ادیب السلطنه‌: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸۱: خط ۸۱:
==اشعار==
==اشعار==
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| اندر آن ساعت که شد آغشته در خون پیکرش‌|شمر آمد چون اجل با خنجر کین بر سرش }}  
{{ب| اندر آن ساعت که شد آغشته در خون پیکرش‌|[[شمر بن ذی الجوشن|شمر]] آمد چون اجل با خنجر کین بر سرش }}  


{{ب| من نگویم کو چه کرد، آنقدر شد کز ظلم شمر|در بهشت عدن گریان گشت چشم مادرش }}  
{{ب| من نگویم کو چه کرد، آنقدر شد کز ظلم شمر|در بهشت عدن گریان گشت چشم مادرش }}  


{{ب| باللّه آن افتادن و در خاک و خون غلتان شدن‌|آنقدر دشوار ننمودی که داغ اکبرش }}  
{{ب| باللّه آن افتادن و در خاک و خون غلتان شدن‌|آنقدر دشوار ننمودی که داغ [[علی اکبر (ع)|اکبر]]ش }}  


{{ب| آن سر انور که در دامان احمد جای داشت‌|خولی بی‌دین چنان جا داد در خاکسترش }}  
{{ب| آن سر انور که در دامان احمد جای داشت‌|خولی بی‌دین چنان جا داد در خاکسترش }}  
خط ۹۱: خط ۹۱:
{{ب| آن که با داور چنین خصمی نمود و کینه توخت‌|عذرخواهی چیست روز حشر پیش داورش؟ }}  
{{ب| آن که با داور چنین خصمی نمود و کینه توخت‌|عذرخواهی چیست روز حشر پیش داورش؟ }}  


{{ب| در مصاف جنگ چون از جور دشمن کشته شد|اکبر و عبّاس و عبد اللّه و عون و جعفرش }}  
{{ب| در مصاف جنگ چون از جور دشمن کشته شد|اکبر و [[عباس ابن علی(ع)|عباس]] و عبد اللّه و [[عون بن جعفر طیار|عون]] و جعفرش }}  


{{ب| و اندر آن صحرای پر دشمن دگر باقی نماند|بهر یاری یک نفر زان جمله یار و یاورش }}  
{{ب| و اندر آن صحرای پر دشمن دگر باقی نماند|بهر یاری یک نفر زان جمله یار و یاورش }}  


{{ب| ذو الجناح عشق را تا پهنه‌ی میدان پراند|وین چنین با دشمنان کینه‌ور ارجوزه <ref> ارجوزه: رجز.</ref> خواند:}}
{{ب| [[ذوالجناح|ذو الجناح]] عشق را تا پهنه‌ی میدان پراند|وین چنین با دشمنان کینه‌ور ارجوزه <ref> ارجوزه: رجز.</ref> خواند:}}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}



نسخهٔ ‏۱۶ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۵:۰۶

ادیب‌السلطنه (۱۲۹۳ ه. ق-۱۳۷۳ ه. ق) یکی از شاعران ایرانی بود.

حسین سمیعی
ادیب السلطنه.png
زادروز ۱۲۹۳ ه. ق
رشت
مرگ ۱۳۷۳ ه. ق
لقب ادیب‌السّلطنه
کتاب‌ها «دیوان اشعار» ، «رساله‌ی جان کلام» ، «رساله‌ای در دستور زبان فارسی»
تخلص عطا

زندگینامه

حسین سمیعی ملقّب به ادیب‌السّلطنه و متخلّص به «عطا» از ادبا و رجال قرن سیزدهم هجری است که در سال ۱۲۹۳ ه. ق

در رشت متولد شد. دوران طفولیت را در کرمانشاه و تهران به سر برد و بعد از پدرش به مشاغل دولتی پرداخت و به وزارت کشور، وزارت خارجه، وکالت مجلس شورا و سناتوری منصوب شد. وی شاعر بود و مدتی نیز انجمن ادبی تهران تحت سرپرستی او اداره می‌شد.

«دیوان اشعار» و «رساله‌ی جان کلام» و «رساله‌ای در دستور زبان فارسی» از او باقیمانده است.

سمیعی به سال ۱۳۷۳ ه. ق (۱۳۳۲ ه. ش) وفات یافت. [۱]

اشعار

اندر آن ساعت که شد آغشته در خون پیکرش‌ شمر آمد چون اجل با خنجر کین بر سرش
من نگویم کو چه کرد، آنقدر شد کز ظلم شمر در بهشت عدن گریان گشت چشم مادرش
باللّه آن افتادن و در خاک و خون غلتان شدن‌ آنقدر دشوار ننمودی که داغ اکبرش
آن سر انور که در دامان احمد جای داشت‌ خولی بی‌دین چنان جا داد در خاکسترش
آن که با داور چنین خصمی نمود و کینه توخت‌ عذرخواهی چیست روز حشر پیش داورش؟
در مصاف جنگ چون از جور دشمن کشته شد اکبر و عباس و عبد اللّه و عون و جعفرش
و اندر آن صحرای پر دشمن دگر باقی نماند بهر یاری یک نفر زان جمله یار و یاورش
ذو الجناح عشق را تا پهنه‌ی میدان پراند وین چنین با دشمنان کینه‌ور ارجوزه [۲] خواند:
«کای ضلالت پیشگان، فرزند پیغمبر منم قرّة العین بتول و زاده‌ی حیدر منم
گوشوار عرش یزدان قوّت قلب علی‌ آنکه دایم بود در آغوش پیغمبر منم
دین منم، ایمان منم، دنیا منم، عقبی منم‌ معنی قرآن منم، بگزیده‌ی داور منم
معنی طه منم، و التّین و الزّیتون منم‌ سدره و طوبی منم، جنّت منم، کوثر منم
آن که پیش آستانش بهر تعظیم جلال‌ روز تا شب گشته پشت آسمان چنبر منم
روز محشر چون کنید آخر که خصمی می‌کنید با من مظلوم، چون خود شافع محشر منم
خلق را چون آورند آن روز از بهر حساب‌ دوست را آنجا جزا و خصم را کیفرِ منم
بر رخ من می‌کشید از کینه تیغ کین، چرا؟ سعی دارید از برای کشتنم چندین چرا؟» [۳]

منابع

پی نوشت

  1. لغت‌نامه دهخدا.
  2. ارجوزه: رجز.
  3. سیری در مرثیه عاشورایی؛ ص ۳۲۴.