اسماعیل امینی: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
T.ramezani (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «اسماعیل امینی فرزند محمد به سال 1342 ه. ش در شهر تهران دیده به جهان گشود. تحصیلا...» ایجاد کرد) |
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''اسماعیل امینی''' شاعر معاصر ایرانی است. وی در شعر عمدتا کار کلاسیک را ترجیح میدهد و بیشتر تمایل به سرودن غزل و مثنوی دارد. | |||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | |||
| نام = اسماعیل امینی | |||
| تصویر = اسماعیل امینی.jpg | |||
| توضیح تصویر = | |||
| نام اصلی = | |||
| زمینه فعالیت = | |||
| ملیت = | |||
| تاریخ تولد =1342ه.ش | |||
| محل تولد =تهران | |||
| والدین = | |||
| تاریخ مرگ = | |||
| محل مرگ = | |||
| علت مرگ = | |||
| محل زندگی = | |||
| مختصات محل زندگی = | |||
| مدفن = | |||
|مذهب = | |||
|در زمان حکومت = | |||
|اتفاقات مهم = | |||
| نام دیگر = | |||
|لقب = | |||
|بنیانگذار = | |||
| پیشه = | |||
| سالهای نویسندگی = | |||
|سبک نوشتاری = | |||
|کتابها = | |||
|مقالهها = | |||
|نمایشنامهها = | |||
|فیلمنامهها = | |||
|دیوان اشعار = | |||
|تخلص = | |||
|فیلم ساخته بر اساس اثر = | |||
| همسر = | |||
| شریک زندگی = | |||
| فرزندان = | |||
|تحصیلات = | |||
|دانشگاه = | |||
|حوزه = | |||
|شاگرد = | |||
|استاد = | |||
|علت شهرت = | |||
| تأثیرگذاشته بر = | |||
| تأثیرپذیرفته از = | |||
| وبگاه = | |||
| imdb_id = | |||
| soure_id = | |||
| جوایز اسکار = | |||
| جوایز آفی = | |||
| جایزه اریل = | |||
| جوایز بافتا = | |||
| جوایز سزار = | |||
| جوایز امی = | |||
| filmfareawards = | |||
| جوایز جمینای = | |||
| جوایز گوی طلایی = | |||
| جوایز تمشک طلایی = | |||
| جوایز گویا = | |||
| جوایز گرمی = | |||
| جوایز ایفتا = | |||
| جوایز لورنس الیور = | |||
| naacpimageawards = | |||
| جوایز فیلم ملی = | |||
| جوایز ساگه = | |||
| جوایز تونی = | |||
| جوایز سیمرغ بلورین = | |||
| جوایز جشن سینمای ایران = | |||
| جوایز حافظ = | |||
| جوایز = | |||
|گفتاورد = | |||
|امضا = | |||
}} | |||
==دربارهی شاعر== | |||
اسماعیل امینی فرزند محمد به سال 1342 ه. ش در شهر تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی از دانشگاه تهران ادامه داد. | اسماعیل امینی فرزند محمد به سال 1342 ه. ش در شهر تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی از دانشگاه تهران ادامه داد. | ||
وی از نوجوانی شروع به سرودن شعر نمود و اشعارش در روزنامهها و مجلات به چاپ رسیده است. هم اکنون کارشناس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مدیر آموزش انجمن شاعران ایران میباشد. | وی از نوجوانی شروع به سرودن شعر نمود و اشعارش در روزنامهها و مجلات به چاپ رسیده است. هم اکنون کارشناس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مدیر آموزش انجمن شاعران ایران میباشد. | ||
==آثار شاعر== | |||
تاکنون دو کتاب از امینی یکی بنام «نگاه دیگر» که مجموعه یادداشتهایی درباره تحلیل شعر است و دیگر بنام «گزیده اشعار طنز» به بازار نشر عرضه شده است. | تاکنون دو کتاب از امینی یکی بنام «نگاه دیگر» که مجموعه یادداشتهایی درباره تحلیل شعر است و دیگر بنام «گزیده اشعار طنز» به بازار نشر عرضه شده است. | ||
==اشعار== | |||
===عصر عاشورا:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۳۰: | خط ۱۱۶: | ||
===غروبها:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۸۹: | خط ۱۷۵: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1588-1589. | *دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1588-1589. | ||
==پی نوشت== | ==پی نوشت== | ||
نسخهٔ ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۳:۲۵
اسماعیل امینی شاعر معاصر ایرانی است. وی در شعر عمدتا کار کلاسیک را ترجیح میدهد و بیشتر تمایل به سرودن غزل و مثنوی دارد.
| اسماعیل امینی | |
|---|---|
| زادروز | 1342ه.ش تهران |
دربارهی شاعر
اسماعیل امینی فرزند محمد به سال 1342 ه. ش در شهر تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد ادبیات فارسی از دانشگاه تهران ادامه داد.
وی از نوجوانی شروع به سرودن شعر نمود و اشعارش در روزنامهها و مجلات به چاپ رسیده است. هم اکنون کارشناس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و مدیر آموزش انجمن شاعران ایران میباشد.
آثار شاعر
تاکنون دو کتاب از امینی یکی بنام «نگاه دیگر» که مجموعه یادداشتهایی درباره تحلیل شعر است و دیگر بنام «گزیده اشعار طنز» به بازار نشر عرضه شده است.
اشعار
عصر عاشورا:
| آنگاه آسمان به زمین کوچید | غلتید روی خاک تن خورشید | |
| تصویرِ ماهِ تشنه در آب افتاد | از شرم و بُهت رود به خود پیچید | |
| و آنگه نصیب آب نشیب افتاد | آنجا که ماه تشنه به خون غلتید | |
| گهوارهای شکسته، سراسیمه | در آتش محاصره میلرزید | |
| آتش دریده چشم، چو گرگی هار | خون از زمینِ تف زده میلیسید | |
| آتش نشست و باد به پادافره | خاکی به چشم آب روان پاشید | |
| آتش نشست و باد هما وا شد | با مویههای قافلهی تبعید | |
| با اخترانِ خاک که میرفتند | همراه نیزهها و سرِ خورشید |
غروبها:
| از راه میرسند پدرها غروبها | دنیای خانه روشن و زیبا غروبها | |
| از راه میرسند، پدرها و خانهها | آغوش میشوند سراپا غروبها | |
| از راه میرسند و به آغوش میکشند | با اشتیاق کودک خود را غروبها | |
| از راه میرسند و هیاهوی بچههاست | زیباترین ترانهی دنیا غروبها | |
| در چشمهای منتظران گرگ و میش عصر | محو است در شکوهِ تماشا غروبها | |
| در چشمهای دخترکان شوق دیگریست | شوقِ دوباره دیدنِ بابا غروبها |
| بعد از هزار سال همان شوق شعلهور | در چشمهای منتظر ما غروبها | |
| بعد از هزار سال من و کودکان شام | تنها نشستهایم همین جا غروبها | |
| اینجا پدر خرابهی شام است کوفه نیست | اینجا بیا به دیدنِ ما با غروبها | |
| بابا بیا که بر دلمان زخمها زده | دیروز تازیانه و حالا غروبها | |
| بابا بیا که بغض مرا وا نکرده است | نه زخم تازیانه نه حتی غروبها | |
| دست تو را بهانه گرفتهست بغض من | بابا ز راه میرسد آنک غروبها | |
| دست تو را بهانه گرفته که بشکفد | بغضم میانِ دست تو تنها غروبها | |
| بابا بیا کنار من و این پیاله آب | که تشنهایم هر دو تو را تا غروبها | |
| از جادهها بیایی و رفع عطش کنی | از جادهها بیایی ... اما غروبها | |
| بسیار رفتهاند و نیامد پدر هنوز | بسیار رفتهاند خدایا غروبها |
| کمکم پیاله موج زد و چشم روشنش | چون لحظههای غربت دریا غروبها | |
| خاموش گشت و بر سر سنگی نهاد سر | دختر به یادِ زانوی بابا غروبها |
| بعد از هزار سال هنوز اشک میچکد | از مشک پارهپارهی سقّا غروبها |
منابع
- دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1588-1589.