خواجه شمس‌الدین محمد از شاعران پارسی زبان در قرن هشتم هجری قمری است که با استناد به برخی ابیات دیوانش میتوان گرایش و علاقه او را به اهل بیت دریافت نمود.

حافظ
زمینهٔ کاری شاعر
ملیت ایرانی

زندگینامه

خواجه شمس الدین محمد متخلص به «حافظ» و ملقّب به «لسان الغیب» در سال 726 ه. ق در شیراز به دنیا آمد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. به طوری که خود می گوید:

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

برخی گفته‌اند وجه تخلص و شهرت او به حافظ، آن است که او، حافظ قرآن بوده و بسیاری از ابیات او ترجمه‌ی مفاهیم قرآنی است.

در مورد اصالت حافظ اتفاق نظر وجود ندارد. انصاری کازرونی اصل خاندان او را از عراق عجم و اهل رودآور همدان و خود حافظ را زاده و رشدیافته شیراز دانسته است[۱]. ولی فخرالزمانی قزوینی، نیای حافظ را از مردم کوپای (کوهپای) اصفهان خوانده که در روزگار اتابکان فارس، به شیراز کوچ کرده است[۲].

قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین درباره حافظ گفته است: حافظ، عارف شیراز، سردفتر اهل راز و در حقایق و معارف ممتاز بود و... ایمان او مُبرّا از عیب و ریب است.[۳] از این عبارت او نتیجه گرفته‌اند که وی قائل به تشیع حافظ بوده است.

حافظ در زمان خود تنها به لقب شمس الدین و تخلص حافظ مشهور بوده و القاب و عناوینی همچون خواجه، لسان الغیب، ترجمان الاسرار، عمدة العارفین و سلطان الشعرا و نیز نسبت او یعنی شیرازی، ظاهرا پس از مرگ او اطلاق شده است.[۴]

دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال 792 ه. ق در شیراز درگذشت. او را در کتِ شیراز یا مصلای آن شهر دفن کردند و 63 سال بعد عمارتی بر آن ساخته شد. آرامگاه کنونی او در سال 1316ه. ش ساخته شده و به نام «حافظیه» معروف است.

اشعار

منبع

پی نوشت

  1. انصاری کازرونی، ابوالقاسم، مرقوم ئنجم کتاب سلم السموات، به کوشش یحیی قریب، تهران، 1340ش.
  2. حسینی طهرانی، محمد حسین، روح مجرد (یاد نامه مرحوم حاج سیذ هاشم موسوی حداد)، انتشارات علامه طباطبایی.
  3. شوشتری، سید نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، نشر اسلامیه، چاپ اول، 1375ق.
  4. خرمشاهی،حافظ، طرح نو، 1378ش.