حسین علی الاعظمی‌

حسین بن علی بن حبشی العبیدی الاعظمی به سال 1325 ه. ق. در یکی از محلّات بغداد به نام اعظمیّه به دنیا آمد، در سال 1927 میلادی از دانشگاه «آل البیت» فارغ التحصیل شد، او پس از مدّتی تدریس مسئولیت متمّم شریعت را در دانشکده حقوق به عهده گرفت، سپس رئیس دانشکده حقوق گردید. او تألیفات فراوانی دارد برخی از آثار او چنین است: «أحکام الأوقاف»، «مع ابن سینا»، «الاحوال الشخصیة»، «اصول الفقه»، «الوصایا» و ... وی به سال 1375 ه. ق. وفات یافت و در اعظمیّه به خاک سپرده شد. [۱]

حسین علی الاعظمی‌
زادروز 1325 ه. ق.
یکی از محلّات بغداد به نام اعظمیّه
مرگ 1375 ه. ق.
جایگاه خاکسپاری اعظمیّه
پیشه شاعر
کتاب‌ها «أحکام الأوقاف»، «مع ابن سینا»، «الاحوال الشخصیة»، «اصول الفقه» و «الوصایا»



الدمع ینطق و العیون تترجم‌عما یضم الیوم هذا المأتم

الیوم قد ذبح الحسین و آله‌ظلما و فاض الدمع و انفجر الدم [۲]


1- از آنچه که امروز در این ماتم می‌گذرد، اشک صحبت می‌کند و چشم‌ها به ترجمه‌ی آن سخنان می‌پردازد.

2- امروز حسین (ع) و خانواده‌اش به ستم کشته شدند. بدین‌سبب اشکها با خون فرومی‌ریزد.


شهید العلی ما أنت میت و انمایموت الذی یبلی و لیس له ذکر

و ما دمک المسفوک الا قیامةلها کل عام یوم عاشوره حشر

و ما دمک المسفوک الا رسالةمخلدة لم یخل من ذکرها عصر

و ما دمک المسفوک الا تحررلدنیا طغت فیها الخدیعة و الختر [۳]


1- شهید بزرگ است و نمی‌میرد. بلکه کسی می‌میرد که از یادها فراموش شود.

2- و خون ریخته‌شده‌ی تو قیامتی است که به‌وسیله‌ی آن هر سال در روز عاشورا قیامتی (حشری) برپا می‌شود.

3- و خون ریخته‌شده‌ی تو نامه‌ی جاودانه‌ای است که هیچ عصر و زمانی از آن خالی نیست.

4- و خون ریخته‌شده‌ی تو به دنیایی که در آن خدعه و خیانت و طغیان است، آزادی می‌بخشد.


لا تلمنی ان جرت عینی دماأیّ دمع ویک لم ینبجس؟!

هل تری العالم إلّا مأتماقد طغت نیرانه فی الأنفس

أیّها الباکون حولی اقتربواو اسمعوا أنشودة الدّمع الهتون [۴]


1- مرا ملامت نکنید اگر که چشمانم خون بگرید و چه اشکی است که با درک مرتبه و مظلومیت شهیدان و شدّت این حادثه بی‌اختیار سرازیر نشود.

2- آیا عالم را جز ماتمی می‌بینی که شعله‌های آن در جانها طغیان کرده است.

3- ای گریه‌کنندگان به من نزدیک شوید و این سرود را بشنوید و سیل‌آسا گریه کنید!



منابع

دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌1، ص: 570.

پی نوشت

  1. ادب الطف؛ ج 10، ص 109.
  2. همان؛ ص 112.
  3. همان؛ ص 111.
  4. همان؛ ص 103.