روضه خوانی

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

روضه خوانی اصطلاحی است که در مورد برپایی مجالس سوگواری امام حسین (ع) و هر مجلسی که به منظور ذکر فضایل، مصائب و شرح نحوه شهادت و ظلمها و ستمهای وارد شده بر ائمه معصومین (ع)، به کار میرود.[۱] روضه خوانها اغلب نظم و نثر را با هم ترکیب میکنند و به شیوهای خاص بر بالای منبر به ذکر مصائب امام حسین (ع) و وقایع عاشورا میپردازند. روضه خوانی از سویی بیان وقایع تاریخی است، اما به لحاظ شکل، هنر خاصی از نوع بیان در آن به کار رفته است. جنبه آوازی، انتخاب مطالب، تلفیق آنها با یکدیگر، استفاده از شعر و تعابیر عاطفی همه اینها ماهیت روضه خوانی را از صورت تاریخی محض درآورده و آن را به نوعی کار هنری و شعاری تبدیل کرده است. [۲]

روضه خوانی در ایران

روضه و روضهخوان به سال 900 هجری قمری یعنی عصر فاضل متبحر، و زمان ملاحسین کاشفی که «روضه الشهداء» را تألیف کرد، برمیگردد، پیش از این سال، افرادی که به این کار مشغول بودند، اسم مخصوصی نداشتند. «روضه الشهداء» کتابی است مشتمل بر تاریخ مصیبتهای حضرت رسول (ص) و تفصیل احوال امامان شیعه، به ویژه شرح وقایع کربلا که به نثر فارسی و با اشعار و نثر عربی نوشته شده است. این کتاب در ایران با اقبال بسیار روبهرو شد تا جایی که دست به دست میگشت و بر منبرها خوانده میشد و مردم میگریستند. از همین رو، به مرور زمان، کسانی که کتاب روضه الشهداء را میخواندند، به روضهخوان و این مجالس که در آن کتاب روضهالشهداء خوانده میشد، به روضه شهرت یافت. [۳]

اقسام روضه خوانی

روضه خوانی به سه قسمت تقسیم میشود: «مقدمه»، «اوج» و «فرود». مقدمه روضه همان اشعار ابتدای روضه است که در پردههای پایین خوانده میشود. کمکم روضهخوان صدای خود را بالا میبرد و بر سرعت جملات میافزاید تا جایی که به بالاترین سطح خود میرسد که «اوج روضه» نام دارد. روضهخوان، مستمع را زیاد در این حال نگه نمیدارد و بعد از گفتن جمله متناسب این قسمت که معمولاً سوزناکترین جملات روضه است، با یک مکث کوتاه و فرود آوردن صدا، روضه را کمکم به اتمام میرساند. امروزه، روضهخوانان برخلاف گذشته، از مقاتل معتبر مانند «لهوف» ابن طاووس و «ارشاد» مفید که به بیان وقایع عاشورا به صورت متقن پرداختهاند، واقعهخوانی و روضه خوانی میکنند و از احوال نادرست میپرهیزند تا مانع از ایجاد وهن در مستمعین شوند. [۴] روضه خوانی شامل قسمتهایی همچون شعر شروع مجلس، زمزمه، نوحه زمینه و زمینه است.

مجلس روضه خوانی در تکیه دولت- اثر عباس رستمیان

شعر شروع مجلس عزاداری

شعر عاشورایی ارزشمند و هدفگرا، اثر مطلوب خود را بر خودی و بیگانه میگذارد و همچون سلاحی، موجب خوار شدن و رسوایی دشمنان اسلام میشود.

زمزمه

زمزمه در اصل، تکرار زیر لب کلماتی است که در حین روضه برای همنوایی، بین مستمعان صورت میگیرد. وقتی مدتی روضه خوانده شد، مستمع میل دارد نام حسین (ع) را زمزمه کند که در بعضی مواقع، مداح برای شور افکندن در مجلس او را به این کار دعوت میکند. زمزمهها به چند قسمت تقسیم میشوند: زمزمههایی که از شور و هیجان ناشی از شنیدن اوج و فرود روضهخوان صورت میگیرد و به صورت خودجوش است. این زمزمه فاقد پیچیدگی و به طور معمول ذکر آن «حسین جان» است. نوع دیگر زمزمههایی است که شور و هیجان زمزمههای پیشین را دارد، اما روضهخوان آن را هدایت میکند؛ بدین ترتیب که بعد از روضه کلماتی را مانند غریب (حسین)، مظلوم (حسین)، بیکس (حسین) و عطشان (حسین) میگوید و به همراه آن مستمع این کلمات را به همان لحن دم میگیرد. این دو شیوه زمزمه را روضهخوان در پردههای پایین و بدون هیچگونه سر و صدایی آرام و دلنشین میخواند و مستمع آرام آرام آن را میگوید و باحال زمزمه اشک میریزد.

اما زمزمه نوع سوم دارای یک شعر و یک سبک مستقل است و روضهخوان در آن نقش بیشتری دارد؛ بدین ترتیب که یک قسمت از آن را روضهخوان به عنوان «دم» استفاده میکند و از مستمع جواب میگیرد و بقیه را خود میخواند و در پایان هر بندی، از مستمع جواب میخواهد. [۵]

بعد از خواندن روضه و شعر، نوبت به خواندن «زمینه» میرسد که در واقع حکم آماده شدن برای نوحه را دارد.

زمینه

زمینه، نوحهای کوتاه با سربندهای محزون است که ابیات آن از سه یا چهار بند تجاوز نمیکند و مستمع به صورت نشسته به سینه میزند و جواب میدهد. اینگونه به مستمع فرصت داده میشود که خود را آماده برای سینهزنی کند و در حالی که آرام آرام جواب کوتاه آن را تکرار میکند و به سینه میزند، صفهای سینهزنی را تشکیل دهد.

زمینه به دو دسته تقسیم میشود:

الف) زمینه همراه با جواب: این نوع زمینه، شعری بسیار ساده و محزون است که بندهای کوچک و یک کلمهای دارد و مستمع فقط سینه میزند و بعد از هر دو بیت، آن بند کوچک و یک کلمهای را جواب میدهد و به این ترتیب زمینه به پایان میرسد.

ب) زمینه بدون جواب: در این زمینه خوانی کلاً جواب گرفته نمیشود و فقط یک شعر ساده برای انجام سینهزنی خوانده میشود و مستمع آماده نوحه میگردد. پس از پایان زمینه خوانی، نوحهخوان (زمینه خوان) بعد از دعا برای فرج امام زمان (عج) یا سلامتی رهبر و شفای بیماران، یا با شور دادن یا تند ادا کردن اذکار مقدس یا حسین (ع)، یا زهرا (س)، یا زینب (س) و یا ابوالفضل (ع)، مجلس را برای نوحه مهیا میسازد تا از فضای آرام و ملایم زمینه خوانی بیرون آید و آماده نوحهخوانی شود. [۶]

روضه منظوم

روضه خوانی دو ویژگی دارد: نخست آنکه قضایا و حوادث کربلا را برای دیگران بازمیگوید و دوم آنکه مرثیهخوانی میکند. روشن است که ویژگی اول، مقتل خوانی است و روضهخوان طوری مقتل را ادا میکند که لحن خطابی، سؤالی، خواهش و ... آن را مشخص شود و اصل مطلب و مفهوم واقعی عبارات به راحتی فهمیده شود. ویژگی دوم، به خواندن مرثیه مذهبی ارتباط دارد. [۷] در این منظومه عاشورایی، وقایع تاریخی مطرح نیست، زیرا خواننده از پیش با موضوع آشناست. در نتیجه شاعر بدون مقدمه، سراغ وقایع حزنانگیز عاشورا میرود. از دیگر ویژگیهای این مراثی، جزئینگری و روایی، سادگی زبان و کاربرد قالب مصنوعی است. [۸]

نمونهای از روضه منظوم اهل بیت در کربلا به نقل از شیخ حسن لاهیج ملا (عاجز آملی) ذکر میشود: [۹]

ای دل برآر ناله که دلها در آذر است این مجلس عزای عزیز پیمبر است
ای دیده خون ببار اگر در جهان تو را میل بهشت و جنت فردوس و کوثر است
اشکی بریز و آتش سوزنده را ببین این اشک دیده رونق بازار محشر است
اشک عزای سرور لب تشنگان حسین در نزد اهل حال به از درّ و گوهر است
بی بهشت میوزد از خاک کربلا عریان فتاده با تن مجروح و بیسر است
قربان آن کس که به صحرای کربلا چون تربت حسین به از مشک اذفر است
رفتن به کربلا به سر قبر کشتگان دیدم چهار گوش به هر قبر زیور است
قبری میان روضه به شش گوشه دیدمش مانند تاج بر سر این هفت کشور است
پرسیدم از کسی به جوابم به ناله گفت پایین پای قبر حسین قبر اکبر است
ای کام دل ندیده به قربان آن دلی کاندر لحد فتاده ملول و مکدر است
خواهر در انتظار عروسش سیاهپوش در حجلهگاه با تن مجروح و مضطر است
«عاجز» بنال در غم شاهان به روز و شب در مجلسی که فاطمه با دیده تر است


همچنین روضه منظومی که برای حضرت عباس (ع) خوانده میشود، عبارت است از: [۱۰]

میان تازهجوانان چو حضرت عباس جهان ندیده جوانی به صورت عباس
مه دو هفته خجل میشدی اگر میدید به بارگاه حسین ماه طلعت عباس
ندیده دیده گردون دلاوری به زمانه به طمطراق جلال و نزاکت عباس
به روز معرکه شیر فلک هراسان بود از آن سواری و سهم و صلابت عباس
نشد برای کسی در برادری ممکن برادری به وفا و به غیرت عباس
چو العطش ز سکینه به خیمه گشت بلند روان ز دیده شدی اشک حسرت عباس
گرفت مشک و روان شد به سوی شط فرات دگر به خیمه نشد استقامت عباس
جهان نالان شد اندر دمی که او افتاد به خاک تیره لوای شجاعت عباس
جهان بدیده زینب سیاه شد همچون شب دمی که گشت نگون سرو قامت عباس
میان این همه غمها به روز عاشورا شکست پشت حسین در مصیبت عباس
فلک به داغ علی اکبر جوان پاشید نمک به زخم حسین در شهادت عباس
بنال ای دل و بر گو به ناله جانسوز فدای آن تن مجروح و طاقت عباس
بزرگوار خدایا «عاجز» را نصیب کن به رستخیز قیامت شفاعت عباس


منبع

پی نوشت

  1. حسام مظاهری، 1387، ص 297.
  2. انوری پور، 1390، ص 35.
  3. همان، ص 55.
  4. هادی منش، 1386، ص 137-146.
  5. همان، ص 146-149.
  6. همان، ص 149-151.
  7. انوری پور، 1390، ص 58.
  8. اسلامی در پایگاه اطلاعرسانی حوزه.
  9. لاهیج ملا، 1390، ص 83-84.
  10. همان، ص 86-87.