سکینه

از ویکی حسین
پرش به: ناوبری، جستجو

دختر بزرگوار سیدالشهدا(ع)، که در علم، معرفت، ادب، توجّه به حقّ و جذبه پروردگار، کم نظیر و مورد توجه خاص پدرش اباعبد الله‌الحسین(ع) بود.

کلثوم.jpg
اطلاعات اصحاب امام حسین (ع)
لقب سکینه
خویشاوندان
سرشناس
پدرش حسین بن علی (ع) و مادرش رباب
محل زندگی مدینه
وفات/شهادت سال 117 هجری قمری
مدفن سوریه قبرستان باب الصغیر

زندگینامه

نام اصلى او را آمنه، امینه، امیمه یا امامه هم نوشته‌اند. لقب سکینه(یا سکینه) از طرف مادرش «رباب»به او داده شد. او که خواهر «على اصغر» هم بود، در کربلا حضور داشت و در عاشورا، سنّ او حدودا ده تا سیزده سال بوده است. این را از آنجا گفته‌اند که امام حسین(ع) روز عاشورا به او لقب «خیرة النّسوان» (برگزیده زنان) داده است و این با کودک بودنش نمى‌سازد.

وداع با پدر

شرح آنچه به مصیبتهاى او در حادثه کربلا مربوط مى‌شود،در کتابهاى مقتل (از جمله در نفس المهموم) آمده است.روز عاشورا،چون سید الشهدا(ع)هنگام وداع با اطفال و زنان،دید که دخترش سکینه از زنان کنار گرفته و در حال گریستن است، به او فرمود:

سیطول بعدى یا سکینة فاعلمى منک البکاء اذا الحمام دهانى
لا تحرقى قلبى بدمعک حسرة مادام منّى الرّوح فى جسمانى
فاذا قتلت فانت اولى بالّذى تأتینه یا خیرة النسوان [۱]

این دختر بزرگوار،که به تعبیر شیخ عباس قمى «زنى با حصافت عقل و اصابت راى و افصح و اعلم مردمان به زبان عرب و شعر و فضل و ادب»بوده است،[۲] پس از بازگشت از سفر کوفه و شام، در خانۀ پدر خود،تحت کفایت امام سجّاد(ع) قرار گرفت. وى، محضر سه امام (امام حسین، امام سجاد و امام باقر(ع)) را درک کرد. نوشته‌اند: خانه‌اش مرکز تجمّع شعرا و محلّ مناقشه و بحث و نقد ادبى بود. به شاعران بزرگ همچون فرزدق و جریر، صله عطا مى‌کرد.

سکینه به زنى مصعب بن زبیر در آمد و پس از قتل او، زوجۀ عبدالله بن عثمان گردید و پس از مرگ او، زید بن عمر با وى ازدواج کرد، ولى زید، به توصیه سلیمان بن عبد الملک او را طلاق گفت.[۳] سکینه همچنان در مدینه مى‌زیست، تا آنکه در پنجم ربیع الاول سال 117 هجرى در زمان هشام بن عبدالملک پس از هفتاد سال، در مدینه در گذشت.[۴] قبر او نیز در مدینه است.

منبع

پی‌نوشت

  1. شام سرزمین خاطره‌ها،ص 106 به نقل از «سکینه»، مقرّم، ص 266.
  2. منتهى الآمال، ج 1، ص 463.
  3. فرهنگ فارسى، معین، ج 5، ص 776.
  4. تهذیب الأسماء،نووى،ج 1،ص 163،سفینة البحار،ج1،ص 638.