ابو الجنوب عبدالرحمن‌ بن زیاد جعفی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''ابو الجنوب عبدالرحمن‌ بن زیاد بن زهیر جعفی،''' یکی از سربازان عمر بن سعد بود که در کربلا حضور داشت. او از جنایتکاران حادثه کربلا است که در عصر عاشورا در حمله دسته جمعی به امام حسین (ع) شرکت داشت.<ref>- انساب الاشراف، ج3، ص407-408؛ تاریخ طبری، ج5، ص450؛ ارشاد، ج2، ص466؛ الفتوح، ج5، ص117-118؛ مقاتل الطالبیین، ص118؛ الکامل فی التاریخ، ج4، ص77؛ بحار الانوار، ج45،ص53.؛ البدایه و النهایه، ج8، ص187.</ref>
'''ابو الجنوب عبدالرحمن‌ بن زیاد بن زهیر جعفی،''' یکی از سربازان عمر بن سعد بود که در کربلا حضور داشت. او از جنایتکاران حادثه کربلا است که در عصر عاشورا در حمله دسته جمعی به امام حسین (ع) شرکت داشت.<ref>- انساب الاشراف، بلاذری، احمدبن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: 1996 – 2000 میلادی.، ج3، ص407-408؛ تاریخ طبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: 1382 – 1387 قمری / 1962 – 1967 میلادی.، ج5، ص450؛ ارشاد فی معرفة حجج‌الله علی‌العباد، شیخ مفید، محمدبن محمدبن نعمان، بیروت: 1414 قمری.، ج2، ص466؛ الفتوح، ابن اعثم کوفی، احمد، حیدر آباد دکن: 1395 قمری/ 1975 میلادی.، ج5، ص117-118؛ مقاتل الطالبیین، اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین، چاپ احمد صفر، قاهره: 1368 قمری/ 1941 میلادی.، ص118؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی‌ بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: 1385-1386 قمری.، ج4، ص77؛ بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار (ع)، علامه مجلسی، ملامحمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1362 شمسی.، ج45،ص53.؛ البدایه و النهایه، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: 1932 میلادی. ، ج8، ص187.</ref>


{{جعبه اطلاعات قاتل شهدای کربلا
{{جعبه اطلاعات قاتل شهدای کربلا
خط ۳۴: خط ۳۴:


==نقش در واقعه کربلا==
==نقش در واقعه کربلا==
ابو الجنوب، تیری به پیشانی امام زد و خون از آن جاری شد. امام تیر را درآورد و خون بر صورت و محاسنش جاری شد و فرمود: خدایا تو می‌بینی که من از دست این بندگان سرکش چه می‌کشم. بار الها شمارشان را اندک کن و ایشان را با درماندگی بمیران و بر روی زمین کسی از آنان مگذار و هرگز آنان را میامرز.<ref>- بحار الانوار، ج45،ص53.</ref>
ابو الجنوب، تیری به پیشانی امام زد و خون از آن جاری شد. امام تیر را درآورد و خون بر صورت و محاسنش جاری شد و فرمود: خدایا تو می‌بینی که من از دست این بندگان سرکش چه می‌کشم. بار الها شمارشان را اندک کن و ایشان را با درماندگی بمیران و بر روی زمین کسی از آنان مگذار و هرگز آنان را میامرز.<ref>- بحار الانوار الجامعه لدرر الائمه الاطهار (ع)، علامه مجلسی، ملامحمد باقر، تهران: مکتبه الاسلامیه، 1362 شمسی.، ج45،ص53.</ref>
سپس تیرها از هر طرف به سوی امام پرتاب شد.
سپس تیرها از هر طرف به سوی امام پرتاب شد.
==منبع==
==منبع==
۵۵۵

ویرایش