محمدعلی شمس الدین‌

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

محمد علی شمس الدین از شعرای لبنانی است.

محمدعلی شمس الدین‌
زادروز 1942 میلادی
قریه «بیت یاحون» لبنان
ملیت لبنانی
پیشه شاعر
دیوان سروده‌ها «قصائد مهربة الی حبیبتی آسیا»، «غیم لأحلام الملک المخلوع» و «أنادیک یا ملکی و حبیبی»
مدرک تحصیلی حقوق و تاریخ

زندگینامه

محمد علی شمس الدین به سال 1942 میلادی در قریه «بیت یاحون» لبنان به دنیا آمد در رشته حقوق و تاریخ تحصیلات خود را به پایان رساند و به عنوان بازرس در سازمان تأمین اجتماعی مشغول به کار گشت. او در بسیاری از جشنواره‌های شعر و ادب شرکت کرده و می‌کند و از طلیعه‌داران تجدید شعر در لبنان محسوب می‌شود. برخی اشعار او به زبانهای اسپانیایی و فنلاندی ترجمه شده است.

آثار

برخی از آثار محمدعلی شمس الدین چنین است:

  • قصائد مهربة الی حبیبتی آسیا
  • غیم لأحلام الملک المخلوع
  • أنادیک یا ملکی و حبیبی

نمونه اشعار

1- هذه السّاحة للقتل و هذا جسدی،ساحة أخری لأحلام القتیل

2- حینما تنکسر الشّمس علی أعتابها،یسقط الظّلّ و برج المستحیل

3- و أنا أدلف من قاع السّماء،مرهفا أقرع فی الامطار دمعی و اغنّی:

4- أیّها الرّیح الیک المشتکی‌هجر الوصل زمان الفقراء

5- لیس فی خلجان عینیّ سوی رجع البکاءو علی الصّدر سوی لسع الدّماء [۱]


1- این صحنه‌ی کشتار کربلاست و این جنوب لبنان است که صحنه‌ی کشتار دیگری را نشان می‌دهد و جسم من بین کربلا و جنوب لبنان در حرکت است.

2- هنگامی‌که خورشید بر پیکر شهدا می‌تابد انسان گرمی خون‌های بر زمین ریخته را می‌تواند احساس کند و سرخی آن را می‌تواند ببیند.

3- زیر آسمان آهسته و با تأنی راه می‌روم و باران نیز همراه من می‌بارد و می‌خواند:

4- ای باد به سوی تو شکایت می‌کنم و از هجران در زمانه‌ی فقر و نیستی می‌نالم

5- اشک چشم من آمیخته با جوشش خون کربلاییان و جنوبیان است. کربلا در جنوب لبنان تمثل یافته. تو گویی اصلا بین این دو فاصله‌ای نیست و هر دو در یک صحنه هستند.


أنحنی للرّصاص، أنحنی للّذی جاء من جهة آمنه و أرفع کفّی إلی القلب، هذا أنا یا بلادی، و هذا أنا حینما قتلونی، ترکونی ثلاثا علی الرّمل دون غطاء [۲]


شاعر کربلایی چنین می‌سراید: من مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌ام گلوله‌ای که از جهت امن آمد، و دستم را بر قلبم می‌گذارم.

این منم ای وطنم و این منم هنگامی‌که ظالمان مرا بی‌رحمانه می‌کشتند و بدون هیچ پوششی سه شبانه‌روز بر ریگهای صحرا رها می‌کردند.

منابع

پی نوشت

  1. عاشوراء فی الأدب العاملی المعاصر؛ ص 230.
  2. همان؛ ص 232.