‌کرده‌است.

آثار

(هشیار) شیرازى در قصیده بیشتر به شیوه متقدمین و سبک خراسانى شعر می‌سرود ولى در قالب غزل و نیز دو مرثیه‌اى که از او در دست است، از شیوه بیانى سبک عراقى متاثر بوده‌است. وی دیوانى داشته که از بین رفته‌است.

اشعار

گردون به ماتمِ که چنین درهم است باز؟ پشتش ز غصۀ که بدین سان خم است باز؟
جن و ملک براى که در ویله و خروش؟ چرخ و زمین ز بهرچه در ماتم است باز؟
آیا ز بهر بی کسى و ابتلاى کیست؟ هر دیدۀ ندیده نمى، چون یم است باز
گویا عزا عزاى حسین است کآسمان خون جاى اشک بارد و الحق کم است باز
گویند: در زمانه غمى نیست بى‌نشاط غیر از غم حسین که نشاطش غم است باز!
سال از هزار بیش که او شد شهید لیک کم باشد ار به دل غم او هر دم است باز
وقفِ ولاست گر به جهان هر کجا بلاست پس هر بلاست خاص سلطان کربلاست
اى به خون غرقه که سرکردۀ ارباب وفایى به مکافات وفا کشتۀ شمشیر جفایى
وقت طوفان بلا جودى تمکین و ثباتى گام ابرام قضا عالم تسلیم و رضایى
ساقى کوثر و ممنوع لئیمان ز فراتى سبط پیغمبر و مذبوح لعینان ز قفایى
نینوا از تو نواخیز و نوان خلقى ازین غم که تو لب‌تشنه در او خفته و عریان ز نوایى
فدک ار نیست، فِداک! اى ملک الملک شفاعت بهر ما گفته بلى و هدف تیر بلایى
ما سزاوار بلاییم و تو از روز نخستین دولت از توست که تو مالک اقلیم بقایى

منابع

پی نوشت

  1. ناظر حسینعلى میرزا، فرمانفرماى فارس