محتشم کاشانی‌: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''محتشم کاشانی''' ار شاعران فارسی زبان است که ترکیب بند او یکی از مشهور‌ ترین مرثیه برای شهیدان کربلا است.
'''محتشم کاشانی''' (۹۰۵ ه. ق-۹۹۶ ه. ق) از شاعران فارسی زبان است که ترکیب بند او یکی از مشهور‌ترین مرثیه‌ها برای شهیدان [[کربلا]] می‌باشد.
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| نام                    =شمس الشعرای کاشانی
| نام                    =شمس‌الشعرای کاشانی
| تصویر                  =شمس الشعرای کاشانی.jpg
| تصویر                  =شمس الشعرای کاشانی.jpg
| اندازه تصویر            =
| اندازه تصویر            =
خط ۸: خط ۸:
| زمینه فعالیت          =
| زمینه فعالیت          =
| ملیت                  =
| ملیت                  =
| تاریخ تولد            =905 ه.ق
| تاریخ تولد            =۹۰۵ ه.ق
| محل تولد                =کاشان
| محل تولد                =کاشان
| والدین                = میر احمد کاشانی
| والدین                = میراحمد کاشانی
| تاریخ مرگ              =996 ه.ق
| تاریخ مرگ              =۹۹۶ ه.ق
| محل مرگ                =کاشان
| محل مرگ                =کاشان
| علت مرگ                =
| علت مرگ                =
خط ۲۵: خط ۲۵:
| سال‌های نویسندگی        =
| سال‌های نویسندگی        =
|سبک نوشتاری            =
|سبک نوشتاری            =
|کتاب‌ها                =
|کتاب‌ها                =دیوان محتشم
|مقاله‌ها                =
|مقاله‌ها                =
|نمایشنامه‌ها            =
|نمایشنامه‌ها            =
خط ۴۷: خط ۴۷:
|امضا                  =
|امضا                  =
}}
}}
==زندگینامه==
شمس‌الشعرای کاشانی، حسان‌العجم، <ref>حسان العجم: این لقب معمولا برای شعرایی به کار می‌رود که در منقبت و مرثیه یا مضامین دینی سخن گفته‌اند. در ادب فارسی نخستین بار «خاقانی» بدان ملقب شد.</ref> مولانا سیّد کمال‌الدّین علی فرزند خواجه میر احمد کاشانی متخلّص به محتشم، شاعر اوایل عهد صفوی و از معاصرین شاه طهماسب صفوی است. وی در حدود سال ۹۰۵ ه. ق در کاشان متولّد شد، نزدیک به ۹۱ سال زیست و به سال ۹۹۶ ه. ق در زادگاه خود، از دنیا رفت. محتشم، پس از تحصیل مقدمات علوم زمان خود به «شعربافی» پرداخت که در اشعار زیادی به این حرفه‌ی خود اشاره کرده‌است. محتشم به دلیل درد مزمن پا، سفرهای زیادی نداشته‌است. ولی در شمار سفرهای او، چند سفر به اصفهان، عتبات‌عالیات و خراسان را نوشته‌اند. محتشم اشعاری در مدح سلاطین و شاهزادگان صفوی، به ویژه شاه طهماسب و فرزندان او سرود. همچنین شش رباعی در زمان سلطنت شاه اسماعیل دوم سروده که مشهور است. وقار شیرازی (م ۱۲۹۸ ه. ق) رساله‌ای در شرح این شش رباعی نوشته‌است.<ref>رساله‌ی وقار شیرازی در مجلّه ارمغان چاپ شده است (سال ۱۴، ص ۷۱۳- ۷۲۲؛ و سال ۱۵ ص ۷۳، ۷۷، ۱۰۰، ۱۰۷، ۲۲۶ و ۲۳۶) متن این شش رباعی در اکثر کتب تراجم آمده است.</ref> به علاوه، محتشم در دوره‌ی گسترش روابط شعرای ایرانی با شبه قاره‌ی هندوستان می‌زیست<ref>برای تفصیل مطالب در این زمینه، رجوع شود به اصل مقاله‌ی دکتر سادات ناصری، ص ۱۰۵ و ۱۱۱.</ref> و با اینکه خود به هندوستان نرفت، ولی اشعاری توسط برادرش عبدالغنی به نزد سلاطین آن خطّه فرستاده‌شد. محتشم در سال ۹۹۶ ه. ق درگذشت. مدفن وی در کاشان مشهور است و حتی محلّه‌ای که این مدفن در آن است به نام «محلّه‌ی محتشم» شهرت دارد.


==ترکیب‌بند==
به گفته «اسکندر بیک منشی»، زمانی که محتشم قصیده‌ای در مدح «پری خان خانم» (دختر شاه طهماسب) سرود و خبر آن به شاه طهماسب رسید، وی را به سرودن اشعاری در مدایح و مراثی اهل بیت عصمت(ع) تشویق کرد.<ref>تاریخ ادبیات ایران، دکتر صفا؛ ج ۵، بخش دوم، ص ۷۹۳ و ۷۹۴.</ref> پس از این تشویق، محتشم، ابتدا در استقبال از هفت بند ملاحسن کاشی ترکیب‌بندی در مدح حضرت علی(ع) سرود.<ref>همانجا.</ref>  گفته شده‌است که محتشم شبی در عالم رؤیا به خدمت امام علی(ع) رسید و امام از او خواست تا در مصیبت [[حسین|حسین(ع)]] مرثیه‌ای بسراید با این مطلع:{{شعر}}
{{م|«باز این چه شورش است که در خلق عالم است» <ref>ریحانة الادب؛ ج ۵، ص ۲۲۶ و ۲۲۷.</ref>}}
{{پایان شعر}}


این مرثیه سروده شد و از همان روزهای آغازین، مورد توجه و استقبال قرار گرفت.


==درباره‌ی شاعر==
مرحوم شیخ عبّاس قمی می‌نویسد: «محتشم شاعر، صاحب مراثی معروفه که در جمیع تکایا و مجالس ماتم اباعبداللّه‌الحسین(ع) بر در و دیوار آن نصب شده‌است و گویا که از حزن و اندوه، آن اشعار نگاشته شده یا از خاک کربلا سرشته شده‌است. این اشعار، مثل مصیبت حضرت اباعبداللّه(ع) به هیچ وجه مندرس نمی‌شود و این کشف می‌کند از عظمت بزرگی مرتبت و کثرت معرفت محتشم».<ref> هدیة الاحباب؛ ص ۲۵۲.</ref>


 
==آثار==
 
[http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=1336081&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دیوان] محتشم مشتمل بر: قصاید، غزلیات، مراثی، مدایح، قطعات، رباعیات و مثنویات است که قسمت قصاید را «جامع‌اللطایف» و قسمت غزلیات را «نقل عشّاق» نامیده‌است. <ref> دیوان مولانا محتشم کاشانی، مقدمه.</ref>
 
 
 
 
 
 
==زندگینامه==
شمس الشعرای کاشانی، حسان العجم، <ref>حسان العجم: این لقب معمولا برای شعرایی به کار می‌رود که در منقبت و مرثیه یا مضامین دینی سخن گفته‌اند. در ادب فارسی نخستین بار «خاقانی» بدان ملقب شد.</ref> مولانا سیّد کمال الدّین علی فرزند خواجه میر احمد کاشانی متخلّص به محتشم، شاعر اوایل عهد صفوی و از معاصرین شاه طهماسب صفوی است. در حدود سال 905 ه ق. در کاشان متولّد شد، نزدیک به 91 سال زیست و به سال 996 هجری در زادگاه خود، رخت به سرای باقی برد. محتشم، پس از تحصیل مقدمات علوم زمان خود به «شعربافی» پرداخت که در اشعار عدیده‌ای به این حرفه‌ی خود اشاره کرده است. محتشم به دلیل درد مزمن پا، سفرهای زیادی نداشته است. ولی در شمار سفرهای او، چند سفر به اصفهان، عتبات عالیات و خراسان را نوشته‌اند، قصاید او در این سفرها خواندنی است. محتشم اشعاری در مدح سلاطین و شاهزادگان صفوی، به ویژه شاه طهماسب و فرزندان او سرود. همچنین شش رباعی در تاریخ جلوس شاه اسماعیل دوم به سلطنت سروده که مشهور است و از آنها 1128 ماده‌ی تاریخ به دست می‌آید. وقار شیرازی (م 1298 هجری) رساله‌ای در شرح این شش رباعی نوشته است. <ref>رساله‌ی وقار شیرازی در مجلّه ارمغان چاپ شده است (سال 14، ص 713- 722؛ و سال 15 ص 73، 77، 100، 107، 226 و 236) متن این شش رباعی در اکثر کتب تراجم آمده است.</ref> به علاوه، محتشم در دوره‌ی گسترش روابط شعرای ایرانی با شبه قاره‌ی هندوستان می‌زیست <ref>برای تفصیل مطالب در این زمینه، رجوع شود به اصل مقاله‌ی دکتر سادات ناصری، ص 105 و 111.</ref> و با اینکه خود به هندوستان نرفت، ولی اشعاری توسط برادرش عبد الغنی به نزد سلاطین آن خطّه فرستاده شد. محتشم در سال 996 ه ق. درگذشت. مدفن وی در کاشان مشهور است و حتی محلّه‌ای که این مدفن در آن است به نام «محلّه‌ی محتشم» شهرت دارد.
==ترکیب‌بند محتشم==
به گفته اسکندر بیک منشی، زمانی که محتشم قصیده‌ای در مدح پری خان خانم (دختر شاه طهماسب) سرود و خبر آن به شاه طهماسب رسید، وی را به سرودن اشعاری در مدایح و مراثی اهل بیت عصمت تشویق کرد. <ref>تاریخ ادبیات ایران، دکتر صفا؛ ج 5، بخش دوم، ص 793 و 794.</ref> پس از این تشویق، محتشم، ابتدا در استقبال از هفت بند ملا حسن کاشی ترکیب‌بندی در مدح حضرت علی (ع) سرود <ref>همانجا.</ref> و سپس شبی در عالم رؤیا به خدمت امام علی (ع) رسید و امام از او خواست تا در مصیبت حسین (ع) مرثیه‌ای بسراید با این مطلع:
{{شعر}}
{{م|«باز این چه شورش است که در خلق عالم است» <ref>ریحانة الادب؛ ج 5، ص 226 و 227.</ref>}}
{{پایان شعر}}
مرثیه سروده شد و از همان روزهای آغازین، مورد توجه و استقبال قرار گرفت و تا به امروز مرثیه‌ای به این درجه از شهرت و سوز و اثر پدید نیامده است.
 
==نظر اندیشمندان درباره‌ی محتشم==
مرحوم شیخ عبّاس قمی می‌نویسد: «محتشم شاعر، صاحب مراثی معروفه که در جمیع تکایا و مجالس ماتم ابا عبد اللّه الحسین (ع) بر در و دیوار آن نصب شده است و گویا که از حزن و اندوه، آن اشعار نگاشته شده یا از خاک کربلا سرشته شده است. این اشعار، مثل مصیبت حضرت ابا عبد اللّه (ع) به هیچ وجه مندرس نمی‌شود و این کشف می‌کند از عظمت بزرگی مرتبت و کثرت معرفت محتشم» <ref> هدیة الاحباب؛ ص 252.</ref> این ترکیب‌بند تا به امروز لطف خود را که ناشی از صفا و صداقت حقیقی آن است از دست نداده است. بعد از محتشم شاعران مرثیه‌گوی چیره‌دست بسیاری به استقبال از او ترکیب‌بندها سرودند و لیکن هیچکس نتوانسته است برتر از آن بسراید.
==دیوان محتشم==
دیوان محتشم مشتمل بر: قصاید، غزلیات، مراثی، مدایح، قطعات، رباعیات و مثنویات می‌باشد که قسمت قصاید را «جامع اللطایف» و قسمت غزلیات را «نقل عشّاق» نامیده است. <ref> دیوان مولانا محتشم کاشانی، مقدمه.</ref>


==اشعار==
==اشعار==
 
===مرثیه اول===
===مراثی===
 
 
 
مرثیه اول
{{شعر}}
{{شعر}}


خط ۹۸: خط ۸۳:
{{ب| خورشید آسمان و زمین نور مشرقین‌|پرورده کنار رسول خدا حسین  }}
{{ب| خورشید آسمان و زمین نور مشرقین‌|پرورده کنار رسول خدا حسین  }}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
 
===مرثیه دوم===
 
مرثیه دوم
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| کشتی شکست خورده طوفان کربلا|در خاک و خون طپیده میدان کربلا }}
{{ب| کشتی شکست خورده طوفان کربلا|در خاک و خون طپیده میدان کربلا }}
خط ۱۲۰: خط ۱۰۳:
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


 
===مرثیه سوم===
مرثیه سوم
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| کاش آن زمان سرادق <ref>سرادق: سراپرده، خیمه. سرادق گردون: آسمان.</ref> گردون نگون شدی‌|وین خرگه بلند ستون <ref> بلند ستون: مقصود آسمان است.</ref> بی‌ستون شدی }}
{{ب| کاش آن زمان سرادق <ref>سرادق: سراپرده، خیمه. سرادق گردون: آسمان.</ref> گردون نگون شدی‌|وین خرگه بلند ستون <ref> بلند ستون: مقصود آسمان است.</ref> بی‌ستون شدی }}
خط ۱۴۱: خط ۱۲۳:




مرثیه چهارم
===مرثیه چهارم===


{{شعر}}
{{شعر}}
خط ۱۶۵: خط ۱۴۷:




مرثیه پنجم
===مرثیه پنجم===


{{شعر}}
{{شعر}}
خط ۱۷۷: خط ۱۵۹:
{{ب| باد آن غبار چون به مزار نبی رساند|گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید }}
{{ب| باد آن غبار چون به مزار نبی رساند|گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید }}


{{ب| یکباره جامه در خُم گردون به نیل زد <ref>جامه در نیل زدن: کنایه از عزادار بودن.</ref> |چون این خبر به عیسی گردون <ref>عیسی گردون: مراد خورشید است چون جایگاه خورشید در آسمان چهارم است و معنی بیت این است که چون خبر شهادت حضرت امام حسین (ع) به آسمان رسید خورشید جامه‌ی تیره پوشید و عزادار گردید.</ref> نشین رسید }}  
{{ب| یکباره جامه در خُم گردون به نیل زد <ref>جامه در نیل زدن: کنایه از عزادار بودن.</ref> |چون این خبر به عیسی گردون <ref>عیسی گردون: مراد خورشید است چون جایگاه خورشید در آسمان چهارم است و معنی بیت این است که چون خبر شهادت حضرت امام حسین(ع) به آسمان رسید خورشید جامه‌ی تیره پوشید و عزادار گردید.</ref> نشین رسید }}  


{{ب| پر شد فلک ز علغله چون نوبت خروش‌|از انبیا به حضرت روح الامین رسید }}  
{{ب| پر شد فلک ز علغله چون نوبت خروش‌|از انبیا به حضرت روح الامین رسید }}  
خط ۱۸۶: خط ۱۶۸:
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


مرثیه ششم
===مرثیه ششم===


{{شعر}}
{{شعر}}
خط ۲۰۸: خط ۱۹۰:




مرثیه هفتم
===مرثیه هفتم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار|خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار }}  
{{ب| روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار|خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار }}  
خط ۲۲۸: خط ۲۱۰:




مرثیه هشتم
===مرثیه هشتم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| بر حربگاه <ref>حربگاه: میدان جنگ.</ref> چون ره آن کاروان فتاد|شور نشور <ref>نشور: زنده شدن.</ref> واهمه را در گمان فتاد }}  
{{ب| بر حربگاه <ref>حربگاه: میدان جنگ.</ref> چون ره آن کاروان فتاد|شور نشور <ref>نشور: زنده شدن.</ref> واهمه را در گمان فتاد }}  
خط ۲۴۸: خط ۲۳۰:




مرثیه نهم
===مرثیه نهم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| «این کشته‌ی فتاده به هامون <ref> هامون: دشت، صحرا.</ref> حسین تست‌|وین صید دست و پا زده در خون حسین تست }}
{{ب| «این کشته‌ی فتاده به هامون <ref> هامون: دشت، صحرا.</ref> حسین تست‌|وین صید دست و پا زده در خون حسین تست }}
خط ۲۶۸: خط ۲۵۰:




مرثیه دهم
===مرثیه دهم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| «کای مونس شکسته دلان حال ما ببین‌|ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین }}
{{ب| «کای مونس شکسته دلان حال ما ببین‌|ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین }}
خط ۲۸۸: خط ۲۷۰:




مرثیه یازدهم
===مرثیه یازدهم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| ای چرخ! غافلی که چه بیداد کرده‌ای‌|وز کین چه‌ها درین ستم آباد <ref>ستم آباد: کنایه از جهان.</ref> کرده‌ای }}
{{ب| ای چرخ! غافلی که چه بیداد کرده‌ای‌|وز کین چه‌ها درین ستم آباد <ref>ستم آباد: کنایه از جهان.</ref> کرده‌ای }}
خط ۳۰۷: خط ۲۸۹:
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


مرثیه دوازدهم
===مرثیه دوازدهم===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| خاموش «محتشم» که دل سنگ آب شد|بنیاد صبر و خانه‌ی طاقت خراب شد }}
{{ب| خاموش «محتشم» که دل سنگ آب شد|بنیاد صبر و خانه‌ی طاقت خراب شد }}
خط ۳۲۳: خط ۳۰۵:
{{ب| خاموش «محتشم» که ز ذکر غم حسین‌|جبریل را از روی پیمبر حجاب شد }}
{{ب| خاموش «محتشم» که ز ذکر غم حسین‌|جبریل را از روی پیمبر حجاب شد }}


{{ب| تا چرخ سفله <ref> سفله: پست و دون.</ref> بود خطایی چنین نکرد|بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد <ref> دیوان مولانا محتشم کاشانی؛ ص 280 و 285.</ref> }}  
{{ب| تا چرخ سفله <ref> سفله: پست و دون.</ref> بود خطایی چنین نکرد|بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد <ref> دیوان مولانا محتشم کاشانی؛ ص ۲۸۰ و ۲۸۵.</ref> }}  
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


==مثنوی‌==
===مثنوی‌===
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب| بنال ای دل که دیگر ماتم آمد|بگری ای دیده کایام غم آمد }}
{{ب| بنال ای دل که دیگر ماتم آمد|بگری ای دیده کایام غم آمد }}
خط ۳۷۲: خط ۳۵۴:
{{ب| خداوندا به حقّ آل حیدر|به حقّ عترت پاک پیمبر }}
{{ب| خداوندا به حقّ آل حیدر|به حقّ عترت پاک پیمبر }}


{{ب| که سوی «محتشم» چشم عطا کن‌|شفیعش را شهید کربلا کن <ref>دیوان مولانا محتشم کاشانی؛ ص 527 و 573.</ref> }}  
{{ب| که سوی «محتشم» چشم عطا کن‌|شفیعش را شهید کربلا کن <ref>دیوان مولانا محتشم کاشانی؛ ص ۵۲۷ و ۵۷۳.</ref> }}  
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}


==منابع==
==منابع==


دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌ ص: 804-811.
*[http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=700738&pageStatus=1&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author دانشنامه‌ی شعر عاشورایی، محمدزاده، ج‌ ۲، ص: ۸۰۴-۸۱۱.]


==پی نوشت==
==پی نوشت==
خط ۳۸۴: خط ۳۶۶:
[[رده:شاعران فارسی زبان]]
[[رده:شاعران فارسی زبان]]
[[رده:شاعران متقدم]]
[[رده:شاعران متقدم]]
<references />{{شاعران}}