جعفر بابایی حلاج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
{{ب| در خیمهگه نیافت چو در مشک آب آب|آنگه سکینه کرد به سقّا خطاب، آب }} | {{ب| در [[خیمهگاه|خیمهگه]] نیافت چو در [[مشک]] آب آب|آنگه [[سکینه]] کرد به سقّا خطاب، آب }} | ||
{{ب| سیرابتر ز لعل بدخشان چو داشت، لب|موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب }} | {{ب| سیرابتر ز لعل بدخشان چو داشت، لب|موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب }} | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
{{ب| در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس|الماس نور یافته از آفتاب، آب }} | {{ب| در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس|الماس نور یافته از آفتاب، آب }} | ||
{{ب| تا پیش لب ببرد کف آب را بریخت|از شرم شد به حضرت عبّاس آب، آب }} | {{ب| تا پیش لب ببرد کف [[آب]] را بریخت|از شرم شد به حضرت [[عباس ابن علی(ع)|عبّاس]] آب، آب }} | ||
{{ب| هرچند تشنه بود ولی تر نکرد لب|دامن گرفت از پسر بو تراب، آب }} | {{ب| هرچند تشنه بود ولی تر نکرد لب|دامن گرفت از پسر بو تراب، آب }} | ||
{{ب| لب تشنه شد برون ز فرات آن بزرگ مرد|با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب آب }} | {{ب| لب تشنه شد برون ز [[فرات]] آن بزرگ مرد|با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب آب }} | ||
{{ب| بیدستی و، حفاظت مشک و با عناد خصم|گردد سیاه خانهی صبرت، بر آب، آب }} | {{ب| بیدستی و، حفاظت مشک و با عناد خصم|گردد سیاه خانهی صبرت، بر آب، آب }} | ||
{{ب| تا ماه را، | {{ب| تا ماه را، [[عمود]]، هلالی نمود، ریخت|بر دامن سپهر، ز چشم سحاب آب }} | ||
{{ب| تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک|عبّاس را نمود ازین غم کباب، آب }} | {{ب| تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک|عبّاس را نمود ازین غم کباب، آب }} | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
{{ب| اسرار قبر کوچک و آن قامت رشید|افشا کند به عرصهی یوم الحساب، آب }} | {{ب| اسرار قبر کوچک و آن قامت رشید|افشا کند به عرصهی یوم الحساب، آب }} | ||
{{ب| گوید سخن ز سوز جگر گوشهی حسین (ع)|«حلاج» بگذر چو زهر نهر آب، آب }} | {{ب| گوید سخن ز سوز جگر گوشهی [[حسین بن على (ع)|حسین (ع)]]|«حلاج» بگذر چو زهر نهر آب، آب }} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
== منابع == | ==منابع== | ||
* [http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=700738&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1335.] | *[http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=700738&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دانشنامهی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج 2، ص: 1335.] | ||
==پی نوشت== | ==پی نوشت== | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
[[رده:شاعران فارسی زبان]] | [[رده:شاعران فارسی زبان]] | ||
[[رده:شاعران معاصر]] | [[رده:شاعران معاصر]] | ||
<references /> | <references />{{شاعران}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۲۹
جعفر بابایی یکی از شاعران معاصر است.
| جعفر بابایی | |
|---|---|
| زادروز | 1315 ه. ش تهران |
| سبک نوشتاری | غزل و قصیده به سبک هندی |
| تخلص | «حلاج» |
زندگینامهویرایش
جعفر بابایی متخلّص به «حلاج» فرزند علی کرم در سال 1315 ه. ش در تهران قدم به عرصهی هستی نهاد. حلاج، با تحصیلات رسمی اندک به شغل حلّاجی و ندّافی اشتغال دارد و براساس همین پیشه است که تخلّص «حلّاج» را برای خود برگزیده است.
از هیجده سالگی شروع به سرودن شعر نمود و اشعارش بیشتر در قالب غزل و قصیده به سبک هندی و اکثر در مدایح و مراثی ائمهی اطهار است. [۱]
اشعارویرایش
سرچشمهی حیاتویرایش
| در خیمهگه نیافت چو در مشک آب آب | آنگه سکینه کرد به سقّا خطاب، آب | |
| سیرابتر ز لعل بدخشان چو داشت، لب | موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب | |
| عالم به سیل اشک نشست آن زمان، که گفت | سرچشمهی حیات دو عالم به باب، آب | |
| اذن نبرد، سرور لب تشنگان نداد | فرمود، با محیط ادب، آن جناب، آب | |
| عبّاس را به سینهی بیکینه، زد شرار | شد تا به نهر علقمه در پیچ و تاب، آب | |
| صفهای سرکشان ز کف داده این شکست | آنسان که گشت خیره ازین فتح باب، آب | |
| در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس | الماس نور یافته از آفتاب، آب | |
| تا پیش لب ببرد کف آب را بریخت | از شرم شد به حضرت عبّاس آب، آب | |
| هرچند تشنه بود ولی تر نکرد لب | دامن گرفت از پسر بو تراب، آب | |
| لب تشنه شد برون ز فرات آن بزرگ مرد | با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب آب | |
| بیدستی و، حفاظت مشک و با عناد خصم | گردد سیاه خانهی صبرت، بر آب، آب | |
| تا ماه را، عمود، هلالی نمود، ریخت | بر دامن سپهر، ز چشم سحاب آب | |
| تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک | عبّاس را نمود ازین غم کباب، آب | |
| اسرار قبر کوچک و آن قامت رشید | افشا کند به عرصهی یوم الحساب، آب | |
| گوید سخن ز سوز جگر گوشهی حسین (ع) | «حلاج» بگذر چو زهر نهر آب، آب |
منابعویرایش
پی نوشتویرایش
- ↑ شاعران تهران از آغاز تا امروز؛ ج 1، ص 293.