مرتضی نوربخش: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''مرتضی نوربخش''' شاعر غزلسرای معاصر ایرانی است. | '''مرتضی نوربخش''' (١٣٤٢ ه. ش) شاعر غزلسرای معاصر ایرانی است. | ||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | {{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | ||
| نام = مرتضی نوربخش | | نام = مرتضی نوربخش | ||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| زمینه فعالیت = | | زمینه فعالیت = | ||
| ملیت = | | ملیت = | ||
| تاریخ تولد = | | تاریخ تولد =١٣٤٢ ه.ش | ||
| محل تولد =لنگرود | | محل تولد =لنگرود | ||
| والدین = | | والدین = | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
|امضا = | |امضا = | ||
}} | }} | ||
==زندگینامه== | |||
مرتضی نوربخش در سال ١٣٤٢ ه. ش در لنگرود دیده به جهان گشود. وی از شاعرانی است که با انقلاب اسلامی رشد و نمو یافته است. تحصیلاتش را در زادگاهش به پایان رساند. | |||
نوربخش از سال ١٣٦٤ ه. ش همکاریاش را با مطبوعات آغاز کرد و این همکاری و همیاری هم چنان ادامه دارد. | |||
==آثار== | |||
ازمرتضی نور بخش مجموعه شعرهایی به نامهای: «باغهای نارون»، «سرزمین کودکی»، «عشقهای گمشده» چاپ و منتشر شده است. <ref>غزلهای شاعران امروز از صدر مشروطه تاکنون؛ ص 903.</ref> | |||
==آثار | |||
==اشعار== | ==اشعار== | ||
===قافلهی خورشید | ===قافلهی خورشید=== | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۱۴۰: | خط ۱۲۹: | ||
===خاک کربلا | ===خاک کربلا=== | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۴۷: | ||
===از عطش تاریخ! | ===از عطش تاریخ!=== | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۱۸۳: | خط ۱۷۲: | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
== منابع == | |||
*[http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=700738&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1590-1591.] | |||
== | |||
==پی نوشت== | ==پی نوشت== | ||
| خط ۱۹۸: | خط ۱۸۱: | ||
[[رده:شاعران فارسی زبان]] | [[رده:شاعران فارسی زبان]] | ||
[[رده:شاعران معاصر]] | [[رده:شاعران معاصر]] | ||
<references /> | |||
نسخهٔ ۲۸ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۵:۴۸
مرتضی نوربخش (١٣٤٢ ه. ش) شاعر غزلسرای معاصر ایرانی است.
| مرتضی نوربخش | |
|---|---|
![]() | |
| زادروز | ١٣٤٢ ه.ش لنگرود |
زندگینامه
مرتضی نوربخش در سال ١٣٤٢ ه. ش در لنگرود دیده به جهان گشود. وی از شاعرانی است که با انقلاب اسلامی رشد و نمو یافته است. تحصیلاتش را در زادگاهش به پایان رساند.
نوربخش از سال ١٣٦٤ ه. ش همکاریاش را با مطبوعات آغاز کرد و این همکاری و همیاری هم چنان ادامه دارد.
آثار
ازمرتضی نور بخش مجموعه شعرهایی به نامهای: «باغهای نارون»، «سرزمین کودکی»، «عشقهای گمشده» چاپ و منتشر شده است. [۱]
اشعار
قافلهی خورشید
| فصل شکوفه، فصل بهاران است | فصل بلوغ گل و گلستان است | |
| فصل قیام سرخ صنوبرها | فصل شکوه لاله و ریحانست | |
| فصل امید، فصل خوش رویش | فصل نوید بارش بارانست | |
| از مقدم نسیم سحرگاهی | گیسوی سبز باغ، پریشانست | |
| خورشید با نجابت دیرینش | از پشت ابر تیره، نمایانست | |
| در یک طرف، بهار و همه گرمی | در یک طرف، سپاه زمستانست | |
| فصل عبور قافلهی خورشید | از جادههای تیرهی دورانست | |
| دستی، طلایهدار سرافرازیست | کآیینه دار ارزش انسانست | |
| تا لحظهی مبارک جانبازی | دامان انتظار، گل افشانست | |
| دل را ز موج حادثه، پروا نیست | دریا همیشه طالب طوفانست | |
| هر عاشقی که قرعه به نامش خورد | لبّیکگوی، عازم میدانست | |
| هنگامهی نبرد عزیزان را | از دور، چشم خیمه نگهبانست | |
| تاریخ ازین مناظره در تردید | عالم ازین معامله حیران است | |
| یک سو فتاده دست علمدارست | کز او بلند، قامت ایمانست | |
| فکر وفای وعده چنان سبزست | کاین میر تشنه، مشک به دندانست! | |
| در گوش خاک، زمزمهی تکبیر | زیباترین ترانهی عرفانست | |
| شب با تمام همهمه میتازد | اما سپیده بر سر پیمانست | |
| زخم گلوی کودک شش ماهه | در ظلمت زمانه، درخشانست | |
| و آن سرو سر کشیدهی آزادی | افتاده در میانهی میدانست | |
| جسم حسین- تشنهلب تاریخ- | چون نخل نیم سوخته، عریان است | |
| گودال از تلاطم خون عشق | بیتابتر ز شعلهی طوفانست | |
| تنها نه کربلا، که زمان یکسر | در زیر پای حادثه، لرزانست |
خاک کربلا
| نیازمند درت را کرم دریغ مدار | ز اهل راه، نشان حرم دریغ مدار | |
| اگر چه دیده اقامتگاه جمال تو نیست | بر این رواق، غبار قدم دریغ مدار | |
| به شبروان، در امیّد و انتظار مبند | به خفتگان، نفس صبحدم دریغ مدار | |
| قرین درد تو بودن، سعادتیست بزرگ | از این قرین غم خویش، غم دریغ مدار | |
| دلی که آرزوی خاک کربلا دارد | از او نظارهی باغ ارم دریغ مدار | |
| طواف کعبهی جان، خاک کربلای تو بود | به شادی دلم ای محتشم دریغ مدار |
از عطش تاریخ!
| تشویش، در کجاوهی تکرارست | امیّد، در تهاجم حرمانست | |
| در راستای هجرت گلها، باز | در جنگل خزانزده بورانست | |
| بر نی، سر مبارک آن مظلوم | سر مست از تلاوت قرآنست | |
| زینب ازین مصیبت عالمسوز | تا روز حشر، سوخته دامانست | |
| آه ای حسین! ای عطش تاریخ! | شرمنده از تو آب به دورانست | |
| خورشیده پرتوی ز فروغ توست | مهتاب در نگاه تو پنهانست | |
| نام تو در جریدهی آزادی | آغاز هر نوشته و عنوانست | |
| مانند آفتاب سحر خیزست | چشمی که در عزای تو گریانست | |
| عشقت نه آتشیست شود خاموش | خورشید پارهییست که در جانست | |
| یاد تو و حماسهی گلگونت | سرسبز چون طبیعت ایمانست |
منابع
پی نوشت
- ↑ غزلهای شاعران امروز از صدر مشروطه تاکنون؛ ص 903.
