ابراهیم سنایی: تفاوت میان نسخهها
T.ramezani (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «ابراهیم سنایی فرزند خسرو به سال 1349 ه. ش در شهرکرد به دنیا آمد ولی در اهواز نشو...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
ابراهیم سنایی شاعر معاصر ایرانی است. وی از قوالب شعری به غزل، مثنوی و رباعی بیشتر متمایل است. | |||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | |||
| نام = ابراهیم سنایی | |||
| تصویر = ابراهیم سنایی.jpg | |||
| توضیح تصویر = | |||
| نام اصلی = | |||
| زمینه فعالیت = | |||
| ملیت = | |||
| تاریخ تولد =1349 ه.ش | |||
| محل تولد =شهرکرد | |||
| والدین = | |||
| تاریخ مرگ = | |||
| محل مرگ = | |||
| علت مرگ = | |||
| محل زندگی =اهواز | |||
| مختصات محل زندگی = | |||
| مدفن = | |||
|مذهب = | |||
|در زمان حکومت = | |||
|اتفاقات مهم = | |||
| نام دیگر = | |||
|لقب = | |||
|بنیانگذار = | |||
| پیشه = | |||
| سالهای نویسندگی = | |||
|سبک نوشتاری = | |||
|کتابها =«عصمت سبز»،«پای فوّاره نخل»،«تیغ و زیتون»،«فصلی به رنگ آتش» | |||
|مقالهها = | |||
|نمایشنامهها = | |||
|فیلمنامهها = | |||
|دیوان اشعار = | |||
|تخلص = | |||
|فیلم ساخته بر اساس اثر = | |||
| همسر = | |||
| شریک زندگی = | |||
| فرزندان = | |||
|تحصیلات = | |||
|دانشگاه = | |||
|حوزه = | |||
|شاگرد = | |||
|استاد = | |||
|علت شهرت = | |||
| تأثیرگذاشته بر = | |||
| تأثیرپذیرفته از = | |||
| وبگاه = | |||
| imdb_id = | |||
| soure_id = | |||
| جوایز اسکار = | |||
| جوایز آفی = | |||
| جایزه اریل = | |||
| جوایز بافتا = | |||
| جوایز سزار = | |||
| جوایز امی = | |||
| filmfareawards = | |||
| جوایز جمینای = | |||
| جوایز گوی طلایی = | |||
| جوایز تمشک طلایی = | |||
| جوایز گویا = | |||
| جوایز گرمی = | |||
| جوایز ایفتا = | |||
| جوایز لورنس الیور = | |||
| naacpimageawards = | |||
| جوایز فیلم ملی = | |||
| جوایز ساگه = | |||
| جوایز تونی = | |||
| جوایز سیمرغ بلورین = | |||
| جوایز جشن سینمای ایران = | |||
| جوایز حافظ = | |||
| جوایز = | |||
|گفتاورد = | |||
|امضا = | |||
}} | |||
==دربارهی شاعر== | |||
ابراهیم سنایی فرزند خسرو به سال 1349 ه. ش در شهرکرد به دنیا آمد ولی در اهواز نشو و نما یافت. تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در اهواز ادامه داد و به استخدام وزارت نیرو درآمد. وی فعالیتهای شعری خود را از سال 1365 شمسی شروع نمود. | ابراهیم سنایی فرزند خسرو به سال 1349 ه. ش در شهرکرد به دنیا آمد ولی در اهواز نشو و نما یافت. تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در اهواز ادامه داد و به استخدام وزارت نیرو درآمد. وی فعالیتهای شعری خود را از سال 1365 شمسی شروع نمود. | ||
| خط ۵: | خط ۸۵: | ||
از ایشان دو کتاب شعر بنام: «تیغ و زیتون» که مجموعه اشعارش میباشد و «فصلی به رنگ آتش» که مثنوی بلندش درباره سرداران شهید خوزستان است، در زیر چاپ دارد. | از ایشان دو کتاب شعر بنام: «تیغ و زیتون» که مجموعه اشعارش میباشد و «فصلی به رنگ آتش» که مثنوی بلندش درباره سرداران شهید خوزستان است، در زیر چاپ دارد. | ||
ابراهیم سنایی کارمند سازمان آب و برق خوزستان است ولی اشتغالات هنری دیگری چون مشغول واحد ادبیات حوزه هنری اهواز، مسئول شورای شعر کنگره سرداران شهید خوزستان و عضو شورای شعر صدا و سیمای خوزستان را دارد. | ابراهیم سنایی کارمند سازمان آب و برق خوزستان است ولی اشتغالات هنری دیگری چون مشغول واحد ادبیات حوزه هنری اهواز، مسئول شورای شعر کنگره سرداران شهید خوزستان و عضو شورای شعر صدا و سیمای خوزستان را دارد. | ||
==اشعار== | |||
===بوی خطر=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۹۱: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1667-1668. | *دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1667-1668. | ||
[[رده:ادبیات]] | [[رده:ادبیات]] | ||
[[رده:شاعران]] | [[رده:شاعران]] | ||
[[رده:شاعران فارسی زبان]] | [[رده:شاعران فارسی زبان]] | ||
[[رده:شاعران معاصر]] | [[رده:شاعران معاصر]] | ||
نسخهٔ ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۱۱
ابراهیم سنایی شاعر معاصر ایرانی است. وی از قوالب شعری به غزل، مثنوی و رباعی بیشتر متمایل است.
| ابراهیم سنایی | |
|---|---|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| زادروز | 1349 ه.ش شهرکرد |
| محل زندگی | اهواز |
| کتابها | «عصمت سبز»،«پای فوّاره نخل»،«تیغ و زیتون»،«فصلی به رنگ آتش» |
دربارهی شاعر
ابراهیم سنایی فرزند خسرو به سال 1349 ه. ش در شهرکرد به دنیا آمد ولی در اهواز نشو و نما یافت. تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در اهواز ادامه داد و به استخدام وزارت نیرو درآمد. وی فعالیتهای شعری خود را از سال 1365 شمسی شروع نمود.
سنایی تاکنون دو کتاب شعر گردآوری نموده است: «عصمت سبز» که اشعار شاعران درباره حضرت زهرا (س) میباشد و «پای فوّاره نخل» که غزل معاصر خوزستان است.
از ایشان دو کتاب شعر بنام: «تیغ و زیتون» که مجموعه اشعارش میباشد و «فصلی به رنگ آتش» که مثنوی بلندش درباره سرداران شهید خوزستان است، در زیر چاپ دارد.
ابراهیم سنایی کارمند سازمان آب و برق خوزستان است ولی اشتغالات هنری دیگری چون مشغول واحد ادبیات حوزه هنری اهواز، مسئول شورای شعر کنگره سرداران شهید خوزستان و عضو شورای شعر صدا و سیمای خوزستان را دارد.
اشعار
بوی خطر
| باز برون آمده ماه از نقاب | بس کن و بیهوده متاب آفتاب | |
| زهره زهرا قمر آورده باز | از همه شوریدهتر آورده باز | |
| آمده ماهی که هزار آفتاب | پیش بلندای حضورش شد آب | |
| عرش خدا زیور از او یافتهست | ساقی ما ساغر از او یافتهست | |
| آنکه شد افلاک گرفتار او | خواجه لولاک گرفتار او | |
| آنکه رخش شعله شد آفاق را | خاکنشین ساخته نه طاق را | |
| دیده گشود آن گل نیلوفری | پیش رخش شمس و قمر مشتری | |
| چشم خدا محو تماشای او | سر و گرفتار بلندای او | |
| ساقی میخانهی دین آمدهست | عرش نشینی به زمین آمدهست | |
| ساغر و پیمانه مهیا کند | یک دل دیوانه مهیا کند | |
| تا که صمیمانه به نامش کنیم | از سر اخلاص سلامش کنیم | |
| فاطمه را نور دو عین آمده | پای بکوبید حسین آمده |
| بستر او دامن پیغمبر است | فاطمه از هر دو پریشانتر است | |
| اشک خدا ریخته بر دامنش | شعله زد آن اشک به پیراهنش | |
| دارد از آینده خبر میدهد | در غم او مرثیه سر میدهد | |
| طاقت زهرا به سر آمد دگر | گفت که جانم به فدایت پدر | |
| بر دلم از گریه زدی نیشتر | آه نسوزانم از این بیشتر | |
| حرف بزن ناله چرا میکنی | دامن صبر از چه رها میکنی | |
| ناله چرا، گریه چرا، شاد باش | شادتر از عالم ایجاد باش | |
| ای که سراپای تو نورانی است | دیدهات از بهر چه بارانی است |
| عاقبت آن گل سخن آغاز کرد | در غم او مرثیهای ساز کرد | |
| گفت ز بالا خبر آمد مرا | کرب و بلا در نظر آمد مرا | |
| زین سبب از خویش برون گشتهام | راهی صحرای جنون گشتهام | |
| کرب و بلا بوی خطر میدهد | یاس در آن معرکه سر میدهد | |
| تیغ جدا میکند از تن سرش | کشته شود در بر او اکبرش | |
| شمع وجودش شود آب ای دریغ | بر لب دریای سراب ای دریغ | |
| آتش داغش شررم میزند | شعله به چشمان ترم میزند | |
| دامن صحرا کفنش میشود | نیزه رها سوی تنش میشود | |
| دامنش آغشته به خون میشود | عقل گرفتار جنون میشود |
| آتش مرثیه که افروختند | حضرت زهرا و علی سوختند | |
| آه عجب مجلسی آماده شد | اشک علی زیور سجاده شد | |
| پیکر زهرا تب ماتم گرفت | محفلشان رنگ محرم گرفت |
| طفل علی غنچهی لب باز کرد | در بَرِ مادر سخن آغاز کرد | |
| گفت خوشم با غم فردای خویش | شادم از آینده زیبای خویش | |
| تیغ بگو تا بپذیرد مرا | تنگ در آغوش بگیرد مرا | |
| این منم اینگونه پذیرای او | تشنه بوسیدن لبهای او | |
| جام لبش شعلهورم میکند | از همه دیوانه ترم میکند | |
| تیغ بگو تا ننماید درنگ | وعده حق را که نشاید درنگ | |
| این همه تأخیر سزاوار نیست | دوری شمشیر سزاوار نیست | |
| سینه گشودم که بخواهی مرا | میکشد این چشم به راهی مرا |
منابع
- دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1667-1668.