ذوالجناح

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ذوالجناح، نامی که در تشیع عامیانه به اسب امام حسین (ع) داده شده است. در هیچ یک از منابع متقدم حتی در مقتل‌های عربی و فارسی نامی از ذوالجناح برده نشده و وجه تسمیه اسب ایشان بدین نام مشخص نیست.

در گزارش‌هایی[۱] جناح نام اسب یزید بن زمعه، از صحابیان پیامبر (ص) که در روز حنین به شهادت رسید، و نیز نام اسب حوفزان بن شریک [۲] ذکر شده است. همچنین طبری، در ذکر غزوہ ذی قرد در سال 6، نام اسبی از عکاشة بن مخضن را جناح آورده است [۳]

نامگذاری ذوالجناح[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در متن ترجمه نجم الدین راوندی (قرن ششم)، از شرف التبی ابوسعید خرگوشی، ذوالجناح، نام اسب پیامبر اکرم (ص) ذکر شده است که نام اسب ایشان مرتجز آمده است. در نور العین فی مشهد الحسین اثر ابواسحاق اسفراینی (ص 43-46)، نام اسب امام حسین (ع) در روز عاشورا میمون ذکرشده و در مرثیه‌ای هم که در این کتاب به عنوان زبان حال اهل حرم آن حضرت، پس از شهادت ایشان، خطاب به اسب بی‌سوارشان آمده، از این اسب با نام میمون یاد شده است.

در برخی منابع، مثلا الفتوح ابن اعثم کوفی (ج 5، ص220)، اللهوف ابن طاووس (ص 54) یا مقتل الحسین ابومؤید اخطب خوارزم (ج 2، ص 42_43) که از منابع اصلی متون متأخرتر روضه خوانی از جمله روضة الشهدای ملاحسین واعظ کاشفی (تألیف 908) بوده اند، در شرح ماجرای شهادت امام حسین (ع)، نام اسب ذکر نشده است[۴]

ظاهرا این نام ابتدا در آثاری چون داستان مقتل حسین اثر شادی آمده و سپس در افواه عامه رواج یافته است.

بنابر روایت کاشفی امام حسین (ع) در روز عاشورا، هنگام عزیمت به میدان، عمامه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را بر سر نهاد و سپر حمزه علیه السلام را بر پشت افکند و ذوالفقار را حمایل ساخت و بر ذوالجناح سوار شد. در بیشتر روایت‌ها و مقتل‌های متاخرتر هم نام اسب آن حضرت ذکر نشده است[۵]

در مقتل فارسی فیض الدموع محمدابراهیم بدایع نگار در قرن سیزدهم نام اسب دو بار و به صورت جناح نه ذوالجناح ضبط شده است [۶] که جناح را نه به نام اسب، بلکه نام نژادی از اسب‌های عربی دانسته است.

ذوالجناح در روز عاشورا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

نقاشی استاد فرشچیان از صحنه بازگشت ذوالجناح

درباره آنچه در روز عاشورا از اسب امام حسین (ع) پدید آمد روایت‌های متقدم و متأخر، کمابیش هم داستان اند: پس از آنکه امام حسین (ع) از اسب بر زمین افتاد و دشمنان هریک بر ایشان زخم‌ها زدند، و سپس اسب ایشان به این سوی و آن سوی دوید. عمرسعد گفت: "اسب را بگیرند" چرا که از خیل اسبان رسول الله (ص) است، ولی اسب با دشمنان جنگید و شماری از آنان را کشت؛ چون اسب را رها کردند به سوی پیکر حضرت آمد و سپس شیهه کشان به سمت خیمه‌ها دوید.

اهل حرم چون در خیمه‌ها صدای او را شنیدند، گمان کردند که امام بازگشته و برای کودکان آب آورده است، ولی اسب را بیسوار دیدند، و خطاب به اسب گفتند که چرا سوارت را باز نیاوردی؟ [۷]

این مضمون در بسیاری از مقتل‌ها و مرثیه‌های راجع به عاشورا مکررا ذکر شده و از تأثر برانگیزترین بخش‌های روضه های ظهر عاشوراست. [۸]

سرنوشت ذوالجناح[ویرایش | ویرایش مبدأ]

درباره سرنوشت  ذوالجناح اظهارات متفاوتی شده است، از جمله اینکه خود را به امواج فرات سپرد و دیگر کسی نشانی از او نیافت [۹] یا آنقدر سرش را بر زمین زد تا جان داد [۱۰] یا اینکه به سوی بادیه دوید و بی‌نشان شد. [۱۰]

ابواسحاق اسفراینی در نورالعین آورده که ذوالجناح در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) مرکب آن حضرت خواهد بود.

منبع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پی نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. ابن سعد، ج 4، ص 121؛ طبری، سلسله 1، ص 1669
  2. ابن جزی، ص 112
  3. سلسله 1، ص 1509-1510
  4. ابوالفرج اصفهانی، ص 7978؛ ابن نما، ص 73-79
  5. مجلسی، ج45، ص47، 56 - 57، 60، 262-264؛ مقرم، ص283؛ حکیم، ج 1، ص 612611
  6. عمان سامانی، ص 326، پانویس 1
  7. ابن اعثم کوفی، ابواسحاق اسفراینی؛ اخطب خوارزم، همانجاها؛ کاشفی، ص 353
  8. مجلسی، همانجا؛ نیرتبریزی، ص 125-127؛ مقرم؛ حکیم، همانجاها: الول - ساتون ، ص 244؛ شیمل ، ص300؛ نیز - عاشورا*؛ برای تحلیل نمونه هایی در ادبیات عربی و اردو - پینالت ، ص 128125؛ برای حضور ذوالجناح در تعزیه نامه ها - همایونی، 1367ش، ص 29؛ همو، 1380ش، ص 488، 635634، 870، 895 - 896، 914، گلواژه های عزا بر گلبرگلهای رثا، ص 129
  9. ابواسحاق اسفراینی، همانجا؛ قندوزی، ج 3، ص 85_86؛ نیز - حکیم، ج 1، ص 613
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ کاشفی، همانجا؛ مجلسی، ج 45، ص60