کاظم جیرودی: تفاوت میان نسخهها
T.ramezani (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «کاظم جیرودی در سال 1328 ه. ش در یکی از روستاهای شمیرانات به دنیا آمد. به دلیل فقر...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''کاظم جیرودی''' (1328 ه. ش) شاعر معاصر ایرانی است. | |||
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده | |||
| نام = کاظم جیرودی | |||
| تصویر = محمد کاظم جیرودی resize.jpg | |||
| توضیح تصویر = | |||
| نام اصلی = | |||
| زمینه فعالیت = | |||
| ملیت = | |||
| تاریخ تولد =1328ه.ش | |||
| محل تولد =شمیرانات | |||
| والدین = | |||
| تاریخ مرگ = | |||
| محل مرگ = | |||
| علت مرگ = | |||
| محل زندگی = | |||
| مختصات محل زندگی = | |||
| مدفن = | |||
|مذهب = | |||
|در زمان حکومت = | |||
|اتفاقات مهم = | |||
| نام دیگر = | |||
|لقب = | |||
|بنیانگذار = | |||
| پیشه = | |||
| سالهای نویسندگی = | |||
|سبک نوشتاری = | |||
|کتابها = | |||
|مقالهها = | |||
|نمایشنامهها = | |||
|فیلمنامهها = | |||
|دیوان اشعار = | |||
|تخلص = | |||
|فیلم ساخته بر اساس اثر = | |||
| همسر = | |||
| شریک زندگی = | |||
| فرزندان = | |||
|تحصیلات = | |||
|دانشگاه = | |||
|حوزه = | |||
|شاگرد = | |||
|استاد = | |||
|علت شهرت = | |||
| تأثیرگذاشته بر = | |||
| تأثیرپذیرفته از = | |||
| وبگاه = | |||
| imdb_id = | |||
| soure_id = | |||
| جوایز اسکار = | |||
| جوایز آفی = | |||
| جایزه اریل = | |||
| جوایز بافتا = | |||
| جوایز سزار = | |||
| جوایز امی = | |||
| filmfareawards = | |||
| جوایز جمینای = | |||
| جوایز گوی طلایی = | |||
| جوایز تمشک طلایی = | |||
| جوایز گویا = | |||
| جوایز گرمی = | |||
| جوایز ایفتا = | |||
| جوایز لورنس الیور = | |||
| naacpimageawards = | |||
| جوایز فیلم ملی = | |||
| جوایز ساگه = | |||
| جوایز تونی = | |||
| جوایز سیمرغ بلورین = | |||
| جوایز جشن سینمای ایران = | |||
| جوایز حافظ = | |||
| جوایز = | |||
|گفتاورد = | |||
|امضا = | |||
}} | |||
==زندگینامه== | |||
کاظم جیرودی در سال 1328 ه. ش در یکی از روستاهای شمیرانات به دنیا آمد. به دلیل فقر زیاد خانوادگی، تحصیلات را تا سوم دبیرستان ادامه داد و به کار پرداخت و توانست در ضمن کار علیرغم علاقه به رشتهی ادبیات دیپلم ریاضی خود را اخذ نماید. | کاظم جیرودی در سال 1328 ه. ش در یکی از روستاهای شمیرانات به دنیا آمد. به دلیل فقر زیاد خانوادگی، تحصیلات را تا سوم دبیرستان ادامه داد و به کار پرداخت و توانست در ضمن کار علیرغم علاقه به رشتهی ادبیات دیپلم ریاضی خود را اخذ نماید. | ||
از نوجوانی به ادبیات و سرودن شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان به شعر و داستان روی آورد. | از نوجوانی به ادبیات و سرودن شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان به شعر و داستان روی آورد. | ||
جیرودی سابقه کار اداری در چندین سازمان و شرکت دولتی را دارد و هم اینک مدیر روابط عمومی اتوبوسرانی تهران میباشد. | جیرودی سابقه کار اداری در چندین سازمان و شرکت دولتی را دارد و هم اینک مدیر روابط عمومی اتوبوسرانی تهران میباشد. | ||
جیرودی در طول فعالیتهای فرهنگی خود با حوزهی هنری تهران، صدا و سیما، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و برخی از انجمنهای ادبی همکاری داشته است. | جیرودی در طول فعالیتهای فرهنگی خود با حوزهی هنری تهران، صدا و سیما، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و برخی از انجمنهای ادبی همکاری داشته است. | ||
==آثار== | |||
از جیرودی تاکنون آثار متعددی به چاپ رسیده است که از آن جمله: «نامهای از بستر مرگ» (مجموعه داستان)، «گنج بران» (مجموعه داستان)، «شب وصال» (مجموعه داستان)، «داغ عشق» (مجموعه شعر)، «رنگین کمان دلتنگی» (مجموعه شعر)، «گزیده ادبیات معاصر شماره 108» و چند کتاب داستانی برای کودکان و نوجوانان. در زمینه شعر عاشورایی مجموعهای بنام لحظههای تب آلود کربلا از وی به بازار نشر راه یافته است. | |||
==اشعار== | |||
===سرو زیبا:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۳۴: | خط ۱۰۶: | ||
==='آینه دلها:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۵۸: | خط ۱۳۰: | ||
===آیات محکم:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۸۲: | خط ۱۵۴: | ||
===آیه عشق:=== | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۸۰: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب| گلی زیبا در آغوش حسین است|نه گل، یک غنچه بر دوش حسین است }} | {{ب| گلی زیبا در آغوش [[حسین]] است|نه گل، یک غنچه بر دوش حسین است }} | ||
{{ب| علی اصغر تبسم بر لبش ماند|تحیر نطق خاموش حسین است }} | {{ب| علی اصغر تبسم بر لبش ماند|تحیر نطق خاموش حسین است }} | ||
| خط ۱۵۳: | خط ۲۲۵: | ||
{{ب| شهرهی شهر شدم در طلب وصل تو من|جز وصال تو نباشد، به سر افکار دگر }} | {{ب| شهرهی شهر شدم در طلب وصل تو من|جز وصال تو نباشد، به سر افکار دگر }} | ||
{{ب| کربلا قبلهی عشق است و منم در محراب|لبم آمادهی ذکر است به گفتار دگر }} | {{ب| [[کربلا]] قبلهی عشق است و منم در محراب|لبم آمادهی ذکر است به گفتار دگر }} | ||
{{ب| تا حسین (ع) است مرا روی سخن «جیرودی»|نکنم غیر ثنایش به جهان کار دگر <ref> میراث عشق؛ ص 256.</ref> }} | {{ب| تا حسین (ع) است مرا روی سخن «جیرودی»|نکنم غیر ثنایش به جهان کار دگر <ref> میراث عشق؛ ص 256.</ref> }} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1446-1448. | *[http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=700738&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1446-1448.] | ||
==پی نوشت== | ==پی نوشت== | ||
| خط ۱۷۳: | خط ۲۳۸: | ||
[[رده:شاعران فارسی زبان]] | [[رده:شاعران فارسی زبان]] | ||
[[رده:شاعران معاصر]] | [[رده:شاعران معاصر]] | ||
<references />{{شاعران}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۵ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۰:۱۳
کاظم جیرودی (1328 ه. ش) شاعر معاصر ایرانی است.
| کاظم جیرودی | |
|---|---|
![]() | |
| زادروز | 1328ه.ش شمیرانات |
زندگینامهویرایش
کاظم جیرودی در سال 1328 ه. ش در یکی از روستاهای شمیرانات به دنیا آمد. به دلیل فقر زیاد خانوادگی، تحصیلات را تا سوم دبیرستان ادامه داد و به کار پرداخت و توانست در ضمن کار علیرغم علاقه به رشتهی ادبیات دیپلم ریاضی خود را اخذ نماید.
از نوجوانی به ادبیات و سرودن شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان به شعر و داستان روی آورد. جیرودی سابقه کار اداری در چندین سازمان و شرکت دولتی را دارد و هم اینک مدیر روابط عمومی اتوبوسرانی تهران میباشد. جیرودی در طول فعالیتهای فرهنگی خود با حوزهی هنری تهران، صدا و سیما، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و برخی از انجمنهای ادبی همکاری داشته است.
آثارویرایش
از جیرودی تاکنون آثار متعددی به چاپ رسیده است که از آن جمله: «نامهای از بستر مرگ» (مجموعه داستان)، «گنج بران» (مجموعه داستان)، «شب وصال» (مجموعه داستان)، «داغ عشق» (مجموعه شعر)، «رنگین کمان دلتنگی» (مجموعه شعر)، «گزیده ادبیات معاصر شماره 108» و چند کتاب داستانی برای کودکان و نوجوانان. در زمینه شعر عاشورایی مجموعهای بنام لحظههای تب آلود کربلا از وی به بازار نشر راه یافته است.
اشعارویرایش
سرو زیبا:ویرایش
| سرو زیبایم میان لالهها افتاده است | نوگل من در دل صحرا ز پا افتاده است | |
| هرکجا را چشم دوزم، نوگلی پرپر شده | سر جدا افتاده و پیکر جدا افتاده است | |
| شبه روی مصطفی در سرزمین کربلا | در کنار جسم مردان خدا افتاده است | |
| سینه میسوزد ز داغ لالههای باغ عشق | در گلستانی که طوفان بلا افتاده است | |
| در کنار چشمهی عشق و امید و آرزو | با گلوی تشنه فرزندم چرا افتاده است | |
| من صدای اکبرم را در میان خاک و خون | بارها بشنیدهام یا رب کجا افتاده است؟ | |
| نوجوانم رفت و پشتم از فراق او شکست | حنجر خشکم خدایا از نوا افتاده است | |
| زینب محزون زند بر سر ز هجران علی | آتشی از داغ او در خیمهها افتاده است | |
| باز «جیرودی» نوای تازهای آغاز کرد | این دل تنگم به یاد کربلا افتاده است |
'آینه دلها:ویرایش
| ای ماه بنی هاشم، جانها به فدای تو | خورشید جهان آرا مفتون لقای تو | |
| پیمان وفا بستی در عرصهی عاشورا | آئینه دلها شد میثاق و وفای تو | |
| سر در طبق اخلاص بنهادی و جان دادی | ای آیت جانبازی، جانها به فدای تو | |
| آتش به دل و جان زد آن لحظه که بر میخاست | فریاد برادر جان از گلبن نای تو | |
| آن دم که صدای تو از شطّ فرات آمد | خم گشته کمر آمد، مولا به هوای تو | |
| برخیز و برادر را دریاب برادر جان | چون فاطمه میگرید اینک ز برای تو | |
| یک جرعه ننوشیدی در غیبت طفلان آب | شد آب فرات آب از آن شرم و حیای تو | |
| گردیده جدا دستت در راه خدا اما | حلّال مسائل شد آن دست جدای تو | |
| هرچند که «جیرودی» در وصف تو میگوید | کم گفته خدا داند در مدح و ثنای تو |
آیات محکم:ویرایش
| ذریّهی رسول که پاکان عالمند | اسطورههای پاکی اولاد آدمند | |
| از کوچک و بزرگ فروغ هدایتند | در روی آسمان و زمین نور باهمند | |
| زان طفل شیرخوار علی اصغر شهید | تا شیر حق علی همه حق مسلمند | |
| از درس مکتب گل ششماههی حسین | بهرهپذیر عشق همه خلق عالمند | |
| پروردگان بزم شهیدان کوی عشق | زنهای پاک جمله به مانند مریمند | |
| خون گلوی اصغر و باب شهید او | بر زخمهای عشق چو دارو و مرهمند | |
| اینان نشانههای خدایند و در زمین | چون سورهی الهی و آیات محکمند | |
| داده ندا به خون علی عاشقان حق | پویندگان راه خداوند اعظمند | |
| روز جزا سروش و همهی دلشکستهگان | مهمان خاندان رسول مکرمند |
آیه عشق:ویرایش
| بیتو من در ظلمت شب راه را گم کردهام | چهرهی نورانی آن ماه را گم کردهام | |
| پیش رویم بر فراز نی تو میرفتی و من | در مسیر کاروان همراه را گم کردهام | |
| یک گلستان لاله با من بود هنگام سفر | در بیابانهای غربت راه را گم کردهام | |
| بیحسینم میروم منزل به منزل با شتاب | کربلا، آن دلبر دلخواه را گم کردهام | |
| در اسارت از میان نور چشمان حسین | آیهای از عشق ثار اللّه را گم کردهام | |
| با بلای کوی جانان ساختم تا سوختم | دم زدم از عشق و سوز آه را گم کردهام |
| قیامت گشته بر پای ای دل ای دل | در این دامان صحرا ای دل ای دل | |
| ز سوز تشنگی جان میسپارد | عزیز جان زهرا، ای دل ای دل |
| گلی زیبا در آغوش حسین است | نه گل، یک غنچه بر دوش حسین است | |
| علی اصغر تبسم بر لبش ماند | تحیر نطق خاموش حسین است |
| حسین بن علی غوغا به پا کرد | کلاس عشق و آزادی بنا کرد | |
| ز خون پاک هفتاد و دو لاله | گلستانی بنا در کربلا کرد |
| حسین از خون اصغر تا وضو کرد | وصال روی جانان آرزو کرد | |
| نماز از حرمت خون شهیدان | خدا داند که کسب آبرو کرد |
| قیامت قامتی قامت به پا کرد | به میثاق خدای خود وفا کرد | |
| کنار لالههای باغ ایثار | نماز عشق را در خون ادا کرد |
| کنار دجله تا مهتاب گل کرد | به پیش چشم مستش آب گل کرد | |
| فراسوی نگاهش در دل آب | گلوی تشنهای بیتاب گل کرد |
| ترک دیدار تو کردم، پی دیدار دگر | تا ببینم رخ زیبای تو را، بار دگر | |
| جز تو ای دوست مرا مونس و غمخواری نیست | نپسندد دل من، غیر تو دلدار دگر | |
| حرمت کعبهی عشق است و دل من هرگز | نزند پر به هوای حرم یار دگر | |
| من خریدار بلا در سر بازار توام | نفروشم دل خون را به خریدار دگر | |
| شهرهی شهر شدم در طلب وصل تو من | جز وصال تو نباشد، به سر افکار دگر | |
| کربلا قبلهی عشق است و منم در محراب | لبم آمادهی ذکر است به گفتار دگر | |
| تا حسین (ع) است مرا روی سخن «جیرودی» | نکنم غیر ثنایش به جهان کار دگر [۱] |
منابعویرایش
پی نوشتویرایش
- ↑ میراث عشق؛ ص 256.
