عباسعلى براتی پور: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Z.rashid صفحهٔ عباسعلى براتى‌پور را به عباسعلى براتی پور منتقل کرد)
(از عطش لبریز)
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۴۹: سطر ۴۹:
 
'''عباسعلی براتى‌پور''' (زاده 1322 در تهران) شاعر ایرانی است.
 
'''عباسعلی براتى‌پور''' (زاده 1322 در تهران) شاعر ایرانی است.
  
== زندگینامه ==
+
==زندگینامه==
براتی پور تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان برد و به اخذ دیپلم ریاضى نایل شد.وى در سال 1341 به استخدام نیروى هوایى درآمد و پس از طىّ دوره‌هاى تخصصى در داخل و خارج از کشور در سالهاى اخیر با درجۀ سرهنگى به افتخار بازنشستگى نایل آمد. <ref>سخنوران نامى معاصر ایران،ج 1،ص 520.</ref>
+
براتی پور تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان برد و به اخذ دیپلم ریاضى نایل شد. وى در سال 1341 به استخدام نیروى هوایى درآمد و پس از طىّ دوره‌هاى تخصصى در داخل و خارج از کشور در سال‌هاى اخیر با درجۀ سرهنگى به افتخار بازنشستگى نایل آمد. <ref>سخنوران نامى معاصر ایران، ج 1، ص 520.</ref> او از اواخر تحصیلات دوره متوسطه به شعر و شاعرى روى آورد و به خاطر ارادت دیرپایى که به ذوات مقدس حضرات معصومین (ع) داشت از ستایش آل‌الله غافل نماند. براتی پور در حال حاضر از چهره‌هاى نام‌آشناى شعر آیینى معاصر است و سال‌ها است که در واحد ادبیات حوزۀ هنرى سازمان تبلیغات اسلامى -شعبۀ تهران- منشأ خدمات شایان فرهنگى است. از آثار قلمى اوست: «بهت‌نگاه»، «چشم بیمار»، «بر تربت خورشید»، «غم دلدار»، «زمزمۀ مستى»، «وعدۀ دیدار» و «ماه در فرات».
  
وى از اواخر تحصیلات دوره متوسطه به شعر و شاعرى روى آورد و به مطالعۀ دواوین شعرا پرداخت و به خاطر ارادت دیرپایى که به ذوات مقدس حضرات معصومین(ع)داشت از ستایش آل الله غافل نماند.او در حال حاضر از چهره‌هاى نام‌آشناى شعر آیینى معاصر است و سالها است که در واحد ادبیات حوزۀ هنرى سازمان تبلیغات اسلامى-شعبۀ تهران- منشأ خدمات شایان فرهنگى است.از آثار قلمى اوست:«بهت‌نگاه»،«چشم بیمار»،«بر تربت خورشید»،«غم دلدار»،«زمزمۀ مستى»،«وعدۀ دیدار»و«ماه در فرات».
+
== آثار ==
  
==از عطش لبریز==
+
=== اشعار ===
 +
 
 +
====از عطش لبریز====
 
{{شعر}}
 
{{شعر}}
 
{{ب| تو را با گل برابر آفریدند | ز بویت نافۀ تر آفریدند }}
 
{{ب| تو را با گل برابر آفریدند | ز بویت نافۀ تر آفریدند }}
سطر ۶۴: سطر ۶۶:
 
{{ب| براى کشور حُسن و ملاحت | امیرى ماهْ منظر آفریدند }}
 
{{ب| براى کشور حُسن و ملاحت | امیرى ماهْ منظر آفریدند }}
  
{{ب| شجاعت تا به عالم اوج‌گیرد | تو را آیین و مظهر آفریدند }}
+
{{ب| شجاعت تا به عالم اوج‌ گیرد | تو را آیین و مظهر آفریدند }}
  
 
{{ب| سپاه عاشقان کربلا را | سپهسالار لشکر آفریدند }}
 
{{ب| سپاه عاشقان کربلا را | سپهسالار لشکر آفریدند }}
سطر ۷۰: سطر ۷۲:
 
{{ب| براى روز عاشوراى خونبار | علمدارِ دلاور آفریدند }}
 
{{ب| براى روز عاشوراى خونبار | علمدارِ دلاور آفریدند }}
  
{{ب| تویى سرچشمۀ ایمان و ایثار | تو را از روح،پیکر آفریدند }}
+
{{ب| تویى سرچشمۀ ایمان و ایثار | تو را از روح، پیکر آفریدند }}
  
 
{{ب| بنازم بازوى مردانه‌ات را | که چون بازوى حیدر آفریدند }}
 
{{ب| بنازم بازوى مردانه‌ات را | که چون بازوى حیدر آفریدند }}
  
{{ب| به جاى دستهاى باوفایت | به رنگ ارغوان،پر آفریدند }}
+
{{ب| به جاى دست‌هاى باوفایت | به رنگ ارغوان، پر آفریدند }}
  
 
{{ب| تو را کام از عطش لبریز کردند | برایت حوض کوثر آفریدند }}
 
{{ب| تو را کام از عطش لبریز کردند | برایت حوض کوثر آفریدند }}
  
{{ب| تو را باب الحوائج نام کردند | به عالم سَرور و سر آفریدند }}
+
{{ب| تو را باب‌الحوائج نام کردند | به عالم سَرور و سر آفریدند }}
  
{{ب| فرات،افسوس مى‌نوشد شب و روز | روانش را مکدّر آفریدند }}
+
{{ب| فرات، افسوس مى‌نوشد شب و روز | روانش را مکدّر آفریدند }}
  
{{ب| تو را اى شافع بشکسته بالان | براى روز محشر آفریدند <ref>ماه در فرات،به کوشش عباس براتى‌پور،ص 136 تا 138.</ref> }}
+
{{ب| تو را اى شافع بشکسته بالان | براى روز محشر آفریدند <ref>ماه در فرات، به کوشش عباس براتى‌پور،ص 136 تا 138.</ref> }}
  
 
{{پایان شعر}}
 
{{پایان شعر}}
==ماه نو==
+
<br />
 +
 
 +
====ماه نو====
 
{{شعر}}
 
{{شعر}}
 
{{ب| چو آتش ستم خصم دون زبانه گرفت | تو را نشان بلا دید و در میانه گرفت }}
 
{{ب| چو آتش ستم خصم دون زبانه گرفت | تو را نشان بلا دید و در میانه گرفت }}
سطر ۱۱۴: سطر ۱۱۸:
  
 
==منابع==
 
==منابع==
محمد علی مجاهدی، ''کاروان شعر عاشورا''، زمزم هدایت، ج1، ص 552-554.
+
 
 +
* [[کاروان شعر عاشورا|محمد علی مجاهدی، ''کاروان شعر عاشورا''، زمزم هدایت، ج1، ص 552-554.]]
  
 
==پی نوشت==
 
==پی نوشت==
[[رده:افراد]]
 
[[رده:در سده‌های متأخر]]
 
[[رده:مؤلفین]]
 
 
[[رده:شاعران]]
 
[[رده:شاعران]]
 
<references />
 
<references />
 +
[[رده:شاعران معاصر]]
 +
[[رده:شاعران فارسی زبان]]
 +
[[رده:شاعران ایرانی]]

نسخهٔ ‏۱۴ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۱۵:۴۷

عباسعلى براتى‌پور
زادروز 1322 ه.ش
تهران
دیوان سروده‌ها «بهت‌نگاه»،«چشم بیمار»،«بر تربت خورشید»،«غم دلدار»،«زمزمۀ مستى»،«وعدۀ دیدار»و«ماه در فرات».
مدرک تحصیلی دیپلم

عباسعلی براتى‌پور (زاده 1322 در تهران) شاعر ایرانی است.

زندگینامه

براتی پور تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش به پایان برد و به اخذ دیپلم ریاضى نایل شد. وى در سال 1341 به استخدام نیروى هوایى درآمد و پس از طىّ دوره‌هاى تخصصى در داخل و خارج از کشور در سال‌هاى اخیر با درجۀ سرهنگى به افتخار بازنشستگى نایل آمد. [۱] او از اواخر تحصیلات دوره متوسطه به شعر و شاعرى روى آورد و به خاطر ارادت دیرپایى که به ذوات مقدس حضرات معصومین (ع) داشت از ستایش آل‌الله غافل نماند. براتی پور در حال حاضر از چهره‌هاى نام‌آشناى شعر آیینى معاصر است و سال‌ها است که در واحد ادبیات حوزۀ هنرى سازمان تبلیغات اسلامى -شعبۀ تهران- منشأ خدمات شایان فرهنگى است. از آثار قلمى اوست: «بهت‌نگاه»، «چشم بیمار»، «بر تربت خورشید»، «غم دلدار»، «زمزمۀ مستى»، «وعدۀ دیدار» و «ماه در فرات».

آثار

اشعار

از عطش لبریز

تو را با گل برابر آفریدند ز بویت نافۀ تر آفریدند
براى خاطر نازکْ خیالت نسیم روح‌پرور آفریدند
جهان شد روشن از برق نگاهت تو را مهر منوّر آفریدند
براى کشور حُسن و ملاحت امیرى ماهْ منظر آفریدند
شجاعت تا به عالم اوج‌ گیرد تو را آیین و مظهر آفریدند
سپاه عاشقان کربلا را سپهسالار لشکر آفریدند
براى روز عاشوراى خونبار علمدارِ دلاور آفریدند
تویى سرچشمۀ ایمان و ایثار تو را از روح، پیکر آفریدند
بنازم بازوى مردانه‌ات را که چون بازوى حیدر آفریدند
به جاى دست‌هاى باوفایت به رنگ ارغوان، پر آفریدند
تو را کام از عطش لبریز کردند برایت حوض کوثر آفریدند
تو را باب‌الحوائج نام کردند به عالم سَرور و سر آفریدند
فرات، افسوس مى‌نوشد شب و روز روانش را مکدّر آفریدند
تو را اى شافع بشکسته بالان براى روز محشر آفریدند [۲]


ماه نو

چو آتش ستم خصم دون زبانه گرفت تو را نشان بلا دید و در میانه گرفت
شرار کین چو فتاد از جفا به خرمن دین شرر به سینۀ اهل وفا زبانه گرفت
شمیم پاک پیامت به هر کرانه رسید چمن نسیم کلام تو را،ترانه گرفت
به شَست خصم اگر تیر جان شکارى بود جهید و از همه عالم تو را نشانه گرفت
شنید نغمۀ«هَلْ مِنْ مُعین؟»چو غنچه ز گل چو مرغ سوخته دل پر ز آشیانه گرفت
به عزم یارى دین خدا فتاد به خاک ولیک تشنگى خویش را بهانه گرفت
به عرش سینۀ تو ماه نو گرفت قرار ولى ز سوز عطش سر به روى شانه گرفت
ز دیدگان فلک،سیل اشک شد جارى گلوى خشک وِرا تا عدو نشانه گرفت
به خون نشسته چو ماهى به روى دوش پدر ز دوست،جام شهادت چه عاشقانه گرفت
ز دست سبط نبى شد به عرشْ خون گلوش شفق ز خون على رنگ جاودانه گرفت
نخفت دیدۀ شب تا سحر به سان سحاب ز بس که در غم او گریۀ شبانه گرفت
کبوتران حرم سر به کوه و دشت زدند به کف چو خصم فرومایه تازیانه گرفت [۳]

منابع

پی نوشت

  1. سخنوران نامى معاصر ایران، ج 1، ص 520.
  2. ماه در فرات، به کوشش عباس براتى‌پور،ص 136 تا 138.
  3. بهت نگاه،عباس براتى‌پور،ص 29 تا 31.