حصین‌ بن نمیر تمیمی

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

حُصَین بن نُمَیر، از سرداران بنی‌امیه در دوران معاویه، یزید و مروان بن حکم بود. وی را از سرسخت‌ترین دشمنان امام علی (ع) و همچنین از کسانی دانسته‌اند که معاویه را به انتخاب یزید به جانشینی خود تشویق می‌کرد. حصین بن نمیر در واقعه حره و حمله شامیان به مکه و آتش زدن کعبه، نقش داشت. حصین بن نمیر در روز عاشورا فرماندهی چهار هزار نفر از لشکریان عمر بن‌ سعد را بر عهده داشت. او با شروع قیام توابین، به عین الورده رفت و این قیام را سرکوب کرد. وی در سال 66 یا 67 ق در جنگ خازر به دست ابراهیم بن مالک اشتر، کشته شد.


مشخصات فردی
نام کامل حُصَین‌ بن نُمَیر
درگذشت 66 یا 67 ق
نحوه درگذشت در جنگ با ابراهیم بن مالک اشتر
نقش در واقعه کربلا
نقش‌های برجسته از سرسخت‌ترین دشمنان امام علی (ع)؛ رهبری واقعه حره و حمله شامیان به مکه و آتش زدن کعبه؛ سرکوبی قیام توابین در عین الورده؛ فرماندهی چهار هزار نفر از لشکریان عمر بن‌ سعد در روز عاشورا
منصب از سرداران بنی امیه در دوران معاویه، یزید و مروان بن حکم

زندگینامه

نسب

نسب وی به شَبیب بن سَکون، از بزرگان قبیله کنده از قبایل عرب یمانی می‌رسد.[۱]

در زمان پیامبر (ص)

در مورد تاریخ ولادت حُصَین‌ اطلاع درستی در دست نیست. او روزگار پیامبر (ص) را درک کرد. بنا به نقل مسعودی او از کاتبان آن حضرت بود.[۲] که به نظر درست نمی‌آید، زیرا جز مسعودی هیچ مورخی چنین مطلبی را ذکر نکرده است.

در زمان خلافت خلیفه اول

در سال 11 هجری و در روزگار خلافت ابوبکر، از حصین بن نمیر در جنگ‌های ردّه یاد شده است. هنگامی که ابوبکر، زیاد بن لبید را برای جمع‌آوری زکات بنی‌ عمرو بن معاویه گسیل کرد و آنان حاضر به پرداخت زکات نشدند، زیاد، حصین بن نمیر را مأمور سرکوبی آنان کرد.[۳]

در زمان خلافت خلیفه دوم

در زمان خلافت عمر بن خطّاب، هنگام فتح قادسیه در سال چهاردهم هجری، لشکری چهار هزار نفری به فرماندهی سعد بن ابی‌وقّاص برای فتح عراق فرستاده شد که حصین بن نمیر و گروهی از قبیله سَکون نیز در آن بودند.[۴]

جنگ صفین

در روایتی، حصین بن نمیر سرسخت‌ترین دشمن در جنگ با امام علی (ع) خوانده شده است[۵] ولی نصر بن مزاحم، اگر چه از حصین بن نمیر به عنوان یکی از سرداران معاویه یاد کرده،[۶] اما در شرح جنگ صفین از او نامی نبرده است. به نوشته نصر بن مزاحم، معاویه در نامه‌ای به مصریان از آنان خواست که به کمک حصین بن نمیر و معاویة بن خُدَیج – که هر دو در مصر بودند- در مقابل فرماندار امام علی (ع)، قیس ‌بن سعد بن عباده، بایستند. ظاهراً حصین بن نمیر در زمان جنگ صفین در مصر بوده است.[۷] حصین‌ یکی از رؤسای اهل شام بود که در سال 56 معاویه را تشویق کرد یزید را به ولایتعهدی برگزیند.[۸]

واقعه کربلا

در پاره‌ای روایات از حصین بن نمیر به عنوان صاحب الشرطه (رئیس پلیس) عبیدالله بن زیاد در سال 60 و از وی در شمار سرداران لشکر عبیدالله‌، ضمن رویدادهای قیام امام‌ حسین‌ (ع) و واقعه کربلا نام برده‌اند:

نقش در قیام مسلم بن عقیل

عبیدالله بن زیاد پس از شکست نهضت مسلم بن عقیل به‌ حصین بن‌ نمیر گفت‌: ای‌ حصین‌! مادرت‌ به‌ عزایت‌ بنشیند اگر کوچه‌های‌ شهر را محافظت‌ نکنی‌ و مسلم‌ امشب‌ از کوفه‌ بگریزد. اینک‌ من‌ تو را بر‌ خانه‌های‌ کوفه‌ مسلط‌ کردم‌ و داروغه‌گری‌ شهر را به‌ تو سپردم‌.[۹]

نقش در قادسیه

حُصَین بن‌ نُمَیر تَمیمی از سوی‌ عبیدالله بن زیاد در قادسیه، پُست‌ نظامی‌ نیرومندی‌ مرکب‌ از چهار هزار نفر از لشکریان‌ برپا ساخته بود و نواحی منتهی به قادسیه را با گماردن لشکریانی تحت مراقبت گرفت و راه نفوذ از کوفه به حجاز را بست و امکان‌ ورود و خروج‌ به‌ کوفه‌ را مسدود ساخت تا کسی به لشکر امام نپیوندد. او قَیس بن مُسَهَّر صیداوی را که از سوی امام با نامه‌ای برای شیعیانش به کوفه روانه شده بود، دستگیر و نزد عبیدالله ‌بن زیاد فرستاد و عبیدالله‌، قیس را به شهادت رساند.[۱۰] اگر چه طبری از حصین بن نمیر تمیمی به عنوان صاحب الشرطه عبیدالله بن زیاد نام برده و از وی در حوادث مربوط به قیام امام‌ حسین‌ (ع) یاد کرده است.[۱۱] روزی که‌ حُرّ بن یزید راه‌ را بر امام‌ حسین‌ (ع) گرفت‌، از قادسیه‌ می‌آمد و عبیدالله بن زیاد برای‌ این‌که‌ هر چه‌ زودتر و بهتر به‌ مقصد برسد، به‌ حصین بن‌ نمیر دستور داده‌ بود که‌ به‌ قادسیه‌ رفته‌ و حُرّ را با هزار نفر به‌ سوی‌ امام روانه‌ کند. او هم‌ طبق‌ فرمان عمل کرد.

ورود به کربلا

پس از فرود آمدن امام در کربلا و رسیدن عمر بن سعد به آنجا، عبیدالله بن زیاد پی‌درپی نیروی نظامی به یاری عمر بن سعد می‌فرستاد. او از حصین بن نمیر نیز خواست تا با افراد تحت فرماندهی خود به کربلا رود و تحت فرماندهی عمر بن سعد قرار گیرد.[۱۲]

روز عاشورا

حصین بن نمیر در روز عاشورا فرماندهی چهار هزار نفر از لشکریان عمر بن‌ سعد را بر عهده داشت. عمر بن‌ سعد، حصین بن نمیر را همراه‌ پانصد نفر تیرانداز به‌ سوی‌ امام‌ حسین‌ (ع) فرستاد. در این‌ حمله ‌بسیاری‌ از اصحاب‌ با تیرهایی‌ که‌ بر بدن‌شان‌ فرود آمد، به‌ شهادت‌ رسیده‌ یا زخمی‌ شدند.[۱۳] ظهر عاشورا یک‌بار دیگر تیراندازان‌ و کمان‌داران‌، سپاه‌ امام‌ را هدف‌ تیر قرار دادند. حُصین بن‌ نُمَیر که‌ سرپرست ‌تیراندازان‌ بود، هنگامی‌ که‌ پافشاری‌ یاران‌ امام‌ حسین‌ (ع) را دید، دستور داد تا همه‌ یک‌باره‌ اصحاب‌ امام‌ را تیرباران‌ کنند.[۱۴]

سرهای شهدا

در روز یازدهم‌ محرم‌، عمر بن‌ سعد دستور داد سرهای شهدا را بر نیزه زنند و پیشاپیش کاروان اسرا به سوی کوفه حرکت کنند.[۱۵] هفده سر را قبیله تمیم به رهبری حصین بن نمیر همراه خود بردند.

واقعه حَرّه واقم

در واقعه حَرّه واقم، اواخر سال 63 یزید برای مقابله با آشفتگی‌های مدینه به مسلم بن عُقبه دستور داد که با لشکری گران روانه حجاز شود و آشوب‌های مدینه و مکه را خاموش سازد. حصین بن نمیر از سرداران همراه مسلم‌ بود. او فرماندهی اهل حِمص را بر عهده داشت. در آخر محرم سال 64 مسلم بن عقبه پس از سرکوب قیام مردم مدینه، در حالی که برای سرکوب شورش عبدالله بن زبیر روانه مکه بود، در گردنه مُشَلَّل مُرد و حُصَین بن نمیر بنا به سفارش یزید فرماندهی سپاه را برعهده گرفت.[۱۶]

مرگ یزید

مردم در مکه با ابن‌ زبیر بیعت کرده بودند.[۱۷] حصین بن نمیر در 25 یا 26 محرم سال 64 وارد مکه شد و ابن‌زبیر را محاصره کرد. ابن‌زبیر و همراهانش به مسجدالحرام پناه بردند. در سوم ربیع الاول سال 64، حصین و سپاهیان شام در کوه‌های اطراف کعبه، منجنیق‌ها و عراده‌هایی به کار انداختند و با سنگ و آتش به کعبه و شهر مکه حمله کردند که کعبه ویران شد و جامه و چوب‌های آن سوخت.[۱۸] در اوج جنگ بین شامیان و مکّیان، خبر مرگ یزید[۱۹] رسید و باعث تضعیف سپاهیان شام شد.[۲۰] حصین بن نمیر که نمی‌دانست برای چه کسی باید بجنگد، محاصره را متوقف ساخت و به ابن‌زبیر پیشنهاد کرد خلافت را بپذیرد و همراه او و لشکرش به شام برود تا از شامیان برایش بیعت بگیرد. اما ابن‌زبیر نپذیرفت و حصین با لشکر خود سوی شام بازگشت.[۲۱]

نقش حصین بن نمیر در به خلافت رساندن مروان بن حکم

پس از خلافت کوتاه معاویة بن یزید و مرگ او در سال 64، حصین بن نمیر برای به خلافت رساندن مروان بن حکم کوشید.[۲۲]

جنگ توابین

در سال 65 و در آغاز خلافت عبدالملک بن مروان، حصین‌ جزو فرماندهان شام بود که به جنگ توابین رفت.[۲۳] توابین در عین‌الورده استقرار یافتند که سپاه شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد به سوی عین‌الورده در حرکت بود. پیش‌قراولان سپاه شام را حصین بن نمیر فرماندهی می‌کرد که پیش از عبیدالله‌ به عین‌الورده رسید. نوشته‌اند که چون حصین‌ به مقابل سپاه توابین رسید، ایشان را مخاطب ساخته، گفت: ای سپاه! اکنون مسلمانان دو گروه‌اند: زبیریان و مروانیان. شما خارجیان در این میان چه کاره‌اید؟ شما که امامتان در میان شما نیست، پس بی‌جهت خون خویش را نریزید. سلیمان بن صُرَد خزاعی پاسخ داد: ای حصین‌! بهتر است برای نداشتن امام، خود و سپاه شام را ملامت کنی. شما که هر هفته امامی دارید، آن هم امامی ناحق، ناشایست و ستمگر. ای حصین‌! امام ما از خاندان پیامبر (ص) است و خون دختر پیامبر را از شما طلب می‌کنیم.[۲۴] بالاخره قیام توّابین به رهبری سلیمان بن صُرَد خزاعی در ”عین‌الورده“ توسط سپاهیان شام سرکوب گردید.[۲۵]

قیام مختار

هنگامی که مختار به خون‌خواهی امام‌ حسین‌ (ع) قیام کرد، با جلب همکاری ابراهیم بن مالک اشتر، مبارزه خود را با نام محمد بن ‌حنفیه آغاز کرد و موفق شد نهضت خود را به پیروزی برساند.[۲۶] او به فرمانده سپاهش، ابراهیم بن مالک اشتر، سفارش کرد که عبیدالله بن زیاد و حصین بن نمیر را به قتل برساند.[۲۷]

مرگ

مختار در انتقام‌گیری از خون امام حسین‌ (ع) در قیامی بالنسبه موفق، توانست اکثر مسئولان و دست اندرکاران واقعه کربلا را به مجازات برساند[۲۸] و حتی سردارش ابراهیم در جنگ خازر نزدیک زاب از اراضی موصل با لشکر عبیدالله جنگید. در این جنگ که در عاشورای سال 66 یا 67 روی داد، سپاه شام شکست سختی خورد و بسیاری از قاتلان امام کشته شدند. عبیدالله بن زیاد طراح اصلی قتل عام کربلا و حُصین بن نمیر فرمانده شامیان در واقعه تلخ حمله به خانه خدا و آتش زدن کعبه و دیگر فرماندهان شام کشته شدند.[۲۹] حصین بن نمیر به دست ابراهیم بن مالک اشتر[۳۰] یا شَریک بن جَدیر تَغلَبی[۳۱] کشته شد. ابراهیم سر عبیدالله، حصین بن نمیر، شرحبیل بن ذی‌الکلاع و جمعی از فرماندهان را از تن جدا کرد و به سوی مختار به کوفه فرستاد و بدن آنان را سوزاند. سرهای فرماندهان را در کوفه آویزان کردند.[۳۲]

منبع

مرضیه محمدزاده، دوزخیان جاوید، نشر بصیرت، ص 167-172.

پی نوشت

  1. - جمهرة انساب العرب، ابنحزم اندلسی، علیبن احمد، قاهره: دار المعارف، 1382 قمری. ، ص429.
  2. - التنبیه و الاشراف، مسعودی، علیبن الحسین، تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره.، ص282.
  3. - الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: 1385-1386 قمری.، ج2، ص380.
  4. - همان، ج2، ص451.
  5. - همان، ج2، ص452.
  6. - وقعه صفین، منقری، نصربن مزاحم، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم : مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، 1376 شمسی.، ص47.
  7. - همان، ص128.
  8. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص301؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج4، ص334.
  9. - الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص240؛الارشاد فی معرفة حججالله علیالعباد، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، بیروت: 1414 قمری. فی معرفة حججالله علیالعباد، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، بیروت: 1414 قمری.، ج2، ص403.
  10. - وقعه الطف، ابومخنف لوط بن یحیی، چاپ محمد هادی یوسفی غروی.، ص160؛ انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: 1996 – 2000 میلادی.، ج3، ص167؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص243،240؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج5، ص82،52..
  11. - ر.ک : تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص394-395،437،434،431،439-440،449.
  12. - مقتل الحسین خوارزمی، خوارزمی، حسین، به کوشش الشیخ محمد السماوی، نجف: مطبعه الزهراء، 1367 قمری.، ج2، ص242-243.
  13. - مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب مازندارنی، ابوجعفر رشیدالدین محمد بن علی، قم: انتشارات علامه.، ج4، ص113.
  14. -الارشاد فی معرفة حججالله علیالعباد، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، بیروت: 1414 قمری. فی معرفة حججالله علیالعباد، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، بیروت: 1414 قمری.، ج2، ص456.
  15. - العبر و دیوان المبتدأ و الخبر (تاریخ ابن خلدون)، این خلدون، عبدالرحمن بن محمد، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: مؤسسه مطالعات فرهنگی و تحقیقات فرهنگی، 1363 شمسی.، ج2، ص36.
  16. - الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص246؛ تاریخ الیعقوبی، احمدبن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، 1379 قمری / 1960 میلادی.، ج2، ص251؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص488، 490، 496، 497.
  17. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص497.
  18. - تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفةبن خیاط، ابنعمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1415 قمری.، ص158؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص497-499؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج5، ص164؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص270.
  19. - مرگ یزید در 14 ربیع الاول سال 64 هجری در سن 38 یا 39 سالگی در حُوّارِین شام بود.
  20. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص499؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص281.
  21. - ر.ک : الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص268؛ تاریخ الیعقوبی، احمدبن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، 1379 قمری / 1960 میلادی.، ج2، ص252؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص499، 501-502؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص281.
  22. - ر.ک : تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص503، 535-536.
  23. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص594؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص294.
  24. - ر.ک : تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص598؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج6، ص221-224؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص294-295؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: 1385-1386 قمری.، ج4، ص182؛ البدایة و النهایة، ابنکثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیلبن عمر، قاهره: 1932 میلادی. ، ج8، ص254.
  25. - ر.ک : تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص594، 597-599؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج6، ص221-224؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص294-295.
  26. - ر.ک : انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: 1996 – 2000 میلادی.، ج6، ص385؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص290-291،314؛ تاریخ الیعقوبی، احمدبن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، 1379 قمری / 1960 میلادی.، ج2، ص258.
  27. - الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص293.
  28. -المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: 1361 قمری/ 1942 میلادی.، ص491؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفةبن خیاط، ابنعمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1415 قمری.، ص64؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص301-306؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص83؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، 1899 – 1919 میلادی، چاپ افست تهران: 1962 میلادی.، ج5، ص21.
  29. - الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص306؛ تاریخ الیعقوبی، احمدبن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، 1379 قمری / 1960 میلادی.، ج2، ص259؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص298؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، 1899 – 1919 میلادی، چاپ افست تهران: 1962 میلادی.، ج5، ص21؛ مقتل الحسین خوارزمی، خوارزمی، حسین، به کوشش الشیخ محمد السماوی، نجف: مطبعه الزهراء، 1367 قمری.، ج2،ص265.
  30. - تاریخ الیعقوبی، احمدبن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، 1379 قمری / 1960 میلادی.، ج2، ص202؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج6، ص88-90؛ مقتل الحسین خوارزمی، خوارزمی، حسین، به کوشش الشیخ محمد السماوی، نجف: مطبعه الزهراء، 1367 قمری.، ج2، ص265.
  31. - تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج6، ص88-90؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج6، ص280؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص298.
  32. -المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: 1361 قمری/ 1942 میلادی.، ص491؛ تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفةبن خیاط، ابنعمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1415 قمری.، ص64؛ انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: 1996 – 2000 میلادی.، ج6، ص423-426؛ الاخبار الطوال، دینوری، ابوحنیفه احمدبن داود، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره: 1960 میلادی.، ص347؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج6، ص282-283؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: 1861-1877 میلادی.، ج3، ص83؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، 1899 – 1919 میلادی، چاپ افست تهران: 1962 میلادی.، ج5، ص21؛43. تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ذهبی، محمدبن احمد، چاپ بشار عوّاد معروف، بیروت: 1424 قمری.، حوادث و وفیات 61-80 هجری، ص56-57؛ الوافی بالوفیات، صفدی، خلیل بن ابیک، به کوشش احسان عباس، بیروت: دار صادر، 1411 قمری.، ج19، ص371.