کوفیان

از ویکی حسین
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مردم کوفه، کوفیان، در تاریخ به بى‌وفایى و سست عهدى شهرت یافته‌اند، تا آنجا که گفته شده است «الکوفى لا یوفى»

ویژگی اخلاقی[ویرایش | ویرایش مبدأ]

در شعارهاى مردم در انقلاب اسلامى ایران و جنگ تحمیلى نیز گفته مى‌شد که«ما اهل کوفه نیستیم،على تنها بماند».البتّه تغییر اوضاع کوفه را در دوران مسلم بن عقیل و بر سر کار آمدن ابن زیاد و کنترل شدید شهر و سختگیرى نسبت به مردم و...را نیز نباید نادیده گرفت، که مانع خروج هواداران سیدالشهدا(ع) براى یارى آن حضرت در کربلا شد؛ ولى به هر حال،تاریخ اسلام خاطرۀ خوشى از عهد و پیمان مردم کوفه ندارد. [۱]

از ویژگیهاى روحى و اخلاقى جامعۀ کوفى،اینها را شمرده‌اند:تناقض در رفتار، نیرنگ و تزلزل، سرکشى نسبت به والیان، فرصت طلبى، اخلاق ناپسند، طمع و آزمندى، شایعه‌پذیرى و ترکیب یافتن مردم آن از قبایل مختلف با گرایشهاى قبایلى. [۲] همینها سبب شد تا على(ع) از دست آنان خون دل بخورد و امام مجتبى(ع) بى‌وفایى ببیند و مسلم بن عقیل، در این شهر غریبانه به شهادت برسد و سید الشهدا(ع) نزدیک کوفه در کربلا در محاصرۀ سپاه کوفه لب تشنه جان دهد.

در نهضت عاشورا[ویرایش | ویرایش مبدأ]

البته ترکیب جمعیّتى این شهر نیز، چندان منسجم نبود. مردم خود این شهر،به اضافۀ قبایلى از یمن مثل قضاعه،غسّان،بجیله،خثعم،کنده،حضرموت، ازد،مذحج،حمیر،همدان و نخع که پس از بناى این شهر از دورۀ«سعد بن ابى وقاص» ساکن این شهر شده و قدرت و نفوذى یافته بودند و جمعیّتى از نژاد فارس که در کوفه مى‌زیستند،سبب گرایشهاى مختلفى در مردم شده بود.از سردمداران اموى نیز برخى کوفه را در تحت نفوذ خود داشتند و مردم را به هوادارى بنى امیّه فرا مى‌خواندند و سلطۀ اموى را گسترده و ریشه‌دار مى‌ساختند.

شیعیان اهل بیت نیز در کوفه کم نبودند،امّا تشیّعشان در بعد خطبه‌هاى حماسى و نطقهاى پرشور و عواطف سرشار نسبت به خاندان پیامبر«ص»،بیش از پیروى از خط سرخ آل على و پا نهادن در میدانهاى درگیرى بود.بى‌آنکه بخواهیم سختگیریها و شدّت عمل امویان را در محدود ساختن یارى شیعیان نسبت به حسین بن على(ع)نادیده بگیریم،از روحیّۀ سستى و بى‌وفایى آنان نمى‌توان بسادگى گذشت.حتّى جمعى از آنان با دیدن پیکرهاى حسین و یارانش در دم تیغها،مى‌گریستند و دعا مى‌کردند که خدایا پسر پیامبرت را یارى کن.یکى از خودشان بر آنان خروشید که چرا به جاى دعا،به یاریش نمى‌شتابید«هلاّ تهبون الى نصرته بدل هذا الدّعاء؟». [۳]


واى بر کوفه و بر رسم پذیرایى او سست عهدى و ریاکارى و خود رأیى او
خاک عالم به سرش باد که در خاک کشید هر که بنشست سر خوان پذیرایى او
رسم او غدر و دورنگى،ره او کید و نفاق شش جهت پر شد از آوازۀ رسوایى او [۴]
اى کوفه!اى کتیبۀ بیداد وى گور داد خواهى و فریاد
اى پایگاه بازى شیطان وى شرح خاطرات پریشان
خوردى فریب دیو هوى را کشتى به جهل،شیر خدا را
کشتى دو عاشق ازلى را نشناختى حسین و على را
پشت على ز درد تو خم شد نام تو در فساد،علم شد
در هفت رنگ تفرقه،طاقى بیتوته‌گاه جهل و نفاقى
اى جویبار جارى ناپاک اى آبروى ریخته بر خاک... [۵]


منبع[ویرایش | ویرایش مبدأ]

پی‌نوشت[ویرایش | ویرایش مبدأ]

  1. ↑ در مورد کوفه و کوفیان،ر.ک:«تاریخ الکوفه»،سید حسین البراقى،ص ۱۳۹.
  2. ↑ با استفاده از«حیاة الامام الحسین»،باقر شریف القرشى،ج ۲،ص ۴۲۰.
  3. ↑ همان،ص ۴۴۲،به نقل از«بلاذرى».
  4. ↑ محمد حسین بهجتى(شفق).
  5. ↑ از مثنوى غم‌آلود«کتیبۀ بیداد»قادر طهماسبى(فرید)،در سوگ على،امام مظلوم«ع».