مهدی جهاندار: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
T.ramezani (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
T.ramezani (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
|امضا = | |امضا = | ||
}} | }} | ||
نسخهٔ ۲۴ مهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۴:۳۷
مهدی جهاندار، فرزند منوچهر به سال 1358 شمسی در اصفهان متولد شد. او از شاعران معاصر فارسی زبان است که در وصف امام حسین (ع)، اشعاری را سروده است.
| مهدی جهاندار | |
|---|---|
| زادروز | 1358 ه.ش اصفهان |
| پدر و مادر | منوچهر جهاندار |
| ملیت | ایرانی |
| مدرک تحصیلی | کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد نجفآباد |
زندگینامه مهدی جهاندار
مهدی جهاندار تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در اصفهان گذراند و کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه آزاد نجفآباد اخذ نمود. ایشان در چندین جشنواره و کنگره همچون جشنواره علوی ساری، شعر عاشورایی شیراز، خاکیتر از مزار مسجد بلال تهران شرکت و برگزیده شده است. همسر ایشان خانم زهرا سپه کار نیز شاعر است. [۱]
اشعار
| قافله را تا زدند بانگ رحیلا | ولولهای شد که یا حسین دخیلا | |
| قافله میرفت بیحسین و لیکن | دشمن او تا به حشر خوار و ذلیلا | |
| بر سرِ نیها «سری به نیزه بلند است» | سر چه سری وَه چه با شکوه و جلیلا | |
| خواهر غمدیده رو به سوی برادر | گفت که یارانمان کمند، قلیلا | |
| ناله قرآن ز روی نیزه برآمد | گفت که خواهر معَ الرسول سَبیلا | |
| خواهر من بعد من غریب نمانی | عشق تو سجّاد، فاتّخِذهُ وَکیلا | |
| گفت هوا گرم و راه شام زیاد است | گفت لکَ فی النهارِ سبحَ طویلا | |
| گفت که شب را کجا بدون تو باشم | گفت قُم الیل را وَ أقوَمُ قیلا | |
| گفت که بی تو چگونه خطبه بخوانم | گفت سنُلقی علیک قولَ ثقیلا | |
| گفت که از گوشه خرابه چه گویی | گفت بهشت است جَنّه وَ نخیلا | |
| گفت که با درد تازیانه چه سازیم | گفت صبوری کنید صبرَ جَمیلا | |
| گفت که صبراً عَلی قضائِک یا عشق | فاتّخذ الله زینباً بخلیلا [۲] | |
| گفت که هیهات مِنّا الذله جماعت | ثمّ جَعلنا الحسین علیه دلیلا [۳] | |
| گفت حسینش که من شهید تو هستم | گفت خدا شاءَ أن یراک قتیلا |
| روضهخوان گفت که لیلا پسری داشت که رویش | به درخشندگی ماه که عباس عمویش | |
| روضهخوان گفت که لیلا پسری داشت که مجنون | پسری داشت که میرفت و نگاه تو به سویش | |
| پسری خوش قد و قامت پسری صبح قیامت | روضهخوان گفت که در باد پریشان شده مویش | |
| آسمان بار امانت نتوانست کشیدن | که بریدند... خدایا که شکستند سبویش | |
| روضهخوان تاب نیاورد عمو آب نیاورد | روضهخوان آمد و زانو زد و بوسید گلویش |
منابع
طرحی نو در دانشنامه شعر عاشورایی، مرضیه محمدزاده، ج 2، ص: 1154-1155.