احمد مطر

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

أحمد مطر به سال 1950 میلادی در عراق به دنیا آمد، به کویت مهاجرت کرد و مدت زیادی در آنجا به فعالیت ادبی خویش ادامه داد. سپس به لندن رفت و هم‌اکنون نیز در آنجا به سر می‌برد. «لافتات» یکی از آثار مشهور اوست.


لیس عندی غیر همّ واحد أن أسبق الموت الی العیش فأغدو من ضحایا کربلاء! [۱]


من جز یک آرزو چیز دیگری نمی‌خواهم و آن این است که مرگ را به زندگی سبقت دهم؛ و فداکاری‌های کربلا را الگوی خویش قرار دهم.


إنّنی لست لحزب أو جماعة إنّنی لست لتیّار شعارا أو لدکّان بضاعة ... إنّنی الموجة تعلو حرّة ما بین بین و تقضّی نحبها دوما لکی تروی رمال الضّفّتین فإذا خیّرت ما بین اثنتین: أن اغنّی مترفا عند یزید أو أصلّی جائعا خلف الحسین سأصلّی جائعا خلف الحسین! [۲]


من جزء هیچ حزب و جماعتی نیستم. من جزء هیچ گروه و دسته‌ای نیستم. من هیچ سرمایه‌ای ندارم. امّا من گرایش به آزاد مردی دارم که اگر مرا بین دو چیز مخیّر کنند که گرسنه پشت سر حسین نماز گزارم یا در زمره‌ی یزیدیان درآیم هرچند در عیش‌ونوش غرق باشم. ترجیح می‌دهم که گرسنه در پشت سر حسین (ع) نماز گزارم.


نحن ثرنا و انتظرنا أن نری منکم حسینا لیقود الزّحف ما بین یدینا غیر أنّا، بعد شقّ النّفس أصبحنا علی نفس یزید! رحمة اللّه علینا ... و لکم من بعدنا العمر المدید! [۳]


ما قیام کردیم و چشم امید به ظهور حسینی از بین شما بسته بودیم تا ما را رهبری کند. امّا به هیچ طریقی این امر ممکن نشد، بنابراین ما به یزیدیان پیوستیم و بعد از عمری بر حیات خویش فاتحه خواندیم (او خطابش به حاکمان بی‌لیاقتی است که راهی غیر از راه حسین (ع) پیش گرفته‌اند).



منابع

دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌1، ص: 623-624.

پی نوشت

  1. لافتات؛ ج 3، ص 103.
  2. همان؛ ص 99 و 100.
  3. همان؛ ج 5؛ ص 153.